تو يك زني
شبيه تمام زن هايي كه مي شناسم
قدم مي زني
آواز مي خواني
تنها تفاوت تو با زنهاي ديگر در تو نيست
در من است
تو زني هستي كه من دوستت دارم
تو زني هستي كه در شعرهاي من هستي
آغوش مرا دوست داري
تو خواب نيستي
رويايي دست نيافتني
تو را من خلق كرده ام
👤نزار قباني
@adelehz
شبيه تمام زن هايي كه مي شناسم
قدم مي زني
آواز مي خواني
تنها تفاوت تو با زنهاي ديگر در تو نيست
در من است
تو زني هستي كه من دوستت دارم
تو زني هستي كه در شعرهاي من هستي
آغوش مرا دوست داري
تو خواب نيستي
رويايي دست نيافتني
تو را من خلق كرده ام
👤نزار قباني
@adelehz
همه ی زنها عاشق رنگ قرمزهستند .نه چون رنگ زیبایی ست چون زنها به عشق،سیب سرخ،گل رز و رژ قرمز بیشتر ازهرکس دیگری علاقه دارند.چون زنها با رنگ سرخ زیباترند...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
صبح جمعه همان رویای همه عمرست که شبهای زیادی بخاطرشروع شدنش باخوشحالی خوابیدیم .جمعه همان رویای هفته ی کودکی ست همان اندازه شیرین و دلخواه...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
آدمها جنس روزها را عوض میکنند، که شنبهای که ببینیش روزی پر از شوق و ذوق است و پنجشنبهای که نبینیش دیگر، اندوهی متوالیست، آغشته شده به صدای حزن انگیز قرآنی از جایی نامعلوم
@adelehz
@adelehz
شاید سالها بعد اگر زندگی فرصتی برای زنده ماندن به من داد.زنی سالخورده باشم که در پاییزی بی رحم شال گرم و بافتنی اش را محکم دورش پیچیده ست و روی صندلی گهواره ایش نشسته ست .درحالی که دو میل بافتنی به دست دارد وسعی میکند چیزی ببافد شاید شال گردنی برای نوه ای که فرسنگها دورتر از او آن طرف آبها زندگی میکند .شاید بدانم که نوه ام اصلا نیازی به آن شال گردن ندارد اما بازهم میبافم مگر کم کار های بی فایده فقط برای دل خوشی خودم انجام دادم؟خوب این یکی راهم انجام خواهم داد...
شاید دلم یک فنجان چای گرم و دارچینی بخواهد وشایدهم از ظرف روی میز مهمان خانه چندتا گز بردارم .شایدهم هیچکدام این چیزها را نخواهم وبجایش دلم بخواهد صدای یک موسیقی آوای یک خواننده نوای یک شعر در گوشم بپیچد ..اصلا شاید خودم هم ندانم چه میخواهم.و خوب این خیلی عجیب نخواهد بود چون بارها پیش آمده که خودم هم نفهمیدم خواهان چی هستم بااین حال با تمام این تفاسیر میان بافتن یک شال دیگر برای نوه ام یا میان درست کردن چای دارچینی عصرم شایدهم میان خواندن دوباره کتابی که سالها قبل با مادرم از پاساژی قدیمی با مغازه های رنگ و رو رفته خریدم من بیاد خودم خواهم افتاد.
یادخودم وقتی با تو بودم.یاد همان دخترک شاد وامیدوار و عاشق ..هرچند که این شادی وامید وعشق با تو دیری نپایید ...
و ان دم بی آنکه بدانم با زمزمه شعری از امیر خسرو دهلوی آرام میشوم چون گاهی هیچ راهی به دیروز وجود ندارد:
ای خوش آن وقت
که ما را دل بی غم بوده است...
#عادله_زمانی
@adelehz
شاید دلم یک فنجان چای گرم و دارچینی بخواهد وشایدهم از ظرف روی میز مهمان خانه چندتا گز بردارم .شایدهم هیچکدام این چیزها را نخواهم وبجایش دلم بخواهد صدای یک موسیقی آوای یک خواننده نوای یک شعر در گوشم بپیچد ..اصلا شاید خودم هم ندانم چه میخواهم.و خوب این خیلی عجیب نخواهد بود چون بارها پیش آمده که خودم هم نفهمیدم خواهان چی هستم بااین حال با تمام این تفاسیر میان بافتن یک شال دیگر برای نوه ام یا میان درست کردن چای دارچینی عصرم شایدهم میان خواندن دوباره کتابی که سالها قبل با مادرم از پاساژی قدیمی با مغازه های رنگ و رو رفته خریدم من بیاد خودم خواهم افتاد.
یادخودم وقتی با تو بودم.یاد همان دخترک شاد وامیدوار و عاشق ..هرچند که این شادی وامید وعشق با تو دیری نپایید ...
و ان دم بی آنکه بدانم با زمزمه شعری از امیر خسرو دهلوی آرام میشوم چون گاهی هیچ راهی به دیروز وجود ندارد:
ای خوش آن وقت
که ما را دل بی غم بوده است...
#عادله_زمانی
@adelehz
چرا این شیشه های رنگی ازخونه ها ورافتاد؟ یهو معمارها بدسلیقه شدند😒
@adelehz
@adelehz
کاش زمان قاجار بدنیا میومدم و هرچی دلم میخواست میخوردم بدون اینکه نگران چاق شدنم باشم بعدم وقتی تپل مپل میشدم میرفتم سوگلی دربار میشدم 😔
@adelehz
@adelehz
گاهی کتاب میخوانم تا بتوانم فراموشت کنم..و دفعه بعد که کتاب را میگشایم فکرت از لابلای برگهایش به زمین می ریزد ....
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz