Forwarded from "زنی کهگم کردم "
نامه پانزدهم
گل اخترکم
سلام
پسر عزیزم این نامه را که برایت می نویسم ،بهارست.زمین سبز شده و آسمان فیروزه ای تر ازهر فصلی درسال ست.بارانها گاه وبیگاه مهمان حیاط خانه وخیابانهای شهر میشوند و گلها مشتاقانه بارانها را در آغوش میکشند.پسرکم بهار یعنی زندگی
میدانی جان مادر،هرسال زمستان می آید.همه جا یخ میکنند .همان اسمان آبی که بتوگفتم سیاه میشود.وگلها همه می میرند...
باغچه ها عزادارند ویخ زده و خورشید هم حتی رمق تابیدن ندارد.شاید بپرسی که آدمها چطور در زمستان زنده می مانند؟!جوابش ساده ست عزیزکم ،به امید بهار
آدمها هرسختی و سرمایی رابه امید دیدن دوباره ی بهار تحمل میکنند.این یک قانون نانوشته ست .
پس هربار درزندگیت زمستان به باغ دلت زد.ناامیدنشو
هربار درخت دلت بدون برگ و بارشد نترس.
هردفعه برف بر بام حالت بارید صبرکن.
چون درانتهای هرزمستان بهاری درخشان در راه ست .چون خدا هنوز حواسش به گلهای خشکیده ی دلها هست و برای جوانه زدنشان برنامه ریزی کرده ست.
و خوب درانتهای این نامه هم برایت مینویسم که زمستانها را نبین وبرای بهار، دلت را سبز نگاه دار.
#عادله_زمانی
#نامه_هایم
#هیواد
@adelehz
گل اخترکم
سلام
پسر عزیزم این نامه را که برایت می نویسم ،بهارست.زمین سبز شده و آسمان فیروزه ای تر ازهر فصلی درسال ست.بارانها گاه وبیگاه مهمان حیاط خانه وخیابانهای شهر میشوند و گلها مشتاقانه بارانها را در آغوش میکشند.پسرکم بهار یعنی زندگی
میدانی جان مادر،هرسال زمستان می آید.همه جا یخ میکنند .همان اسمان آبی که بتوگفتم سیاه میشود.وگلها همه می میرند...
باغچه ها عزادارند ویخ زده و خورشید هم حتی رمق تابیدن ندارد.شاید بپرسی که آدمها چطور در زمستان زنده می مانند؟!جوابش ساده ست عزیزکم ،به امید بهار
آدمها هرسختی و سرمایی رابه امید دیدن دوباره ی بهار تحمل میکنند.این یک قانون نانوشته ست .
پس هربار درزندگیت زمستان به باغ دلت زد.ناامیدنشو
هربار درخت دلت بدون برگ و بارشد نترس.
هردفعه برف بر بام حالت بارید صبرکن.
چون درانتهای هرزمستان بهاری درخشان در راه ست .چون خدا هنوز حواسش به گلهای خشکیده ی دلها هست و برای جوانه زدنشان برنامه ریزی کرده ست.
و خوب درانتهای این نامه هم برایت مینویسم که زمستانها را نبین وبرای بهار، دلت را سبز نگاه دار.
#عادله_زمانی
#نامه_هایم
#هیواد
@adelehz
ما همه مان عاشق کودکانه های راه دورمان هستیم مخصوصا روزهای برفی که صبح با روپوش های بدون مقنعه و کاپشنهای نپوشیده پای تلوزیون مینشستیم تا مجری خبر صبحگاهی خبر تعطیلی مدرسه ها را بدهد.
ان روزی که مجری حرف دلمان را میزد دیگر هیچ چیز نمیتوانست خوشی مان را خراب کند .برف بازی، شادی تکلیف مدرسه نداشتن و ظهری که بساط اش گرم مادرمان براه می افتاد ...
گلوله های برفی حواله داده شده و ادم برفی های دماغ هویجی
گاهی هم تیوپی که پسرای شر محله سوارش میشدند و اگر بین دخترها دختری بود که دوسش داشتند اجازه میدادند اوهم از این موهبت پسرانه بهره ببرد و مراقبش بودند تا بین برفها کله پا نشود...
برفهای کودکانه خاطرات خوب روزهای برفی خیلی زود عبور کرد
حالا هم که برف می بارد بااینکه سالهاست کودک نیستم دلم تعطیلی مدرسه میخواهد و کوچه ای پر از بچه های شاد دماغ قرمز ...
ولی خوب سالهاست برف کم می بارد و بچه های دماغ قرمز و خوشحال کمتر در کوچه ها دیده میشوند...
بهرحال
بخت تان به اندازه برف سفید
دلتان اما گرم
#عادله_زمانی
@adelehz
ان روزی که مجری حرف دلمان را میزد دیگر هیچ چیز نمیتوانست خوشی مان را خراب کند .برف بازی، شادی تکلیف مدرسه نداشتن و ظهری که بساط اش گرم مادرمان براه می افتاد ...
گلوله های برفی حواله داده شده و ادم برفی های دماغ هویجی
گاهی هم تیوپی که پسرای شر محله سوارش میشدند و اگر بین دخترها دختری بود که دوسش داشتند اجازه میدادند اوهم از این موهبت پسرانه بهره ببرد و مراقبش بودند تا بین برفها کله پا نشود...
برفهای کودکانه خاطرات خوب روزهای برفی خیلی زود عبور کرد
حالا هم که برف می بارد بااینکه سالهاست کودک نیستم دلم تعطیلی مدرسه میخواهد و کوچه ای پر از بچه های شاد دماغ قرمز ...
ولی خوب سالهاست برف کم می بارد و بچه های دماغ قرمز و خوشحال کمتر در کوچه ها دیده میشوند...
بهرحال
بخت تان به اندازه برف سفید
دلتان اما گرم
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
دلم جمعه ی کودکی و بساط خاله بازی را میخواهد زغوغای جهان فارغ ..
@adelehz
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
جمعه حکایت همان مهمانی ست که همیشه منتظر رسیدنش بودم اما وقتی می رسید چیزی کم می امد و لذت رسیدن مهمان اب میشد و به زمین می رفت ..جمعه امدنش خوب ست ولی ماندنش دل را ناارام میکند وهیچکس نمی داند چرا ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
اي كاش از خواب بيدار مي شدم و خودم را در يك صبح جمعه غرق در شور و شعف ، روي همان تختخواب چوبي دوران كودكي ، مي ديدم !خواهر كوچكم روي تخت كناري ،
مادر توي آشپزخانه مشغول درست كردن چاي ، برادرم با همان شيطنت كودكانه جلوي تلويزيون ادا و اطوار در مي آورد
و پدر روزنامه در دستش عينكش را بالاتر مي زد!....
يعني مي شود تمام اين سال ها كه به سرعت برق و باد گذشتند تنها يك رؤياي كودكانه ي كودكي هايم باشند !
اي كاش اينقدر براي رسيدن آينده بي تاب نبودم!
زندگي همان لحظاتي بود كه سهل انگارانه منتظر تمام شدنشان بودم!
آي نسيم سحري صبر كن
ما را با خود ببر از كوچه ها ....
اي كاش اي نسيم سحري مرا به همان كوچه ها باز گرداني ......
اي كاش هر لحظه را بارها و بارها دوره مي كردم......
اي كاش اين قدر عجله نداشتم كه آينده را ببينم ......
اي كاش آن سيب هاي سرخ را در كنارمادر و پدر و خواهر و برادرم هزاران بار مزه مي كردم ....
اي كاش .......
سپيده صابري
@adelehz
مادر توي آشپزخانه مشغول درست كردن چاي ، برادرم با همان شيطنت كودكانه جلوي تلويزيون ادا و اطوار در مي آورد
و پدر روزنامه در دستش عينكش را بالاتر مي زد!....
يعني مي شود تمام اين سال ها كه به سرعت برق و باد گذشتند تنها يك رؤياي كودكانه ي كودكي هايم باشند !
اي كاش اينقدر براي رسيدن آينده بي تاب نبودم!
زندگي همان لحظاتي بود كه سهل انگارانه منتظر تمام شدنشان بودم!
آي نسيم سحري صبر كن
ما را با خود ببر از كوچه ها ....
اي كاش اي نسيم سحري مرا به همان كوچه ها باز گرداني ......
اي كاش هر لحظه را بارها و بارها دوره مي كردم......
اي كاش اين قدر عجله نداشتم كه آينده را ببينم ......
اي كاش آن سيب هاي سرخ را در كنارمادر و پدر و خواهر و برادرم هزاران بار مزه مي كردم ....
اي كاش .......
سپيده صابري
@adelehz
جمعه ها رو دوست دارین؟
anonymous poll
نه – 105
👍👍👍👍👍👍👍 55%
بله – 87
👍👍👍👍👍👍 45%
👥 192 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
نه – 105
👍👍👍👍👍👍👍 55%
بله – 87
👍👍👍👍👍👍 45%
👥 192 people voted so far. Poll closed.
کرسی های قدیمی از ذغال های تازه شده نبود که گرم می ماندند.
کرسی ها از دل مردمان قدیم بود که گرما میگرفتند حالا با وجود بخاری ها و شوفاژها دل ادمها سرد ست .این ست که خانه ها هم به راحتی گرم نمی شوند .
#عادله_زمانی
@adelehz
کرسی ها از دل مردمان قدیم بود که گرما میگرفتند حالا با وجود بخاری ها و شوفاژها دل ادمها سرد ست .این ست که خانه ها هم به راحتی گرم نمی شوند .
#عادله_زمانی
@adelehz
خوشبختی چیزی نیست که بخواهی آن را به تملک خود درآوری،
خوشبختی کیفیت تفکرست،
حالت روحیست
خوشبختی،
وابسته به جهان درون توست ...
دافنه دوموریه
@adelehz
خوشبختی کیفیت تفکرست،
حالت روحیست
خوشبختی،
وابسته به جهان درون توست ...
دافنه دوموریه
@adelehz
رابطه های تمام شده مثل ادمهایی هستند که مرده اند .میتوانید ساعتها بالای سرشان گریه کنید .خودتان را عذاب بدهید به اطرافیان برای برگشت کسی که مرده ست التماس کنید اما در نهایت وقتی خسته شدید باید سکوت کنید و قبول کنید که فلانی مرده ست ...
در واقع همانگونه که ادمی مرده بازنخواهد گشت یک رابطه ی از هم پاشیده هم هرگز دوباره مثل روز اول زنده نخواهد شد ولو که هرچقدر هم بالای سرش گریه کنید .
#عادله_زمانی
@adelehz
در واقع همانگونه که ادمی مرده بازنخواهد گشت یک رابطه ی از هم پاشیده هم هرگز دوباره مثل روز اول زنده نخواهد شد ولو که هرچقدر هم بالای سرش گریه کنید .
#عادله_زمانی
@adelehz
یه زمانی تو آشپزخونه ایرانی شتر میتونست رفت آمد کنه، بعد اومدن دیوارشو برداشتن شد اوپن!
هیچکس هم دلیلشو نفهمید. بعد هی اون اوپن رو بردن عقبتر، تا اینکه اندازه یه جانماز فضا موند، اگه دو نفر همزمان داخل بودن و در یخچالو باز میکردی، میرفت تو کمر یکی دیگه. بعد خود اون اوپن هم آبش کردن، اندازه یه میز چرخخیاطی باقی موند، اسمشو گذاشتن جزیره!
دیگه وسائل آشپزخونه اومده وسط هال عملا. انگار چادر هلال احمره! ..
مهمونی که رو مبل نشسته میفهمه پیازارو کجا میذارید، شکلاتا تو کدوم کشوئن، و چقد تو یخچال میوه هست.
حتی میفهمه که چای حاضر نبوده و مجبوری از چای کیسهای استفاده کنی براش. برای فرهنگی که هنوز مملو از رودربایستیهاست، این آشپزخونه فقط یه خودآزاریه. همشم جلو مهمون باید روسری سرت باشه چون همه چی وسطه.
باید با چادرسیبزمینی پوست بکنی، با چادر شیرینی بچینی تو ظرف، با چادر پیاز تفت بدی، با چادر از فریزر گوشت دربیاری، و همه کارای دیگه.
خیلیهاشون حتی پنجره هم ندارن، و وقتی گاز روشنه باید با چادر از گرما خفه شی. البته اونایی که من دیدم تو آپارتمانها حتی لخت هم باشی باز خفه میشی.
اخیرا خیلی میخوان لوکسش کنن، یه فضا اندازه ی قبر بهش اضافه کردن اسمشو گذاشتن مطبخ!
من اوائل فکر میکردم یکی خواسته مسخرهبازی دربیاره این اسمو گذاشته روش.
آشپزخونه امروزی دیگه آشپزخونه نیست، یه جوکه. خونههامون هم جوکه. معماریمون هم جوکه. عادتای رفتاریمون هم جوکه. همهچی به مجموعهای از جوکهای خندهدار یا بیمزه تبدیل شده. دیگه هیچی عین قدیم نیس چرا؟
@adelehz
هیچکس هم دلیلشو نفهمید. بعد هی اون اوپن رو بردن عقبتر، تا اینکه اندازه یه جانماز فضا موند، اگه دو نفر همزمان داخل بودن و در یخچالو باز میکردی، میرفت تو کمر یکی دیگه. بعد خود اون اوپن هم آبش کردن، اندازه یه میز چرخخیاطی باقی موند، اسمشو گذاشتن جزیره!
دیگه وسائل آشپزخونه اومده وسط هال عملا. انگار چادر هلال احمره! ..
مهمونی که رو مبل نشسته میفهمه پیازارو کجا میذارید، شکلاتا تو کدوم کشوئن، و چقد تو یخچال میوه هست.
حتی میفهمه که چای حاضر نبوده و مجبوری از چای کیسهای استفاده کنی براش. برای فرهنگی که هنوز مملو از رودربایستیهاست، این آشپزخونه فقط یه خودآزاریه. همشم جلو مهمون باید روسری سرت باشه چون همه چی وسطه.
باید با چادرسیبزمینی پوست بکنی، با چادر شیرینی بچینی تو ظرف، با چادر پیاز تفت بدی، با چادر از فریزر گوشت دربیاری، و همه کارای دیگه.
خیلیهاشون حتی پنجره هم ندارن، و وقتی گاز روشنه باید با چادر از گرما خفه شی. البته اونایی که من دیدم تو آپارتمانها حتی لخت هم باشی باز خفه میشی.
اخیرا خیلی میخوان لوکسش کنن، یه فضا اندازه ی قبر بهش اضافه کردن اسمشو گذاشتن مطبخ!
من اوائل فکر میکردم یکی خواسته مسخرهبازی دربیاره این اسمو گذاشته روش.
آشپزخونه امروزی دیگه آشپزخونه نیست، یه جوکه. خونههامون هم جوکه. معماریمون هم جوکه. عادتای رفتاریمون هم جوکه. همهچی به مجموعهای از جوکهای خندهدار یا بیمزه تبدیل شده. دیگه هیچی عین قدیم نیس چرا؟
@adelehz
مادربزرگم میگفتند ان قدیم تر شام را که بارمیگذاشتم کمی بیشتر از حد لازم غذا اماده میکردم .میپرسیدم چرا جواب میداد باخودم میگفتم اگر مهمانی ناخوانده سر رسید سر سفره ام بی غذا نماند ...حالا من هم به رسم مادربزرگم چای عصرم را بیشتر دم میکنم خدا را چه دیدی شاید تو از راه رسیدی ناخوانده سر سفره دلم ...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
دوستت دارم ولی این ماهِ دی را صبر کن...!
کافه گردی ها بماند بعدِ فصلِ امتحان...!
صادق ابراهیم زاده
@adelehz
کافه گردی ها بماند بعدِ فصلِ امتحان...!
صادق ابراهیم زاده
@adelehz