"زنی که‌گم کردم "
4.41K subscribers
10.5K photos
1.95K videos
11 files
476 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
Forwarded from توییتر فارسی
🔴 نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اعلام شد، از طریق سایت سنجش میتونین نتایج عملکرد خودتون رو ببینین:

my.sanjesh.org

》OPT《

@OfficialPersiaTwiter
❤4
چند تا کنکوری تو کانال داشتیم کاش اگه دوست داشتین بیاید بگید چکار کردین .
با درک اینکه امسال شرایط اصلا عادی نبود ❤️
❤16👍3🥰1
در ستایش زیبایی خانه های دمشق❤️

@adelehz
❤57🥰2
زندگی گاهی به اندازه ی سایه و عطر درختی انجیر در میانه ی شب گوشه ی یک حیاط قدیمی میان یک‌شهر کویری اسرار آمیز ست .
و تو آن خواب گرد سرگشته ای که هستی که شبی در خواب به راه می افتی .
می دوی و می روی تا در آن شب که ماه کامل و ماهتاب عیان ست با چشمانی بسته به سایه ی آن درخت انجیر سحرآمیز برسی...
و سعی میکنی که از عطر آن درخت در گرمای شب تابستانی کویر کیفور شوی
اما ..راه رسیدن به ان درخت انجیر در ان شب گرم همیشه هموار نیست .
زندگی گاهی چنان اسرار آمیز ست که نامش نه زندگی بلکه جادوگر مرموز جهان های متوالی ست .
جادوگری که زیر درخت انجیر نشسته و تو دلت برایش تنگ میشود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤22😢1
@zhuanchannel
سوم دبستان بودم. معلمم زنی بود که با ما مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار می‌کرد و من، بعد از گذشت سال‌ها، هنوز بابت این رفتارش از او ممنونم.

او ما را دختر‌بچه‌هایی احمق نمی‌دید؛ بلکه مثل انسان‌هایی با ذهنی جست‌وجوگر با ما رفتار می‌کرد که قرار بود دنیا را کشف کنند.

حرف‌هایی که می‌زد، حتی پس از گذشت سال‌ها، هنوز برایم زیبا و عمیق‌اند. گاهی عمیقاً به این فکر می‌کنم که چه خوب می‌شود اگر با بچه‌ها، به‌اندازه‌ی فهم و درکشان، عمیق حرف بزنیم و آن‌ها را برای ورود به جهان بزرگ‌سالی آماده کنیم.

یکی از حرف‌هایش که هرگز فراموش نکردم و هنوز هم در روزهای بارانی، وقتی پشت پنجره می‌ایستم، به یادش می‌افتم، درباره‌ی پیری بود.

اگر از من بپرسی چرا در روزهای بارانی، خواهم گفت چون من در این روزها بیشتر به آدم‌هایی فکر می‌کنم که روزگاری در زندگی‌ام بوده‌اند.

معلمم می‌گفت جسم آدم در پیری خسته می‌شود و به همین دلیل خمیده می‌گردد. برای همین است که آدم‌های سالخورده قامتی خمیده دارند.

تعریف می‌کرد که وقتی کودک بوده، خاله‌ی پدرش را پس از مرگ، درحالی‌که بر تخت دراز کشیده بوده، دیده است. می‌گفت باورش نمی‌شده آن پیرزن خمیده، حالا که دراز کشیده، چنین قدِ بلند و رسایی داشته باشد!

من همیشه به این حرف فکر کرده‌ام و هر بار که پیرمرد یا پیرزنی را با قامتی خمیده دیده‌ام، به یاد معلمم افتاده‌ام.

بعدها یاد گرفتم که جسم آدم، بالاخره روزی خسته می‌شود و این خستگی همیشه ناشی از دردهای جسمانی نیست. کهولت، پیری، رنج‌ها، هجران‌ها و فراق‌ها، همه می‌توانند جسم آدم را خسته کنند؛ آن‌قدر که دیگر توان قد برافراشتن نداشته باشد.

و جسمی که خسته است، نمی‌تواند همیشه راست‌قامت بماند.

شاید به همین دلیل است که گاهی در لحظه‌ی پایان سفر زمینی، جسم دیگر آن خمیدگی را ندارد؛ گویی دیگر باری بر دوش نیست که قامتش را خم کند.

و من هنوز در روزهای بارانی، به معلمم فکر می‌کنم؛ به زنی که در سوم دبستان، با حرف‌ ساده‌اش، به من آموخت خمیدگی قامت یک انسان بهایی گران دارد بهایی به سنگینی یک عمر ..
#عادله_زمانی
@adelehz 💛
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤48🥰4👍2💋1
ما هنوز داریم کرونا میگیریم
این طاعون جدیده به امواتش میخنده میخواد بیاد آخه😐
😁21😢15
همیشه چنین بوده
عشق
ژرفای خود را نمی شناسد
مگر به هنگام جدایی...


👤جبران خلیل‌ جبران
😢17💔10👍3
فیلم مادر فرزندی اتیسم را می دیدم ،رابطه ی عمیق احساسی بین مادر و فرزندی که کم ترین واکنش احساسی از خود بروز نمی دهد .
به مادر نگاه میکردم و به عمق تلاش او برای ساختن یک پل احساسی بین خودش و فرزندش، طبق آن سنت الهی هیچ تلاشی هرگز کاملا بی اثر نخواهد ماند ،قطعا که رابطه ای گرچه پر از نقصان بین آن دو شکل گرفته بود .
مادر بطرز عجیبی می کوشید آنچه می‌تواند فرزندش را حتی برای لحظه ای در آن جهان آشوبی که در درون وی جریان داشت به آرامش برساند،به او ببخشد.
من مطمئنم اگر خوشبین باشیم این مادر سالها به آن کوشش ادامه خواهد داد و بعد..
و بعدش کسی چه می داند چه خواهد شد ‌.
به آن اندیشیدم که آیا این فرزند درمانده از بیان ،در جهانی دیگر بازهم مادرش را پیدا خواهد کرد یا نه ؟
مادرش آیا بدنبالش خواهد گشت ؟
آن روزی که مرگِ لعنتی این دو را از هم جدا سازد چه خواهد شد ؟
آیا در کهکشان‌های دیگر همدیگر را صدا خواهند زد ؟
باید برخیزم و پنجره را بازکنم به هوای تازه نیاز دارم
حس میکنم بغضی خفه کننده در گلویم چنگ انداخته است ..آه که هزاران جهان برای بزرگداشت و تحسین عشق بازهم کم است .
باید برخیزم ..
کجاست هوای تازه ای
#عادله_زمانی
@adelehz
❤25💔23😢4
اولین بار، نه‌ساله بودم که با عطر گل مریم آشنا شدم.
در زیرزمین بزرگ یک خانه‌ی ویلایی، سرِ ظهرِ روزهای نخست پاییز؛ وقتی پرتوهای بی‌رمق خورشید از پنجره‌های کوچکِ رو به حیاط می‌گذشت و بر فرش‌های سرخ و دست‌بافتِ کف پذیرایی می‌افتاد.
خانه در سکوت مطلق بود و تنها صدای قمری از لابه‌لای شاخه‌های درخت گردوی حیاط به گوش می‌رسید.
آن خانه‌ی ویلایی، فردا میزبان یک جشن نامزدی بود و از امروز، دسته‌گل‌های زیادی برای تبریک به عروس و داماد به آدرس خانه رسیده بود.
من، نخستین بار، در همان ظهر بی‌رمق، عطر شیرین گل مریم را شنیدم؛ و وقتی به جست‌وجوی منبع آن بو رفتم، به سبد گل بزرگی از مریم و رز رسیدم.

ترکیب عطر گل مریم و اسپند روی ذغال‌های تازه‌دم را با ولعی کودکانه نفس می‌کشیدم و از اینکه زیر آن نور کم‌رمق، روی گل‌های سرخِ قالی غلت می‌زدم، لذت می‌بردم.

سال‌ها گذشت و من از آن روزها عبور کردم؛ اما هنوز عطر «گوجی بلوم» را فقط به خاطر رایحه‌ی گل مریم، با تمام ولع نفس می‌کشم و تلاش می‌کنم لابه‌لای نت‌هایش، خاطرات و احساسات پنهان‌شده‌ام را یکی‌یکی دوباره احیا کنم.

می‌دانم که برای برگرداندن خیلی چیزها دیگر دیر است.

اما حتی اگر به اندازه‌ی یک بعدازظهر پاییزی، با آفتابی کم‌رمق، گل‌های سرخِ یک قالی دست‌بافت، سکوتی آرامش‌بخش و عطر بی‌محابای گل مریم باشد، باز هم کافی است.

زندگی شاید همین باشد؛ پیدا کردن خاطرات گمشده، لابه‌لای نت‌های عطرها.
کسی چه می‌داند؟
#عادله_زمانی
@adelehz
❤50😢2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادرم به دست‌پخت خوبش معروف است .کسی نبوده که غذایش را چشیده باشد و طعمش فراموشش شده باشد اما حکایت کتلت های مادرم ،حکایتی جدا ست.
آن ذوق و صبری که هنگام صاف کردن مواد کتلت کف دستش دارد آن جلز ولز دوست داشتنی گوشت در روغن که سر ظهرها از آشپزخانه اش به گوش می رسد .
و از همه مهمتر آن عطر خوب کتلت که خانه را پر می‌کند.
تمامش حکایت از سبک خاص مادرم برای پختن کتلت هایش دارد .بچه که بودم همیشه کنار کتلت هایش یک کتلت کوچک برای من درست می کرد و میگفت این مال دخترم است .
شبیه این کتلت کوچک من کنار قلبم یک قلب کوچک فقط برای تو دارم ...تو همان قلب کوچکی ..
گاهی احساس میکنم جهان با تمام فراخی اش برای هر مخلوقی به یک چیز ساده ی کوچک بند است و برای این مخلوق به کتلتی کوچک در ماهیتابه ی داغ مادرش کنار باقی کتلت های دیگر ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤50🥰5👍3🕊3
نیاز دارم شب‌هنگام زودتر بخوابم و نیمه‌شب، با صدای برخورد بارانِ پُرشتاب به پنجره‌های اتاق، از خواب بیدار شوم.

روی بسترِ نیمه‌خنکم، خودم را مثل جنینی آرام جمع کنم و بوی سرمایِ برخاسته از باران را نفس بکشم؛ کم‌کم گرم شوم، پلک‌هایم سنگین شوند و دوباره به عمقِ خواب فرو بروم...
#عادله_زمانی

@adelehz
❤45🥰9💔8😢3
سرم را به پشتی صندلی تکیه داده‌ام و چشمانم را بسته‌ام. نمی‌دانم کجا هستم.
مترو، اتوبوس، مطب دکتر یا یک اداره‌ی دولتی؛ چه فرقی دارد؟ در مکانی عمومی نشسته‌ام.
کسی کنارم می‌نشیند. نمی‌بینمش، اما ریتم ملایم نفس‌هایش را که گرمایی از آن حس می‌شود، می‌شنوم. کسی کنارم نشسته است.
بوی مام یا عطر ارزان‌قیمتش مشامم را پر کرده است.
من کی هستم؟ بزرگ‌ترین عطر‌فروش شهر یا کارآزموده‌ترین لوازم‌آرایش‌فروش محله؟
از کجا می‌توانم تشخیص دهم که این عطر ارزان است؟ این مام، بادی‌اسپلش یا هرچه نامش را می‌دانی و می‌گذاری، ارزان است.
در حقیقت، هیچ‌کدامش نیستم، اما حدسم درست است.
چشم که باز می‌کنم، زنی را می‌بینم با ظاهری ساده.
انسان‌های ارزان هم مثل همین عطرهای ارزان، خوشایند نیستند؛ اما قادرند تمام زندگی‌ات را به خودشان آغشته کنند و هر جا که بروی، حتی اگر کسی تو را نبیند، نشان دهند که تو با یک آدم ارزان دم‌خور هستی.
ولو دوست باشد، یا همسر و پارتنر.
آدم‌های ارزان می‌توانند تو را در همان سطح ارزان‌بودن معرفی کنند؛ حتی اگر ذاتاً گران باشی، حتی اگر آدمی بیهوده و بی‌ارزش نباشی.
عطر و دوست و پارتنرت را با دقت انتخاب کن. اگر دوست و پارتنری گران پیدا نکردی، به نوع ارزانش راضی نشو. آدم بدون عطر زدن هم می‌تواند به زندگی ادامه دهد.

#عادله_زمانی
@adelehz
❤39👍11👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نور
نام دیگر تو بود .
تو که نور به نامت شباهت دارد
می تابی و تاریکی های مرا میشکافی.
میدانی من معتقدم زندگی هر قدرم که سخت باشد .اگر هرکس نور خودش را در زندگی داشته باشد هیچ چیز سخت باقی نمی ماند .
فروزان باشی نور من
#عادله_زمانی
@adelehz
❤31🕊7
Forwarded from توییتر فارسی
تو الیگودرز لرستان یه پسری سنگای معمولی رو از تو بیابون جمع میکرد و میاورد تو شهر و به مردم با قیمت خیلی بالا به عنوان شهاب سنگ میفروخت که از این راه ۲.۵ میلیارد درآمد داشت، که توسط پلیس بازداشت شد.🤣

• کارو •

@OfficialPersiaTwiter
😁13😢3❤1