#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
کاش دختری بودم به عاشقی الان مهم نیست کجا وکی ولی عاشق بودم وشب هابا تبسمی بر لب بر نگاه های دزدکی وعاشقانه های روز میخوابیدم وصبح ها که از خواب بیدار میشدم ترسی برای ندیدن عشقم .از دست داشتنش .وبه دست نیاوردنش نداشتم با امیدی زیبا برای دوباره دیدنش کاش دختر همسایه شان بودم واز کودکی با او بزرگ شده بودم و همه چیزش را از بر بودم .کاش بی پروا میتوانستم فریاد بزنم عاشقش هستم وعاشقانه هایم را برایش می خواندم ...
راستی چقدر به دختر همسایه شان حسودیم شد.
ویا ای کاش
اصلا ندیده بودمش ...
مرضیه
@adelehz
کاش دختری بودم به عاشقی الان مهم نیست کجا وکی ولی عاشق بودم وشب هابا تبسمی بر لب بر نگاه های دزدکی وعاشقانه های روز میخوابیدم وصبح ها که از خواب بیدار میشدم ترسی برای ندیدن عشقم .از دست داشتنش .وبه دست نیاوردنش نداشتم با امیدی زیبا برای دوباره دیدنش کاش دختر همسایه شان بودم واز کودکی با او بزرگ شده بودم و همه چیزش را از بر بودم .کاش بی پروا میتوانستم فریاد بزنم عاشقش هستم وعاشقانه هایم را برایش می خواندم ...
راستی چقدر به دختر همسایه شان حسودیم شد.
ویا ای کاش
اصلا ندیده بودمش ...
مرضیه
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به این استاد بلامنازع چی باید گفت؟
آفرین به اراده ات
توی بازار15 خرداد مینویسه گذرتون افتاد حمایت کنید ازش لطفا
@adelehz
آفرین به اراده ات
توی بازار15 خرداد مینویسه گذرتون افتاد حمایت کنید ازش لطفا
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم خودم باشم ولی پدر داشته باشم.غم و حسرت نبودن پدرم پیرم کرده.😔😔😔
محسنه
@adelehz
دوست داشتم خودم باشم ولی پدر داشته باشم.غم و حسرت نبودن پدرم پیرم کرده.😔😔😔
محسنه
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم کودکی بودم سرخوش و شاد در حیاط قدیمی خانه مادربزرگم با آن حوض فواره دار کاشی آبی ، با آن درخت تنومند توت . آن کودکی که عصرها همه ی خاله ها و دایی ها را میدید که بعد از ظهر تابستان را روی فرش بزرگ دستباف پهن شده در حیاط دور هم جمع شده اند . و مادربزرگم را که کنار سماور همیشه بجوش و چای تازه دم در قوری بند زده نشسته و لبخند میزند .
کاهو سکنجبین خوردن و بازی سرخوشانه ی بچه ها در دو حیاط بزرگ . دوست داشتم کودکی بودم که هنوز در آن خانه قدیمی مادربزرگ است با آن اتاقهای خوشگل پنج دری ... یاد باد ...
مونا
@adelehz
دوست داشتم کودکی بودم سرخوش و شاد در حیاط قدیمی خانه مادربزرگم با آن حوض فواره دار کاشی آبی ، با آن درخت تنومند توت . آن کودکی که عصرها همه ی خاله ها و دایی ها را میدید که بعد از ظهر تابستان را روی فرش بزرگ دستباف پهن شده در حیاط دور هم جمع شده اند . و مادربزرگم را که کنار سماور همیشه بجوش و چای تازه دم در قوری بند زده نشسته و لبخند میزند .
کاهو سکنجبین خوردن و بازی سرخوشانه ی بچه ها در دو حیاط بزرگ . دوست داشتم کودکی بودم که هنوز در آن خانه قدیمی مادربزرگ است با آن اتاقهای خوشگل پنج دری ... یاد باد ...
مونا
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم دختری فرانسوی بودم که هر شب کنار پنجره اطاقم روبروی برج ایفل مینشستم و نگاهش میکردم.
مانی ماه
@adelehz
دوست داشتم دختری فرانسوی بودم که هر شب کنار پنجره اطاقم روبروی برج ایفل مینشستم و نگاهش میکردم.
مانی ماه
@adelehz
همیشه هم گره ها بدنیستند
حتی اگر کور باشند.
هزارگره کور میشود باغ گل قالی
ازگره های سرنوشت هم نباید هراسید
اگرخواهان باغ گل باشی..
#عادله_زمانی
@adelehz
حتی اگر کور باشند.
هزارگره کور میشود باغ گل قالی
ازگره های سرنوشت هم نباید هراسید
اگرخواهان باغ گل باشی..
#عادله_زمانی
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
آنه شرلی بودن آرزوی من بود و هست؛کتابشو بارها و بارها خواندم و فیلمشو بارها و بارها دیدم ؛هنوز هم نگاه میکنم؛فکری آزاد؛زبانی به دور از تلخی؛قلبی پراز مهربانی؛چشمانی نافذ؛موهایی به زیبایی رنگهای پاییزی؛به دور از ترس قضاوت شدنِ مردم؛ان شرلی بودن زیباست شجاعتش و بی نظیر بودنش آنه بودن برای من همیشه یک آرزو بوده و بس .
همیشه با خودم زمزمه میکنم :
آنه!!!!!!!!!!
تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت
لیلا
@adelehz
آنه شرلی بودن آرزوی من بود و هست؛کتابشو بارها و بارها خواندم و فیلمشو بارها و بارها دیدم ؛هنوز هم نگاه میکنم؛فکری آزاد؛زبانی به دور از تلخی؛قلبی پراز مهربانی؛چشمانی نافذ؛موهایی به زیبایی رنگهای پاییزی؛به دور از ترس قضاوت شدنِ مردم؛ان شرلی بودن زیباست شجاعتش و بی نظیر بودنش آنه بودن برای من همیشه یک آرزو بوده و بس .
همیشه با خودم زمزمه میکنم :
آنه!!!!!!!!!!
تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت
لیلا
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوست داشتم جای هیچ کس نبودم دوست داشتم جای خودم نه در گذشته و نه در آینده باشم، دوست داشتم تنها خودم باشم در زمان حال و اما با حالی متفاوت میدانی مدت هاست که از حاله خوش خودم فاصله گرفته ام . باید دست خودم را بگیرم و ببرم بنشانم سر جایش جایی که شاد باشد و سرحال ، آرام باشد و از زندگی لذت ببرد. آهای خودم زود باش دستت را بده بمن میخواهم حالت را تغییر دهم...
هستی
@adelehz
دوست داشتم جای هیچ کس نبودم دوست داشتم جای خودم نه در گذشته و نه در آینده باشم، دوست داشتم تنها خودم باشم در زمان حال و اما با حالی متفاوت میدانی مدت هاست که از حاله خوش خودم فاصله گرفته ام . باید دست خودم را بگیرم و ببرم بنشانم سر جایش جایی که شاد باشد و سرحال ، آرام باشد و از زندگی لذت ببرد. آهای خودم زود باش دستت را بده بمن میخواهم حالت را تغییر دهم...
هستی
@adelehz
#دوست_داشتم_چه_کسی_بودم
دوس داشتم پدر بودم
پدر یا قهرمان زندگیِ پسربچه ای که اولین روز مدرسه اش را تجربه میکرد
دستش را میگرفتم همراهش به مدرسه میرفتم آخر با گرفتن دستانم همه ی دنیا مال او میشد
نمیگذاشتم خدایی نکرده از نبود من بغض کند...
مگر ما در این دنیا چقدر زنده ایم...؟
* من اولین روز مدرسه ام پدرم رو از دست دادم
علی پور
@adelehz
دوس داشتم پدر بودم
پدر یا قهرمان زندگیِ پسربچه ای که اولین روز مدرسه اش را تجربه میکرد
دستش را میگرفتم همراهش به مدرسه میرفتم آخر با گرفتن دستانم همه ی دنیا مال او میشد
نمیگذاشتم خدایی نکرده از نبود من بغض کند...
مگر ما در این دنیا چقدر زنده ایم...؟
* من اولین روز مدرسه ام پدرم رو از دست دادم
علی پور
@adelehz