خدایا امروز صبح
وهرصبح
طالع آنان که دوستشان داریم را پر
ازستاره وسفره شان را پرازبرکت قرار بده❤️
صبح بخیر❤️🌺💋
@adelehz
وهرصبح
طالع آنان که دوستشان داریم را پر
ازستاره وسفره شان را پرازبرکت قرار بده❤️
صبح بخیر❤️🌺💋
@adelehz
زنها
در رها شدن ها
موهایشان را کوتاه میکنند ..
زنها وقتی مردی ترکشان کند
موهایشان را کوتاه میکنند تا دستش
لابلای گیسوانشان جا نماند.
زنها آنقدر خوبند که فقط زورشان به موهایشان می رسد.
#عادله_زمانی
در رها شدن ها
موهایشان را کوتاه میکنند ..
زنها وقتی مردی ترکشان کند
موهایشان را کوتاه میکنند تا دستش
لابلای گیسوانشان جا نماند.
زنها آنقدر خوبند که فقط زورشان به موهایشان می رسد.
#عادله_زمانی
یک شب جلوی آینه وقتی ساعت انتهای غلیظ یک شب تابستانی را به رخ میکشید .نشسته بودم ...به خودم درآینه نگاه کردم آن لحظه دلم مالامال از غصه بود..غصه های زیادی و البته یکی شان از بقیه بسیار بزرگتر و دلتنگ کننده تر ..
شبهای قبلش هم دست کمی نداشت..یک سیکل دنباله دار غمگین کننده ..
عمیقا به خودم نگاه میکردم به چشمانم و به چیزهایی که دیده بودم فکر کردم ..
به گوشهایم و به حرفهایی که مثل یک گلوله آتش از آنها عبور کرده بودند و دلم را سوزانده بودند..به لبهایم و تمام حرفهایی که زدم تلخ و شیرین به حرفهای به ظاهر تلخی که از روی دلتنگی زده بودم و بخاطرش مواخذه شده بودم .میدانید اوج بی رحمی این است که دلتنگ باشی از روی دلتنگی حرفی درشت بزنی و بعد متهم شوی به بی مهری این گونه است که دردت کم که نمیشود دوبرابر خواهدشد...
به موهایم خیره شدم و یاد تمام روزهایی افتادم که دراوج خستگی گره به گره می بافتمشان ...هرشب قبل ازخواب کلی باخدا حرف میزنم ..صادقانه اشتباهاتم را برایش توضیح میدهم و از هرکسی دلم را شکانده باشد برایش حرف میزنم بی آنکه تصمیمی داشته باشم وحتی بی هیچ فکری زیر لبم زمزمه کردم خدایا چرا هیچ وقت جواب حرفهایم را نمی دهی؟
انتظار نداشتم خدا همان لحظه به من جواب بدهد . انتظارنداشتم خدا بااین همه مخلوق بخواهد درگیر حرفهای من باشد ولی خدا همان لحظه جوابم را داد.
من عاشق کفشدوزکم ..کفشدوزک های کوچک قرمز با خالهای سیاه و کوچلو لطیف زیبا و پیام آور سرسبزی ..
درست هنگامی که قلبم خیلی شکسته بود یک کفشدوزک کوچلو روی دستم پیدا شد ...
شاید برای خیلی ها این مسخره باشد یا حتی بی معنا اما این برای من بسیار معنا داشت ..در اتاقی در بسته آن هم ساعت 2شب کفشدوزک چرا باید باشد ...
خدا میداند چقدر ازدیدن این کوچلوی خال خالی خوشحال شدم چقدر ارام شدم ..این جواب هیج کدام ازحرفهای من نبود اما برایم بسیار معنا داشت حس کردم خدا هنوز هم حواسش به دل من هست ..که خدا هنوز هم به حرفهایم گوش میدهد..
این است که دنبال خدا در جاهای دور نگردید اگر قاصدکی روی لباستان نشسته ..اگر در اوج ناراحتی ناگهان بوی عطری خوش به مشامتان می رسد اگر وقتی دارید دراتش خشم میسوزید و ناگهان کودکی بهتان لبخند میزند ..اگر وسط گریه هایتان یک پیام خوشحال کننده از آنان که دوستتان دارند بهتان می رسد ..اگر عصر روزی که دلتان حسابی گرفته باران می بارد و بوی نم توی خانه میپیچد همه وهمه یعنی خدا هنوزهم حواسش به دلتان هست ..خدا خیلی دور نیست ونه خیلی دوراز دسترس
خدا همین جاست ..به او اعتمادکنید.
#عادله_زمانی
@adelehz
شبهای قبلش هم دست کمی نداشت..یک سیکل دنباله دار غمگین کننده ..
عمیقا به خودم نگاه میکردم به چشمانم و به چیزهایی که دیده بودم فکر کردم ..
به گوشهایم و به حرفهایی که مثل یک گلوله آتش از آنها عبور کرده بودند و دلم را سوزانده بودند..به لبهایم و تمام حرفهایی که زدم تلخ و شیرین به حرفهای به ظاهر تلخی که از روی دلتنگی زده بودم و بخاطرش مواخذه شده بودم .میدانید اوج بی رحمی این است که دلتنگ باشی از روی دلتنگی حرفی درشت بزنی و بعد متهم شوی به بی مهری این گونه است که دردت کم که نمیشود دوبرابر خواهدشد...
به موهایم خیره شدم و یاد تمام روزهایی افتادم که دراوج خستگی گره به گره می بافتمشان ...هرشب قبل ازخواب کلی باخدا حرف میزنم ..صادقانه اشتباهاتم را برایش توضیح میدهم و از هرکسی دلم را شکانده باشد برایش حرف میزنم بی آنکه تصمیمی داشته باشم وحتی بی هیچ فکری زیر لبم زمزمه کردم خدایا چرا هیچ وقت جواب حرفهایم را نمی دهی؟
انتظار نداشتم خدا همان لحظه به من جواب بدهد . انتظارنداشتم خدا بااین همه مخلوق بخواهد درگیر حرفهای من باشد ولی خدا همان لحظه جوابم را داد.
من عاشق کفشدوزکم ..کفشدوزک های کوچک قرمز با خالهای سیاه و کوچلو لطیف زیبا و پیام آور سرسبزی ..
درست هنگامی که قلبم خیلی شکسته بود یک کفشدوزک کوچلو روی دستم پیدا شد ...
شاید برای خیلی ها این مسخره باشد یا حتی بی معنا اما این برای من بسیار معنا داشت ..در اتاقی در بسته آن هم ساعت 2شب کفشدوزک چرا باید باشد ...
خدا میداند چقدر ازدیدن این کوچلوی خال خالی خوشحال شدم چقدر ارام شدم ..این جواب هیج کدام ازحرفهای من نبود اما برایم بسیار معنا داشت حس کردم خدا هنوز هم حواسش به دل من هست ..که خدا هنوز هم به حرفهایم گوش میدهد..
این است که دنبال خدا در جاهای دور نگردید اگر قاصدکی روی لباستان نشسته ..اگر در اوج ناراحتی ناگهان بوی عطری خوش به مشامتان می رسد اگر وقتی دارید دراتش خشم میسوزید و ناگهان کودکی بهتان لبخند میزند ..اگر وسط گریه هایتان یک پیام خوشحال کننده از آنان که دوستتان دارند بهتان می رسد ..اگر عصر روزی که دلتان حسابی گرفته باران می بارد و بوی نم توی خانه میپیچد همه وهمه یعنی خدا هنوزهم حواسش به دلتان هست ..خدا خیلی دور نیست ونه خیلی دوراز دسترس
خدا همین جاست ..به او اعتمادکنید.
#عادله_زمانی
@adelehz
و عشق
آیه مقدسی ست که
خداوند ترجیح داد در هیچ کتاب مقدسی
ذکر نشود ..
خداوند ازعشق نه منع کرد نه امر
چون میدانست عشق برای هرکدام
از آدم هایش طعم خاصی دارد.ویکسان نیست..
#عادله_زمانی
@adelehz
آیه مقدسی ست که
خداوند ترجیح داد در هیچ کتاب مقدسی
ذکر نشود ..
خداوند ازعشق نه منع کرد نه امر
چون میدانست عشق برای هرکدام
از آدم هایش طعم خاصی دارد.ویکسان نیست..
#عادله_زمانی
@adelehz
دوست دارم دوباره متولد شوم
این بار قطعا بیشتر زندگی خواهم کرد.
نه این که سالهای بیشتری،تعدادش مهم نیست فقط باید زندگی کرد.نه اینکه فقط زنده بود
@adelehz
این بار قطعا بیشتر زندگی خواهم کرد.
نه این که سالهای بیشتری،تعدادش مهم نیست فقط باید زندگی کرد.نه اینکه فقط زنده بود
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
جوره جان - نگینه امانقلوا
جوره جان در گویش دری فارسی به معنی رفیق و دوست بسیار صمیمی ست.
@adelehz
@adelehz
آدمیزاد هرچیزی را فراموش میکند ..دستان اورا عطرش را چشمانش را حرفهایش را
تنها چیزی که هیچ فراموش نمی شود این است که روزی دور،اورا دوست داشته است .
#عادله_زمانی
@adelehz
تنها چیزی که هیچ فراموش نمی شود این است که روزی دور،اورا دوست داشته است .
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from توییتر فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنج عصر یک روز زمستانی
خانه در تاریکی دم غروب فرورفته
نشستهاید کنار علاءالدین
فردا امتحان تاریخ مدنی دارید
و یاکریمها پشت پنجره میخوانند
》گورباچف《
@OfficialPersianTwitter
خانه در تاریکی دم غروب فرورفته
نشستهاید کنار علاءالدین
فردا امتحان تاریخ مدنی دارید
و یاکریمها پشت پنجره میخوانند
》گورباچف《
@OfficialPersianTwitter
توییتر فارسی
پنج عصر یک روز زمستانی خانه در تاریکی دم غروب فرورفته نشستهاید کنار علاءالدین فردا امتحان تاریخ مدنی دارید و یاکریمها پشت پنجره میخوانند 》گورباچف《 @OfficialPersianTwitter
این من و رسما دیونه کرد😔چه حس غربت اوری داشت ..