یک قصه قدیمی ست که میگوید معماری بوده است بسیار هنرمند و متبحر طاق هایی می زده است افسانه ای و ارسی های کار میگذاشته است بی مانند،راز کارش را میگفتند دراین است که او همسرش را بسیار دوست داشته خواهان یار بوده و از لطف همجواری یار خوش،روزی شاهی در کار معمار سخت متعجب مانده به وزیرش گفته چگونه میتوان این مرد هنرمند را متوقف کرد؟وزیر زمان خواسته و پیرزالی بدطینت را روانه خانه معمار کرده پیرزال بد سرشت تا توانست درگوش زن معمارخواند و اورا هوایی کرد پس هرشب که معمار مست ودل خوش یار به خانه برمیگشت زن بااو سر ناسازگاری میگرفت و زندگی را برایش زهر میکرد از همان روز بله،دقیقا از همان روز به بعد دیگر کارمعمار جلو نمی رفته است گاهی ستونی کج می شده و گاهی آیینه ای رنگی می شکسته است.ارسی ها نامیزان جا انداخته میشدند و حوض ها کاشی نکرده می مانند .از ان روز به بعد معمار ،دیگر معمار نشده است.پس این عشق بوده است که بنا میساخته و نه معمار...شاید به همین خاطر است که سال به سال خانه هایمان ساده تر میشود و معمارهایمان خسته تر ..عشق از سرزمین های شرقی مان انگار بدجور کوچ کرده است .
زجرگل بلبل کشید وبوی گل را باد برد بیستون راعشق کند وشهرتش فرهاد برد
#عادله_زمانی
@adelehz
زجرگل بلبل کشید وبوی گل را باد برد بیستون راعشق کند وشهرتش فرهاد برد
#عادله_زمانی
@adelehz
عاشق ها باهم که چای میخورند همیشه باید چایشان یخ کند انقدر که حرفهایشان گرم است ....
@adelehz
@adelehz
خورشید دوباره بانوید آمده است
از پنجــره ى ابــر سپید آمده است
برخیز ببین دوبـاره از مشرق عشق
آبان پر از نور امید آمده است
اولین صبح آبان تون بخیر
@adelehz
از پنجــره ى ابــر سپید آمده است
برخیز ببین دوبـاره از مشرق عشق
آبان پر از نور امید آمده است
اولین صبح آبان تون بخیر
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این یه چوب بازی بین داماد و پدر داماد توی شب عروسی ...
میخوام بگم آدم نه از شکست عشقی میشکنه نه از خیلی چیزهای دیگه ادم وقتی میشکنه که میبنه پدرش یا مادرش پیرشدن که دیگه مثل قبل سالم نیستند..
میخوام بگم آدم نه از شکست عشقی میشکنه نه از خیلی چیزهای دیگه ادم وقتی میشکنه که میبنه پدرش یا مادرش پیرشدن که دیگه مثل قبل سالم نیستند..
دلم سرباز خسته ایست که خانه اش در وطنش آتش گرفته است و در خاک دشمن هم زنده نمی ماند ..همانقدر تنها همانقدر در اتش ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
کودکی در درونم از من می خواهد که برگردم.
برگردم و املای فردا را بنویسم وبه خودم نوزده بدهم .تمرینات ریاضی ام را حل کنم برنامه فردا را مرتب در کیفم بچینم .بعد بروم توی اشپزخانه نارنگی های درشت ونارنجی را پوست بکنم و به مامان خیره بشوم که دارد با آرامی کتلت سرخ میکند.و هردو منتظر بابا باشیم تا بیاید و شام بخوریم ..
کودک درونم میخواهد که برگردم اما دیگر نمی شود ...
#عادله_زمانی
#نوستالژی
#روزهایی_که_رفتند_و_برنمیگردند
@adelehz
برگردم و املای فردا را بنویسم وبه خودم نوزده بدهم .تمرینات ریاضی ام را حل کنم برنامه فردا را مرتب در کیفم بچینم .بعد بروم توی اشپزخانه نارنگی های درشت ونارنجی را پوست بکنم و به مامان خیره بشوم که دارد با آرامی کتلت سرخ میکند.و هردو منتظر بابا باشیم تا بیاید و شام بخوریم ..
کودک درونم میخواهد که برگردم اما دیگر نمی شود ...
#عادله_زمانی
#نوستالژی
#روزهایی_که_رفتند_و_برنمیگردند
@adelehz
من به رفتار عشق مشکوکم
مضربی از نیاز در ناز است
در نگاهش دو شاهِ تاتاری
پشتِ پلکش هزار سرباز است
#علیرضا_آذر
@adelehz
مضربی از نیاز در ناز است
در نگاهش دو شاهِ تاتاری
پشتِ پلکش هزار سرباز است
#علیرضا_آذر
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببار ای آسمان امشب
که قلبم باز بیتاب است
نه روز آرامشی در دل
نه شب در چشم من خواب است
#فریدون_مشیری
شب خوش
@adelehz
که قلبم باز بیتاب است
نه روز آرامشی در دل
نه شب در چشم من خواب است
#فریدون_مشیری
شب خوش
@adelehz
زنها را مقایسه نکنید
هرکدامشان با دیگری فرق دارند
چشمهای هیچ زنی شبیه زن دیگری نیست ...
خدا به تعداد زنهای زمین اقیانوس افریده است برای عمق چشمانشان..
#عادله_زمانی
@adelehz
هرکدامشان با دیگری فرق دارند
چشمهای هیچ زنی شبیه زن دیگری نیست ...
خدا به تعداد زنهای زمین اقیانوس افریده است برای عمق چشمانشان..
#عادله_زمانی
@adelehz