همیشه هم گره ها بدنیستند
حتی اگر کور باشند.
هزارگره کور میشود باغ گل قالی
ازگره های سرنوشت هم نباید هراسید
اگرخواهان باغ گل باشی..
#عادله_زمانی
@adelehz
حتی اگر کور باشند.
هزارگره کور میشود باغ گل قالی
ازگره های سرنوشت هم نباید هراسید
اگرخواهان باغ گل باشی..
#عادله_زمانی
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
آنه شرلی بودن آرزوی من بود و هست؛کتابشو بارها و بارها خواندم و فیلمشو بارها و بارها دیدم ؛هنوز هم نگاه میکنم؛فکری آزاد؛زبانی به دور از تلخی؛قلبی پراز مهربانی؛چشمانی نافذ؛موهایی به زیبایی رنگهای پاییزی؛به دور از ترس قضاوت شدنِ مردم؛ان شرلی بودن زیباست شجاعتش و بی نظیر بودنش آنه بودن برای من همیشه یک آرزو بوده و بس .
همیشه با خودم زمزمه میکنم :
آنه!!!!!!!!!!
تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت
لیلا
@adelehz
آنه شرلی بودن آرزوی من بود و هست؛کتابشو بارها و بارها خواندم و فیلمشو بارها و بارها دیدم ؛هنوز هم نگاه میکنم؛فکری آزاد؛زبانی به دور از تلخی؛قلبی پراز مهربانی؛چشمانی نافذ؛موهایی به زیبایی رنگهای پاییزی؛به دور از ترس قضاوت شدنِ مردم؛ان شرلی بودن زیباست شجاعتش و بی نظیر بودنش آنه بودن برای من همیشه یک آرزو بوده و بس .
همیشه با خودم زمزمه میکنم :
آنه!!!!!!!!!!
تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت
لیلا
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم جای هیچ کس نبودم دوست داشتم جای خودم نه در گذشته و نه در آینده باشم، دوست داشتم تنها خودم باشم در زمان حال و اما با حالی متفاوت میدانی مدت هاست که از حاله خوش خودم فاصله گرفته ام . باید دست خودم را بگیرم و ببرم بنشانم سر جایش جایی که شاد باشد و سرحال ، آرام باشد و از زندگی لذت ببرد. آهای خودم زود باش دستت را بده بمن میخواهم حالت را تغییر دهم...
هستی
@adelehz
دوست داشتم جای هیچ کس نبودم دوست داشتم جای خودم نه در گذشته و نه در آینده باشم، دوست داشتم تنها خودم باشم در زمان حال و اما با حالی متفاوت میدانی مدت هاست که از حاله خوش خودم فاصله گرفته ام . باید دست خودم را بگیرم و ببرم بنشانم سر جایش جایی که شاد باشد و سرحال ، آرام باشد و از زندگی لذت ببرد. آهای خودم زود باش دستت را بده بمن میخواهم حالت را تغییر دهم...
هستی
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوس داشتم پدر بودم
پدر یا قهرمان زندگیِ پسربچه ای که اولین روز مدرسه اش را تجربه میکرد
دستش را میگرفتم همراهش به مدرسه میرفتم آخر با گرفتن دستانم همه ی دنیا مال او میشد
نمیگذاشتم خدایی نکرده از نبود من بغض کند...
مگر ما در این دنیا چقدر زنده ایم...؟
* من اولین روز مدرسه ام پدرم رو از دست دادم
علی پور
@adelehz
دوس داشتم پدر بودم
پدر یا قهرمان زندگیِ پسربچه ای که اولین روز مدرسه اش را تجربه میکرد
دستش را میگرفتم همراهش به مدرسه میرفتم آخر با گرفتن دستانم همه ی دنیا مال او میشد
نمیگذاشتم خدایی نکرده از نبود من بغض کند...
مگر ما در این دنیا چقدر زنده ایم...؟
* من اولین روز مدرسه ام پدرم رو از دست دادم
علی پور
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
در قیامت ؛
چون نمازها را بیارند در ترازو نهند !
و روزه ها را همچنین ...!
اما چون ؛
محبت را بیارند، محبت در ترازو نگنجد !
پس اصل محبت است ...!
مولانا
فیه ما فیه
@adelehz
چون نمازها را بیارند در ترازو نهند !
و روزه ها را همچنین ...!
اما چون ؛
محبت را بیارند، محبت در ترازو نگنجد !
پس اصل محبت است ...!
مولانا
فیه ما فیه
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
جای دختری باشم که مادر داشته باشد
فرق نمیکند چه کسی فقط مادرداشته باشد.
مادری که بغلم کند...
به حرف هایم گوش کند...
حمایتم کند...
من دلم فقط کمی مادر میخواهد.
فرزانه
@adelehz
جای دختری باشم که مادر داشته باشد
فرق نمیکند چه کسی فقط مادرداشته باشد.
مادری که بغلم کند...
به حرف هایم گوش کند...
حمایتم کند...
من دلم فقط کمی مادر میخواهد.
فرزانه
@adelehz
ما آدمهای خاطره ایم آدمهای گذشته آدمهای حرف زدن در فلان لحظه ... که ازدست رفته است ولی ماهنوزبه آن فکرمیکنیم .
آدمهای پریدن پرنده از قفس آدمهای دیروز ...
#عادله_زمانی
@adelehz
آدمهای پریدن پرنده از قفس آدمهای دیروز ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
ارزو می کنم یه ادم نامرئی باشم .انوقت مثل یک لاک غلط گیر ,خیلی از اشتباهات رو پاک می کردم .خیلی از باید ها.خیلی از بودها ...
فرحناز
@adelehz
ارزو می کنم یه ادم نامرئی باشم .انوقت مثل یک لاک غلط گیر ,خیلی از اشتباهات رو پاک می کردم .خیلی از باید ها.خیلی از بودها ...
فرحناز
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم یه دختر شاد باشم.
بدون دغدغه
بدون نگرانی
شاد شاد
دلم میخواد یه جا توی خیابون کریم خان یه کافه کتاب داشتم. طبقه پایین کتاب فروشی بود و طبقه بالا کافه...
من هم به هر دوتاش با هم می رسیدم..
گاهی یه دمنوش خوب درست میکردم وگاهی مینشستم یه گوشه و کتاب های مارکز رو میخوندم و غرق دنیای جادوییش میشدم..
شاید اینطوری یه دختر شاد بودم..
طلا
@adelehz
دوست داشتم یه دختر شاد باشم.
بدون دغدغه
بدون نگرانی
شاد شاد
دلم میخواد یه جا توی خیابون کریم خان یه کافه کتاب داشتم. طبقه پایین کتاب فروشی بود و طبقه بالا کافه...
من هم به هر دوتاش با هم می رسیدم..
گاهی یه دمنوش خوب درست میکردم وگاهی مینشستم یه گوشه و کتاب های مارکز رو میخوندم و غرق دنیای جادوییش میشدم..
شاید اینطوری یه دختر شاد بودم..
طلا
@adelehz
من پیامهای زیادی در هشتگ #دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
درمورد پدرها ومادرهای
سفرکرده داشتم .خیلی ها دلتنگ پدرومادرهستند ..خواستم از شما بخوام برای مادران وپدران آسمانی دراین شب ماه رمضان دعای خیر و آمرزش بکنید .بیاد تمام پدران ومادران سفرکرده دنیا که گرچه در زیر خاک هستند اما قلبشان برای فرزندان میطپد ...
#فاتحه
#دعا
@adelehz
درمورد پدرها ومادرهای
سفرکرده داشتم .خیلی ها دلتنگ پدرومادرهستند ..خواستم از شما بخوام برای مادران وپدران آسمانی دراین شب ماه رمضان دعای خیر و آمرزش بکنید .بیاد تمام پدران ومادران سفرکرده دنیا که گرچه در زیر خاک هستند اما قلبشان برای فرزندان میطپد ...
#فاتحه
#دعا
@adelehz