"زنی که‌گم کردم "
4.46K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
Forwarded from توییتر فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از قشنگترین سرودهای ملی سرود ملی افغانستانه که به همدلی و یکی بودن اقوام مختلفشون توی سرود اشاره میکنن.

»Sina Valiollah«

@OfficialPersianTwitter
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر خداآرزویی در دلتان انداخته ست یعنی...
@adelehz
ماه شهریور پر است
از خاطرات عشق من
من به جان تا زنده باشم،
عاشق شهریورم...
#اخوان_ثالث
به شهریور خوش آمدید❤️
@adelehz
korous-Dokhtare Hamsaye
Telegram : @Nostalzhikmusic
🎧 @adelehz
تو این شبهای اخر تابستون
یاد اون وقتها وشبهای گرم کودکی شادمون بخیر:)
پاییز
بیاید کم کم که قدمش روی چشم...
@adelehz
عزیز دیروزم
امروز بعد از گذشت مدتها سوار مترو شدم .میدانی مدتهاست مترو سوار نمیشوم ...و وقتی در ایستگاهی که برایم یادآور روزهای عجیبی بود ناخوداگاه پیاده شدم .تنم از این رخداد یخ کرد ..از قطار پیاده شدم و میان همهمه جمعیت از پله ها بالارفتم بوی تند عطری آشنا ،مشامم را پر کرد همان عطری که همیشه در عطر فروشی مترو میان اشانتیونها به دست رهگذرها داده می شد بویش مرا یاد تو انداخت...
نمیدانم اما تو همیشه برای من روبروی ایستگاه مترو تکیه داده به دیوار ایستاده ای حتی اگر نباشی و شاید دلیلش همین باشد که من دیگر دلم نمیخواهد سوار هیچ مترویی شوم ...
شاید هیچ وقت به تو نگفته باشم که گذشته هرگز پاک نمیشود گاهی کمرنگ تر میشود ولی فقط به یک عطر به یک لحظه به یک نشانه بستگی دارد تا همه چیز دوباره زنده شود.
با پاهای خسته از پله ها بالا آمدم و راهی خیابان شدم ...زخم گذشته را با خودم به خیابان بردم کسی نمیداند دوباره کی و کجا زنده خواهد شد تمام خاطراتی که مدتها برای کشتنشان کوشیده ای...
#عادله_زمانی
@adelehz
یادت
نرگس شیرازست
میان زمستانم....
#عادله_زمانی
@adelehz
کاش حق داشتم انتخاب کنم که روحم پس از مرگ درون چه کالبدی فرو رود...
وآنگاه خواهم خواست که دختری باشم روستایی و رها از هر بندی رها ازغم و عاشق و شاد...
#عادله_زمانی
@adelehz
تو خامشی، که بخواند؟
تو می روی که بماند؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟

👤 شفیعی کدکنی

@adelehz
اومدن پاییز و حس می کنید؟
anonymous poll

بله 🍂 – 123
👍👍👍👍👍👍👍 69%

نه هنوز🌞 – 55
👍👍👍 31%

👥 178 people voted so far. Poll closed.
khazan
🎧 @adelehz
خزان
هرچقدرهم عاشق بودن باکسی باشی بازهم نهایت خواسته ات اینست که با مادرت دریک عصر ساکت چای بنوشی و ازچشمانش جان بگیری..عشق همیشه ازخانه شروع میشود
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
هیچوقت نذارید مهرتون تو دل یه متاهل بشینه
متاهلی که همسرشو دوست نداره خیلی بیچاره ست
اگه با کسی جز همسرش باشه، میشه پست و خیانتکار
جدا شدن هم کار ساده‌ای نیست
خالی از رد و بدل عاطفه زندگی کردن هم خود جهنمه
خیلی غم انگیزه
#شما_فرستادین
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
هیچوقت نذارید مهرتون تو دل یه متاهل بشینه متاهلی که همسرشو دوست نداره خیلی بیچاره ست اگه با کسی جز همسرش باشه، میشه پست و خیانتکار جدا شدن هم کار ساده‌ای نیست خالی از رد و بدل عاطفه زندگی کردن هم خود جهنمه خیلی غم انگیزه #شما_فرستادین @adelehz
اگر همسر هستید .
از نیازهای همسرتان عبور نکنید
کاری نکنید که عشق،احترام،آرامش،لذت و محبت را درآغوش کس دیگری جستجو کند.
تمام خیانتها ریشه جنسی ندارند .ممکن ست کسی که خیانت میکند فقط به دنبال یک گوش برای شنیده شدن باشد.

@adelehz
امشب بیا فانوس این ویرانه ی تاریک من باش..

مولانای جان
شب زیبا
@adelehz
همیشه
بهانه‌هایی
برای
زندگی
هست...
محمود دولت آبادی
صبح بخیر
@adelehz
صبح به ما می آموزد
که باورداشته باشیم
روشنایی با تاریکی معنامی یابد
وخوشبختی
با عبور ازسختی ها زیباست

@adelehz
دیشب داشتم عجیب ترین خواب زندگی ام را میدیدم .خواب دیدم درشرف ازدواجم و تنها درون یک آرایشگاه نشسته ام منتظر...انگار که من عروس هستم ولی تنهاترین عروس ..ازداماد هیچ چیز نمیدانستم فقط انبوه یک بغض ونفرت را نسبت به او در دلم حس میکردم انگار که این ازدواجی بود ناخواسته و نشناخته ..
درخوابم مرتب به این فکر میکردم که چطور میتوانم با مردی که نمیخواهمش سالها زندگی کنم ؟چطور با او خانواده میشوم؟؟یادم می آید که در خواب روبروی آیینه ای نشسته بودم و ازدیدن چشمان خود گریه ام گرفته بود تصور نمیکردم تا این حد زجرآور باشد .ناگهان حس کردم میان انبوهی ازجمعیتم اما عجیب بود که حتی با دهها نفر من حس خلا وتنهایی عجیبی داشتم ..
مثل هر خواب واکابوس دیگری،این کابوس هم به پایان رسید بیدار که شدم حین سرکشیدن لیوانی آب و شکرکردن به خاطر پایان این کابوس به دردی که صدها سال ست در وجود زنها می پیچد فکر کردم...به دخترکان تنهایی که در پیراشگاهها منتظر رفتن به قتلگاه احساسشان هستند .
به هزاران ازدواج اجباری که به هردلیلی به دختران تحمیل شد .به تمام کابوسهای دخترانه ای که نه تنها تمام نشد بلکه تا ابد برای دخترک واقعیت یافت ..
وقتی دبیرستانی بودم ازجمله داستانهای عاشقانه ی رایج میان مادختر دبیرستانهای کنجکاو عشق،داستان دختری بود که به خاطر مانع شدن خانواده اش درمورد ازدواج با پسری که دوستش داشت ،شب عروسی با مردی دیگر خودکشی کرده بود و نامه ای ازخود به جای گذاشته بود ..
امروز حتی به اوهم فکر کردم ...
نمیدانم اما تاریخ همواره گواه بوده ست که زن بودن گاهی تاوان سنگینی دارد.و قتل عمد نه همواره کشتن جسم که کشتن روح یک آدم هم هست وچه بسیار دخترانی که در این سوی جهان روح واحساشان را،در حجله آذین شده سلاخی نمودند...
#عادله_زمانی
@adelehz