"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
Taj Mahal
Saman Samimi, Andrea Voets, Uday Ramdas
تاج محل
موزیک شب 🌙
بیکلام
@adelehz
من كه هرشب با خيالت گرمِ صحبت مى شوم

هر كجا هستى بخواب آرامِ جانم "شب بخير"

مهدى خداپرست
شب زیبا❤️
@adelehz
زندگی بوی خوش نسترن است
بوی یاسی است که گل کرده به دیوار
نگاهِ من وتو
زندگی خاطره است
زندگی خنده یک شاه پرک است برگل ناز
زندگی رقص دل انگیزخطوط لب توست
زندگی شیرین است

سهراب سپهرى
@adelehz
صبح به خیر
روزتان رو بدون صبحانه آغاز نکنید .باکاهش سطح قند خون در طول روز دچارکج خلقی ،بی حوصلگی و عصبی بودن میشوید.
صبحانه ❤️
@adelehz
شهریار کوچولو گفت: – سلام.
سوزن‌بان گفت: – سلام.
شهریار کوچولو گفت: – تو چه کار می‌کنی این‌جا؟

سوزن‌بان گفت: – مسافرها را به دسته‌های هزارتایی تقسیم می‌کنم و قطارهایی را که می‌بَرَدشان گاهی به سمت راست می‌فرستم گاهی به سمت چپ. و همان دم سریع‌السیری با چراغ‌های روشن و غرّشی رعدوار اتاقک سوزن‌بانی را به لرزه انداخت.
– عجب عجله‌ای دارند! پیِ چی می‌روند؟
سوزن‌بان گفت: – از خودِ آتش‌کارِ لکوموتیف هم بپرسی نمی‌داند!
سریع‌السیر دیگری با چراغ‌های روشن غرّید و در جهت مخالف گذشت .
شهریار کوچولو پرسید: – برگشتند که؟
سوزن‌بان گفت: – این‌ها اولی‌ها نیستند. آن‌ها رفتند این‌ها برمی‌گردند.
– جایی را که بودند خوش نداشتند؟
سوزن‌بان گفت: – آدمی‌زاد هیچ وقت جایی را که هست خوش ندارد.
و رعدِ سریع‌السیرِ نورانیِ ثالثی غرّید.
شهریار کوچولو پرسید: – این‌ها دارند مسافرهای اولی را دنبال می‌کنند؟
سوزن‌بان گفت: – این‌ها هیچ چیزی را دنبال نمی‌کنند. آن تو یا خواب‌شان می‌بَرَد یا دهن‌دره می‌کنند. فقط بچه‌هاند که دماغ‌شان را فشار می‌دهند به شیشه‌ها.
شهریار کوچولو گفت: – فقط بچه‌هاند که می‌دانند پیِ چی می‌گردند. بچه‌هاند که کُلّی وقت صرف یک عروسک پارچه‌ای می‌کنند و عروسک برای‌شان آن قدر اهمیت به هم می‌رساند که اگر یکی آن را ازشان کِش برود می‌زنند زیر گریه..
سوزن‌بان گفت: – بخت، یارِ بچه‌هاست.



👤آنتوان‌دوسنت‌اگزوپری
📚شازده کوچولو
@adelehz
درخت بائوباب
درخت شازده کوچلو
@adelehz
گاهی اینقدر دلت ازنیفتادن یک اتفاق که به آن
امید بسته ای میشکندکه فقط شعرحافظ میتواند مرهم شودو دیگرهیچ..
دردایره قسمت مانقطه پرگاریم ،لطف آنچه تواندیشی حکم انچه تو فرمایی
#عادله_زمانی
@adelehz
والله من نه گیاهخوارم نه گوشت خوار روهیچکدومشونم تعصب ندارم .اما به یک گیاهخوار حق میدم نخواد ازاین غذابخوره چشم حیوون بیگناه تو چشم آدمه ...چیه این آخه
عکس:عروسی درتهران
@adelehz
راهِ مرا اشاره شو !
من به کُجا رسیده ام؟
هرچه دویده ام تو را ؛
خسته شدم ، ندیده ام...
#مولانای_جان
@adelehz
دخترک کوچکی بودم .یک روز گریان از مدرسه به خانه آمدم با یکی از دخترهای تخس کلاس دعوایم شده بود .اصلا دعوا را او شروع کرده بود همش سر بیستی که من در املا گرفته بودم و او نه ...
به خانه که رسیدم تمام پهنای صورتم از اشک خیس بود در دعوا کم نیاورده بودم اما دلم ازاین میسوخت که بی دلیل طرف یک دعوا شده بودم .بی هیچ دلیلی ...
مادرم با دیدن وضعیتم اول کمی جا خورد ترسید که شاید بلایی بسرم آمده ست با توجه به کنجکاوی و در هرجا سرک کشیدنم این احتمال را میداد..اما وقتی فهمید موضوع چیست چنددقیقه به من خیره شد فکر میکنم او آن لحظه سخت مردد بود که باید به دخترک گریانش چه چیزی بگوید تا آرامش کند .مادرم بعد از چند دقیقه گفت دخترم باید فراموش کنی !ناگهان گریه ام متوقف شد با دست اشکهایم را پاک کردم با بینی قرمز وچشمان خیس گفتم چی ؟؟؟؟
اون منو اذیت کرد دعوا کرد و بخاطر دعوایی که راه انداخت خانم ناظم من رو هم دعوا کرد وحالا شما میگین ببخشمش وفراموش کنم ؟طرفدار اون هستین؟؟؟
مادرم گفت نه اتفاقا شدیدا طرفدار توام .
گفتم امکان نداره ..
مادرم ادامه داد دخترم وقتی کسی را میبخشی و فراموش میکنی در واقع داری به خودت خوبی میکنی تو بار سنگینی را بر زمین میگذاری که نمیتوانی همیشه باخودت نگاه داری به خودت نگاه کن اگر فراموش کنی دیگر نیاز به گریه و این قیافه ای که داری نیست .
برای من حرفهای مادرم نامفهوم بود اما وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم او واقعا طرفدار من بود..چون هیچ چیز به اندازه فراموش کردن به انسان کمک نمیکند.
ازمادرم نپرسیدم که پس تکلیف کسی که بدی میکند چیست اما بعدها زمان به من پاسخ داد که اگر بدی بکاری بدی برداشت خواهی کرد و این چیزی بود که به آن ایمان پیدا کردم .
زمانی که کسی بشما بدی میکند اورا رها کنید و بگذرید نتیجه عملش به او بازخواهد گشت و برای شما فقط قلبی می ماند که آرام ست ،سبک ست و هیچ بار اضافی را باخود حمل نمی کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
دزد اومده خونه‌شون، فقط فریزر رو خالی کرده. گوشت و مرغ. حتی لوبیا سبز. گفتم حلالش کن، گرسنه بوده واقعا

پ.ن اینو جایی خوندم دلم نیومد نذارم میخام بگم بعضی چیزهارو آدم میخونه اعماق قلبش اتیش میگیره :(
@adelehz
“نازی دستاشو تو جيبش كرد و گفت: زمستون و بخاطرِ تو دوست داشتم، از الان به بعد بخاطرِ تو دوست ندارم.
شونه‌هامو بالا انداختم و در حاليكه به حرفش ميخنديدم، گفتم: مگه مهمه آدما باشن يا نباشن؟! فصلا بدون اونا هم ميان و ميرن، همونجوری سرد،همونجوری گرم. نگاهشو ازم دزديد و گفت: طول ميكشه تا بفهمی سرما با سرما فرق داره، گرما هم با گرما، بهمن با بهمن، تير با تير، طول ميكشه تا بفهمی تو كدوم فصل افسردگی فصلی مياد سراغت و تو كدوم فصل دلت پَر ميكشه واسه زندگی...”

ليوانِ چای و بين دستای يخ زده‌م نگه ميدارم و به اون روز فكر ميكنم، نفس عميقی ميكشم و با خودم ميگم: نيستی نازی! نيستی كه ببينی طولی نكشيد كه بفهمم. به پنجره زل ميزنم، گوله‌های برف آروم ميباره، زمستون داره نفسای آخرشو ميكشه. يعنی هنوزم بخاطر من زمستون و دوست نداره يا...يا يه نفر اومده و شده دليلِ پر كشيدنش واسه سرما؟! فكر ميكنم و فكر، به اين كه چقدر طول ميكشه كه يه آدم حرفای يه آدم ديگه رو بفهمه، چقدر طول ميكشه كه به همون حسی كه اون رسيده برسه تا بتونه دركش كنه؟ بعد به خودم جواب ميدم: درست وقتی دير شده....

آزاده جمشیدیان


@adelehz
بخوابیم
وباور کنیم
آغوش هایی درجهان
هستند که همواره بروی ما
باز میمانند.
#عادله_زمانی
شب زیبا
@adelehz
ای دل انگیزترین شعرِ
جهان صبح بخیر ...
@adelehz
#نیازمندیها
هم صبونه هم هوا ^_^
@adelehz
اگر بدانی که تاریخ ،پر ست ازجنگهایی که فردایش دوباره خورشید طلوع کرد.از شاهانی که امروز مردند وفردا بازهم زندگی در سرزمینشان ادامه یافت از شهرهایی که ویران شدند ودوباره ساخته شدند.از سرزمینهایی که فقط یک شب نیاز داشت تا دیگر از آن یک ملت نباشند.اگر بدانی که تاریخ مملوست از دوباره شروع شدنها بعداز ویرانی ، این همه به خودت برای زندگی سخت نمیگیری.
باور کن بعد از بدترین اتفاق ممکن برای تو حتی بعد از مردنت این دنیا به کارش ادامه خواهد داد...پس کمی آرامتر برو آن جلوترها هیچ چیز خاصی نیست که بخواهی امروزت را فدایش کنی...
#عادله_زمانی
@adelehz
اگه پسر باشی لازم نیست صورت خوشگل داشته باشی تا توو نگاه اول چشم همه رو بگیری، از تاریکی نمیترسی، کسی به تو نمیگه گناه از اون روزی به وجود اومد که حوا سیب ممنوعه رو چید، کمتر عذاب میکشی، میتونی دوست داشته باشی بدون اینکه یه شب از خواب بپری و حس کنی داری توو باتلاق فرو میری!
ولی باهمه اینا دلم میخواد دختر باشی تا چیزایی رو که من حس کردمو حس کنی! زن بودن خیلی قشنگه، چیزیه که یه شجاعت تموم نشدنی میخواد، خیلی باید بجنگی تا بتونی بگی وقتی حوا سیب ممنوعه رو چید، گناه به وجود نیومد، اون روز یه قدرت باشکوه به وجود اومد که بهش نافرمانی میگن!



👤اوریانا فالاچی
📚 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

@adelehz
حالا پسرا میرن لباسهای بی سروته میپوشن ولی تاریخ ثابت کرده که دخترها در هر دوره ای از زمان عاشق این تیپها میشن :)
@adelehz
ماپس ازسالهاخیلی چیزهارافراموش میکنیم.چیزهایی که شایدروزی باور نمیکردیم که فراموششان خواهیم کرد.اولین عشق،اولین بوسه اولین دروغ .. همه چیز باگذر زمان عوض میشود.مرهم نام دیگر زمان ست.
#عادله_زمانی