"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
امید
یعنی دربین خرابه ها
تو ابادی خودت را ببینی
وگرنه خوشحالی بین ابادی ها
ودراوضاع کاملا موافق ،هنربزرگی نیست.
#عادله_زمانی
@adelehz
خانمم همیشه میگفت دوستت دارم
من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم...
ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوندو قدرش رانمیدانند...
همیشه شیطنت داشت.
ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم:مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقه مند است؟
یک شب کلافه بود،یادلش میخواست حرف بزند ،میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشه مفصل صحبت کنم،
من برای فرار از حرف گفتم:میبینی که وقت ندارم،من هرکاری میکنم برای آسایش و رفاه توست ولی همیشه بد موقع مانندکنه به من میچسبی...

گفت کاش من در زندگیت نبودم تا اذیت نمیشدی
این را که گفت از کوره در رفتم،
گفتم خداکنه تا صبح نباشی...
بی اختیار این حرف را زدم..

این را که گفتم خشکش زد،برق نگاهش یک آن خاموش شد به مدت سی ثانیه به من خیره شد و بعد رفت به اتاق خواب و در را بست...

بعد از اینکه کارهایم را کردم کنارش رفتم تا بخوابم،موهای بلندش رهابود و چهره اش با شبهای قبل فرق داشت،در آغوشش گرفتم افتخار کردم که زیباترین زن دنیارا دارم لبخند بی روحی زد ...
نفس عمیقی کشید و خوابیدیم ..
آن شب خوابم عمیق بود،اصلا بیدار نشدم...

از آن شب پنج سال میگذرد و حتی یک شب خواب آرامی نداشته ام...
هزاران سوال ذهنم رامیخورد که حتی پاسخ یک سوال را هم پیدا نکرده ام ...
گاهی با خود میگویم مگر یک جمله در عصبانیت میتواند یک نفر را...
مگر چقدر امکان دارد یک جمله به قدری برای یک نفر سنگین باشد که قلبش بایستد ؟!!

همسرم دیگر بیدار نشد،دچار ایست قلبی شده بود...
شاید هم از قبل آن شب از دنیا رفته بود، از روزهایی که لباس رنگی میپوشید و من در دلم به شوق می آمدم از دیدنش امادرظاهر،نه...

شاید هم زمانی که انتظار داشت صدایش را بشنوم،اما طبق معمول وقتش را نداشتم ..

بعدها کارهایم روبراه شد ،حالا همان وضعی را دارم که همسرم برایم آرزو داشت ...
من اما...آرزویم این است که زمان به عقب برگردد و من مردی باشم که او انتظار داشت...
بعد مرگش دنبال چیزی میگشتم،کشوی کنار تخت را باز کردم ،یک نامه آنجا بود ،پاکت را باز کردم جواب آزمایشش بود تمام دنیا را روی سرم آوار کرد،...
خانواده اش خواسته بودند که پزشک قانونی ،چیزی به من نگوید تا بیشتر از این نابود نشوم ...
آنشب میخواست بیشتر باهم باشیم تا خبر پدر شدنم را بدهد...

حالا هرشب لباسش را در آغوش میگیرم و هزاران بار از او معذرت میخواهم اما او آنقدر دلخور است که تا ابد جوابم را نخواهد داد...
حالا فهميدم ، گاهی به یک حرف چنان دلی میشکند که قلبی از تپش می ایستد

بايد بیشتر مواظب حرفها بود
گاهی زود دیر میشود..


@adelehz
حالهای خوب
چیزهایی هستند که برای بدست اوررنشان باید بسیار قوی بود.آنقدر قوی که بزرگترین مشکل رو فراموش کرد ولحظه ای به آواز پرنده ی کوچک توی پارک گوش داد و حالی خوب بدست اورد.
#عادله_زمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به فصل نارنگی و بوی نارنگی هایی که زیر نیمکت پوست کنده میشد نزدیک میشیم :)
@adelehz
بخونید وبرای بقیه بفرستید لطفا
@adelehz
Audio
موزیک شب
@adelehz
گل من گاهی بد اخلاق
و کم حوصله و مغرور است!
اما ماندنی است این بودنش است که
اورا را تبدیل به گل من کرده...

#شازده_کوچولو
شب زیبا
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غبارِ صبح تماشاست
هرچه بادا باد ...
تو هم بخند
جهانِ خراب می خندد ...
👤بیدل دهلوی
صبح تان بخیر
روزتان پربرکت..
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حال خوب و بیخیالی اش را خریداریم :)
@adelehz
بخند عزیزم
حتی اگر از دنیایی متفاوت از دنیای من آمده ای بازهم بخند،بگذار خنده زبان مشترک ما باشد نه جنگ،نه ستیز،نه نخواستن ها...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤️❤️❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنجیره خشم
@adelehz
ما دلمان به بودنت خوش ست حتی اگر مال دل ما نباشی ..
انگار که عاشق شکوفه های درختی بشوم که در باغی دیگرست و شاخه هایش از دیوار عبور کرده به کوچه برسد.
#عادله_زمانی
@adelehz
چای ها
بی دلیل ریخته نمی شوند.
یک چای هلدار خوش رنگ که سر فرصت ریخته شده و دم کشیده هزار حرف ازطرف صاحبش دارد مثلا اینکه کجایی؟ منتظرت هستم...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
چراغ
از
خنده ات
گيرم
كه راهِ
صبح
بگشايم

👤حسین منزوی

@adelehz