"زنی کهگم کردم "
📸سحر ابراهیمی آرزوی طلایی اول: کاش امسال تمام سفره ها به پربرکتی دانه ی گندم باشند. آمین #آرزو @adelehz
اگر تمایل داشتید عکسهایی ازسفره هاتون و به ایدی من بفرستید .تا با سری آرزوهای طلایی منتشرشون کنیم.
@adelehz
@adelehz
کاش ادمیزاد رسم سال را داشت
سالی یک بار نو می شد،جوانه میزد
برگهای کهنه اش را دور می ریخت
و دوباره جوان می شد ...
#عادله_زمانی
@adelehz
سالی یک بار نو می شد،جوانه میزد
برگهای کهنه اش را دور می ریخت
و دوباره جوان می شد ...
#عادله_زمانی
@adelehz
کوچکترکه بودم هروقت کسی میگفت خوابم می آید.مادربزرگ میگفت وقتی بمیری فرصت برای خواب داری حالا ازبیداری ات لذت ببر.
حالا میفهمم فرصت برای غم و غصه خوردن بسیارست همین دم خوشی را دریاب
#عادله_زمانی
حالا میفهمم فرصت برای غم و غصه خوردن بسیارست همین دم خوشی را دریاب
#عادله_زمانی
سالها پیش گلی در دشتی بزرگ زندگی میکرد.گل سرخ زیبا و خیرکننده ای،تمام دشت اورا به زیبایی میشناختند به طراوات گلبرگهای سرخش و به جلوه ی خاصی که به دشت می داد.
اما این گل زیبا یک اشکال بزرگ داشت وآن هم این بود که هیچ کس را دوست نداشت،برای هیچ کس آرزوهای قشنگ نمیکرد و خوشحالی هیچ کدام از همسایگانش دلش راشاد نمیکرد.این بود که گل سرخ زیبا به صدای آواز پرندگان دشت واکنش نشان میداد و اخم هایش را درهم میکشید و میگفت : اوه با این صدای بدتان چرا مزاحم خواب من میشوید؟
شبنم های صبحگاهی را با عصبانیت از روی گلبرگهایش می تکاند ومیگفت :آخرش روی گلبرگهای لطیفم خش میندازید.
از تک درخت پیردشت خوشش نمی آمد ومیگفت :چطور میتوانی اجازه دهی آن سنجاب های سمج از شاخه هایت بالا بروند؟
وخلاصه اینکه این گل سرخ زیبا اما نامهربان هیچ شعاعی از محبت را به دنیای کوچک پیرامونش ساطع نمیکرد...
درهمسایگی گل سرخ زیبا ،گل کوچک دیگری ساکن بود که اتفاقا بیشتراز هرچیز و هرکس دیگری مورد تنفر گل سرخ بود.
گل کوچک دوم گلبرگهای ریزی داشت که لطافت گلبرگهای گل سرخ را نداشتند.عطر زیادی هم نداشت خیلی بلند نبود و وقتی آفتاب دامنش را درصحرا میگستراند آنقدرمجال جلوه گری و نما نداشت .اما گل کوچک دوم بسیار مهربان می نمود،این چنین که هرصبح به آفتاب سلام میکرد.شبنم ها را میبوسید و از صدای پرندگان به وجد می آمد ..وخلاصه اینکه گل کوچک دوم باتمام کوچکی اش جهان اطرافش را زیبا میکرد ...
جهان پیرامون گل کوچک دوم همواره زیبا بود .باران بیشتر براو می بارید چرا که میدانست لبخندش را خواهد دید.نسیم گلبرگهای اورا نوازش میداد چرا که می دید که وی عاشقانه لمسش میکند.تک درخت شاخسارش را بر او میافکند تا نور شدید ازارش ندهد چرا که میدانست گل کوچک دوم سپاسگزارخواهد بود.
و اینچنین بود که هر زیبایی که اوبه دنیا میداد دنیا به وی بازمیگرداند.
و خوب کسی چه میداند شاید ماهم ناخواسته گل سرخ نامهربانیم ..که با سنگدلی ها و نامهربانی ها و بدگویی هایمان از دیگران ،بدی ها را به سوی خودمان روانه میکنیم.
پس بیاید گل کوچک دوم باشیم
#عادله_زمانی
@adelehz
اما این گل زیبا یک اشکال بزرگ داشت وآن هم این بود که هیچ کس را دوست نداشت،برای هیچ کس آرزوهای قشنگ نمیکرد و خوشحالی هیچ کدام از همسایگانش دلش راشاد نمیکرد.این بود که گل سرخ زیبا به صدای آواز پرندگان دشت واکنش نشان میداد و اخم هایش را درهم میکشید و میگفت : اوه با این صدای بدتان چرا مزاحم خواب من میشوید؟
شبنم های صبحگاهی را با عصبانیت از روی گلبرگهایش می تکاند ومیگفت :آخرش روی گلبرگهای لطیفم خش میندازید.
از تک درخت پیردشت خوشش نمی آمد ومیگفت :چطور میتوانی اجازه دهی آن سنجاب های سمج از شاخه هایت بالا بروند؟
وخلاصه اینکه این گل سرخ زیبا اما نامهربان هیچ شعاعی از محبت را به دنیای کوچک پیرامونش ساطع نمیکرد...
درهمسایگی گل سرخ زیبا ،گل کوچک دیگری ساکن بود که اتفاقا بیشتراز هرچیز و هرکس دیگری مورد تنفر گل سرخ بود.
گل کوچک دوم گلبرگهای ریزی داشت که لطافت گلبرگهای گل سرخ را نداشتند.عطر زیادی هم نداشت خیلی بلند نبود و وقتی آفتاب دامنش را درصحرا میگستراند آنقدرمجال جلوه گری و نما نداشت .اما گل کوچک دوم بسیار مهربان می نمود،این چنین که هرصبح به آفتاب سلام میکرد.شبنم ها را میبوسید و از صدای پرندگان به وجد می آمد ..وخلاصه اینکه گل کوچک دوم باتمام کوچکی اش جهان اطرافش را زیبا میکرد ...
جهان پیرامون گل کوچک دوم همواره زیبا بود .باران بیشتر براو می بارید چرا که میدانست لبخندش را خواهد دید.نسیم گلبرگهای اورا نوازش میداد چرا که می دید که وی عاشقانه لمسش میکند.تک درخت شاخسارش را بر او میافکند تا نور شدید ازارش ندهد چرا که میدانست گل کوچک دوم سپاسگزارخواهد بود.
و اینچنین بود که هر زیبایی که اوبه دنیا میداد دنیا به وی بازمیگرداند.
و خوب کسی چه میداند شاید ماهم ناخواسته گل سرخ نامهربانیم ..که با سنگدلی ها و نامهربانی ها و بدگویی هایمان از دیگران ،بدی ها را به سوی خودمان روانه میکنیم.
پس بیاید گل کوچک دوم باشیم
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از خوبی های بهار ...
@adelehz
@adelehz
به گفتن های قشنگ نیست
به ماندن های واقعی ست ...
در تاریخ از هزاران نفر عاشق فقط یک نفر فرهاد شد .
پس نه به حرف ها که به عمل ها نگاه کنید..
#عادله_زمانی
@adelehz
به ماندن های واقعی ست ...
در تاریخ از هزاران نفر عاشق فقط یک نفر فرهاد شد .
پس نه به حرف ها که به عمل ها نگاه کنید..
#عادله_زمانی
@adelehz