میدانستمکه توقع داشتن از دیگران مرا می آزارد.خوب میدانستم که چشمانتظار توجه و مهربانی دیگران بودن مرا در مرکز ضعف قرار میدهد.
من اگاه هستم اما دل این حرفها را نمی فهمد .
هزار بار سعی میکنی با منطق خودت را فریب دهی اما هربار دل تلاشت را برباد میدهد.
همه ی آنهایی که متوقع اند،خشمگین شده اند دنبال توجه هستند می دانند کارشان منطقی نیست اما حریف دلشان نشده اند .
به همین سادگی
#عادله_زمانی
@adelehz
من اگاه هستم اما دل این حرفها را نمی فهمد .
هزار بار سعی میکنی با منطق خودت را فریب دهی اما هربار دل تلاشت را برباد میدهد.
همه ی آنهایی که متوقع اند،خشمگین شده اند دنبال توجه هستند می دانند کارشان منطقی نیست اما حریف دلشان نشده اند .
به همین سادگی
#عادله_زمانی
@adelehz
👍22❤7💔7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برکت شهر های ما
صداقت و قلب پاک پدران و مادران مان بود .
نوبت ما که رسید حتی آسمان هم دلش نخواست ببارد ..
پذیرشش سخت ست اما ما هرگز به پاکی آنها نبودیم...
#عادله_زمانی
@adelehz
صداقت و قلب پاک پدران و مادران مان بود .
نوبت ما که رسید حتی آسمان هم دلش نخواست ببارد ..
پذیرشش سخت ست اما ما هرگز به پاکی آنها نبودیم...
#عادله_زمانی
@adelehz
😢29👍12💔9👎5❤2
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
ان قدیم ترها، مرسوم بود که وقتی میهمان به خانه می آمد غیر از چای تازه دم و خوش رنگ یک قلیان تازه چاق شده با تمام مخلفات و کبریت هم به نزد مهمان می آوردند تا نفسی تازه کند :)
این بیشتر در مجالس زنانه رایج بود و خصوصا در ایران زمان قاجار، قلیان خوب چاق کردن و ذغال خوب تازه کردن از ویژگی های خانه داری دختر به حساب می آمد.
این همه مقدمه گفتم تا از قلیان حرف بزنم .
در هرات قدیم هم چنین رسمی رایج بود و زنان قدیمی خانواده ی ما مثل مادربزرگ و عمه ام یا حتی خاله ها ی پدرم عاشق قلیان بودند .
اما نه هر قلیانی
هراتی ها به قلیان "چلیم"میگفتند .از دو بخش سر چلیم و ته چلیم تشکیل می شد و ته چلیم میتوانست از جنس شیشه یا گلی باشد .
و تنباکو!
که اصلا شبیه این تنباکو اسانس دارهای میوه ای بدل نبود!
تنباکوی اصل که سر فرصت با ذغال گر گرفته دم می گرفت و با هر کام محکم زنانی که تشویش های زنانه را بر آن می دمیدند به آنها آرامش خلسه مانندی می داد .
تصویر زنی بر کنار اورسی نشسته که با یک دست سوراخ کنار ته چلیم را محکم گرفته و دست دیگر را بر گردن نی چوبی چلیم آمیخته تا از آن تنباکوی اصل برگ، کام بگیرد از آن تصویرهای اصیلی بود که میتوانست هزار شعر و داستان بریزد توی دامن آدم.
راستش من خیلی شانس نفس کشیدن عطر آن تنباکوهای اصل و ذغال های تازه گر گرفته را نداشتم اما آن بو و آن صدای قل قل متواتر که بین سخنان زنانه در مجلس های عصرگاهی زنان می پیچید و چنان موسیقی یکنواختی تکرار می شد هرگز از یادم برون نمی رود .
سالهای زیادی ست نزد من کسی چلیم نکشیده است .و من کم کم آن عطر را فراموش کرده ام دیروز ناگهان بین کارهای روزانه ام باد پیچید و بوی ذغال تازه را از پنجره وارد اتاق کرد،راستش نمی دانم اصلا کی و کجا ذغال تازه کرده بود اصلا قرار بود چلیمی چاق شود و یا نه ؟
اما من ناگهان پرت شدم بین آن مجالس عصرگاهی زنانه ،انگار هزار لایه دغدغه ی زنانه و هزار روسری ابریشمی سفید و هزار موسیقی کلامآهنگین نصیبم شد .
چشمانم را بستم و تمام آن صحنه ها و زنان اصیلی که چلیم میکشیدند و آرام می شدند و چای های خوشرنگ را پیش روی مهمان می نهادند را تصور کردم.
نمیدانم کسی آن حوالی چلیم چاق کرده بود یا نه ولی هرچه بود توانست هزار لایه تاریخ نانوشته ی پس پرده ی زنان قوی اما تنها وچلیم هایشان را زنده کند .
زنانی که بسیاری امروز اینجا نیستند و هیچ چلیمی در خانه هایشان چاق نمی شود.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
این بیشتر در مجالس زنانه رایج بود و خصوصا در ایران زمان قاجار، قلیان خوب چاق کردن و ذغال خوب تازه کردن از ویژگی های خانه داری دختر به حساب می آمد.
این همه مقدمه گفتم تا از قلیان حرف بزنم .
در هرات قدیم هم چنین رسمی رایج بود و زنان قدیمی خانواده ی ما مثل مادربزرگ و عمه ام یا حتی خاله ها ی پدرم عاشق قلیان بودند .
اما نه هر قلیانی
هراتی ها به قلیان "چلیم"میگفتند .از دو بخش سر چلیم و ته چلیم تشکیل می شد و ته چلیم میتوانست از جنس شیشه یا گلی باشد .
و تنباکو!
که اصلا شبیه این تنباکو اسانس دارهای میوه ای بدل نبود!
تنباکوی اصل که سر فرصت با ذغال گر گرفته دم می گرفت و با هر کام محکم زنانی که تشویش های زنانه را بر آن می دمیدند به آنها آرامش خلسه مانندی می داد .
تصویر زنی بر کنار اورسی نشسته که با یک دست سوراخ کنار ته چلیم را محکم گرفته و دست دیگر را بر گردن نی چوبی چلیم آمیخته تا از آن تنباکوی اصل برگ، کام بگیرد از آن تصویرهای اصیلی بود که میتوانست هزار شعر و داستان بریزد توی دامن آدم.
راستش من خیلی شانس نفس کشیدن عطر آن تنباکوهای اصل و ذغال های تازه گر گرفته را نداشتم اما آن بو و آن صدای قل قل متواتر که بین سخنان زنانه در مجلس های عصرگاهی زنان می پیچید و چنان موسیقی یکنواختی تکرار می شد هرگز از یادم برون نمی رود .
سالهای زیادی ست نزد من کسی چلیم نکشیده است .و من کم کم آن عطر را فراموش کرده ام دیروز ناگهان بین کارهای روزانه ام باد پیچید و بوی ذغال تازه را از پنجره وارد اتاق کرد،راستش نمی دانم اصلا کی و کجا ذغال تازه کرده بود اصلا قرار بود چلیمی چاق شود و یا نه ؟
اما من ناگهان پرت شدم بین آن مجالس عصرگاهی زنانه ،انگار هزار لایه دغدغه ی زنانه و هزار روسری ابریشمی سفید و هزار موسیقی کلامآهنگین نصیبم شد .
چشمانم را بستم و تمام آن صحنه ها و زنان اصیلی که چلیم میکشیدند و آرام می شدند و چای های خوشرنگ را پیش روی مهمان می نهادند را تصور کردم.
نمیدانم کسی آن حوالی چلیم چاق کرده بود یا نه ولی هرچه بود توانست هزار لایه تاریخ نانوشته ی پس پرده ی زنان قوی اما تنها وچلیم هایشان را زنده کند .
زنانی که بسیاری امروز اینجا نیستند و هیچ چلیمی در خانه هایشان چاق نمی شود.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
❤34👍3🕊2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصویری از زنی اهل تربت جام که هنگام پاک کردن گل زعفران دوبیتی خوانی میکند .
@adelehz
@adelehz
❤61🥰5💔4
و زنها با بقیهی آدمها فرق داشتند یحیی،
زنها شبهنگام به گلهای بالشت آب میدادند و صبح با رنگینکمانی در صورت به زندگی برمیخاستند.
@adelehz
زنها شبهنگام به گلهای بالشت آب میدادند و صبح با رنگینکمانی در صورت به زندگی برمیخاستند.
@adelehz
❤45💔29
❤31🕊8👍1
خبر پیدا شدن جسد کوهنورد زنی که به ارتفاعات دماوند صعود کرده بود را شنیدم .
راستش این روزها اینقدر خبر مرگ افراد مدام تکرار میشود که گویا در برابر مرگ سِر شده ایم .اعتراف میکنم از این حس متنفرم!
آنچه باعث شد روی این خبر متوقف شوم آن بود که از خود پرسیدم مگر تنهایی به قله صعود کرده بوده است یعنی کسی همراهش نبوده؟
رفتم اخبار را دوباره دیدم و بله ،تنهایی صعود کرده بود و در تنهایی از دنیا رفته بود .
میدانید من همیشه به مرگهای این چنینی فکر میکنم .
حس میکنم اینشاید غمگین ترین نوع مرگ در جهان است .در آن لحظات که خوابی سنگین در سرما زدگی بر چشمان این خانم فرود آمده است به چه فکر کرده؟
منتظر کسی بوده یا به منتظرانش می اندیشیده است ؟
زندگی به طرز عجیبی نسبت به آرزوهای انسانها بی رحم ست برایش اهمیتی ندارد تو چه آرزویی داری یا منتظر کی پای پنجره ات نشسته ای .
زندگی حتی به برنامه های تو،هم رحم نمیکند اما ما عاشق بی رحمهای خونسرد هستیم مگر نه؟
تنها بودن و تنها ماندن قشنگ نیست .
هرقدر هم بخواهی از خاصیت کشف خود حرفی بزنی آخرش خودت بهتر از هرکس دیگری میدانی که دلت میخواهد دیگرانی کنارت باشند .
دیگرانی تورا بفهمند و از خوب و بد تو مطلع گردند .
من تا ابد ایمان و عقیده ام همین خواهد بود که تنهایی زندگی کردن که در تنهایی مردن حق هیچکس نیست .
#عادله_زمانی
@adelehz
راستش این روزها اینقدر خبر مرگ افراد مدام تکرار میشود که گویا در برابر مرگ سِر شده ایم .اعتراف میکنم از این حس متنفرم!
آنچه باعث شد روی این خبر متوقف شوم آن بود که از خود پرسیدم مگر تنهایی به قله صعود کرده بوده است یعنی کسی همراهش نبوده؟
رفتم اخبار را دوباره دیدم و بله ،تنهایی صعود کرده بود و در تنهایی از دنیا رفته بود .
میدانید من همیشه به مرگهای این چنینی فکر میکنم .
حس میکنم اینشاید غمگین ترین نوع مرگ در جهان است .در آن لحظات که خوابی سنگین در سرما زدگی بر چشمان این خانم فرود آمده است به چه فکر کرده؟
منتظر کسی بوده یا به منتظرانش می اندیشیده است ؟
زندگی به طرز عجیبی نسبت به آرزوهای انسانها بی رحم ست برایش اهمیتی ندارد تو چه آرزویی داری یا منتظر کی پای پنجره ات نشسته ای .
زندگی حتی به برنامه های تو،هم رحم نمیکند اما ما عاشق بی رحمهای خونسرد هستیم مگر نه؟
تنها بودن و تنها ماندن قشنگ نیست .
هرقدر هم بخواهی از خاصیت کشف خود حرفی بزنی آخرش خودت بهتر از هرکس دیگری میدانی که دلت میخواهد دیگرانی کنارت باشند .
دیگرانی تورا بفهمند و از خوب و بد تو مطلع گردند .
من تا ابد ایمان و عقیده ام همین خواهد بود که تنهایی زندگی کردن که در تنهایی مردن حق هیچکس نیست .
#عادله_زمانی
@adelehz
💔50❤16👍6
وقتی از کسی می پرسی عاشق شدی و میگوید بله .
دست نگهدار و ادامه نده
اساسا با ادامه ی این سوال مخالفم .
با اینکه بپرسی خوب نتیجه چی شد؟
مگر صرفا عاشق شدن کافی نیست؟
مگر همان تپش نامنظم قلب،دستان لرزان
بلعیدن هوای حاوی عطر معشوق ،یواشکی دید زدنش ،به هر بهانه حرف را سمت او بردن کافی نیست؟
از عشق دنبال چی هستید؟
دنبال ازدواج؟
اینکه برای قسطهای عقب افتاده غصه خورد یا صبح با غرغر بچه را به کودکستان رساند؟
لطفا نپرسید آخرش چی شد؟
آخرش هرچه که شد مهم نیست .
مهم همان لحظه و همان ساعت عاشقی ست.
و لاغیر
#عادله_زمانی
@adelehz
دست نگهدار و ادامه نده
اساسا با ادامه ی این سوال مخالفم .
با اینکه بپرسی خوب نتیجه چی شد؟
مگر صرفا عاشق شدن کافی نیست؟
مگر همان تپش نامنظم قلب،دستان لرزان
بلعیدن هوای حاوی عطر معشوق ،یواشکی دید زدنش ،به هر بهانه حرف را سمت او بردن کافی نیست؟
از عشق دنبال چی هستید؟
دنبال ازدواج؟
اینکه برای قسطهای عقب افتاده غصه خورد یا صبح با غرغر بچه را به کودکستان رساند؟
لطفا نپرسید آخرش چی شد؟
آخرش هرچه که شد مهم نیست .
مهم همان لحظه و همان ساعت عاشقی ست.
و لاغیر
#عادله_زمانی
@adelehz
❤55💔25👍5👎3🕊2
من خیلی اهل سریال خونگی دیدن نیستم .بعد از قهوه تلخ هیچ سریالی و مرتب هفتگی دنبال نکردم 😅
ولی بامداد خمار رو از اول دیدم .ولی چیزی که باعث شده تعجب کنم اینه که سال ۸۹ از این جمعه تا جمعه بعدی که سریال بیاد یه عمر میگذشت اما الان از این دوشنبه تا دوشنبه دیگه یک لحظه ست انگار :(
نمیدونم زمان زود میگذره، جهان عوض شده یا ما زیادی غرق شدیم ...
@adelehz
ولی بامداد خمار رو از اول دیدم .ولی چیزی که باعث شده تعجب کنم اینه که سال ۸۹ از این جمعه تا جمعه بعدی که سریال بیاد یه عمر میگذشت اما الان از این دوشنبه تا دوشنبه دیگه یک لحظه ست انگار :(
نمیدونم زمان زود میگذره، جهان عوض شده یا ما زیادی غرق شدیم ...
@adelehz
👍51❤8😢5💔5
❤64💔14👍4🕊2😢1
پاییز موهایش را باز کرده است،چمدانش را دم در گذاشته و برای عبور از چهارچوب در منتظر یلدا ایستاده ست.
یلدا که با فخر وارد میشود نگاهی بر سروپای پاییز حواله میکند و ابرو بالا می اندازد .
بلاخره رفتنی شدی؟
پاییز چمدانش را محکم در دستش میفشارد و به راه می افتد .
اما قبل رفتن در گوش یلدا زمزمه می کند .
دلخوش به اینجا ماندن نباش
زمستان در راه است .
صدای کفش های پاشنه بلند پاییز در کوچه ها پیچیده ست .
تا سال بعد کسی پاییز را نخواهد دید .
#عادله_زمانی
یلدا مبارک
@adelehz
یلدا که با فخر وارد میشود نگاهی بر سروپای پاییز حواله میکند و ابرو بالا می اندازد .
بلاخره رفتنی شدی؟
پاییز چمدانش را محکم در دستش میفشارد و به راه می افتد .
اما قبل رفتن در گوش یلدا زمزمه می کند .
دلخوش به اینجا ماندن نباش
زمستان در راه است .
صدای کفش های پاشنه بلند پاییز در کوچه ها پیچیده ست .
تا سال بعد کسی پاییز را نخواهد دید .
#عادله_زمانی
یلدا مبارک
@adelehz
❤32💔18😢2🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاسه ای آب میریزیم پشت پای پاییز
و تمام میشود....
پاییز جان رفتنت بخیر...
آخرین شب پاییزی تون عالی❤️
صدای زیبا:سمیرا جان بهرامی
@adelehz
و تمام میشود....
پاییز جان رفتنت بخیر...
آخرین شب پاییزی تون عالی❤️
صدای زیبا:سمیرا جان بهرامی
@adelehz
🥰22❤6🕊3
"زنی کهگم کردم "
کاسه ای آب میریزیم پشت پای پاییز و تمام میشود.... پاییز جان رفتنت بخیر... آخرین شب پاییزی تون عالی❤️ صدای زیبا:سمیرا جان بهرامی @adelehz
سمیرا جاننازنینم .مثل همیشه درخشیدید
صداتون همون خورشید شب یلداست
همونقدر گرممم
صداتون همون خورشید شب یلداست
همونقدر گرممم
❤15🕊2
۹ سال از اولین باری که از یلدا برامون نوشتی گذشت عادله جان. روز های زندگیمون به همین سرعت در حال گذر هست.
#شما_فرستادین
پ.ن باورم نمیشه من ۹ ساله دارم اینجا با شما مینویسم🥺یعنی اگه یه پسر بچه ی قشنگ همون روز به دنیا میومد الان رفته بود کلاس سوم🥺❤️
دوستتون دارم
شکر خدا که هستید..
@adelehz
#شما_فرستادین
پ.ن باورم نمیشه من ۹ ساله دارم اینجا با شما مینویسم🥺یعنی اگه یه پسر بچه ی قشنگ همون روز به دنیا میومد الان رفته بود کلاس سوم🥺❤️
دوستتون دارم
شکر خدا که هستید..
@adelehz
❤50👍4🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نور
نام دیگر تو بود .
تو که نور به نامت شباهت دارد
می تابی و تاریکی های مرا میشکافی.
میدانی من معتقدم زندگی هر قدرم که سخت باشد .اگر هرکس نور خودش را در زندگی داشته باشد هیچ چیز سخت باقی نمی ماند .
فروزان باشی نور من
#عادله_زمانی
@adelehz
نام دیگر تو بود .
تو که نور به نامت شباهت دارد
می تابی و تاریکی های مرا میشکافی.
میدانی من معتقدم زندگی هر قدرم که سخت باشد .اگر هرکس نور خودش را در زندگی داشته باشد هیچ چیز سخت باقی نمی ماند .
فروزان باشی نور من
#عادله_زمانی
@adelehz
❤36🥰2💔1