"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم برهمه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگرزنده کنی کین دم ازوست

صبح به خیر
@adelehz
و تو همان صبحی هستی که هر روز شروع کننده ست،شروع کننده روز و دنیای من ...
#عادله_زمانی
@adelehz
صبونه ❤️❤️❤️
@adelehz
كلاغ لكه اي بود بر دامن آسمان و وصله اي ناجور بر لباس هستي. صداي ناهموار و ناموزونش ، خراشي بود بر صورت احساس. با صدايش نه گُلي ميشكفت و نه لبخندي بر لبي مي نشست.
صدايش اعتراضي بود كه در گوش زمين مي پيچيد.
كلاغ خودش را دوست نداشت. بودنش را هم . كلاغ از كائنات گِله داشت.
كلاغ فكر مي كرد در دايره قسمت نازيبايي تنها سهم اوست. كلاغ غمگين بود و با خودش گفت:«كاش خداوند اين لكه زشت را از هستي مي زدود.» پس بالهايش را بست و ديگر آواز نخواند.
خدا گفت:« عزيز من! صدايت تَرَنُمي است كه هر گوشي شنواي او نيست. اما فرشته ها با صداي تو به وجد مي آيند. سياه كوچكم! بخوان . فرشته ها منتظرند.»
ولي كلاغ هيچ نگفت.
خدا گفت:« تو سياهي. سياه چونان مركب كه زيبايي را از آن مي نويسند. و زيبايي ات را بنويس. اگر تو نباشي. آبي آسمان من چيزي كم خواهد داشت. خودت را از آسمانم دريغ نكن.»
و كلاغ باز خاموش بود.
خدا گفت:«بخوان براي من بخوان، اين منم كه دوستت دارم. سياهي ات را و خواندنت را.»
و كلاغ خواند. اين بار عاشقانه ترين آوازش را.
خدا گوش داد و لذت برد و جهان زيبا شد.

👤عرفان نظرآهاری
📚بالهایت را کجا گذاشته ای.

@adelehz
بچه بودم چندسالش را یادم نیست .یکی از اقوام به خانه مان آمده بود .پیرزنی مهربان با یک بغل سوغاتی و لبخندی همیشگی و یک زنبیل قصه و بقول خودش حوصنه(قصه)پیرزن قصه ی ما یک چشم نداشت .بخاطرهمین همیشه فقط یک چشمش باز بود ویکی بسته .درعالم کودکی تصویر یک آدم کامل برای من آدمی بادوچشم باز بود .بهمین خاطر وقتی پیرزن مهربان وقصه گو را میدیدم ته دل کودکانه ام حس میکرد یک جای کار اشکال دارد.یک چیزی سرجایش نیست .مدتها بااین چالش کلنجار رفتم آخرش تاب نیاوردم .چشم غره های مادرم هم افاقه نکرد پرسیدم.با کنجکاوی تمام هم پرسیدم که چرا آن یکی چشمتان را باز نمیکنید؟؟؟یادم می آید دقایق آخر رفتن پیرزن بود من هم شاید بهمین خاطر که اوداشت می رفت جرات میکردم ومیپرسیدم.البته او جوابم را نداد.لب برچید و شایدهم دلش گرفت.البته نه ازیک دختربچه کنجکاو شاید ازغمی دیگر
بعداز رفتنشان وقتی مادرم حسابی از خجالتم درامد وقتی دوباره پرسیدم چرا؟
مادرم فقط یک کلمه گفت : چون نمیتواند.
بعدازان من پیرزن را ندیدم اوبعدها فوت شد .ولی هنوز بعدازاین همه مدت من هروقت میبینم کسی چشم دلش را بروی کسی میبندد وقتی میبینم کسی تمام دنیا را با یک چشم میبند کسی دلش نمیخواهد چشمش رابروی خیلی از چیزها باز کند.
یادجمله مادرم می افتم
شاید نمی تواند.
#عادله_زمانی
@adelehz
گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است!
دل گفت که محرم‌تر از این عشق کدام است؟

رهی معیری


@adelehz
هوا عجیب گرم شده و واقعا دل آدم هوای خنک داخل گلفروشی و گلخونه رو میخواد .
#حال_خوب
@adelehz
بيار آن جام خوش دم را
كه گردن ميزند
غم را

‎مولانا
صبح بخیر
@adelehz
صبونه ❤️❤️❤️
@adelehz
همیشه هم گره ها بدنیستند
حتی اگر کور باشند.
هزارگره کور میشود باغ گل قالی
ازگره های سرنوشت هم نباید هراسید
اگرخواهان باغ گل باشی..
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی پیامبر زندگی کسی باش
معجزه کن
ولبخند گمشده اش
را بیاب
#عادله_زمانی
@adelehz
به همین قشنگی
@adelehz
محبوبم
اگر روزی از تو درباره من پرسیدند ؛

زیاد فکر نکن !
مغرور به ایشان بگو :
دوستم دارد ...
بسیار دوستم دارد ...!


👤 نزار قبانی

@adelehz
بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی تمام نمی شوند..
سکوتشان خالی می کند دل آدم را
آرامش صدایشان را کم می آوری
هر دم هر لحظه کم می آوریشان
زندگیتان پر ازاین بعضی ها


@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزتون پر از صحنه های قشنگ مثل این 😍
@adelehz