احمدشاملو اومده خونه و ایدا نبوده یک ساعت نشسته طاقت نیاورده و گفته خونه بی تو جهنم ست میرم گشت میزنم بلکه وقت امدن تو در را برایم بگشایی ...
ازاین عشق ها خیلی لازمه واقعا..
@adelehz
ازاین عشق ها خیلی لازمه واقعا..
@adelehz
خواب دیدم که روزهای خوب گذشته باز گشته اند .میان یک کوچه ی ارام و ساکت ایستاده بودم ساعت حدود های ظهر را نشان میداد افتاب بهاری نه شدید و نه بی رمق می تابید و من کنار درخت توتی بودم که تازه شروع به روییدن توت های نو کرده بود .
صدای پیرمردی میوه فروش از دوردستها می امد که میخواست هندوانه هایش را بفروشد .قیمتی که میگفت باور نکردنی بود و هندوانه ها هم سرخ و پرآب ..
در فضا ارامش بود من کوله ی نارنجی ام به دوشم مقنعه ی کوتاهم عقب رفته بود و با کتانی های نارنجی همرنگ کیفم شاد از تمام شدن مدرسه به خانه می رفتم .آدمی نیستم که خوابهایم یادم بماند اما این یکی را خوب بیاد دارم حتی دلم را هم بیاد دارم که چقدر پر ازشادی بود و چقدر سبک ..از کیفم مدادرنگی های جدیدی را مادرم خریده بود بیرون کشیدم و در راه خانه با دیدنشان ذوق میکردم ..خواب دیدم که اسمان خیلی ابی ست و درختها خیلی سبزند و لبخندهای من هنوزهم نقره فام وجود دارند..
خواب دیدم که هیچ بار سنگینی روی دلم و شانه ام نیست خواب دیدم که آلوهای درشت سیاه که من عاشقشان بودم توی خریدهای پدرم روی میز اشپزخانه ست خواب دیدم تمام دلخوشی های کودکانه ام هنوز زنده اند...
چشم که باز کردم خواب تمام شده بود ولی طعم شیرینش هنوز زیر زبانم بود و ته دلم هنوز غنج می رفت از آنهمه خوشی های رنگی ...
دلم خواب دوران کودکی را میخواهد خواب ارامش های بی دلیل خواب لبخندهای از سرخوشی دلم هرچیزی را میخواهد که امروز در دستانم نیست ..
خواب شیرین بی خیالی...
#عادله_زمانی
@adelehz
صدای پیرمردی میوه فروش از دوردستها می امد که میخواست هندوانه هایش را بفروشد .قیمتی که میگفت باور نکردنی بود و هندوانه ها هم سرخ و پرآب ..
در فضا ارامش بود من کوله ی نارنجی ام به دوشم مقنعه ی کوتاهم عقب رفته بود و با کتانی های نارنجی همرنگ کیفم شاد از تمام شدن مدرسه به خانه می رفتم .آدمی نیستم که خوابهایم یادم بماند اما این یکی را خوب بیاد دارم حتی دلم را هم بیاد دارم که چقدر پر ازشادی بود و چقدر سبک ..از کیفم مدادرنگی های جدیدی را مادرم خریده بود بیرون کشیدم و در راه خانه با دیدنشان ذوق میکردم ..خواب دیدم که اسمان خیلی ابی ست و درختها خیلی سبزند و لبخندهای من هنوزهم نقره فام وجود دارند..
خواب دیدم که هیچ بار سنگینی روی دلم و شانه ام نیست خواب دیدم که آلوهای درشت سیاه که من عاشقشان بودم توی خریدهای پدرم روی میز اشپزخانه ست خواب دیدم تمام دلخوشی های کودکانه ام هنوز زنده اند...
چشم که باز کردم خواب تمام شده بود ولی طعم شیرینش هنوز زیر زبانم بود و ته دلم هنوز غنج می رفت از آنهمه خوشی های رنگی ...
دلم خواب دوران کودکی را میخواهد خواب ارامش های بی دلیل خواب لبخندهای از سرخوشی دلم هرچیزی را میخواهد که امروز در دستانم نیست ..
خواب شیرین بی خیالی...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه های یه مدرسه ابتدایی اینطوری نظافتچی مدرسه رو سوپرایز میکنن.و خوب جامعه ای که چنین نسل قدرشناس ومهربونی رو تربیت کنه خیلی اینده روشنی داره
@adelehz
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دختر نوشته: تعطیلات از خوابگاه دانشگاه بعد از دو سال رفتم روستامون خانوادمو ببینم.
دیدم بغل موهای بابام سفید شده و دستاش ترک برداشته. پدر کشاورزم منو برد شهر بهم ناهار داد، موقع خداحافظی میخواست بهم پول تو جیبی بده.از موهای سفید و دستای ترک خوردش خجالت کشیدم، پولش تو دستم سنگینی میکرد. گفتم فقط بغلم کن.
چقدر ما مدیون پدرهامونیم و چقدر ناتوانیم در جبران کردن ..
@adelehz
دیدم بغل موهای بابام سفید شده و دستاش ترک برداشته. پدر کشاورزم منو برد شهر بهم ناهار داد، موقع خداحافظی میخواست بهم پول تو جیبی بده.از موهای سفید و دستای ترک خوردش خجالت کشیدم، پولش تو دستم سنگینی میکرد. گفتم فقط بغلم کن.
چقدر ما مدیون پدرهامونیم و چقدر ناتوانیم در جبران کردن ..
@adelehz
هرشب خیالت ست و یک سیاره ی تنها برای من ..
نگو که هفت میلیارد ادم اینجا دراین سیاره زندگی میکنند .نمی دانی من بی تو میان هفت میلیارد ادم هم تنها هستم.
#عادله_زمانی
شب زیبا
@adelehz
نگو که هفت میلیارد ادم اینجا دراین سیاره زندگی میکنند .نمی دانی من بی تو میان هفت میلیارد ادم هم تنها هستم.
#عادله_زمانی
شب زیبا
@adelehz