Forwarded from "زنی کهگم کردم "
لبش شیرین وحرفش تلخ وچشمش
مست وقلبش سنگ
درشت و نرم را آمیخته با خیر و شردارد
به یاد اولین بیت از کتاب خواجه افتادم
شروع عشق شیرین است و بعدش درد سر دارد ..
@adelehz
مست وقلبش سنگ
درشت و نرم را آمیخته با خیر و شردارد
به یاد اولین بیت از کتاب خواجه افتادم
شروع عشق شیرین است و بعدش درد سر دارد ..
@adelehz
زیر نیمکت که پوستشو می کندیم بوش تا دفتر می رفت.چه لذتی تو یواشکی چیزی خوردن زنگ کلاس بود🍊
@adelehz
@adelehz
از یک جایی به بعد باید همه چیز را رها کنی .دیگر برای هیچ چیز و هیچ کس نجنگی همه چیز را به دریا بسپاری
ازیک جایی به بعد دیگر باید بپذیری که تو همین هستی همین همین.
باید بپذیری که هیچ معجزه ای در زندگیت قرار نیست رخ بدهد باید دیگر منتظر هیچ اتفاق عجیب و غریبی نباشی.گفتنش شاید سخت بنظر بیاید اما گاهی واقعا باید رویاپردازی هایت را دور بریزی و زندگی واقعی ات را بپذیری.
گاهی وقتها هرکاری میکنی اما هیچ چیزی عوض نمیشود همه چیز را رها کن و بپذیر که شاید سرنوشت تو همین باشد.
این شاید سخت ناامیدانه بنظر برسد اما حقیقت این است که گاهی هیچ چیز عوض نخواهد شد و امید واهی فقط یک دلخوشی کودکانه واحمقانه است.
خودت را بپذیر.
@adelehz
ازیک جایی به بعد دیگر باید بپذیری که تو همین هستی همین همین.
باید بپذیری که هیچ معجزه ای در زندگیت قرار نیست رخ بدهد باید دیگر منتظر هیچ اتفاق عجیب و غریبی نباشی.گفتنش شاید سخت بنظر بیاید اما گاهی واقعا باید رویاپردازی هایت را دور بریزی و زندگی واقعی ات را بپذیری.
گاهی وقتها هرکاری میکنی اما هیچ چیزی عوض نمیشود همه چیز را رها کن و بپذیر که شاید سرنوشت تو همین باشد.
این شاید سخت ناامیدانه بنظر برسد اما حقیقت این است که گاهی هیچ چیز عوض نخواهد شد و امید واهی فقط یک دلخوشی کودکانه واحمقانه است.
خودت را بپذیر.
@adelehz
خنده
اخرین سلاح مبارزه با سختی هاست.
در بدترین شرایط هم در خلوتتان بخندید
شاید خدا هوای خنده تان را کرده باشد..و خودش بیشترش کند...
@adelehz
اخرین سلاح مبارزه با سختی هاست.
در بدترین شرایط هم در خلوتتان بخندید
شاید خدا هوای خنده تان را کرده باشد..و خودش بیشترش کند...
@adelehz
هزار رنگ
هزار طعم
از تلخی و سختی نرنجید اگر سختی های زندگی نباشند شیرینی ها درمقایسه باچی معنا پیداخواهند کرد؟
@adelehz
هزار طعم
از تلخی و سختی نرنجید اگر سختی های زندگی نباشند شیرینی ها درمقایسه باچی معنا پیداخواهند کرد؟
@adelehz
بعضی خیابانها هستند که بسیار شلوغند اما وقتی درونشان راه می روی انقدر غرق خاطراتی که هیچ چیز نمیبینی ..
غرق شدگی مزمن ...
@adelehz
غرق شدگی مزمن ...
@adelehz
فک کنم تنها دلیل قانع کننده برای ازدواج یه دختر همین صحنه میتونه باشه😊
@adelehz
@adelehz
اگرصبح چشمانت را گشوده ای یعنی خدا هنوزهم دلش میخواهد زمینش عطر نفست رابگیرد.این کم خوشبختی نیست...
صبح به خیر
@adelehz
صبح به خیر
@adelehz
به گذشته فکر میکنم .و روزهایی که گمان میکردم زنده نمی مانم زیر بار غمش..به روزهایی که انقدر خوشحال بودم که سبک تر از پر در راه مدرسه می دویدم به روزهایی که چشمان از گریه تااخرشب می سوخت ان روزها واقعا تصور نمیکردم که چنین روزهایی عبور کند اما امروز که به ان وقتها فکر میکنم و جز یک غبار خاطره چیزی بیادم نمی اید باورم به این نیز بگذرد بیشتر میشود..
واین اسوده ترم میکند که این نیز بگذرد
#عادله_زمانی
@adelehz
واین اسوده ترم میکند که این نیز بگذرد
#عادله_زمانی
@adelehz
من هنوز هم شبها خوابت را میبینم .
خواب جاهایی که باهم نرفتیم و خنده هایی که باهم نکردیم فیلمهایی که باهم ندیدیم رویاهایی که به ان نرسیدیم.
صبح که بیدارمیشوم فراموشت میکنم انگار تورا هم بین خوابهایم میگذارم تاشبی دیگر..
#عادله_زمانی
@adelehz
خواب جاهایی که باهم نرفتیم و خنده هایی که باهم نکردیم فیلمهایی که باهم ندیدیم رویاهایی که به ان نرسیدیم.
صبح که بیدارمیشوم فراموشت میکنم انگار تورا هم بین خوابهایم میگذارم تاشبی دیگر..
#عادله_زمانی
@adelehz
چون سایه می گریزی وچون باد میروی
از این دلِ خراب غم آباد،میروی
دیوانه وار،آمده بودی ،ولی چرا؟
بیگانه وار،زین دلِ ناشاد،میروی؟
#علیرضا_نیکنژاد
@adelehz
از این دلِ خراب غم آباد،میروی
دیوانه وار،آمده بودی ،ولی چرا؟
بیگانه وار،زین دلِ ناشاد،میروی؟
#علیرضا_نیکنژاد
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موقع انتخاب رشته دبیرستانم یه نفربهم گفت بروپزشکی بعدم تخصص کودکان ...میگفت بچه ها اقیانوسند درونشون غرق میشی انصافا درست میگفت...
@adelehz
@adelehz
پاییز می رسد
و دلهای شکسته زیادی همراه برگهای زرد اسیر جاروی رفتگر میشوند.
پاییز در راه است.🍁🍂
@adelehz
و دلهای شکسته زیادی همراه برگهای زرد اسیر جاروی رفتگر میشوند.
پاییز در راه است.🍁🍂
@adelehz
دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت.
یا وقتی که ادکلنام را سمتِ چپِ آینه گذاشت
میدانست که دوست دارم آنجا باشد.
یا آلبالو پلوهایش برای پسری که از راهِ دور رسیده و بوی غذا مستش می کند.
یا صدای پدرم که وقتی به خانه میآید و میگوید
باباجان از آن آلوها که دوست داری خریدم.
این هم بیسکوئیتهای چای عصرت.
چون تو که قند نمیخوری.
یا اصلا همان وسطِ هندوانه که مال من است.
حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینیاش!
بی آنکه بخواهم
بی آنکه بر زبان آورم
میدانی که چه میخواهم بگویم؟!
دوست داشتن همین ریزه کاریهاست
همین کتلتها و هندوانهها
همین بیسکوئیت چای عصر.
دوست داشتن همین عمل کردنهاست
همین "حواسم هستها"...
حرف را که همه بلدند بزنند .
@adelehz
یا وقتی که ادکلنام را سمتِ چپِ آینه گذاشت
میدانست که دوست دارم آنجا باشد.
یا آلبالو پلوهایش برای پسری که از راهِ دور رسیده و بوی غذا مستش می کند.
یا صدای پدرم که وقتی به خانه میآید و میگوید
باباجان از آن آلوها که دوست داری خریدم.
این هم بیسکوئیتهای چای عصرت.
چون تو که قند نمیخوری.
یا اصلا همان وسطِ هندوانه که مال من است.
حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینیاش!
بی آنکه بخواهم
بی آنکه بر زبان آورم
میدانی که چه میخواهم بگویم؟!
دوست داشتن همین ریزه کاریهاست
همین کتلتها و هندوانهها
همین بیسکوئیت چای عصر.
دوست داشتن همین عمل کردنهاست
همین "حواسم هستها"...
حرف را که همه بلدند بزنند .
@adelehz