"زنی که‌گم کردم "
4.47K subscribers
10.5K photos
1.93K videos
11 files
471 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
دلم میخواست الان ۷ ساله بودم
زمستون بود
روی کتابام خوابم برده بود ،در حالیکه تو خواب و بیدار بوی نارنگی رو حس میکردم که مامانم پوست می کند .
واسه همین خیال پردازی هاست که عاشق شبم ..
@adelehz
31😢16🕊2
"زنی که‌گم کردم "
سلام من اینجام در تاریکی مطلق سکوت وحشت شبانه ووووو بازم ب امید آینده و زندگی بهتر از خوزستان قلب جنوب یک اهوازی.. وبس #پیش_چشمام @adelehz
این مربوط به دیشب هست و بخاطر بحث کند بودن نت در جنوب ،امروز دریافت کردیم.
برای جنوبی های قشنگ و خونگرم
باشه که دریا این دردها رو ببره ..❤️
26
"زنی که‌گم کردم "
سلام من اینجام در تاریکی مطلق سکوت وحشت شبانه ووووو بازم ب امید آینده و زندگی بهتر از خوزستان قلب جنوب یک اهوازی.. وبس #پیش_چشمام @adelehz
من اینجام
کنکوری ۱۴۰۵
امیدوارم تمام زجر ها و زحمات و شب بیدار موندنام جواب بده.
چون میدونی حیفه آدم ۳ سال ساعت ۵ صبح بیدار شه و بجنگه برای هیچی... .
باید بشه.
من از الان میگم رتبه برتر کنکور زبان خواهم بود.
توی چنل شما بماند به یادگار
🩷
#پیش_چشمام

@adelehz
42👍8🥰3🕊3
مامانم یکاره پیشنهاد داد ظهر غذا از بیرون سفارش بدیم .
بابام گفت:اوکی
یکم بعد مامانم گفت: نه بابا چه خبره الان دوسه میلیون بابت غذا بدیم. خودم تو خونه یه چیزی درست میکنم.
بابام گفت: اوکی
و قرار شد حالا که پول خرج نمیکنیم اون پول و از کارت بابام بزنیم برای مامانم
ظهرم قرمه سبزی دیشب و خوردیم :)

قربون سیاستت برم زن

@adelehz
😁63🥰63
"زنی که‌گم کردم "
Photo
من اینجام
زیر گرمای ۵۰-۶۰ درجه جنوب
برق نیست و به هوای وزیدن نسیمی اومدم بیرون
بفکر روزگاری و آینده ای که تباه شد
آرزوهایی که دود شد
و جوونهایی که هرگز به خونه برنمیگردن…

#پیش_چشمام
@adelehz
💔71🕊5😢2
"زنی که‌گم کردم "
منم اینجام کناربامعرفترین موجود روی زمین #پیش_چشمام @adelehz
من اینجام
تو زمین چمن،در حال برگزاری مسابقه دواتلون در کنار زمین چمن....

زندگی با قدرت در جریانه و منتظر ما نمیمونه.به امید روزای روشن🌹

#پیش_چشمام
@adelehz
26👍5
من اینجام
با این زیبای دوست داشتنی در ونکوور
ونگران مردم عزیزم در ایران😢😞

#پیش_چشمام
@adelehz
💔196😢5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نخفته‌ایم که شب بگذرد، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند
نخفته‌ایم که تا صبحِ شاعرانه‌ی ما
زِ ره رسیده و همراهِ عشق، دَر بزند!

- حسین منزوی
🌱

@adelehz
19💔3
"زنی که‌گم کردم "
من اینجام با این زیبای دوست داشتنی در ونکوور ونگران مردم عزیزم در ایران😢😞 #پیش_چشمام @adelehz
من اینجام
تو یه کوچه باغ تو شهریار نشستم
ولی ذهن خسته و نگرانم اجازه نمیده از این فضای دلچسب لذت ببرم ، خدایا هوای مردم نجیب سرزمین رو داشته باش
😔
#پیش_چشمام
@adelehz
21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما اینجام
در دهدشت ب یاد همه مردم جنوب، بهشون میگیم زندگی ادامه داره، قلب ما با تک تک شما مردم خونگرمه جنوبه...
#پیش_چشمام
@adelehz
17
بعد مدتها قبل خواب صدای جیرجیرک شنیدم.
هوای تب دار شبانه در تابستان،صدای جیرجیرک و سمت خنک بالشت ...
دلم غنج رفت برای ترکیب این جزئیات کوچلو
جدا زندگی گاهی همین اندازه مسخره وار جذابه ...
#عادله_زمانی
@adelehz
26
"زنی که‌گم کردم "
بعد مدتها قبل خواب صدای جیرجیرک شنیدم. هوای تب دار شبانه در تابستان،صدای جیرجیرک و سمت خنک بالشت ... دلم غنج رفت برای ترکیب این جزئیات کوچلو جدا زندگی گاهی همین اندازه مسخره وار جذابه ... #عادله_زمانی @adelehz
حالا رو نبینید ..
ما یه روزهایی داشتیم که معنی تابستون برامون می شد :
سه ماه تابستون،بوی طالبی،بوی پوشال نم زده کولر ،سفر تو جاده های طولانی با پیکان بابا،خوابیدن رو پشت بوم زیر پشه بند،پوست آفتاب خورده ،زلالی آب حوض زیر نور آفتاب...
روزهای قشنگی داشتیم رفقا ..
@adelehz
42👍11🕊9
صحبت‌های عباس جمشیدی‌فر را در مورد افغانستان شنیدم.
من از او انتظاری برای شناختن افغانستان ندارم؛ اساساً چنین توقعی نباید وجود داشته باشد.
اینکه او افغانستان را با «تریاک» می‌شناسد، برای من جالب بود؛ نه چون این واقعیت است، بلکه از این جهت که چه می‌شود جمشیدی‌فر و افرادی مثل او، سرزمینی چون افغانستان را به تریاک تقلیل می‌دهند.
سرزمینی با تاریخ چندهزارساله، قلمرو حکمرانی سلاطین نامدار جهان، خاکی سرشار از سنگ‌های معدنی و فلزات کمیاب، و طبیعتی آن‌چنان بکر و باکر که به‌راحتی مثالش یافت نمی‌شود.

و پاسخ آن تنها یک کلمه نامیمون است؛ «جنگ».
جنگ، در طول حدود نیم‌قرن، توانست سرزمینی را که روزی به استفاده از رنگ سنگ‌هایش در نقاشی‌های لئوناردو داوینچی مشهور بود، در حد تریاک تقلیل دهد.
چرا؟
چون روزی که هواپیماهای دشمن متجاوز بر فراز شهرهایش بمب فرو می‌ریختند، کشاورزش برای سیر کردن شکم زن و فرزندانش دیگر مجالی برای کاشتن باغ‌های انگور و انجیر نمی‌یافت.
پس تریاک می‌کاشت تا شکم گرسنه را سیر کند.
معنای آن این نبود که کشاورز افغانستان بلد نیست انگور بکارد و زیر سایه ی درختان نی بنوازد...
نمی‌شد که بشود.
من اگر جای جمشیدی‌فر بودم، وقتی قیاسی آن سؤال را می‌پرسید، پاسخ می‌دادم: وقتی کسی می‌گوید افغانستان، من به یادِ ایستادن می‌افتم.
چون عادی نیست که ملتی از پنجاه سال جنگ ناعادلانه عبور کند، ولی هنوز شعر بگوید و انگور بکارد.
هنوز بخواهد به دنیا ثابت کند که شبیه تریاک نیست، بلکه همان مردمی است که انارهای قندهارش دانه ندارد.

خداوند سایه جنگ را از سر هر سرزمینِ آباد وحتی ویرانی ،دور نگه دارد.
چون جنگ هرگز فرصتی برای محافظت از آنچه داری به تو نمی‌دهد؛ چنان‌که شبی در گلستانت می‌خوابی و صبح در ویرانه‌ای که به تو داده‌اند، برمی‌خیزی...
البته اگر بتوان دوباره بیدار شد.
در نهایت، اگر هزار بار از من بپرسند، پاسخ خواهم داد: من افغانستان را با توت و انگور، نبات و انارهای بی‌دانه‌اش می‌شناسم.
با زمینی که شبی تریاک‌هایش را چیدند تا گل بکارند...
چون جنگ تمام شده بود.

#عادله_زمانی
@adelehz
56👍4💋4👎1🥰1😢1🕊1