بی تعارف بگویم، زنی که رقصیدن بلد است
شش بر صفر از بقیه جلوتر است!
زنی که رقصیدن بلد است،
میتواند یک زندگی را گرم کند
رقصیدن دلبری و ظرافت را می آموزد
کدامتان زنی را میشناسید
که بعد از چند بار قر دادن و رقصیدن
خنده روی لبانش نباشد؟!
رقصیدن، عادت به خندیدن را می آموزد
رقصیدن، شبیه عاشقی کردن است
میان عاشقی، شبیه بوسیدن است
خودتان را میان غمزه های رقص، رها کنید...
👤سیما امیرخانی
#شما_فرستادین
@adelehz
شش بر صفر از بقیه جلوتر است!
زنی که رقصیدن بلد است،
میتواند یک زندگی را گرم کند
رقصیدن دلبری و ظرافت را می آموزد
کدامتان زنی را میشناسید
که بعد از چند بار قر دادن و رقصیدن
خنده روی لبانش نباشد؟!
رقصیدن، عادت به خندیدن را می آموزد
رقصیدن، شبیه عاشقی کردن است
میان عاشقی، شبیه بوسیدن است
خودتان را میان غمزه های رقص، رها کنید...
👤سیما امیرخانی
#شما_فرستادین
@adelehz
ادمیزاد گاهی نیاز دارد که فهمیده شود ،فهمیده شدن اما برای هرکس تعریف متفاوتی دارد برای بعضی ادمها فهمیده شدن یعنی که بنشینی و ساعتها با انها گپ بزنی یعنی اگر بشنوی حرف هایشان را فهمیده ای شان ...بعضی دیگر اما حرفی نیستند دوست دارند زمانی که لازم ست تنهایشان بگذاری رهایشان کنی واجازه بدهی در حیطه ی فردی شان ارام شوند و هزار کلاف بهم ریخته ی مغزشان را مرتب کنند ...
دسته سوم کسانی هستند که دلشان میخواهد وقتی نیاز به فهمیده شدن دارند کنارشان باشی ولی سکوت کنی هیچ چیز نگویی و در سکوت سرشان را برشانه ات بگذاری ...
حالا ادمها فارغ از نوع فهمیده شدن شان نیاز دارند به اینکه به حریم و باید و نباید شان احترام بگذاری ...هر انسانی اطراف خودش هاله ای نامریی دارد که تا وقتی این هاله را نشکسته ای میتوانی کنارشان ارام زندگی کنی ...و ارامشی را به او و خودت هدیه دهی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
دسته سوم کسانی هستند که دلشان میخواهد وقتی نیاز به فهمیده شدن دارند کنارشان باشی ولی سکوت کنی هیچ چیز نگویی و در سکوت سرشان را برشانه ات بگذاری ...
حالا ادمها فارغ از نوع فهمیده شدن شان نیاز دارند به اینکه به حریم و باید و نباید شان احترام بگذاری ...هر انسانی اطراف خودش هاله ای نامریی دارد که تا وقتی این هاله را نشکسته ای میتوانی کنارشان ارام زندگی کنی ...و ارامشی را به او و خودت هدیه دهی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
بخند ..
توشاید ندانی
اما ممکن ست خنده ات
چراغی باشد در دل شب تار خانه ی کسی
بخند تا خانه ای،دلی تاریک نماند.
#عادله_زمانی
@adelehz
توشاید ندانی
اما ممکن ست خنده ات
چراغی باشد در دل شب تار خانه ی کسی
بخند تا خانه ای،دلی تاریک نماند.
#عادله_زمانی
@adelehz
بعضی آدمها بین خانواده شان دوستانی می یابند اما بعضی دوستان تبدیل به خانواده ما میشوند.
@adelehz
@adelehz
از نرسیدن نترس
قدم بردار
ممکن ست برسی و ممکن ست نرسی اما چیزی که قطعی ست این ست که مسیر را میبینی دنیا را کشف میکنی واین خود یعنی به مقصد رسیدن ...
#عادله_زمانی
@adelehz
قدم بردار
ممکن ست برسی و ممکن ست نرسی اما چیزی که قطعی ست این ست که مسیر را میبینی دنیا را کشف میکنی واین خود یعنی به مقصد رسیدن ...
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
سالها بعد اگر عمر یاری کند اگر فرصتی باشد من بازهم بتو فکر میکنم .
نمیدانم دقیقا مشغول چه کاری خواهم بود .شاید مشغول ریختن لیوانی چای دارچینی جهت ارام کردن دردهای عضلانی ام شاید درحال بافتن یک ژاکت جدید برای نوه ام شاید دارم با عینکی ته استکانی کتابی را میخوانم شاید هم هیچ کدام ،نشسته بر نیمکت پارکی خلوت در یک نیم روز پاییزی ...ولی این راخوب میدانم که من دوباره بتو فکر خواهم کرد ..میدانم که در سیاهی دم غروب وقتی صدای اذان همراه بادی خنک در خیابان خلوت مان میپیچد به تو و پیاده روی های دم غروبم فکر خواهم کرد .در تنهایی ام یقین دارم که به انگشتری که سالها قبل در اولین دیدارم به من هدیه دادی دست میکشم و دوباره لمسش میکنم گویی که دست توست همان اندازه نزدیک ..
ممکن ست وقت کیک پختن ترجیح دهم کیک هویج بپزم و به اعضای خانواده بگویم ازخامه روی کیک خبری نیست ..شاید این بی ربط نباشد به همان کیکهایی که همیشه برایت در کافه سفارش میدادم.
شاید مرتب به پسرم بگویم که شیک ترین کت وشلوارش همان کت شلوار مشکی ست وقتی بایک کراوات ابی وپیراهن سفید ست میکندش و خوب میدانم که این جمله برای توهم آشناست..
میبینی حتی تصور پیری من هم با توست گرچه که خودت فیزیکی شاملش نباشی .انگار تو در جایی از روح من جا مانده باشی..انگار کسی تورا میان روح من کنده کاری کرده باشد حتی بعد از سالها از من جدا نمی شوی شبیه حکاکی دیوارهای قصرهای چندصد سال پیش...
#عادله_زمانی
@adelehz
نمیدانم دقیقا مشغول چه کاری خواهم بود .شاید مشغول ریختن لیوانی چای دارچینی جهت ارام کردن دردهای عضلانی ام شاید درحال بافتن یک ژاکت جدید برای نوه ام شاید دارم با عینکی ته استکانی کتابی را میخوانم شاید هم هیچ کدام ،نشسته بر نیمکت پارکی خلوت در یک نیم روز پاییزی ...ولی این راخوب میدانم که من دوباره بتو فکر خواهم کرد ..میدانم که در سیاهی دم غروب وقتی صدای اذان همراه بادی خنک در خیابان خلوت مان میپیچد به تو و پیاده روی های دم غروبم فکر خواهم کرد .در تنهایی ام یقین دارم که به انگشتری که سالها قبل در اولین دیدارم به من هدیه دادی دست میکشم و دوباره لمسش میکنم گویی که دست توست همان اندازه نزدیک ..
ممکن ست وقت کیک پختن ترجیح دهم کیک هویج بپزم و به اعضای خانواده بگویم ازخامه روی کیک خبری نیست ..شاید این بی ربط نباشد به همان کیکهایی که همیشه برایت در کافه سفارش میدادم.
شاید مرتب به پسرم بگویم که شیک ترین کت وشلوارش همان کت شلوار مشکی ست وقتی بایک کراوات ابی وپیراهن سفید ست میکندش و خوب میدانم که این جمله برای توهم آشناست..
میبینی حتی تصور پیری من هم با توست گرچه که خودت فیزیکی شاملش نباشی .انگار تو در جایی از روح من جا مانده باشی..انگار کسی تورا میان روح من کنده کاری کرده باشد حتی بعد از سالها از من جدا نمی شوی شبیه حکاکی دیوارهای قصرهای چندصد سال پیش...
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزها
پُر و خالی می شوند
مثل فنجان های چای
در کافه های بعد از ظهر
اما هیچ اتفاق خاصی نمی افتد . . .
اینکه مثلا تو ناگهان
در آن سوی میز
نشسته باشی ... !
#رسول_یونان
#چای_تایم
@adelehz
پُر و خالی می شوند
مثل فنجان های چای
در کافه های بعد از ظهر
اما هیچ اتفاق خاصی نمی افتد . . .
اینکه مثلا تو ناگهان
در آن سوی میز
نشسته باشی ... !
#رسول_یونان
#چای_تایم
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای مجازی عاشق نشید .
این شوخی نیست واقعا جدی باید بهش فکر کرد عشق و رابطه عاطفی بدون دیدن یک شخص و شناختنش از جمله بزرگترین اشتباهاتی ست که میشه انجام داد.
@adelehz
این شوخی نیست واقعا جدی باید بهش فکر کرد عشق و رابطه عاطفی بدون دیدن یک شخص و شناختنش از جمله بزرگترین اشتباهاتی ست که میشه انجام داد.
@adelehz
جهان را باید مثل کتابی ببینی، مثل کتابی که در انتظار خوانندهاش است.
هر روزش را باید جداگانه خواند.
نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده.
اصل این لحظه است.
باید صفحه به صفحه پیش بروی.
👤 الیف شافاک
📚 بعد از عشق
@adelehz
هر روزش را باید جداگانه خواند.
نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده.
اصل این لحظه است.
باید صفحه به صفحه پیش بروی.
👤 الیف شافاک
📚 بعد از عشق
@adelehz
گاهی از خودمان میپرسیم: «دوست داشتن به چه دردمان میخورد؟»
راستش به راحتی میشود به این سوال جواب داد: هیچ!
و راستش در واقعیت هم دوست داشتن چندان به درد کسی نمیخورد.
فقط بعضی شبها هست که آدم حس میکند هیچ چیز برایش باقی نمانده است: نه توان تلاشی، نه طاقت صبری، و نه حوصله و امیدی. در منتهیالیه چنین بنبستی، چند قدم مانده به وضعیتی که نام «استیصال محض» به آن برازنده است، دو کلمه از پوست سیاه و بیجان شب بیرون میافتد:
- دوستت دارم.
دو کلمهی مشخصن بهدردنخور،انتزاعی و مبهم، اما آخرین دو رگ زندهای انگار، که روح خسته و محتضر ما را به کالبد حیات متصل نگه میدارد.
دو کلمهای که - گاهی - روح ما را از مردن نجات میدهد.
حسين وى
@adelehz
راستش به راحتی میشود به این سوال جواب داد: هیچ!
و راستش در واقعیت هم دوست داشتن چندان به درد کسی نمیخورد.
فقط بعضی شبها هست که آدم حس میکند هیچ چیز برایش باقی نمانده است: نه توان تلاشی، نه طاقت صبری، و نه حوصله و امیدی. در منتهیالیه چنین بنبستی، چند قدم مانده به وضعیتی که نام «استیصال محض» به آن برازنده است، دو کلمه از پوست سیاه و بیجان شب بیرون میافتد:
- دوستت دارم.
دو کلمهی مشخصن بهدردنخور،انتزاعی و مبهم، اما آخرین دو رگ زندهای انگار، که روح خسته و محتضر ما را به کالبد حیات متصل نگه میدارد.
دو کلمهای که - گاهی - روح ما را از مردن نجات میدهد.
حسين وى
@adelehz
یادم ست که زمانی ادم بی پروا تری بودم شاید خام تر بودم شایدهم کمی بی فکر تر...دقیقا نمیدانم تعبیرش چه بود.شایدهم خودخواه تر...دنیا اطراف من بود و جهان را فقط گوی بلورینی که مرا احاطه کرده بود میدیدم .ادمها را دوست داشتم اما گاهی نسبت به انها بی پروا میشدم ..بی ملاحظه ...سعی میکردم از خودم دفاع کنم ولی گاهی تند می رفتم گاهی ناخواسته دلی را می رنجاندم و این را درک نمیکردم که چقدر رنجاندن دیگران اسان و رنجیدن از دیگران دشوار ست ...سالها پی هم گذشت من پخته تر شدم دریک سال اندازه ی ده سال تجربه کسب کردم ...و دلم جایی رنجید کسی بود که ازمن نسبت به بقیه بی پرواتر بود و این بی پروای بی خیال چرخید و چرخید و افتاد در کاسه ی زندگی من ..
روزی که جایگاهم عوض شد و بجای رنجاندن اینبار رنجیدم فهمیدم که راه را کج رفته بودم ...که رهم به ترکستان می رفت .
بی پروای بی خیال از زندگی من رفت اما یادگاری بزرگی از خود برجای گذاشت و آن این بود که دخترک بی پروایی را به دختری بدل کند که هر حرفی را با دقت میزند و هر بار دلش را میگذارد کنار دل ان کسی که روبرویش ایستاده و حرفهایش را میشنود..
در واقع بزرگترین زجرم بزرگترین درس زندگیم را به من داد ...درسی که شاید در هیچ کلاس و درس و دانشگاهی نمیتوانستم پاسش کنم .
در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم
لطف آنچه اندیشی حکم آنچه فرمایی ..
#عادله_زمانی
@adelehz
روزی که جایگاهم عوض شد و بجای رنجاندن اینبار رنجیدم فهمیدم که راه را کج رفته بودم ...که رهم به ترکستان می رفت .
بی پروای بی خیال از زندگی من رفت اما یادگاری بزرگی از خود برجای گذاشت و آن این بود که دخترک بی پروایی را به دختری بدل کند که هر حرفی را با دقت میزند و هر بار دلش را میگذارد کنار دل ان کسی که روبرویش ایستاده و حرفهایش را میشنود..
در واقع بزرگترین زجرم بزرگترین درس زندگیم را به من داد ...درسی که شاید در هیچ کلاس و درس و دانشگاهی نمیتوانستم پاسش کنم .
در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم
لطف آنچه اندیشی حکم آنچه فرمایی ..
#عادله_زمانی
@adelehz