Forwarded from "زنی کهگم کردم "
بزرگ شدن فقط به اعداد سن و سال نیست.گاهی آدمیزاد یک شبه بیست سال بزرگتر می شود،یک روزه ممکن است صدسال بزرگتر شوی .بزرگتر که میگویم نه اینکه یعنی پیرتر یعنی بزرگتر یعنی پخته تر ..
بعضی تجربه ها بدجور نگاه آدم را به دنیا عوض میکند .به خودش به زندگیش به آدمهای دور و برش..
آدمیزاد نمیتواند فردا را پیش بینی کند .ازاین جهت که نمیفهمی چیزی که امروز برایت مهم است فردا کجای زندگیت قرار دارد؟
اینکه نمیتوانی پیش بینی کنی آدمهایی که امروز تااین حد به خودت نزدکیشان میدانی فردا چندهزار فرسخ ازتو دورترند.
سخت است اما راه حل تمام این سردرگمی ها تنها یک چیز است و آن هم این است که خودت را پیدا کنی .
واین پیدا کردن خود گاهی خیلی طول می کشد اما خوب چاره ای هم نیست.
نمی شود که تا اخر عمر درسردرگمی و گم کردن خود به سر برد.
بلاخره یک روزی یک جایی باید به خودت بیایی و راه بیوفتی دنبال پیدا کردن خودت و دوباره ساختن ساختمان فروپاشیده خودت ...
#عادله_زمانی
@adelehz
بعضی تجربه ها بدجور نگاه آدم را به دنیا عوض میکند .به خودش به زندگیش به آدمهای دور و برش..
آدمیزاد نمیتواند فردا را پیش بینی کند .ازاین جهت که نمیفهمی چیزی که امروز برایت مهم است فردا کجای زندگیت قرار دارد؟
اینکه نمیتوانی پیش بینی کنی آدمهایی که امروز تااین حد به خودت نزدکیشان میدانی فردا چندهزار فرسخ ازتو دورترند.
سخت است اما راه حل تمام این سردرگمی ها تنها یک چیز است و آن هم این است که خودت را پیدا کنی .
واین پیدا کردن خود گاهی خیلی طول می کشد اما خوب چاره ای هم نیست.
نمی شود که تا اخر عمر درسردرگمی و گم کردن خود به سر برد.
بلاخره یک روزی یک جایی باید به خودت بیایی و راه بیوفتی دنبال پیدا کردن خودت و دوباره ساختن ساختمان فروپاشیده خودت ...
#عادله_زمانی
@adelehz
کامیون حامل میوه در منطقه برخوردار شهرستان دلفان واژگون شده..
مردم منطقه از زن و مرد تا پیر و جوون کمک کردن تا خسارت راننده به حداقل برسه❤️👌
خیلی کارقشنگی بود خوشحال شدم :)
@adelehz
مردم منطقه از زن و مرد تا پیر و جوون کمک کردن تا خسارت راننده به حداقل برسه❤️👌
خیلی کارقشنگی بود خوشحال شدم :)
@adelehz
آدمها قبل ازعاشق شدن پیش خودشان فکر میکنند کسی که عاشقش خواهند بود ،حتما چیزی خارق العادس مثلا یک آدم خیلی خاص شایدهم ساکنی ازسیاره دیگر...اما وقتی عاشق شدند همه چیز عوض میشودیک روز به خودشان می آیند و میبینند که عاشق معمولی ترین آدم دنیا شده اند کسی که نه ازسیاره ی دیگری آمدست و نه حتی خاص ست .کسی شبیه آدمهای دیگر کسی شبیه دیگرانی که در شهر می روند و می آیند ..
عشق همان چیزی ست که تمام معادلات رابرهم میزند،تمام رویاهایی که تمام عمربافته ای دریک لحظه بی ارزش بنظر می آیند وقتی برق نگاه آنی که عاشقش شده ای را میبینی..شاید بهمین دلیل ست که تمام برنامه ریزی های قبل از عشق بی اعتبارست .
شایدبه همین دلیل ست که هیچگاه نباید برای عاشق شدن نقشه ریخت ..
#عادله_زمانی
@adelehz
عشق همان چیزی ست که تمام معادلات رابرهم میزند،تمام رویاهایی که تمام عمربافته ای دریک لحظه بی ارزش بنظر می آیند وقتی برق نگاه آنی که عاشقش شده ای را میبینی..شاید بهمین دلیل ست که تمام برنامه ریزی های قبل از عشق بی اعتبارست .
شایدبه همین دلیل ست که هیچگاه نباید برای عاشق شدن نقشه ریخت ..
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from کاف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظرشما درمورد این کلیپ چیه ؟
anonymous poll
دوست داشتم خصلت بخشش و مهربونی بیشتری در این کودک دیده میشد. – 56
👍👍👍👍👍👍👍 67%
بنظرم خیلی شیرین میاد . – 27
👍👍👍 33%
👥 83 people voted so far.
anonymous poll
دوست داشتم خصلت بخشش و مهربونی بیشتری در این کودک دیده میشد. – 56
👍👍👍👍👍👍👍 67%
بنظرم خیلی شیرین میاد . – 27
👍👍👍 33%
👥 83 people voted so far.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم برهمه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگرزنده کنی کین دم ازوست
صبح به خیر
@adelehz
عاشقم برهمه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگرزنده کنی کین دم ازوست
صبح به خیر
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
كلاغ لكه اي بود بر دامن آسمان و وصله اي ناجور بر لباس هستي. صداي ناهموار و ناموزونش ، خراشي بود بر صورت احساس. با صدايش نه گُلي ميشكفت و نه لبخندي بر لبي مي نشست.
صدايش اعتراضي بود كه در گوش زمين مي پيچيد.
كلاغ خودش را دوست نداشت. بودنش را هم . كلاغ از كائنات گِله داشت.
كلاغ فكر مي كرد در دايره قسمت نازيبايي تنها سهم اوست. كلاغ غمگين بود و با خودش گفت:«كاش خداوند اين لكه زشت را از هستي مي زدود.» پس بالهايش را بست و ديگر آواز نخواند.
خدا گفت:« عزيز من! صدايت تَرَنُمي است كه هر گوشي شنواي او نيست. اما فرشته ها با صداي تو به وجد مي آيند. سياه كوچكم! بخوان . فرشته ها منتظرند.»
ولي كلاغ هيچ نگفت.
خدا گفت:« تو سياهي. سياه چونان مركب كه زيبايي را از آن مي نويسند. و زيبايي ات را بنويس. اگر تو نباشي. آبي آسمان من چيزي كم خواهد داشت. خودت را از آسمانم دريغ نكن.»
و كلاغ باز خاموش بود.
خدا گفت:«بخوان براي من بخوان، اين منم كه دوستت دارم. سياهي ات را و خواندنت را.»
و كلاغ خواند. اين بار عاشقانه ترين آوازش را.
خدا گوش داد و لذت برد و جهان زيبا شد.
👤عرفان نظرآهاری
📚بالهایت را کجا گذاشته ای.
@adelehz
صدايش اعتراضي بود كه در گوش زمين مي پيچيد.
كلاغ خودش را دوست نداشت. بودنش را هم . كلاغ از كائنات گِله داشت.
كلاغ فكر مي كرد در دايره قسمت نازيبايي تنها سهم اوست. كلاغ غمگين بود و با خودش گفت:«كاش خداوند اين لكه زشت را از هستي مي زدود.» پس بالهايش را بست و ديگر آواز نخواند.
خدا گفت:« عزيز من! صدايت تَرَنُمي است كه هر گوشي شنواي او نيست. اما فرشته ها با صداي تو به وجد مي آيند. سياه كوچكم! بخوان . فرشته ها منتظرند.»
ولي كلاغ هيچ نگفت.
خدا گفت:« تو سياهي. سياه چونان مركب كه زيبايي را از آن مي نويسند. و زيبايي ات را بنويس. اگر تو نباشي. آبي آسمان من چيزي كم خواهد داشت. خودت را از آسمانم دريغ نكن.»
و كلاغ باز خاموش بود.
خدا گفت:«بخوان براي من بخوان، اين منم كه دوستت دارم. سياهي ات را و خواندنت را.»
و كلاغ خواند. اين بار عاشقانه ترين آوازش را.
خدا گوش داد و لذت برد و جهان زيبا شد.
👤عرفان نظرآهاری
📚بالهایت را کجا گذاشته ای.
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
بچه بودم چندسالش را یادم نیست .یکی از اقوام به خانه مان آمده بود .پیرزنی مهربان با یک بغل سوغاتی و لبخندی همیشگی و یک زنبیل قصه و بقول خودش حوصنه(قصه)پیرزن قصه ی ما یک چشم نداشت .بخاطرهمین همیشه فقط یک چشمش باز بود ویکی بسته .درعالم کودکی تصویر یک آدم کامل برای من آدمی بادوچشم باز بود .بهمین خاطر وقتی پیرزن مهربان وقصه گو را میدیدم ته دل کودکانه ام حس میکرد یک جای کار اشکال دارد.یک چیزی سرجایش نیست .مدتها بااین چالش کلنجار رفتم آخرش تاب نیاوردم .چشم غره های مادرم هم افاقه نکرد پرسیدم.با کنجکاوی تمام هم پرسیدم که چرا آن یکی چشمتان را باز نمیکنید؟؟؟یادم می آید دقایق آخر رفتن پیرزن بود من هم شاید بهمین خاطر که اوداشت می رفت جرات میکردم ومیپرسیدم.البته او جوابم را نداد.لب برچید و شایدهم دلش گرفت.البته نه ازیک دختربچه کنجکاو شاید ازغمی دیگر
بعداز رفتنشان وقتی مادرم حسابی از خجالتم درامد وقتی دوباره پرسیدم چرا؟
مادرم فقط یک کلمه گفت : چون نمیتواند.
بعدازان من پیرزن را ندیدم اوبعدها فوت شد .ولی هنوز بعدازاین همه مدت من هروقت میبینم کسی چشم دلش را بروی کسی میبندد وقتی میبینم کسی تمام دنیا را با یک چشم میبند کسی دلش نمیخواهد چشمش رابروی خیلی از چیزها باز کند.
یادجمله مادرم می افتم
شاید نمی تواند.
#عادله_زمانی
@adelehz
بعداز رفتنشان وقتی مادرم حسابی از خجالتم درامد وقتی دوباره پرسیدم چرا؟
مادرم فقط یک کلمه گفت : چون نمیتواند.
بعدازان من پیرزن را ندیدم اوبعدها فوت شد .ولی هنوز بعدازاین همه مدت من هروقت میبینم کسی چشم دلش را بروی کسی میبندد وقتی میبینم کسی تمام دنیا را با یک چشم میبند کسی دلش نمیخواهد چشمش رابروی خیلی از چیزها باز کند.
یادجمله مادرم می افتم
شاید نمی تواند.
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه وسط هفته تون بخیر 😊
@adelehz
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
همیشه هم گره ها بدنیستند
حتی اگر کور باشند.
هزارگره کور میشود باغ گل قالی
ازگره های سرنوشت هم نباید هراسید
اگرخواهان باغ گل باشی..
#عادله_زمانی
@adelehz
حتی اگر کور باشند.
هزارگره کور میشود باغ گل قالی
ازگره های سرنوشت هم نباید هراسید
اگرخواهان باغ گل باشی..
#عادله_زمانی
@adelehz