به جمعه خوش امد بگویید.
این همان روز قشنگی ست که برای رسیدنش یک هفته منتظربودیم.جمعه را بغل کنید حیف است مسافری که این همه راه راامده تا خوشحالمان کند را نادیده بگیریم.
جمعه مبارک
@adelehz
این همان روز قشنگی ست که برای رسیدنش یک هفته منتظربودیم.جمعه را بغل کنید حیف است مسافری که این همه راه راامده تا خوشحالمان کند را نادیده بگیریم.
جمعه مبارک
@adelehz
هر جمعه ،هر صبح جمعه باید بایک عطر خوب شروع شود مثلا عطر مردانه ی تو پیچیده باعطر سنگک داغ دستت وقتی دردست دیگرت یاسی ست که سر راه رفتن به نانوایی برایم از باغچه ی کنار کوچه چیده ای...
#عادله_زمانی
#عادله_زمانی
هر ادمی برای رسیدن به منبع نورواحد هستی راه خودش رادارد.
خدایش را به شیوه ی خودش میپرستد .هیچگاه هیچ بنده ای را بخاطر راه رسیدنش به خدا سرزنش نکنید .هرکس دلش از راهی متفاوت به خدا می رسد.
@adelehz
خدایش را به شیوه ی خودش میپرستد .هیچگاه هیچ بنده ای را بخاطر راه رسیدنش به خدا سرزنش نکنید .هرکس دلش از راهی متفاوت به خدا می رسد.
@adelehz
روزهای هفته هر کدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند ...
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیدهی طوبی خانم است : دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس !
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد ...
دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است : متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا ! سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است .
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزهی حسن آقا را میدهد ...!
پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر ...!
گلی ترقی
خاطرههای پراکنده
@adelehz
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیدهی طوبی خانم است : دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس !
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد ...
دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است : متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا ! سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است .
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزهی حسن آقا را میدهد ...!
پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر ...!
گلی ترقی
خاطرههای پراکنده
@adelehz
نمیدانم چند نفر داستان موسی وشبان راخوانده اید یا حتی مغز کلام این داستان را میدانید .خلاصه داستان این است که موسی پیامبر روزی از راهی میگذشت و متوجه شبانی(چوپان)شد که درحال راز ونیاز باخداوند است ...
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
ای خدای من فدایت جان من
جمله فرزندان و خان و مان من
تو کجایی تا سرت شانه کنم
چارقت را دوزم و بخیه زنم
ور تو را بیماریی آید به پیش
من تو را غمخوار باشم همچو خویش
دست ِ کت بوسم بمالم پای کت
وقت خواب آید بروبم جای کت
گر ببینم خانه ات را من دوام
روغن و شیرت بیارم صبح و شام
هم پنیر و نان های روغنین
خمرها چغرات های نازنین
سازم و آرم به پیشت صبح و شام
از من آوردن ز تو خوردن تمام
ای فدای تو همه بزهای من
ای به یادت هی هی و هی های من
زمانی که موسی پیامبر رازونیاز شبان راشنید سخت بر اشفت و براوتازید که ;
گفت موسا های خیره سر شدی !
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژ است این چه کفر است و فشار
پنبه ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
بعدازاین اینکه موسی بر شبان تاخت.شبان با قلبی شکسته ودلی اندوهگین اورا ترک کرد وبه صحرا بازگشت .شاید بسیاری ازما فکر کنیم که خدا بااین عمل موسی موافق بود و اورا به خاطر این برخورد جدی با شبان تایید کرد.اما حقیقت ان بود که رب العالمین شدت عمل موسی را برنتابید و بر وی وحی نمود که;
وحی آمد سوی موسی از خدا
ـ بنده ی ما را زما کردی جدا ؟
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
هر کسی را اصطلاحی داده ایم
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
در حق او نور و در حق تو نار
در حق او ورد و در حق تو خار
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
رب العالمین به موسی فرمود که موسی من نیازی به بندگان ندارم بلکه انها به من نیازمندند.دعا و نیایششان برای من سودی ندارد مگرچون ابی روان خودشان را پاک میکند .پس تو به چه حقی بنده ی مرا ازمن دورکردی و قلبش را که مملو ازعشق به من بودی شکستی فقط چون زبان او با تو یکی نیست ؟
از خواندن تمام این داستان میتوان فهمید که باری تعالی این حضرت عشق خداوند لایزال را به هرزبانی که ستایش کنیم او خواهد دانست .راه رسیدن به خدا را ازخودمان اغاز کنیم وبه راه های دیگران برای رسیدن به خدایشان دست نزنیم .
که به تعداد ادمهای روی زمین راه وجود دارد برای رسیدن به خدا ...
#عادله_زمانی
@adelehz
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
ای خدای من فدایت جان من
جمله فرزندان و خان و مان من
تو کجایی تا سرت شانه کنم
چارقت را دوزم و بخیه زنم
ور تو را بیماریی آید به پیش
من تو را غمخوار باشم همچو خویش
دست ِ کت بوسم بمالم پای کت
وقت خواب آید بروبم جای کت
گر ببینم خانه ات را من دوام
روغن و شیرت بیارم صبح و شام
هم پنیر و نان های روغنین
خمرها چغرات های نازنین
سازم و آرم به پیشت صبح و شام
از من آوردن ز تو خوردن تمام
ای فدای تو همه بزهای من
ای به یادت هی هی و هی های من
زمانی که موسی پیامبر رازونیاز شبان راشنید سخت بر اشفت و براوتازید که ;
گفت موسا های خیره سر شدی !
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژ است این چه کفر است و فشار
پنبه ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
بعدازاین اینکه موسی بر شبان تاخت.شبان با قلبی شکسته ودلی اندوهگین اورا ترک کرد وبه صحرا بازگشت .شاید بسیاری ازما فکر کنیم که خدا بااین عمل موسی موافق بود و اورا به خاطر این برخورد جدی با شبان تایید کرد.اما حقیقت ان بود که رب العالمین شدت عمل موسی را برنتابید و بر وی وحی نمود که;
وحی آمد سوی موسی از خدا
ـ بنده ی ما را زما کردی جدا ؟
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
هر کسی را اصطلاحی داده ایم
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
در حق او نور و در حق تو نار
در حق او ورد و در حق تو خار
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
رب العالمین به موسی فرمود که موسی من نیازی به بندگان ندارم بلکه انها به من نیازمندند.دعا و نیایششان برای من سودی ندارد مگرچون ابی روان خودشان را پاک میکند .پس تو به چه حقی بنده ی مرا ازمن دورکردی و قلبش را که مملو ازعشق به من بودی شکستی فقط چون زبان او با تو یکی نیست ؟
از خواندن تمام این داستان میتوان فهمید که باری تعالی این حضرت عشق خداوند لایزال را به هرزبانی که ستایش کنیم او خواهد دانست .راه رسیدن به خدا را ازخودمان اغاز کنیم وبه راه های دیگران برای رسیدن به خدایشان دست نزنیم .
که به تعداد ادمهای روی زمین راه وجود دارد برای رسیدن به خدا ...
#عادله_زمانی
@adelehz
فرقی نمیکند شب چگونه گذشت،هر صبح دوباره زنده میشوم
صبح بزرگترین پاداش برای کسانیست که روز قبل زنده مانده اند
صبح مثل معجزه میماند،آغاز یک زندگیست که به پایان رسیده بود
صبح بخیر
@adelehz
صبح بزرگترین پاداش برای کسانیست که روز قبل زنده مانده اند
صبح مثل معجزه میماند،آغاز یک زندگیست که به پایان رسیده بود
صبح بخیر
@adelehz
دوست داشتن تو اعجاز است .
ازاین رو که نه یاد گرفتنی ست و نه شرح دادنی
دوست داشتنت مثل یک معجزه مثل یک وحی برقلبم نازل شده است .ومگر معجزه چه چیز جز این میتواند که باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
ازاین رو که نه یاد گرفتنی ست و نه شرح دادنی
دوست داشتنت مثل یک معجزه مثل یک وحی برقلبم نازل شده است .ومگر معجزه چه چیز جز این میتواند که باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
در صورت آدمی دو چیز مهم است
یکی لبخندش
و دیگری عمق نگاهش
که هیچ جراحی نمیتواند به انسان بدهد
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است
و چشمهایش آفتاب...
👤مایاکوفسکی
@adelehz
یکی لبخندش
و دیگری عمق نگاهش
که هیچ جراحی نمیتواند به انسان بدهد
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است
و چشمهایش آفتاب...
👤مایاکوفسکی
@adelehz