Forwarded from "زنی کهگم کردم "
خوب است یا بد!
درست است یا غلط!
پسندیده است یا ناپسند!
من ادمی هستم که به خاطرات معتادم.من همانی هستم که با خاطره ها زندگی میکند .همانی که ازصبح وقتی چشمش راباز میکند تا شب هنگام وقتی به خواب می رود .هزارهزارتا خاطره از لحظات مختلف زندگیش در ذهن و روحش مرور میشود.همانی که وسط یک عصر زمستانی وقتی در تنهایی و سکوت خانه نشین است و هو هوی باد پنجره های اتاقش را ارام درهم میفشارد یک غربت عمیق وسط سینه اش شکل میگیرد.
خوب است یا بد من همانی هستم که حتی آواز یاکریم ها حتی بوی هوای اردیبهشت حتی دیدن یک عکس حتی عبور از یک خیابان اورا میبرد وسط جنگل خیال و خاطره و رهایش میکند..
گاهی این خاطرات بقدری غربت در دلم می اندازد که ناگهان سردم میشود..لرزه برتنم می افتد و ناخوداگاه یخ میکنم ...بی انکه بدانم چرا..سالها باخودم فکر کردم که چرا من همیشه تمام جزییات را این همه خوب بیاد دارم.چرا حتی حس هایی که سالها قبل داشتم را گاهی بازهم مزه مزه میکنم؟چطور ممکن است کسی اینقدر مراحل قبلی زندگیش را مو به مو بیاد داشته باشد؟و حس وحالش عوض نشود چرا اینقدر به انها فکر میکنم چرا این همه همیشه در صندوقچه خاطرات من گشوده وباز است.وهیچ جوابی جز این پیدا نمیکنم که من همانی هستم که به خاطراتم معتادم....
همین وفقط همین
#عادله_زمانی
@adelehz
درست است یا غلط!
پسندیده است یا ناپسند!
من ادمی هستم که به خاطرات معتادم.من همانی هستم که با خاطره ها زندگی میکند .همانی که ازصبح وقتی چشمش راباز میکند تا شب هنگام وقتی به خواب می رود .هزارهزارتا خاطره از لحظات مختلف زندگیش در ذهن و روحش مرور میشود.همانی که وسط یک عصر زمستانی وقتی در تنهایی و سکوت خانه نشین است و هو هوی باد پنجره های اتاقش را ارام درهم میفشارد یک غربت عمیق وسط سینه اش شکل میگیرد.
خوب است یا بد من همانی هستم که حتی آواز یاکریم ها حتی بوی هوای اردیبهشت حتی دیدن یک عکس حتی عبور از یک خیابان اورا میبرد وسط جنگل خیال و خاطره و رهایش میکند..
گاهی این خاطرات بقدری غربت در دلم می اندازد که ناگهان سردم میشود..لرزه برتنم می افتد و ناخوداگاه یخ میکنم ...بی انکه بدانم چرا..سالها باخودم فکر کردم که چرا من همیشه تمام جزییات را این همه خوب بیاد دارم.چرا حتی حس هایی که سالها قبل داشتم را گاهی بازهم مزه مزه میکنم؟چطور ممکن است کسی اینقدر مراحل قبلی زندگیش را مو به مو بیاد داشته باشد؟و حس وحالش عوض نشود چرا اینقدر به انها فکر میکنم چرا این همه همیشه در صندوقچه خاطرات من گشوده وباز است.وهیچ جوابی جز این پیدا نمیکنم که من همانی هستم که به خاطراتم معتادم....
همین وفقط همین
#عادله_زمانی
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم خدا بودم بی نیاز از عشق و یک عاشق واقعی و بی توقع دست همه را میگرفتم. برای همه ،خوب یا بد ،معجزه میکردم .عاشقان را به هم میرساندم . باران میباراندم . لبخند می آفریدم وامید میبخشیدم .نمیتوانم جای او باشم کاش حداقل کمی شبیه او بشوم
از خدا جز خدا نباید خواست.
مریم شاهکرمی
@adelehz
دوست داشتم خدا بودم بی نیاز از عشق و یک عاشق واقعی و بی توقع دست همه را میگرفتم. برای همه ،خوب یا بد ،معجزه میکردم .عاشقان را به هم میرساندم . باران میباراندم . لبخند می آفریدم وامید میبخشیدم .نمیتوانم جای او باشم کاش حداقل کمی شبیه او بشوم
از خدا جز خدا نباید خواست.
مریم شاهکرمی
@adelehz
حتی خدا هم دنیا را سرفرصت بالذت وارامش در شش روز افرید.
صبر برگ برنده زندگی دراین دنیاست ..
بی توجه به دیروز وامروز صبورباش و ازلحظه دلشاد...
#عادله_زمانی
@adelehz
صبر برگ برنده زندگی دراین دنیاست ..
بی توجه به دیروز وامروز صبورباش و ازلحظه دلشاد...
#عادله_زمانی
@adelehz
برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه
برایش روزه بگیری یا نه
فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی
اما اینها برای من و تو فرق می کند...
و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم ، من گفتم من با ایمان ترم و تو گفتی من!
و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی ست فقط راه اتصالمان به او فرق دارد.
به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم
اجازه بدهیم هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما
خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری
بهشت...
منسوب به
#دكتر_الهى_قمشه_اى
@adelehz
برایش روزه بگیری یا نه
فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی
اما اینها برای من و تو فرق می کند...
و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم ، من گفتم من با ایمان ترم و تو گفتی من!
و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی ست فقط راه اتصالمان به او فرق دارد.
به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم
اجازه بدهیم هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما
خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری
بهشت...
منسوب به
#دكتر_الهى_قمشه_اى
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم مرغ مهاجری بودم و با شروع فصل کوچ، پرواز میکردم، اوج میگرفتم، دور میشدم و می رفتم به هر کجا غیر از این دنیای دلگیر...
مانیا
@adelehz
دوست داشتم مرغ مهاجری بودم و با شروع فصل کوچ، پرواز میکردم، اوج میگرفتم، دور میشدم و می رفتم به هر کجا غیر از این دنیای دلگیر...
مانیا
@adelehz
بارالها
به من بیاموز
قبل انکه ازتو گله کنم
ببینم ایا خودم بنده ی قابل قبولی هستم ویانه ..
#عادله_زمانی
یکشنبه به خیر
@adelehz
به من بیاموز
قبل انکه ازتو گله کنم
ببینم ایا خودم بنده ی قابل قبولی هستم ویانه ..
#عادله_زمانی
یکشنبه به خیر
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم دختری بودم روستایی با موهای بلندِ مشکیِ بافته شده
که هفتاد سال قبل در یکی از روستاهای شمال زندگی میکردم
و هرروز کوزه به دست میرفتم سمت چشمه
و عاشق پسری بودم که اون سمت چشمه ایستاده و داره آواز میخونه
درست شبیه مادرم❤️
فاطمه
@adelehz
دوست داشتم دختری بودم روستایی با موهای بلندِ مشکیِ بافته شده
که هفتاد سال قبل در یکی از روستاهای شمال زندگی میکردم
و هرروز کوزه به دست میرفتم سمت چشمه
و عاشق پسری بودم که اون سمت چشمه ایستاده و داره آواز میخونه
درست شبیه مادرم❤️
فاطمه
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم جای برنارد بودم تا بتونم بعضی ساعتارو رو با حضرت یارم بگذرونم....بدون نگرانی تموم شدن تایم با هم بودن....دلم میخواد اون ساعت رو استپ کنم وقتی دستاش تو دستامه و نگاهش به نگام😊
آرزوی محمد❤️
@adelehz
دوست داشتم جای برنارد بودم تا بتونم بعضی ساعتارو رو با حضرت یارم بگذرونم....بدون نگرانی تموم شدن تایم با هم بودن....دلم میخواد اون ساعت رو استپ کنم وقتی دستاش تو دستامه و نگاهش به نگام😊
آرزوی محمد❤️
@adelehz
آدمیزاد انگار گاهی درون یک هزارتوی سبز راه میرود .اولش که راه می افتد ممکن ست دهها نفر با او همراه باشند .آدمهایی که با او میخندند و حتی با او گریه میکنند .بااو نفس میکشند و با او زندگی میکنند.آن زمانها انسان غرق مستی و شادی ست ازاینکه دیگرانی هستند که عاشقانه دوسش دارند .و درهر لحظه به او عشق بی دریغ هدیه میدهند.اما کم کم که راه هزار تو پیچیده میشود آدمیزاد حس میکند از آدمهای کنارش کم و کم میشوند ..آدمهایی که باور داشت تا آخر عمرکنارش میمانند اورا فراموش میکنند .و دیگر آدمیزاد نمیتواند باآنها بخندد ویا حتی گریه کند .
یک روز که او به خودش می آید میبیند که درون یک بن بست سبز ایستاده ست .وروبرویش دیواری بلند و سبز قرار دارد و کنارش خالیست از هر کسی ..
بله آدمیزاد به بن بست هزارتو میرسد و میبیند که حالا هیچ کس کنارش نمانده ست ..حتی کسانی که فکر میکرد همیشه مال او هستند.
درهزارتوی زندگی غم تنهایی اگر آدمیزاد را ازپا نیندازد غم رها شدن حتما این کار را تمام خواهد کرد...
#عادله_زمانی
@adelehz
یک روز که او به خودش می آید میبیند که درون یک بن بست سبز ایستاده ست .وروبرویش دیواری بلند و سبز قرار دارد و کنارش خالیست از هر کسی ..
بله آدمیزاد به بن بست هزارتو میرسد و میبیند که حالا هیچ کس کنارش نمانده ست ..حتی کسانی که فکر میکرد همیشه مال او هستند.
درهزارتوی زندگی غم تنهایی اگر آدمیزاد را ازپا نیندازد غم رها شدن حتما این کار را تمام خواهد کرد...
#عادله_زمانی
@adelehz