فرشته گفت:
پس قرارمان این باشد.
هر چه انسان روی زمین انجام داد
نتیجه اش را ببیند.
خدا گفت: غیر از دل شکستن
که جواب آن را خودم می دهم.
@adelehz
پس قرارمان این باشد.
هر چه انسان روی زمین انجام داد
نتیجه اش را ببیند.
خدا گفت: غیر از دل شکستن
که جواب آن را خودم می دهم.
@adelehz
پادشاهی به وزیری دانایش گفت جمله ای بگو تا بر انگشترم حک کنم در غم و شادی که به ان بنگرم معنا داشته باشد...
وزیرش اندیشید و گفت :این نیز بگذرد.
@adelehz
وزیرش اندیشید و گفت :این نیز بگذرد.
@adelehz
خوشی های دخترانه رانباید هیچ وقت فراموش کرد.فرقی ندارد دختربچه ای یا مادری با فرزندان جوان،گاهی بایددختری باشی شادو دلخوش این چنین دنیارنگی ترمیشودوزندگی برای مردی که دوسش داری شیرین تر.
#عادله_زمانی
#عادله_زمانی
یک گل لطیف میان برف های زمستانی
عشقم به تو همین شکلی بود ...
همین اندازه نامتجانس...همین اندازه نابه جا همین اندازه نامعتبر..
#عادله_زمانی
@adelehz
عشقم به تو همین شکلی بود ...
همین اندازه نامتجانس...همین اندازه نابه جا همین اندازه نامعتبر..
#عادله_زمانی
@adelehz
همیشه در زندگی هستند کسانی که با وجود تمام باورتان به هرچیزی،میکوشند این باور را این اطمینان را ازشما بگیرند.کار دشواری هم نیست با یک پوزخند با یک طعنه با یک تو محال است که بتوانی براحتی میتوان در دل آدمی آشوب برپا کرد.این ادمها ادم تلخ های زندگی هستند .تعدادشان زیاد نیست ولی طوری کامت را تلخ میکنند که تا مدتها طعم افتضاحشان پریشانت میسازد.مثل یک بادام تلخ بین بادمهای خوب و نمکی آجیل ...به این جور ادمها حتی اگر خوبی هم کنی افاقه نمیکند حکایت،حکایت همان عقربی ست که حتی اگر نوازشش کنی بازهم نیشت میزند که اقتضای طبیعتش این است ...هربار هرکدام ازاین جور ادمها به شما گفت فلانی نمیتوانی،فلانی در حدش نیستی ...محال است و خیال است ...به جای بحث کردن به جای تلاش به اثبات کردن فقط لبخند بزنید و بگذرید وبگذارید در حجم اتش بدذاتی اش بسوزد تلاش نکنید خودتان را به این جور ادمها ثابت کنید چون شما اگر حتی برای یک عقرب بهترین ادم دنیاهم باشید اوبازهم فرصتی پیدا خواهد کرد و بشما نیش خواهد زد..پس عقرب هارا ازخودتان و خودتان را ازعقرب های زندگیتان دور کنید ...که این کوتاه ترین مسیر رسیدن به ارامش است.
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
گاهی تلفن را بردار به کسی زنگ بزن .بگو فلانی جان ممنونم که دیشب بعد از ان مهمانی سرراهت مرا تا ایستگاه مترو رساندی ..به آشنایی که سالی یکبار هم نمیبینش زنگ بزن و بگو شنیده ام دخترت دانشگاه قبول شده است خیلی مبارک باشد .گاهی به ادمی که فقط میشناسیش پیامی بده ...اگر شنیده ای کسی غمی دارد حتی اگر نزدیک نیستید حتی خیلی صمیمی نیستید به ختم عزیزش برو ..ادمها ان طور که نشان میدهند قوی نیستند.انقدر که بلند میخندند شاد نیستند.ان اندازه که به خودشان میرسند دلشان شاد نیست...
ادمها گاهی نیاز دارند که بهشان بگویی میتوانم درکت کنم میتوانم حست کنم حتما لازم نیست ازتو منفعتی به من برسد من بدون رسیدن هیچ سودی ازتو به من، میتوانم به تو نزدیک باشم .
ادمها گاهی نیاز دارند که بهشان بفهمانید که ازشنیدن خوشحالی شان خوشحالید به احترام حتی یک بار دیدنشان هم که شده است ...
آدمها نیازدارند که بدانند دیگران میبنندشان حتی اگر در دورترین فاصله ادمها به مهربانی سخت محتاجند در واقع هیچ آدمی در دنیا انقدر ثروتمند نیست که از مهربانی بی نیاز باشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
ادمها گاهی نیاز دارند که بهشان بگویی میتوانم درکت کنم میتوانم حست کنم حتما لازم نیست ازتو منفعتی به من برسد من بدون رسیدن هیچ سودی ازتو به من، میتوانم به تو نزدیک باشم .
ادمها گاهی نیاز دارند که بهشان بفهمانید که ازشنیدن خوشحالی شان خوشحالید به احترام حتی یک بار دیدنشان هم که شده است ...
آدمها نیازدارند که بدانند دیگران میبنندشان حتی اگر در دورترین فاصله ادمها به مهربانی سخت محتاجند در واقع هیچ آدمی در دنیا انقدر ثروتمند نیست که از مهربانی بی نیاز باشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
پاییز دارد می رود و زمستان چمدان دریک دست و انار در دست دیگر بیرون در منتظر ورود است...به مادربزرگ میگویم پاییز هم رفت.میگوید مادرجان نگو پاییزرفت بگو سه ماه از عمرم رفت..
@adelehz
@adelehz
عکس کودکی اش را سالها بعد ازفوت مادرش ازقاب بیرون اورده ومتوجه شد که عکس مادرش پشت سرش وجود دارد.بله مادرها ازاین جنس هستند آنها همیشه پشت سرمان وتکیه گاهمان هستند.
@adelehz
@adelehz
"زنی کهگم کردم " pinned «#مترونویس دردنیای خودم بودم که با عربده پسربچه ای کوچک ازجا پریدم .پسرک گویا با مادرش راهی مطب دکتر بود .بااعلام هرایستگاه و نزدیکتر شدن به ایستگاه مقصد صدای عربده های پسرک بیشتر اوج می گرفت .دراین میان تقلاهای اطرافیان و مادر پسرک هم با شدت و حدت ادامه داشت…»