نمیدانم چند نفر داستان موسی وشبان راخوانده اید یا حتی مغز کلام این داستان را میدانید .خلاصه داستان این است که موسی پیامبر روزی از راهی میگذشت و متوجه شبانی(چوپان)شد که درحال راز ونیاز باخداوند است ...
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
ای خدای من فدایت جان من
جمله فرزندان و خان و مان من
تو کجایی تا سرت شانه کنم
چارقت را دوزم و بخیه زنم
ور تو را بیماریی آید به پیش
من تو را غمخوار باشم همچو خویش
دست ِ کت بوسم بمالم پای کت
وقت خواب آید بروبم جای کت
گر ببینم خانه ات را من دوام
روغن و شیرت بیارم صبح و شام
هم پنیر و نان های روغنین
خمرها چغرات های نازنین
سازم و آرم به پیشت صبح و شام
از من آوردن ز تو خوردن تمام
ای فدای تو همه بزهای من
ای به یادت هی هی و هی های من
زمانی که موسی پیامبر رازونیاز شبان راشنید سخت بر اشفت و براوتازید که ;
گفت موسا های خیره سر شدی !
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژ است این چه کفر است و فشار
پنبه ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
بعدازاین اینکه موسی بر شبان تاخت.شبان با قلبی شکسته ودلی اندوهگین اورا ترک کرد وبه صحرا بازگشت .شاید بسیاری ازما فکر کنیم که خدا بااین عمل موسی موافق بود و اورا به خاطر این برخورد جدی با شبان تایید کرد.اما حقیقت ان بود که رب العالمین شدت عمل موسی را برنتابید و بر وی وحی نمود که;
وحی آمد سوی موسی از خدا
ـ بنده ی ما را زما کردی جدا ؟
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
هر کسی را اصطلاحی داده ایم
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
در حق او نور و در حق تو نار
در حق او ورد و در حق تو خار
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
رب العالمین به موسی فرمود که موسی من نیازی به بندگان ندارم بلکه انها به من نیازمندند.دعا و نیایششان برای من سودی ندارد مگرچون ابی روان خودشان را پاک میکند .پس تو به چه حقی بنده ی مرا ازمن دورکردی و قلبش را که مملو ازعشق به من بودی شکستی فقط چون زبان او با تو یکی نیست ؟
از خواندن تمام این داستان میتوان فهمید که باری تعالی این حضرت عشق خداوند لایزال را به هرزبانی که ستایش کنیم او خواهد دانست .راه رسیدن به خدا را ازخودمان اغاز کنیم وبه راه های دیگران برای رسیدن به خدایشان دست نزنیم .
که به تعداد ادمهای روی زمین راه وجود دارد برای رسیدن به خدا ...
#عادله_زمانی
@adelehz
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
ای خدای من فدایت جان من
جمله فرزندان و خان و مان من
تو کجایی تا سرت شانه کنم
چارقت را دوزم و بخیه زنم
ور تو را بیماریی آید به پیش
من تو را غمخوار باشم همچو خویش
دست ِ کت بوسم بمالم پای کت
وقت خواب آید بروبم جای کت
گر ببینم خانه ات را من دوام
روغن و شیرت بیارم صبح و شام
هم پنیر و نان های روغنین
خمرها چغرات های نازنین
سازم و آرم به پیشت صبح و شام
از من آوردن ز تو خوردن تمام
ای فدای تو همه بزهای من
ای به یادت هی هی و هی های من
زمانی که موسی پیامبر رازونیاز شبان راشنید سخت بر اشفت و براوتازید که ;
گفت موسا های خیره سر شدی !
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژ است این چه کفر است و فشار
پنبه ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
بعدازاین اینکه موسی بر شبان تاخت.شبان با قلبی شکسته ودلی اندوهگین اورا ترک کرد وبه صحرا بازگشت .شاید بسیاری ازما فکر کنیم که خدا بااین عمل موسی موافق بود و اورا به خاطر این برخورد جدی با شبان تایید کرد.اما حقیقت ان بود که رب العالمین شدت عمل موسی را برنتابید و بر وی وحی نمود که;
وحی آمد سوی موسی از خدا
ـ بنده ی ما را زما کردی جدا ؟
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
هر کسی را اصطلاحی داده ایم
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
در حق او نور و در حق تو نار
در حق او ورد و در حق تو خار
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
رب العالمین به موسی فرمود که موسی من نیازی به بندگان ندارم بلکه انها به من نیازمندند.دعا و نیایششان برای من سودی ندارد مگرچون ابی روان خودشان را پاک میکند .پس تو به چه حقی بنده ی مرا ازمن دورکردی و قلبش را که مملو ازعشق به من بودی شکستی فقط چون زبان او با تو یکی نیست ؟
از خواندن تمام این داستان میتوان فهمید که باری تعالی این حضرت عشق خداوند لایزال را به هرزبانی که ستایش کنیم او خواهد دانست .راه رسیدن به خدا را ازخودمان اغاز کنیم وبه راه های دیگران برای رسیدن به خدایشان دست نزنیم .
که به تعداد ادمهای روی زمین راه وجود دارد برای رسیدن به خدا ...
#عادله_زمانی
@adelehz
فرقی نمیکند شب چگونه گذشت،هر صبح دوباره زنده میشوم
صبح بزرگترین پاداش برای کسانیست که روز قبل زنده مانده اند
صبح مثل معجزه میماند،آغاز یک زندگیست که به پایان رسیده بود
صبح بخیر
@adelehz
صبح بزرگترین پاداش برای کسانیست که روز قبل زنده مانده اند
صبح مثل معجزه میماند،آغاز یک زندگیست که به پایان رسیده بود
صبح بخیر
@adelehz
دوست داشتن تو اعجاز است .
ازاین رو که نه یاد گرفتنی ست و نه شرح دادنی
دوست داشتنت مثل یک معجزه مثل یک وحی برقلبم نازل شده است .ومگر معجزه چه چیز جز این میتواند که باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
ازاین رو که نه یاد گرفتنی ست و نه شرح دادنی
دوست داشتنت مثل یک معجزه مثل یک وحی برقلبم نازل شده است .ومگر معجزه چه چیز جز این میتواند که باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
در صورت آدمی دو چیز مهم است
یکی لبخندش
و دیگری عمق نگاهش
که هیچ جراحی نمیتواند به انسان بدهد
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است
و چشمهایش آفتاب...
👤مایاکوفسکی
@adelehz
یکی لبخندش
و دیگری عمق نگاهش
که هیچ جراحی نمیتواند به انسان بدهد
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است
و چشمهایش آفتاب...
👤مایاکوفسکی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
قسم به قطره قطره بارانهایی که قسمت نشد زیر بارشش با یکدیگر قدم بزنیم ..
قسم به تک تک قهوه هایی که فرصت نشد باهم بنویشیم و برات با فنجانش فال بگیرم و بشوخی بگویم یک دختر مهربان وخوشگل توی فالت افتاده بیشتر قدرشو بدووون..
قسم به تمام اشعاری که برایت نوشتم وهرگز نخواندی
وقسم به تمام روزهایی که بین کوچکترین تا مهم ترین موضوعات زندگی من ردی ازتو بود ...
فردا که برگردی خیلی دیر است ...خیلی دیر
فردا دیگر نه بارانی می بارد نه قهوه ای دم میشود نه شعری سروده میشود..
فردا که بیایی دیگر مرا پیدا نمیکنی
فقط همین
#عادله_زمانی
@adelehz
قسم به تک تک قهوه هایی که فرصت نشد باهم بنویشیم و برات با فنجانش فال بگیرم و بشوخی بگویم یک دختر مهربان وخوشگل توی فالت افتاده بیشتر قدرشو بدووون..
قسم به تمام اشعاری که برایت نوشتم وهرگز نخواندی
وقسم به تمام روزهایی که بین کوچکترین تا مهم ترین موضوعات زندگی من ردی ازتو بود ...
فردا که برگردی خیلی دیر است ...خیلی دیر
فردا دیگر نه بارانی می بارد نه قهوه ای دم میشود نه شعری سروده میشود..
فردا که بیایی دیگر مرا پیدا نمیکنی
فقط همین
#عادله_زمانی
@adelehz
چه هوایی، چه طلوعی جانم ...!
باید امروز حواسم باشد ،
که اگر قاصدکی را دیدم ،
آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا ...!
@adelehz
صبح به خیر و شادی
باید امروز حواسم باشد ،
که اگر قاصدکی را دیدم ،
آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا ...!
@adelehz
صبح به خیر و شادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا وقتی
حتی یک بار دیگر خورشید طلوع میکند وصبح می آید .امید زنده است .
تا حتی یک صبح دیگر زندگی باید کرد.
صبحتان پر از زندگی
@adelehz
حتی یک بار دیگر خورشید طلوع میکند وصبح می آید .امید زنده است .
تا حتی یک صبح دیگر زندگی باید کرد.
صبحتان پر از زندگی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مساجد ترکیه در زمستان بروی حیوانات بازهستند.تا انها ازیخبندان درامان باشند.
خانه ی خدا جایی ست که درش بروی تمام مخلوقات خدا بازباشد.
@adelehz
خانه ی خدا جایی ست که درش بروی تمام مخلوقات خدا بازباشد.
@adelehz
مرگم باد!
اگر دمی کوتاه آیم؛
از تکرارِ این پیشِ پا افتادهترین سخن
که:
«دوستت دارم»
احمد شاملو
@adelehz
اگر دمی کوتاه آیم؛
از تکرارِ این پیشِ پا افتادهترین سخن
که:
«دوستت دارم»
احمد شاملو
@adelehz