چه کسی میفهمد
در دلم رازی هست
می سپارم آن را
به خیالِ شب و تنهایی خود ...!!
سهراب سپهری
شب زیبا
@adelehz
در دلم رازی هست
می سپارم آن را
به خیالِ شب و تنهایی خود ...!!
سهراب سپهری
شب زیبا
@adelehz
📣دوستان گرامی ،نسخه جدید تلگرام در کانال موجود هست که گفته شده قابل فیلترشدن نیست.اما اگر مشکلی برای کانال درتلگرام پیش امد میتوانید زنی که گم کردم را دراینستا گرام دنبال کنید که البته تازمانی که کانال تلگرام فعال باشد در پیج اینستا مرتب مطالب منتشرنمیشود.
👇👇👇👇
https://instagram.com/_u/adeleh.z1310
👇👇👇👇
https://instagram.com/_u/adeleh.z1310
Instagram
Login • Instagram
Welcome back to Instagram. Sign in to check out what your friends, family & interests have been capturing & sharing around the world.
ما در چه شماریم،
که خورشید جهانتاب
گردن به تماشای تو از صبح کشیدهست
ما را ز شب وصل چه حاصل،
که تو از ناز
تا باز کنی بند قبا، صبح دمیدهست....
صبح به خیر
@adelehz
که خورشید جهانتاب
گردن به تماشای تو از صبح کشیدهست
ما را ز شب وصل چه حاصل،
که تو از ناز
تا باز کنی بند قبا، صبح دمیدهست....
صبح به خیر
@adelehz
اشک ریختن برای خیلی چیزها اشتباه ست ..
سالها بعدبه خیلی از اشکهایت میخندی وباورنمیکنی روزی چنین چیزی تورا به غم واداشته ست..
حواست باشد اشکهایت را کجا خرج میکنی.
#عادله_زمانی
@adelehz
سالها بعدبه خیلی از اشکهایت میخندی وباورنمیکنی روزی چنین چیزی تورا به غم واداشته ست..
حواست باشد اشکهایت را کجا خرج میکنی.
#عادله_زمانی
@adelehz
مادربزرگ ثروتمندنبوداما همینکه هرعصر چای میریخت وهندوانه قاچ میکرد موهایش راشانه میزد و حین سرمه کشیدن به چشمانش منتظر آمدن مرد خانه با نان تازه بود.خودش راخوشبخت ترین میدید
#عادله_زمانی
#چای_تایم
#عادله_زمانی
#چای_تایم
گویی به خواب بود جوانیمان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی، چه میکنی....
بیعشق سر مکن که دلت پیر میشود...
قیصر امین پور
@adelehz
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی، چه میکنی....
بیعشق سر مکن که دلت پیر میشود...
قیصر امین پور
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینقد که میگن انگار سخت نیست سربازی :)
@adelehz
@adelehz
اردیبهشت های بچگی سخت میگذشت .دراضطراب امتحانات خرداد و بعدش هم جدایی ازهمکلاسی ها و سال بعد را خدامیدانست که بازهم این همکلاسی های جون جونی همکلاسی میمانند یا نه.
حالا آن میانه سه ماه هم تعطیلی تابستانی بود که اغراق نباشد بهترین دوره ی زندگی ما بچه هابود.
اما خوب هیچ خاطره مشخصی از اردیبهشت به جز اضطراب تمام شدن مدرسه وامتحانات درذهن ما نمی ماند.
باوجود هوای سکرآمیز و درختان سبز وگلهای محمدی تازشکفته ی راه مدرسه که هربارسعی میکردیم یواشکی ودورازچشم صاحب خانه بچینیمشان.باوجود عطر خوب خاک وقتی عصرهااز مدرسه برمیگشتیم و ازآب پاشی خانه های داخل کوچه بلند میشد .باوجود بستنی های راه مدرسه که تازه با شروع فصل گرم شدن بازهم راهی مغازه ها شده بودند وبا وجود تمام این چیزهای خوب من در بچگی نمیتوانستم قدر اردیبهشت رابدانم.
حالا گاهی فکر میکنم نکند حالا که بزرگ شده ام هم ناخواسته به خاطر یک امتحان ساده لذت چیزی که دردستم دارم را حس نکنم .
نکند مثل بچگی که اردیبهشت را میباختیم چیزی رابرای چیزساده ای ببازم وبعد خیلی دیر بفهمم که کاش اینقدر سخت نمیگرفتم.
حالا،هربچه مدرسه ای را که در راه مدرسه میبینم دلم برایش میسوزد اگر با همان کوله ی خوشرنگش زیر درختان تازه جوانه زده ندود و بستنیش را باشدت و بیخیال ازدنیا نخورد.دلم میسوزد اگر نبینم توی راه برگشت بخانه یک بغل گل دستش نیست و از ذوق رسیدن اینهمه حال خوب بچگی مدام نمیخندد.
اگر بچه مدرسه ای ها رااینطور نبینم دلم میگیرد چون پی میبرم که بازهم کسی دارد چیزی گرانبها را به بهایی مفت می بازد.
#عادله_زمانی
@adelehz
حالا آن میانه سه ماه هم تعطیلی تابستانی بود که اغراق نباشد بهترین دوره ی زندگی ما بچه هابود.
اما خوب هیچ خاطره مشخصی از اردیبهشت به جز اضطراب تمام شدن مدرسه وامتحانات درذهن ما نمی ماند.
باوجود هوای سکرآمیز و درختان سبز وگلهای محمدی تازشکفته ی راه مدرسه که هربارسعی میکردیم یواشکی ودورازچشم صاحب خانه بچینیمشان.باوجود عطر خوب خاک وقتی عصرهااز مدرسه برمیگشتیم و ازآب پاشی خانه های داخل کوچه بلند میشد .باوجود بستنی های راه مدرسه که تازه با شروع فصل گرم شدن بازهم راهی مغازه ها شده بودند وبا وجود تمام این چیزهای خوب من در بچگی نمیتوانستم قدر اردیبهشت رابدانم.
حالا گاهی فکر میکنم نکند حالا که بزرگ شده ام هم ناخواسته به خاطر یک امتحان ساده لذت چیزی که دردستم دارم را حس نکنم .
نکند مثل بچگی که اردیبهشت را میباختیم چیزی رابرای چیزساده ای ببازم وبعد خیلی دیر بفهمم که کاش اینقدر سخت نمیگرفتم.
حالا،هربچه مدرسه ای را که در راه مدرسه میبینم دلم برایش میسوزد اگر با همان کوله ی خوشرنگش زیر درختان تازه جوانه زده ندود و بستنیش را باشدت و بیخیال ازدنیا نخورد.دلم میسوزد اگر نبینم توی راه برگشت بخانه یک بغل گل دستش نیست و از ذوق رسیدن اینهمه حال خوب بچگی مدام نمیخندد.
اگر بچه مدرسه ای ها رااینطور نبینم دلم میگیرد چون پی میبرم که بازهم کسی دارد چیزی گرانبها را به بهایی مفت می بازد.
#عادله_زمانی
@adelehz