Forwarded from "زنی کهگم کردم "
اینکه کسی را گم کنیم
وهرگزپیدایش نکنیم.
بسیاربهتراست ازاینکه کسی
درکنارمان انقدرتغییرکند
که توگویی گمش کردیم..
#عادله_زمانی
@adelehz
وهرگزپیدایش نکنیم.
بسیاربهتراست ازاینکه کسی
درکنارمان انقدرتغییرکند
که توگویی گمش کردیم..
#عادله_زمانی
@adelehz
در آخرین پاییزی که می شناختم تورا زیر آخرین درختی که برگهای زردش را بیاد تو قدم زده بودم.و با آخرین آهنگی که بیادت شنیدم به خودم قول دادم فراموشت کنم.و آن آخرین قولی بود که هرگز نتوانستم عملی اش کنم.
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
همین لحظه که میگذرد شاید روزی زیباترین خاطرات گذشته ام باشد .و من نباید آن را در انتظار اینده ای نامعلوم از دست بدهم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
یک جمعه ی سرد پاییزی که دلم میخواست دوباره کسی را ببینم .پشت پنجره نشسته بودم باران ریز می بارید و درختان تلاش میکردند آخرین برگهای زرد را از تن باز کنند و راهی خیابان کنند .دلم یک لیوان چای گرم می خواست ازهمان چای های گرمی که سردی دلت را می زداید یخ وجودت را کم کم میشکند .تو خوب میدانستی پاییز فصل آواز خواندن چلچله ها و بلبل ها نیست .نه هم فصل آمدن پرستوهاست ...این فصل ،فصل کلاغها و آواز دلگیرشان ست ..
در آن جمعه سرد دلم گپ زدن بسیار میخواست و در عینش سکوت چنین تضادی را هیچ کجا نمی توانستی پیدا کنی .
در برابر تمام قطرات بارانی که می بارید مسوول بودم ،مسوول تمام لبخندهای که زیر این بارانها نزده بودم ..تمام روزهایی که زیر کمان رنگین و باران گاه و بیگاهش در آغوشت نکشیده بودم ..
حالا این سوی پنجره به بارانها خیره بودم و به تویی که مدتها بود رفته ای و خدا میدانست برخواهی گشت یا نه ..میدانستم که مرا مقصر میدانی میدانستم که جرم رها کردنت را به گردن من انداختی شاید برای همین بدون خداحافظی رفتی ..
مرا ببخش اگر رهایت کردم .شاید روزی دوباره پیدایت کنم پشت این پنجره که امروز میدان آوازهای دلخراش کلاغ هاست شاید روزی دوباره پرستوها برگردند و چلچله ها پیام بهار را بیاورند شاید روزی که دیر نیست ،دور نیست ...
#عادله_زمانی
@adelehz
در آن جمعه سرد دلم گپ زدن بسیار میخواست و در عینش سکوت چنین تضادی را هیچ کجا نمی توانستی پیدا کنی .
در برابر تمام قطرات بارانی که می بارید مسوول بودم ،مسوول تمام لبخندهای که زیر این بارانها نزده بودم ..تمام روزهایی که زیر کمان رنگین و باران گاه و بیگاهش در آغوشت نکشیده بودم ..
حالا این سوی پنجره به بارانها خیره بودم و به تویی که مدتها بود رفته ای و خدا میدانست برخواهی گشت یا نه ..میدانستم که مرا مقصر میدانی میدانستم که جرم رها کردنت را به گردن من انداختی شاید برای همین بدون خداحافظی رفتی ..
مرا ببخش اگر رهایت کردم .شاید روزی دوباره پیدایت کنم پشت این پنجره که امروز میدان آوازهای دلخراش کلاغ هاست شاید روزی دوباره پرستوها برگردند و چلچله ها پیام بهار را بیاورند شاید روزی که دیر نیست ،دور نیست ...
#عادله_زمانی
@adelehz
ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ، ممکن شود .
@adelehz
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ، ممکن شود .
@adelehz
تو صبر کن ...
شاید سخت باشد اما ممکن ست
بلاخره یک روز یک جایی کاکتوس زندگیت شروع به گل دادن می کند ..
#عادله_زمانی
صبح به خیر
@adelehz
شاید سخت باشد اما ممکن ست
بلاخره یک روز یک جایی کاکتوس زندگیت شروع به گل دادن می کند ..
#عادله_زمانی
صبح به خیر
@adelehz
"شنبه"مي تواند
رويايى ترين روز
براى شروعِ تصميم هاى جديد باشد
وقتي من
دوست داشتنت را
از همين اولين ساعاتش
شروع ميكنم....
علي قاضي نظام
@adelehz
رويايى ترين روز
براى شروعِ تصميم هاى جديد باشد
وقتي من
دوست داشتنت را
از همين اولين ساعاتش
شروع ميكنم....
علي قاضي نظام
@adelehz
مرد باش
با هر ظاهر و وضعیت مالی و طبقه اجتماعی که داری .مرد باش
و مرد کیست ؟ همانی ست که خاطره ی عروسی یک دختر را بدل به بزرگترین کابوسش نمی کند...هرچندکه سالها بگذرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
با هر ظاهر و وضعیت مالی و طبقه اجتماعی که داری .مرد باش
و مرد کیست ؟ همانی ست که خاطره ی عروسی یک دختر را بدل به بزرگترین کابوسش نمی کند...هرچندکه سالها بگذرد.
#عادله_زمانی
@adelehz