شب قصه ی درازی ست .قصه بودن ونبودن قصه خواب و بیخوابی قصه رسیدن ونرسیدن
شبها دلخوشی ها اب میروند و غصه ها حجیم میشوند ..خصلت شب دوچندان شدن غم است ورازش را واقعا کسی نمیداند.
#عادله_زمانی
@adelehz
شبها دلخوشی ها اب میروند و غصه ها حجیم میشوند ..خصلت شب دوچندان شدن غم است ورازش را واقعا کسی نمیداند.
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح به صبح از خدا سپاسگزاری کن.
زندگی و فرصتش ارزش هرچیزی را دارد .
بخاطراین هدیه خاص باید از خدا همواره تشکر کرد.
روزتون بخیر
@adelehz
زندگی و فرصتش ارزش هرچیزی را دارد .
بخاطراین هدیه خاص باید از خدا همواره تشکر کرد.
روزتون بخیر
@adelehz
مرا به سرزمینی ببر که درونش
شادی بی بها و غم گران باشد .
بهمین خاطر تمام مردمش ثروتمند ازشادی و فقیر ازغم باشند.
#عادله_زمانی
@adelehz
شادی بی بها و غم گران باشد .
بهمین خاطر تمام مردمش ثروتمند ازشادی و فقیر ازغم باشند.
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
بچه تر که بودم عاشق این بودم که کسی بیاید دستش را دراز کند وبگوید بیابریم بازی ...
بزرگترکه شدم فهمیدم آدمها دیگر روبرویت نمیگویند بیابازی بلکه سر فرصت باتو و دلت بازی خواهند کرد..
#عادله_زمانی
بزرگترکه شدم فهمیدم آدمها دیگر روبرویت نمیگویند بیابازی بلکه سر فرصت باتو و دلت بازی خواهند کرد..
#عادله_زمانی
شبیه
دوباره جوانه زدن
برای درخت پیر و بی بر و برگ باغچه
هرصبح یک شروع سپید است
گرچه که دیروز به تلخی گذشته باشد
حساب صبح سواست...
#عادله_زمانی
#صبح_شما_بخیر
@adelehz
دوباره جوانه زدن
برای درخت پیر و بی بر و برگ باغچه
هرصبح یک شروع سپید است
گرچه که دیروز به تلخی گذشته باشد
حساب صبح سواست...
#عادله_زمانی
#صبح_شما_بخیر
@adelehz
عصرهای پنجشنبه مرد فراموش شده و تنهایی ست که معشوقه ی دورافتاده ای دارد .معشوقه ای که نه تابحال توانسته ببوسدش و نه ببینتش .معشوقه ای خیالی و نامریی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
سالها بعد من پیر خواهم شد ..یک روز که قرصهای فشارم راخوردم میخزم روی مبل قدیمی کنار شومینه ام ..پتویی را که سالها قبل از سفرم به اروپا اورده ام به زحمت رویم میکشم عینک ضخمیمم را به چشمم میزنم و بادستان لرزانم دفترچه قدیمی و رنگ و رو رفته ای را بازمیکنم..هر ورق را که بازمیکنم کلی گلبرگ خشک و زرد شده بیرون می ریزد و من حتی نمیخواهم جمعشان کنم ..به نوشته ها نگاه میکنم به تاریخ ها ..گاهی لبخند میزنم و گاهی اه میکشم ...نهایتش در بهترین حالت همین است که روزی در نقطه ای بنشینیم و فکر کنیم که چه برما گذشت دراین سالها..به ادمهای رفته ی زندگیمان بیندیشیم و فکرکنیم که کجاها دلمان راشکستند ویااین تاوان شکستن کدام دل توسط ما بود؟به این فکر کنیم که ادمهایی که میشناختیمشان حالا کجا هستند؟ویا اصلا هستند؟؟
دران روز من دفترچه را میبندم همه ی ادمهای زندگیم را یک بار دیگر مرور میکنم بهشان فکر میکنم قسمت های سیاه حضورشان را از ذهنم پاک میکنم و تنها خوبی ها را باقی میگذارم.
آنگاه آرام سرم رابه مبل تکیه میدهم و چشمانم را میبندم ..
وچه کسی میداند که ایا دوباره فرصت گشودنشان را خواهم یافت یا نه ...
#عادله_زمانی
@adelehz
دران روز من دفترچه را میبندم همه ی ادمهای زندگیم را یک بار دیگر مرور میکنم بهشان فکر میکنم قسمت های سیاه حضورشان را از ذهنم پاک میکنم و تنها خوبی ها را باقی میگذارم.
آنگاه آرام سرم رابه مبل تکیه میدهم و چشمانم را میبندم ..
وچه کسی میداند که ایا دوباره فرصت گشودنشان را خواهم یافت یا نه ...
#عادله_زمانی
@adelehz