زندگی بدون روزهای بد نمیشود. بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.
اما روزهای بد همچون برگهای پاییزی ، باور کن که شتابان فرومیریزند و در زیر پاهای تو,اگر بخواهی, استخوان میشکنند و درخت، استوار و مقاوم برجای میماند.
عزیز من
برگهای پاییزی، بی شک به تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند...
📖 چهل نامه کوتاه به همسرم
#نادر_ابراهیمی
@adelehz
اما روزهای بد همچون برگهای پاییزی ، باور کن که شتابان فرومیریزند و در زیر پاهای تو,اگر بخواهی, استخوان میشکنند و درخت، استوار و مقاوم برجای میماند.
عزیز من
برگهای پاییزی، بی شک به تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند...
📖 چهل نامه کوتاه به همسرم
#نادر_ابراهیمی
@adelehz
متاسفانه همیشه همین طور میشودکه عشقهای آدمهای خوب نصیب نامهربانها میشود.آنهایی که قدر یک عشق را نمیتوانند درک کنند.و با این وجود قرنها میگذرد وبازهم خوبها عاشق نامهربانها میشوند
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
به پسرانتان بیاموزید که دخترها
خود رفیق
خودوطن
خود زندگی
هستند.
پ.ن بنظرم دیوارنویس های عربی جز جذاب ترین مطالبی ست که روی دیوارها نوشته میشه ..
@adelehz
خود رفیق
خودوطن
خود زندگی
هستند.
پ.ن بنظرم دیوارنویس های عربی جز جذاب ترین مطالبی ست که روی دیوارها نوشته میشه ..
@adelehz
صبح یعنی پرواز
قد کشیدن در باد
چه کسی می گوید ؛
پشت این ثانیه ها تاریک است؟
گام اگر برداریم روشنی نزدیک است ...
صبح بخیر
@adelehz
قد کشیدن در باد
چه کسی می گوید ؛
پشت این ثانیه ها تاریک است؟
گام اگر برداریم روشنی نزدیک است ...
صبح بخیر
@adelehz
گاهی خیالت از واقعیت بزرگتر میشود بادکنکی میشود ومرا برمیدارد و می برد به سرزمینی دیگر...
خیالت آنقدر که عاشقانه ست میبرد مرا به آنجایی که هزار جاده نتواند...
#عادله_زمانی
@adelehz
خیالت آنقدر که عاشقانه ست میبرد مرا به آنجایی که هزار جاده نتواند...
#عادله_زمانی
@adelehz
چای ها
بی دلیل ریخته نمی شوند.
یک چای هلدار خوش رنگ که سر فرصت ریخته شده و دم کشیده هزار حرف ازطرف صاحبش دارد مثلا اینکه کجایی؟ منتظرت هستم...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
بی دلیل ریخته نمی شوند.
یک چای هلدار خوش رنگ که سر فرصت ریخته شده و دم کشیده هزار حرف ازطرف صاحبش دارد مثلا اینکه کجایی؟ منتظرت هستم...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر که باشی همیشه باید برای بابا مادری کنی ..فرقی هم ندارد که چندسالت باشد تو بالقوه مادر بابایی...
#عادله_زمانی
پ.ن فرزند چه پسر وچه دختر نعمت ست ولیکن برای پدر هیچ کس دختر نمی شود...
@adelehz
#عادله_زمانی
پ.ن فرزند چه پسر وچه دختر نعمت ست ولیکن برای پدر هیچ کس دختر نمی شود...
@adelehz
دلم خانه ی مادربزرگ را میخواهد در یک عصر پنجشنبه ی گرم ...وقتی بوی دیوارهای گلی آب خورده و گلهای توی باغچه درهم میپیچد ...وقتی بوی پلوی پرزعفران و روغن مادربزرگم بلند میشد از همان پلوهایی که اصلا هم به معیار پزشکان اتوکشیده ی امروزی سالم نبود اما آنقدر خوشمزه بود که تمام دکترهای عالم هم نمیتوانستند ازخوردنش منصرفت کنند...دلم هندوانه ی خنک وسط حوض خانه مادربزرگ را میخواهد وقتی عطرش میپیچید در دل شب میان حیاط ...دلم سرمای بالشتها و تشکهای خانه مادرجان را میخواهد که همیشه بوی گل میدادند افسوس که حالا هیچ چیز شبیه آن حال خوش قدیم نیست ....دلم میخواهد اما میدانم از اینجایی که من ایستاده ام به هیچ کجای گذشته ام دست نمی رسد و دیگر هیچ....
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
برایم ازشب نوشتی .گفتی که شبها خوابم را میبینی ،میبینی که لباسی ازحریر سبز پوشیده ام ودریک دشت بزرگ به سمتت می آیم درحالی که موهایم را باد آرام نمیگذارد...
برایم نوشتی که درخواب لبخند میزنم با لبهایم وچشم هایم ..
درخوابت گویا عطر خوبی داشتم گمانم میگفتی درخواب حتی عطر مرا حس میکردی حتی نوشتی که صبح وقتی بیدار شدی تختت عطر مرا میداده ست .
سالها گذشت .دوباره نامه فرستادی بازهم ازشب نوشتی این بار گفتی که چند وقتیست شبها خواب نمیبینی نه از پیراهن حریر سبزم گفتی و نه از عطرم حتی درنامه ات مرا "دوست نهایت گرامی وعزیز"خطاب کردی .
برایت ازشب نوشتم ولی ازخوابهایم نه ..میترسیدم من هم مثل تو روزی خواب هایم را گم کنم .من هم صبحی بیدارشوم ودیگر تورا بیاد نیاورم ....من برایت همیشه ازشب مینوشتم ولی ازخوابهایم نه ...
حالا که سالها گذشته نه من برایت مینویسم نه توبرایم ...
در آخرین نامه ات نوشته بودی بعضی صبحها با یک عطر ناشناس از تختت برمیخیزی ونمیدانی مال کیست ...
درآخرین نامه ات نوشتی که دیگر زن سبز پوش دشت دور خوابهایت را نمیشناسی...
#عادله_زمانی
@adelehz
برایم نوشتی که درخواب لبخند میزنم با لبهایم وچشم هایم ..
درخوابت گویا عطر خوبی داشتم گمانم میگفتی درخواب حتی عطر مرا حس میکردی حتی نوشتی که صبح وقتی بیدار شدی تختت عطر مرا میداده ست .
سالها گذشت .دوباره نامه فرستادی بازهم ازشب نوشتی این بار گفتی که چند وقتیست شبها خواب نمیبینی نه از پیراهن حریر سبزم گفتی و نه از عطرم حتی درنامه ات مرا "دوست نهایت گرامی وعزیز"خطاب کردی .
برایت ازشب نوشتم ولی ازخوابهایم نه ..میترسیدم من هم مثل تو روزی خواب هایم را گم کنم .من هم صبحی بیدارشوم ودیگر تورا بیاد نیاورم ....من برایت همیشه ازشب مینوشتم ولی ازخوابهایم نه ...
حالا که سالها گذشته نه من برایت مینویسم نه توبرایم ...
در آخرین نامه ات نوشته بودی بعضی صبحها با یک عطر ناشناس از تختت برمیخیزی ونمیدانی مال کیست ...
درآخرین نامه ات نوشتی که دیگر زن سبز پوش دشت دور خوابهایت را نمیشناسی...
#عادله_زمانی
@adelehz
عزیز از من جدا افتاده ام
در جوار خانه ام باشی یا نباشی
این را بدان که فراموش نمی شوی
من تورا به خدایی میسپارم که روزی جزخودت از او چیزی نمیخواستم
شاید دورباشی اما به قلبم تا ابد نزدیکی
#عادله_زمانی
در جوار خانه ام باشی یا نباشی
این را بدان که فراموش نمی شوی
من تورا به خدایی میسپارم که روزی جزخودت از او چیزی نمیخواستم
شاید دورباشی اما به قلبم تا ابد نزدیکی
#عادله_زمانی
بین این دوتا فقط یکی و میتونید انتخاب کنید کدوم یکی؟؟؟؟
anonymous poll
قالیچه ی حضرت سلیمان، میخوام برم یه جای دور ... – 100
👍👍👍👍👍👍👍 85%
شهرزادی که برام هرشب یک قصه نو داشته باشه... – 18
👍 15%
👥 118 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
قالیچه ی حضرت سلیمان، میخوام برم یه جای دور ... – 100
👍👍👍👍👍👍👍 85%
شهرزادی که برام هرشب یک قصه نو داشته باشه... – 18
👍 15%
👥 118 people voted so far. Poll closed.
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
جمعـه
بوی عطر باران میدهد
بوی نعنا،بوی ریحان میدهد
بوی سبزآب پاش مادرم
بوی خاک نرم گلدان میدهد
جمعه بوی اطلسی های سفید
بوی نان،بوی نمکدان میدهد
بوی خاک شمعدانی های سبز
توی پرچین خیابان میدهد.
بوی عطر باران میدهد
بوی نعنا،بوی ریحان میدهد
بوی سبزآب پاش مادرم
بوی خاک نرم گلدان میدهد
جمعه بوی اطلسی های سفید
بوی نان،بوی نمکدان میدهد
بوی خاک شمعدانی های سبز
توی پرچین خیابان میدهد.
دير شد، بازآ
كه ترسم ناگهان پرپر شود،
دسته گل هایی
كه از شوقِ تو در دل بسته ام ...!
#شفيعی_كدكنی
@adelehz
كه ترسم ناگهان پرپر شود،
دسته گل هایی
كه از شوقِ تو در دل بسته ام ...!
#شفيعی_كدكنی
@adelehz