"زنی که‌گم کردم "
4.41K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
دریا مهتاب را در دل داشت
سر به سینه ی ساحل گذاشتن
خیانت بود...
ترنم یزدان پناه
شب زیبا ❤️
@adelehz
قدیمی ترها میگفتند صبح را هرطور شروع کنی تا آخر روز ،همان شکل میگذرد برایت ...
پس به خودت قول بده هرصبح را باخنده شروع کنی حیف ست روزست بدون خنده شب شود.
#عادله_زمانی
صبح بخیر❤️
@adelehz
همین اندازه خوشرنگ و زیبا و اشتها آور❤️
صبونه❤️❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آه خدای من
من تیر خوردم شما برید :))
@adelehz
این مهربونای عزیز پشت در اتاقهای ییمارستان منتظرشروع شدن شیفتشون هستند😍حالا شغلشون چیه؟دادن آرامش به بچه های بیمار(حیوان تراپی)
مردم برای مسوولیت پذیری شغلی شون😍
در عشق اگر بی ‌جان شوی
جان و جهانَت من بَسَم...

#مولانای_جان
@adelehz
تصمیم همایون شجریان برای اجرای کنسرت خیابانی رایگان

در خدمتم بدون هیچ انتفاعی کنسرت خیابانی گسترده برای شما عزیزان اجرا کنم، شاید دلمان در کنار یکدیگر آرام گیرد.
پ.ن پسر کو ندارد نشان ازپدر...
دلم گرفته خدایا تو دلگٖشایی کن
من آمدم به امیدت
تو هم خدایی کن ...

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Hale Parishoon
Amirhossein Eftekhari
امیرحسین افتخاری
@adelehz
شب زیبا❤️
@adelehz
زمین در گردش و
تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما
در قلب ما آرامش است

صبح بخیر❤️
@adelehz
❤️❤️❤️❤️
@adelehz
نامه ی دکتر مهرپور فوق تخصص ارتوپیدی برای همسر مرحومشون
تنها بخونید ..
@adelehz
خدا از "هیس "خوشش نمياد!

مادر بزرگ در حالی که با دهان بی دندان ،
آب نبات قیچی را می مکید ادامه داد :
آره مادر ، ُنه ساله بودم که شوهرم دادند ،
از مکتب که اومدم ، دیدم خونه مون شلوغه
مامانِ خدابیامرزم همون تو هشتی دو تا وشگون ریز
از لپ هام گرفت تا گل بندازه
تا اومدم گریه کنم گفت : هیس ، خواستگار آمده

خواستگار ، حاج احمد آقا ، خدا بیامرز چهل و دو سالش بود و من ُنه سالم
گفتم : من از این آقا می ترسم ، دو سال از بابام بزرگتره
گفتند : هیس ، شکون نداره عروس زیاد حرف بزنه و تو کار نه بیاره

حسرت های گذشته را با طعم آب نبات قیچی فرو داد و گفت :
جونم واست بگه ، اون زمون ها که مثل الان عروسک نبود
بازی ما یه قل دو قل بود و پسرهام الک دو لک و هفت سنگ
سنگ های یه قل دو قل که از نونوایی حاج ابراهیم آورده بودم را
ریختند تو باغچه و گفتند :
تو دیگه داری شوهر می کنی ، زشته این بازی ها
گفتم : آخه ....
گفتند: هیس آدم رو حرف بزرگترش حرف نمی زنه

بعد از عقد ، حاجی خدا بیامرز ، به شوخی منو بغل کرد و نشوند رو طاقچه
همه خندیدند ولی من ، خجالت کشیدم
به مادرم می گفتم : مامان من اینو دوست ندارم، دوست داشتن چیه ؟
عادت میکنی

بعد هم مامانت بدنیا اومد
با خاله هات و دایی خدابیامرزت
بیست و خورده ایم بود که حاجی مرد
یعنی میدونی مادر ، تا اومدم عاشقش بشم ، افتاد و مرد
نه شاه عبدالعظیم با هم رفتیم و نه یه خراسون
یعنی اون می رفت ، می گفتم : اقا منو نمی بری ؟
می گفت هیس ، قباحت داره زن هی بره بیرون

عین یه غنچه بودم که گل نشده
گذاشتنش لای کتاب روزگار و خشکوندنش

مادر بزرگ ، اشکش را با گوشه چارقدش پاک کرد و گفت :
آخ دلم می خواست عاشقی کنم ولی نشد ننه
اونقده دلم می خواست یه دمپختک را لب رودخونه بخوریم ، نشد
دلم پر می کشید که حاجی بگه دوست دارم ، ولی نگفت
حسرت به دلم موند که روم به دیوار ، بگه عاشقتم ولی نشد که بگه

گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود
زیر چادر چند تا بشکن می زدم
آی می چسبید ، آی می چسبید

دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل و نون بیار کباب ببر
ولی دست های حاجی قد همه هیکل من بود
اگه میزد حکما باید دو روز می خوابیدم

یکبار گفتم ، آقا میشه فرش بندازیم رو پشت بوم شام بخوریم ؟
گفت : هیس ، دیگه چی با این عهد و عیال ، همینمون مونده که انگشت نما شم
مادر بزرگ به یه جایی اون دور دورا خیره شد و گفت:
بچه گی نکردم ، جوونی هم نکردم
یهو پیر شدم
پاشو دراز کرد و گفت : پاهام خشک شده ، هر چی بود که تموم شد
آخیش خدا عمرت بده ننه
چقدر دوست داشتم کسی حرفمو گوش بده و نگه هیس

به چشمهای تارش نگاه کردم ، حسرت ها را ورق زدم و رسیدم به کودکی اش
هشتی ، وشگون ، یه قل دوقل ، عاشقی

گفتم مادر جون حالا بشکن بزن ، بزار خالی شی
گفت : حالا دیگه مادر ، حالا که دستام دیگه جون ندارن ؟
انگشتای خشک شده اش رو بهم فشار داد ولی دیگه صدایی نداشتند

خنده تلخی کرد و گفت : آره مادر جون ،
اینقدر به همه هیس نگید
بزار حرف بزنن
بزار زندگی کنن
آره مادر هیس نگو ، باشه؟
خدا از "هیس "خوشش نمياد.

#شما_فرستادین
@adelehz
👍2
#ناهار_تایم
فست فود رایج بچگی هامون :)
@adelehz
بابا قهرمانه
حتی اگه دیوید بکام جان باشه ❤️
@adelehz
به بهانه های مختلف به کسیکه دوستش داریدسربزنید ،دنبال خوشحال کردنش به هردلیلی باشید.دنبال باهم بودن باشیدحتی اگرشده یک ساعت و فقط به صرف یک چای بگذاریدیک آدم باور کندکه دنیا مال اوست..
#عادله_زمانی
Be Sooye To
Saeed Sheyda
🎧 @adelehz
موزیک شب 🌙
به سوی تو...