"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من مردم واسه خوابیدنش 😍😍😍
@adelehz
در مسلک ما چایی دوستان روز شروع نمی شود
مگر با نوشیدن یک استکان چای خوش رنگ دم کشیده ی هلدار 😍

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهى اوقات تصمیم به تمام کردن یک رابطه، حتى اگر به قیمت شکسته شدن قلبتان تمام شود، بزرگ‌ترین لطف در حق خودتان است.


📕 خودت باش دختر
✍🏻 ریچل هالیس
@adelehz
این را خوب یادت بماند
هر چقدرهم قوی باشم
بازهم دستانت لازمم میشود
همان وقتهایی که نقاب قوی بودن را برمیدارم و اشک صورتم را پر میکند ..دستت باید باشد برای پاک کردن این اشکهای بی رحم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افغانستان را میتوان یکی از متنوع ترین کشورها از نظر قومیت و به طبع آن لباس و زیورآلات خاص شرقی دانست .در این ویدیو انواع لباسهای های عروس مرسوم در بین اقوام مختلف این کشور بهمراه زیورآلات خاص آن به نمایش درآمده ست.
@adelehz
زن ها
وقتی میخندند
انگار دنیا میخندد
میگویید نه؟
فکر کنید به خنده های مادرتان
مادرتان که میخندد، پدرتان مگر میتواند نخندد؟
جنس زن خوب است که خنده رو باشد
دنیا به لبخندشان نیازمند است
زن بخندد، تمام مردان وابسته به آن میخندند
آنها بلدند کاری کنند
تا پدر بخندد
برادر بخندد
عشق بخندد
تمام در و دیوار خانه بخندد
دنیا بخندد..
@adelehz
خرم کسی که با تو روزی به شب رساند
یا چون تو نازنینی شب در کنار دارد

عبید زاکانی
شب زیبا
@adelehz
ما در محله ی ناامنی زندگی میکردیم. یک شب که مجبور بودم برای رسیدن به اتومبیلم از کوچه پشت خانه عبور کنم، از شوهرم خواستم تا از پنجره طبقه دوم مواظب باشد، تا برایم اتفاقی رخ ندهد.

به دور از امنیت خانه و در دل تاریکی شب، احساس ترس بر من مستولی شد. برگشتم و شوهرم را پشت پنجره دیدم.
او از پشت پنجره مرا نگاه می کرد، او آنجا بود و بلافاصله ترسم ناپدید شد و احساس امنیت و آرامش کردم.

بعد به این فکر افتادم که اعتقاد به خدا، همان احساس آرامش و امنیتی را که به آن احتیاج دارم به من می دهد.
با علم به این موضوع که او همیشه حاضر و ناظر بر اعمال ماست، کوشیدم تا به این منبع امنیت بیشتر تکیه کنم.

📕 وابستگی متقابل
✍🏻 ملودی بیتی

@adelehz
امروز سی‌ام دی ماه مصادف است با بیست و نهمین سالگرد درگذشت بانو هایده جاودانه صدای بی تکرار ،هنرمندی که باگذشت قریب به سی سال از مرگش هنوزهم از اعماق قلب میلیونها عاشق آواز می سراید .
روحش شاد.
@adelehz
منطق دوست داشتن بعضی ها
منطق کشیدن سیگار است.
میدانی نابودگراست امادست کشیدن
نتوانی...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من میدونستم اصلش اینه ولی به ما نمیگفتم :))))
@adelehz
در روزگاران پیشین، شغلی به نام خوشه‌چینی وجود داشت. آنها که دست شان تنگ بود و خرمن و مزرعه ای نداشتند می رفتند و پشت سر دروگران راه می رفتند و خوشه های جامانده را از زمین بر می داشتند و گاها صاحب مزرعه به دروگران دستور می داد که شلخته درو کنند تا چیزی هم گیر خوشه چین ها بیاید. حافظ می فرماید :

ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

فکر می کنم بسیاری از دستفروشان، «خوشه چین» های روزگار ما هستند، آنها که در این هوای سرد چشم دارند به اینکه از جیب ما «اسکناسی» بیرون بیاید و چیزی از بساط مختصرشان بخریم. گاهی لازم است شلخته درو کنیم و شلخته خرج کنیم ...

*امید کسی را ناامید نکنیم.*
#شما_فرستادین
@adelehz
Alireza Talischi - Etefaghi
🎧موزیک شب
اتفاقی دیدمت
علی رضا طلیسچی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه که بودم .مادرم را توی اشپزخانه میدیدم که زیر نور کم رمق افتاب کارهای خانه را راست وریس میکند.مشتی سبزی برای خورشتش سرخ میکند.برنجی دم میگذارد میوه هارا می شورد وخلاصه حسابی توی دنیای خودش است.گاهی می دیدیم که مادرم اهسته انگار زیر لب دارد حرف می زند انگار داشت باکسی حرف میزد انگار داشت حرفهایی که دلش میخواهد به کس خاصی بگوید را باخودش تمرین میکرد.توی عالم بچگی به این کار مادرم میخندیدم باخودم میگفتم ادم حرفش را که نباید باخودش بزند .باید توی صورت طرف بایستد و بگوید .مادرم بی توجه به همه چیز حرفهایش را ارام زیر لب انگار تمرین میکرد .همان جور که برنجها را توی سبد ابکشی میکرد یا درحین پاک کردن سبزی خوردن هایش گاهی هم موقع سرخ کردن بادمجان های قلمی و خوش عطرش ...سالهاگذشت یک روز به خودم آمدم ودیدم همانجور که دارم توی اشپزخانه سیب زمینی های خورشت را سرخ میکنم دارم آهسته باخودم نجوا میکنم وحرف میزنم !دارم حرفهایی را تمرین میکنم تا به صاحبش بگویم تازه آن موقع بود که فهمیدم مادرم چه کار میکرد.فهمیدم که گاهی آدم آن کسی که باید حرفهایش را بشنود پیدا نمیکند گاهی آن کسی که باید بااو حرف بزنی حرفهایت را نمیفهمد گاهی دلت نمیخواهد کسی حرفهایت راسبک وسنگین کند فقط دلت میخواهد حرف بزنی بدون اینکه جوابی بشنوی .این است که به خودت پناه می آوری.که باخودت یک عالم حرف میزنی که حتی چهره ات هم با حرفهایت هم خوان میشود.فهمیدم ان سالها مادرم هیچ کجای کارش عجیب نبوده است .که حق دارد حرفهای توی دلش راهزار بار دوره کند تا چیزی از قلم نیفتد سپس تحویل آن که بایدبشنود بدهد.مادرم تمام آن سالها حین پاک کردن نخود و لوبیاهای آش خوشمزه اش در واقع داشت حرفهایش را افکارش را و احساساتش را پاک میکرد .ومن دخترک سربه هوایش این را نفهمیدم تا روزی که توی آشپزخانه این قانون نانوشته زنانه به سراغ من هم آمد.
وفهمیدم که ما زنها گاهی توی آشپزخانه هایمان چه کارها که نمیکنیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
به همین سادگی آدم اسیر می شود و هیچ کاری هم نمی شود کرد . نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید . همین جوری دو تا نگاه در هم گره می خورد و آدم دیگر نمی تواند در بدن خودش زندگی کند ، می خواهد پر بکشد . 

📕 سال بلوا
✍🏻 عباس معروفی
@adelehz