در آخرین پنجشنبه سال
یاد مسافرین ابدی رافراموش نکنید
کسانی که دلتنگمان هستندکه دلتنگشان هستیم اماسنگینی خاک نمیگذاردسخت در آغوششان بگیریم .
#عادله_زمانی
@adelehz
یاد مسافرین ابدی رافراموش نکنید
کسانی که دلتنگمان هستندکه دلتنگشان هستیم اماسنگینی خاک نمیگذاردسخت در آغوششان بگیریم .
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیمکت های سلام و دوستی😍
@adelehz
@adelehz
عزیزجانم
فردا را رها کن
از من و تو چیزی نمی ماند .
پس چایی بنوش و عاشق بمان .
وبلندتر فریاد بزن که فردا برای شنیدن صدایت دیرست.
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
فردا را رها کن
از من و تو چیزی نمی ماند .
پس چایی بنوش و عاشق بمان .
وبلندتر فریاد بزن که فردا برای شنیدن صدایت دیرست.
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
@adelehz
1️⃣ از ارسال پیام تبریک کیلویی خودداری کنیم. Send to all پیام قطعا" فقط باعث خوشحالی مخابرات می شود. اگر کسی برایمان عزیز است جداگانه به او پیام بدهیم.
2️⃣ بوسیدن در دید و بازدید نشانه صمیمیت نیست. ممکن است ما دوست داشته باشیم کسی را ببوسیم اما آیا او هم دوست دارد؟ به زور همدیگر را نبوسیم! بخصوص شما بزرگواری که به بهانه توهم مثل دخترمی، نصف دختران دم بخت فامیل را بی رحمانه می بوسی!
همچنین اگرشما پدرومادرهستید اجازه ندهید به زور کودکتان را ببوسند.
3️⃣ ادکلن ممکن است لباس ما را خوشبو کند اما حمام کنیم و البته یادمان نرود ادکلن کار خمیر دندان را نمی کند.
4️⃣ در گپ و گفت ها نگوییم: بی معرفت یکسال گذشته کجا بودی؟ چرا خبری نگرفتی؟... خودت کجا بودی با معرفت؟ اینقدر از هم گله نکنیم.
5️⃣ مرگ من، جان تو!
_تو رو خدا آجیل بخور!
_ تو رو قرآن چای بخور!
_تو رو به جان مادرت میوه بخور!!
اینقدر به مهمان اصرار نکنیم. تعارف نکنیم. تعارف زیاد نشانه ادب نیست. یعنی کسی بعدش نمی گوید: دیدی ماشالا هزار ماشالا چقد تعارفمون کردن!
6️⃣ پسته ها را جدا نکنیم! قبول دارم خوشمزه ترن ولی بقیه آجیل ها هم گناه دارن، چشم امیدشون به دندان شماست!
7️⃣ دست خالی نرویم عید دیدنی. قرار نیست کمپوت ببریم. یک شاخه گل، یک کتاب برای بچه میزبان...
8️⃣ فوری رمز وای فای میزبان را نخواهیم. مثل این می ماند که چیزی توی دندان مان گیر کرده باشد و به میزبان بگوییم: قربون دستت یه دقیقه مسواکت رو می دی من بزنم؟
9️⃣ در وقت کوتاه دید و بازدید از تعریف کردن بیماری هایمان، مرگ و میر و تصادفاتی که توی جاده دیده ایم یا رد و بدل کردن اخبار تلخ فامیل پرهیز کنیم. حتی شما دوست عزیز!
🔟 سلام علیکم. من ماشین خریدم!
در دید و بازدیدها موفقیت های مالی مان را به رخ نکشیم. اگر حرفش پیش آمد یا میزبان پرسید جواب بدهیم. این فخرفروشی ها خز شده!
👶 از بچه هایمان نخواهیم جلوی مهمانان کله معلق بزنند، انار صد دانه یاقوت یا سوره و عددهای انگلیسی را از حفظ بخوانند. بچه ها اسباب بازی ما نیستند.
📢 در جمع آرام حرف بزنیم. برای جلب توجه دیگران به سخنان گهربارمان لازم نیست صدایمان را بلند کنیم. چرا هنوز بیکاری؟ چرا ازدواج نکردی؟ چرا طلاق گرفتی؟ چرا درآمدت کمه؟ چرا دماغت رو عمل کردی؟ چرا موهات رو این شکلی کوتاه کردی و ... پاسخ هیچکدام از این سوالات به ما سر سوزنی ربط ندارد. نپرسیم. بخصوص از جوان ترها.
🙏 از هم قدردانی کنیم. اگر در سال گذشته کسی برایمان کاری کرده، جایی مراقب مان بوده، به درد دل مان گوش داده، به او بگوییم که سپاسگزارش هستیم و یادمان مانده است.
❤️ تا فرصت زندگی هست همدیگر را دوست داشته باشیم، شاید این آخرین دیدار و گفتار و نوشتار باشد. برایتان در سال جدید آرامش، امنیت و لبخند آرزو می کنم.
این چند تجربه کوچک را برای دیگران ارسال کنید شاید دید و بازدیدهای بهتری در ایام عید داشتیم.
@adelehz
1️⃣ از ارسال پیام تبریک کیلویی خودداری کنیم. Send to all پیام قطعا" فقط باعث خوشحالی مخابرات می شود. اگر کسی برایمان عزیز است جداگانه به او پیام بدهیم.
2️⃣ بوسیدن در دید و بازدید نشانه صمیمیت نیست. ممکن است ما دوست داشته باشیم کسی را ببوسیم اما آیا او هم دوست دارد؟ به زور همدیگر را نبوسیم! بخصوص شما بزرگواری که به بهانه توهم مثل دخترمی، نصف دختران دم بخت فامیل را بی رحمانه می بوسی!
همچنین اگرشما پدرومادرهستید اجازه ندهید به زور کودکتان را ببوسند.
3️⃣ ادکلن ممکن است لباس ما را خوشبو کند اما حمام کنیم و البته یادمان نرود ادکلن کار خمیر دندان را نمی کند.
4️⃣ در گپ و گفت ها نگوییم: بی معرفت یکسال گذشته کجا بودی؟ چرا خبری نگرفتی؟... خودت کجا بودی با معرفت؟ اینقدر از هم گله نکنیم.
5️⃣ مرگ من، جان تو!
_تو رو خدا آجیل بخور!
_ تو رو قرآن چای بخور!
_تو رو به جان مادرت میوه بخور!!
اینقدر به مهمان اصرار نکنیم. تعارف نکنیم. تعارف زیاد نشانه ادب نیست. یعنی کسی بعدش نمی گوید: دیدی ماشالا هزار ماشالا چقد تعارفمون کردن!
6️⃣ پسته ها را جدا نکنیم! قبول دارم خوشمزه ترن ولی بقیه آجیل ها هم گناه دارن، چشم امیدشون به دندان شماست!
7️⃣ دست خالی نرویم عید دیدنی. قرار نیست کمپوت ببریم. یک شاخه گل، یک کتاب برای بچه میزبان...
8️⃣ فوری رمز وای فای میزبان را نخواهیم. مثل این می ماند که چیزی توی دندان مان گیر کرده باشد و به میزبان بگوییم: قربون دستت یه دقیقه مسواکت رو می دی من بزنم؟
9️⃣ در وقت کوتاه دید و بازدید از تعریف کردن بیماری هایمان، مرگ و میر و تصادفاتی که توی جاده دیده ایم یا رد و بدل کردن اخبار تلخ فامیل پرهیز کنیم. حتی شما دوست عزیز!
🔟 سلام علیکم. من ماشین خریدم!
در دید و بازدیدها موفقیت های مالی مان را به رخ نکشیم. اگر حرفش پیش آمد یا میزبان پرسید جواب بدهیم. این فخرفروشی ها خز شده!
👶 از بچه هایمان نخواهیم جلوی مهمانان کله معلق بزنند، انار صد دانه یاقوت یا سوره و عددهای انگلیسی را از حفظ بخوانند. بچه ها اسباب بازی ما نیستند.
📢 در جمع آرام حرف بزنیم. برای جلب توجه دیگران به سخنان گهربارمان لازم نیست صدایمان را بلند کنیم. چرا هنوز بیکاری؟ چرا ازدواج نکردی؟ چرا طلاق گرفتی؟ چرا درآمدت کمه؟ چرا دماغت رو عمل کردی؟ چرا موهات رو این شکلی کوتاه کردی و ... پاسخ هیچکدام از این سوالات به ما سر سوزنی ربط ندارد. نپرسیم. بخصوص از جوان ترها.
🙏 از هم قدردانی کنیم. اگر در سال گذشته کسی برایمان کاری کرده، جایی مراقب مان بوده، به درد دل مان گوش داده، به او بگوییم که سپاسگزارش هستیم و یادمان مانده است.
❤️ تا فرصت زندگی هست همدیگر را دوست داشته باشیم، شاید این آخرین دیدار و گفتار و نوشتار باشد. برایتان در سال جدید آرامش، امنیت و لبخند آرزو می کنم.
این چند تجربه کوچک را برای دیگران ارسال کنید شاید دید و بازدیدهای بهتری در ایام عید داشتیم.
@adelehz
مادر بزرگ دوستم پیرزن مدرنی ست..از آنهای که چروک صورتشان را اندازه ی حلقه ی ازدواجشان دوست دارند ، از آنهایی که هر صبح جلوی آینه می ایستند ، کرم روزشان را زده، خط چشمشان را با سرمه سیاه میکنند و برای بلندتر دیده شدن مژه هایشان شب ها روغن بادام و روزها ریمل مارکدار از آب گذشته میزنند !!
من مادر بزرگ دوستم را دورا دور میشناسم .اما دوستم می گوید مادر بزرگش معتقد است:زن در هر سن و سالی باشد باید از افتادن مژه هایش بترسدمثل دوران جوانی که
افتادن هر مژه دل آدم را میلرزاند .
باید مراقب چشمانش ، مژه هایش و صورتش باشدنگذارد زیبایی اش
محدود باشد به 20تا 30 سالگی.
برایم سوال پیش می آید که چه چیز مادر بزرگ دوستم را انقدر امیدوار کرده ؟!یادم می آید دوستم گفته بود
پدربزرگش هنوز برای همسرش گل میخرد و گاهی در جمع قربان صدقه اش میرود ، بدون او هیچ جا نمیرود ، بدون او خوابش نمیبرد...و همه میدانند پدر بزرگ از جوانی عاشقش بوده است .
قطعأ مادر بزرگ دوستم معشوقه ی خوبیست و این باعث امیدواری أش بوده، چون معتقدم معشوقه بودن
زن هارا زیباتر میکند.به آنها امید و انگیزه می دهد که برای زیباییشان تلاش کنند ؛خوب باشند,مهربان باشند و زنده بمانند.
به همه ی اینها فکر میکنم و میفهمم چرا مادربزرگ های بعضی ها مدرن نیستند ، زود پیر میشوند و زود میمیرند!دلم برای مادر بزرگ خودم و بعضی ها خیلی میسوزد !!
خیلی..
@adelehz
من مادر بزرگ دوستم را دورا دور میشناسم .اما دوستم می گوید مادر بزرگش معتقد است:زن در هر سن و سالی باشد باید از افتادن مژه هایش بترسدمثل دوران جوانی که
افتادن هر مژه دل آدم را میلرزاند .
باید مراقب چشمانش ، مژه هایش و صورتش باشدنگذارد زیبایی اش
محدود باشد به 20تا 30 سالگی.
برایم سوال پیش می آید که چه چیز مادر بزرگ دوستم را انقدر امیدوار کرده ؟!یادم می آید دوستم گفته بود
پدربزرگش هنوز برای همسرش گل میخرد و گاهی در جمع قربان صدقه اش میرود ، بدون او هیچ جا نمیرود ، بدون او خوابش نمیبرد...و همه میدانند پدر بزرگ از جوانی عاشقش بوده است .
قطعأ مادر بزرگ دوستم معشوقه ی خوبیست و این باعث امیدواری أش بوده، چون معتقدم معشوقه بودن
زن هارا زیباتر میکند.به آنها امید و انگیزه می دهد که برای زیباییشان تلاش کنند ؛خوب باشند,مهربان باشند و زنده بمانند.
به همه ی اینها فکر میکنم و میفهمم چرا مادربزرگ های بعضی ها مدرن نیستند ، زود پیر میشوند و زود میمیرند!دلم برای مادر بزرگ خودم و بعضی ها خیلی میسوزد !!
خیلی..
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
در زندگی بعدی
کاش روحی باشم اسیر میان کاشی های یک معمار شرقی ..
که پیام اور عشق است وشرق
جایی که خورشید زودتر ازهمه عالم درآن تابیدن را شروع می کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
کاش روحی باشم اسیر میان کاشی های یک معمار شرقی ..
که پیام اور عشق است وشرق
جایی که خورشید زودتر ازهمه عالم درآن تابیدن را شروع می کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
مادرش گل ها رو دوست داشته ، از دنیا رفته. پسرش به یادش این بنر رو زده و گل براش خیرات کرده❤️😔
لاهیجان
@adelehz
لاهیجان
@adelehz
گاهی ادمیزاد به یک حوض خالی قدیمی می ماند.گرچه میتواند زیبا باشد گرچه میتواند خانه ی ماهی ها باشد ولی خالیست ...ساکت ست و بی رنگ
و خوب برای یک حوض خالی بودن انتهای دنیاست...
#عادله_زمانی
شب زیبا
و خوب برای یک حوض خالی بودن انتهای دنیاست...
#عادله_زمانی
شب زیبا
هرگز زِ دل امید گل آوردنم نرفت !
این شاخ خشک
زنده به بوی بهار توست …!
#هوشنگ_ابتهاج
به اخرین جمعه سال خوش امدید.
5روز تا بهار🌱
@adelehz
این شاخ خشک
زنده به بوی بهار توست …!
#هوشنگ_ابتهاج
به اخرین جمعه سال خوش امدید.
5روز تا بهار🌱
@adelehz
همیشه شباهت دلیل باهم بودن نیست.
گاهی کسی رادوست داری که هیچ شباهتی باتوندارد.به جزیک چیز
کسی که درظاهرانگار ازدو سیاره ی متفاوتید اماقلبش انگار تکه ای ازقلب شماست همین اندازه نزدیک
#عادله_زمانی
گاهی کسی رادوست داری که هیچ شباهتی باتوندارد.به جزیک چیز
کسی که درظاهرانگار ازدو سیاره ی متفاوتید اماقلبش انگار تکه ای ازقلب شماست همین اندازه نزدیک
#عادله_زمانی
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و به سختی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :
«ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.»
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین کره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه
@adelehz
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :
«ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.»
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین کره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه
@adelehz
ای که دستت می رسد کاری بکن.
در آستانه سال جدید آنهایی که دستشان و سفره شان خالیست را فراموش نکنیم.
باشد که خدا هم مارا فراموش نکند...
@adelehz
در آستانه سال جدید آنهایی که دستشان و سفره شان خالیست را فراموش نکنیم.
باشد که خدا هم مارا فراموش نکند...
@adelehz