Forwarded from "زنی کهگم کردم "
خیلی بچه بودم .شاید چهارسال شایدم پنج سال که یکبار سر شیطنت های زیاد خودم گم شدم .
پسرک همسایه گم شده بود و من با ان چادر گل گلی کوتاه و دامن پرچین سفید قرمزم باان جورابهای توری که عاشقشان بودم رفته بودم تا اورا پیدا کنم .اصلا نمیفهمم چرا باید برای پیدا کردن یک کودک بزرگ تر کودک کوچکتری یواشکی راهی کوچه ها شود.
انهایی که در کودکی گم شده اند میدانند که اغاز ترس و تراژدی گم شدن از وقتی شروع میشود که کوچه ای که درونش ایستادی را نمیشناسی.که ناگهان هرچقدر به درب خانه ها نگاه میکنی هیچ کدامشان برایت اشنا نیست ونه تنها درب خانه خودت را نمیابی حتی خانه همسایه هارا نیز گم میکنی و دقیقا از همان زمان ناگهان بغضت میگیرد و هرچیزی که تا لحظاتی قبل زیبا و جالب بود شبیه هیولا میشود .هیولایی که میخواهد دهان باز کند و ببلعدت.
اولین فکری که بعد از گمشدن به ذهنم خطور کرد این بود که شاید دیگر هیچ وقت مادرم را نبینم .درواقع ترس من از گم شدن ترسم از گم کردن مادرم بود...همان لحظه ای که گمان کردم شاید دیگر نتوانم در آغوشش بخوابم و یا صبح با صدای اوبیدار شوم همان لحظه اغاز فروریختنم بود ..
درتمام ساعتهایی که گم شدم در تمام ان ساعتهای دور از خانه ...تمام ساعتهایی که من راه خانه را گم کرده بودم ..دردی که عذابم میداد گم کردن مادرم بود ..حالا سالها از ان روز میگذرد من ان روز پیدا شدم و دوباره مادرم را پیدا کردم .ولی یادگرفتم که در زندگی هیچ وقت دست مادرم را رها نکنم و برای پیدا کردن هیچ کس گم نشوم ...حالا بعد از این همه سال هر وقت میخواهم از همه دور شوم در آغوش مادرم گم میشوم اما هرگز اورا گم نمیکنم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
پسرک همسایه گم شده بود و من با ان چادر گل گلی کوتاه و دامن پرچین سفید قرمزم باان جورابهای توری که عاشقشان بودم رفته بودم تا اورا پیدا کنم .اصلا نمیفهمم چرا باید برای پیدا کردن یک کودک بزرگ تر کودک کوچکتری یواشکی راهی کوچه ها شود.
انهایی که در کودکی گم شده اند میدانند که اغاز ترس و تراژدی گم شدن از وقتی شروع میشود که کوچه ای که درونش ایستادی را نمیشناسی.که ناگهان هرچقدر به درب خانه ها نگاه میکنی هیچ کدامشان برایت اشنا نیست ونه تنها درب خانه خودت را نمیابی حتی خانه همسایه هارا نیز گم میکنی و دقیقا از همان زمان ناگهان بغضت میگیرد و هرچیزی که تا لحظاتی قبل زیبا و جالب بود شبیه هیولا میشود .هیولایی که میخواهد دهان باز کند و ببلعدت.
اولین فکری که بعد از گمشدن به ذهنم خطور کرد این بود که شاید دیگر هیچ وقت مادرم را نبینم .درواقع ترس من از گم شدن ترسم از گم کردن مادرم بود...همان لحظه ای که گمان کردم شاید دیگر نتوانم در آغوشش بخوابم و یا صبح با صدای اوبیدار شوم همان لحظه اغاز فروریختنم بود ..
درتمام ساعتهایی که گم شدم در تمام ان ساعتهای دور از خانه ...تمام ساعتهایی که من راه خانه را گم کرده بودم ..دردی که عذابم میداد گم کردن مادرم بود ..حالا سالها از ان روز میگذرد من ان روز پیدا شدم و دوباره مادرم را پیدا کردم .ولی یادگرفتم که در زندگی هیچ وقت دست مادرم را رها نکنم و برای پیدا کردن هیچ کس گم نشوم ...حالا بعد از این همه سال هر وقت میخواهم از همه دور شوم در آغوش مادرم گم میشوم اما هرگز اورا گم نمیکنم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
میزهای کافه ها
شاهدان بی ادعا ، شاهد روزهای سرد و گرم ،شاهد خنده های دو نفره ،اشکهای یک نفره ،بودن ها ،منتظر نشستن ها ..کتابهای خوانده شده،سیگارهای نیمه رها شده .. اگر این میزها جان داشتند چه حرفها که برای گفتن نداشتند .
#عادله_زمانی
@adelehz
شاهدان بی ادعا ، شاهد روزهای سرد و گرم ،شاهد خنده های دو نفره ،اشکهای یک نفره ،بودن ها ،منتظر نشستن ها ..کتابهای خوانده شده،سیگارهای نیمه رها شده .. اگر این میزها جان داشتند چه حرفها که برای گفتن نداشتند .
#عادله_زمانی
@adelehz
وقتی بچه بودین تجربه گم شدن رو دارید ؟
anonymous poll
بله .گم شدم و پیدام کردن – 105
👍👍👍👍👍👍👍 57%
نه هیچوقت گم نشدم – 80
👍👍👍👍👍 43%
👥 185 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
بله .گم شدم و پیدام کردن – 105
👍👍👍👍👍👍👍 57%
نه هیچوقت گم نشدم – 80
👍👍👍👍👍 43%
👥 185 people voted so far. Poll closed.
رمان تازه از تنور درامده
Leurs enfants après eux
نوشته
Nicolas MATHIEU
این رمان فوق العاده زیباس و چند روز پیش جایزه گنکور سال ۲۰۱۸ رو از آن خودش کرد👌
فرستنده:مهسا
#چی_بخوانیم
@adelehz
Leurs enfants après eux
نوشته
Nicolas MATHIEU
این رمان فوق العاده زیباس و چند روز پیش جایزه گنکور سال ۲۰۱۸ رو از آن خودش کرد👌
فرستنده:مهسا
#چی_بخوانیم
@adelehz
ممنون محبت تون همیشه هستم
پیام های قشنگتون همیشه سرشار از محبت و لطف و شادی ست برای من .
مهربونهای عزیز❤️❤️
@adelehz
پیام های قشنگتون همیشه سرشار از محبت و لطف و شادی ست برای من .
مهربونهای عزیز❤️❤️
@adelehz
گفتی برایم میمیری
نمیدانستی برای زندگی مردنت لازم نیست من تورا برای زندگی زنده بودن میخواستم .
#عادله_زمانی
@adelehz
نمیدانستی برای زندگی مردنت لازم نیست من تورا برای زندگی زنده بودن میخواستم .
#عادله_زمانی
@adelehz
بوی محبوبه شب
همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این
جام پر از نوش مرا
بوی محبوبه شب
جلوه جادویی اوست
آنکه کرده است
به یکباره فراموش مرا.
فریدون مشیری
شب خوش
@adelehz
همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این
جام پر از نوش مرا
بوی محبوبه شب
جلوه جادویی اوست
آنکه کرده است
به یکباره فراموش مرا.
فریدون مشیری
شب خوش
@adelehz
چه بخواهی چه نخواهی دنیا به راهش ادامه می دهد.حتی اگر شب قبل تا سر حد مرگ اشک ریخته باشی صبح باید اشکهایت را بگذاری توی صندوقچه و بزنی به دل روز ..پس به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم میگذرد..
#عادله_زمانی
صبح سرد پاییزی تون بخیر
@adelehz
#عادله_زمانی
صبح سرد پاییزی تون بخیر
@adelehz
سپیده که سر بزند
در این بیشهزار (خزانزده) شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز!
پل الوار
@adelehz
در این بیشهزار (خزانزده) شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز!
پل الوار
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی آدمها مثل عطر چای دم کشیده و خوش رنگ صبح هستند ..روزت را می سازند ..سر کیف زندگی می اورند تورا ..گرمت میکنند ..حواست به ادمهای خوش رنگ زندگی ات باشد نشود که یادت برود آنها را نشود که سرد شوند..
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
کشاورزی جایزۀ مرغوب ترین ذرت را گرفت.
متوجه شدند که او از بذرهای مرغوب ذرت، به همسایه هایش هم داده بود.
علت را از کشاورز پرسیدند، گفت: باد، بذرهای ذرت را به مزرعه های دیگر منتقل میکند. اگر همسایه های من ذرتهای خوبی نداشته باشند، باد آن بذر های نامرغوب را به زمین من می آورد.
اگر بخواهیم زندگی شاد، سرخوش و آرامی داشته باشیم، باید به دیگران کمک کنیم تا آنها هم خوب زندگی کنند...
@adelehz
متوجه شدند که او از بذرهای مرغوب ذرت، به همسایه هایش هم داده بود.
علت را از کشاورز پرسیدند، گفت: باد، بذرهای ذرت را به مزرعه های دیگر منتقل میکند. اگر همسایه های من ذرتهای خوبی نداشته باشند، باد آن بذر های نامرغوب را به زمین من می آورد.
اگر بخواهیم زندگی شاد، سرخوش و آرامی داشته باشیم، باید به دیگران کمک کنیم تا آنها هم خوب زندگی کنند...
@adelehz
عنوان: عـروس
نویسنده: آنتوان چخوف
فرستنده : شلیر
چرا بخوانیم : به نظر من هر انسانی قبل از مرگ باید خواندن آثار چخوف این نویسنده ی بزرگ رو در اولیت زندگیش قرار بده!
چخوف در قصه ی عروس دختران جوان را مخاطب قرار می دهد و از آنها می خواهد قفس تنگ و تُنُک عرف و سنت های دست و پاگیر را بشکنند که زنان را به جنسیت و زن بودنشان محدود می کند و این خواسته را در قالب داستانی بسیار زیبا و تامل برانگیز به رشته ی تحریر درآورده است.
#چی_بخوانیم
@adelehz
نویسنده: آنتوان چخوف
فرستنده : شلیر
چرا بخوانیم : به نظر من هر انسانی قبل از مرگ باید خواندن آثار چخوف این نویسنده ی بزرگ رو در اولیت زندگیش قرار بده!
چخوف در قصه ی عروس دختران جوان را مخاطب قرار می دهد و از آنها می خواهد قفس تنگ و تُنُک عرف و سنت های دست و پاگیر را بشکنند که زنان را به جنسیت و زن بودنشان محدود می کند و این خواسته را در قالب داستانی بسیار زیبا و تامل برانگیز به رشته ی تحریر درآورده است.
#چی_بخوانیم
@adelehz
پدرست دیگر
بایک نگاه سرشار از ناتوانی و شرمندگی اش در برابر شیرینی فروشی میتواند که قلبت را ازغم به آتش بکشد...
@adelehz
بایک نگاه سرشار از ناتوانی و شرمندگی اش در برابر شیرینی فروشی میتواند که قلبت را ازغم به آتش بکشد...
@adelehz