تابحال شده که یک قسمت از آهنگی مرتب در ذهن تان تکرار شود تا جایی که واقعا سبب آزار ذهنی گردد؟ ترانه ای که مدتهاست نشنیده اید یا حتی به تازگی شنیده اید از هنگام بیدار شدن تان بصورت غیر ارادی مدام روی زبان تان میچرخد.
یادم ست که استادم در دانشگاه برای درمان این پدیده راه جالبی را پیشنهاد کرده بود ،میگفت هر زمانی دچار این اتفاق شدید علتش آن ست که ترانه را نصفه شنیده اید و مغز در تلاش برای کامل کردنش مدام آن را برای تان تکرار میکند.
وقتی یکبار بطور کامل ترانه رابشنوید از شر تکرار شدنش در مغزتان خلاص میشوید .
من همیشه با خودم فکر میکردم که شاید
شاید علت تکرار ناقص بسیاری از اتفاقات تلخی که از سر گذرانده ایم در ذهن و روح مان ،همین باشد .
اینکه ما آیین خداحافظی و به پایان رساندن را درست اجرا نکرده ایم .
در رابطه ای که یک طرفش ناگهان و بدون هیچ توضیحی دیگری را ترک میکند.
همیشه این درد و سوال بشکلی ناقص در ذهن طرف دوم تکرار میشود .
من به خیلی از مراجعینم توصیه میکنم اگر درگیر رابطه ای هستند که ناگهانی تمام شده است حتی برای یکبار هم که شده با طرف مقابل شان حرف بزنند آنچه لازم است به او بگویند و سپس با اتمام تماس پرونده را برای خود ببندند .
من هرگز به آنها توصیه نمیکنم بعد از ماه ها خود تحقیری به او برگردند و بخواهند چیزی که کسی دیگر تخریب کرده را بازسازی کنند اما به انها میگویم اینکه برای روح شان پایان ان رابطه را عملا ترسیم نمایند یک حق طبیعی و الزامی شان است.
داستانهای ناتمام هرگز نمیتوانند شما را به پایانههای خوش برسانند اما فصل تمام شده هرچند تلخ راه را برای آمدن فصول جدید باز خواهد کرد .
#عادله_زمانی
@adelehz
یادم ست که استادم در دانشگاه برای درمان این پدیده راه جالبی را پیشنهاد کرده بود ،میگفت هر زمانی دچار این اتفاق شدید علتش آن ست که ترانه را نصفه شنیده اید و مغز در تلاش برای کامل کردنش مدام آن را برای تان تکرار میکند.
وقتی یکبار بطور کامل ترانه رابشنوید از شر تکرار شدنش در مغزتان خلاص میشوید .
من همیشه با خودم فکر میکردم که شاید
شاید علت تکرار ناقص بسیاری از اتفاقات تلخی که از سر گذرانده ایم در ذهن و روح مان ،همین باشد .
اینکه ما آیین خداحافظی و به پایان رساندن را درست اجرا نکرده ایم .
در رابطه ای که یک طرفش ناگهان و بدون هیچ توضیحی دیگری را ترک میکند.
همیشه این درد و سوال بشکلی ناقص در ذهن طرف دوم تکرار میشود .
من به خیلی از مراجعینم توصیه میکنم اگر درگیر رابطه ای هستند که ناگهانی تمام شده است حتی برای یکبار هم که شده با طرف مقابل شان حرف بزنند آنچه لازم است به او بگویند و سپس با اتمام تماس پرونده را برای خود ببندند .
من هرگز به آنها توصیه نمیکنم بعد از ماه ها خود تحقیری به او برگردند و بخواهند چیزی که کسی دیگر تخریب کرده را بازسازی کنند اما به انها میگویم اینکه برای روح شان پایان ان رابطه را عملا ترسیم نمایند یک حق طبیعی و الزامی شان است.
داستانهای ناتمام هرگز نمیتوانند شما را به پایانههای خوش برسانند اما فصل تمام شده هرچند تلخ راه را برای آمدن فصول جدید باز خواهد کرد .
#عادله_زمانی
@adelehz
👍26😢12❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از من به شما نصیحت عاشق اگر میشوید عاشق آدمهای با شکوه شوید .
آنها که عظمت و شکوه در کلام ،رفتار و چشمانشان ست.
در عشق باید خودتان را خرج کنید خودتان را خرج ادمهای کم بها نکنید .
#عادلهزمانی
@adelehz
آنها که عظمت و شکوه در کلام ،رفتار و چشمانشان ست.
در عشق باید خودتان را خرج کنید خودتان را خرج ادمهای کم بها نکنید .
#عادلهزمانی
@adelehz
❤45👍25🥰5💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه جایی از زندگی میفهمی
کسی نمیاد تا خوشحالت کنه
خودت باید بگردی علت واسه خوشحالیت پیدا کنی
به اون لحظه میگن :
"بزرگ شدن "
#عادله_زمانی
@adelehz
کسی نمیاد تا خوشحالت کنه
خودت باید بگردی علت واسه خوشحالیت پیدا کنی
به اون لحظه میگن :
"بزرگ شدن "
#عادله_زمانی
@adelehz
❤51👍16
سالهای خوب نوجوانی و وبلاگ نویسی
خوب بیاد دارم که یک فولدر آهنگ آرام داشتم و شبها با نوشته هایی که منظم در بلاگم منتشر میکردم ضمیمه شان می نمودم.
یکی از آنها آهنگ جادو از سارا نائینی بود .یکی از دوستان وبلاگ نویسم که اتفاقا جوانی ارمنی بود این آهنگ را برایم فرستاد و من هزار بار شنیدمش...
هنوز هم فکر میکنم هرکدام از ما گمشدگان بین رویاها هستیم.بعضی ها جادو بلدیم ،جادو میکنیم و پیدا میشویم اما بعضی دیگر از ما ،شاید هرگز نتوانیم خود را پیدا کنیم.
چیز خاصی ندارم بگویم جز اینکه مابین حقایق زمخت زندگی باید با رویاها،قصه ها و آهنگ ها زنده ماند حتی اگر گمشده در رویا باشی و حتی بیاد نیاوری چه کسی حین قصه گفتنت برایت آهنگی ساخته است ..
#عادله_زمانی
خوب بیاد دارم که یک فولدر آهنگ آرام داشتم و شبها با نوشته هایی که منظم در بلاگم منتشر میکردم ضمیمه شان می نمودم.
یکی از آنها آهنگ جادو از سارا نائینی بود .یکی از دوستان وبلاگ نویسم که اتفاقا جوانی ارمنی بود این آهنگ را برایم فرستاد و من هزار بار شنیدمش...
هنوز هم فکر میکنم هرکدام از ما گمشدگان بین رویاها هستیم.بعضی ها جادو بلدیم ،جادو میکنیم و پیدا میشویم اما بعضی دیگر از ما ،شاید هرگز نتوانیم خود را پیدا کنیم.
چیز خاصی ندارم بگویم جز اینکه مابین حقایق زمخت زندگی باید با رویاها،قصه ها و آهنگ ها زنده ماند حتی اگر گمشده در رویا باشی و حتی بیاد نیاوری چه کسی حین قصه گفتنت برایت آهنگی ساخته است ..
#عادله_زمانی
❤23🕊5👍3
و در نهایت
برایت آرزو دارم که هیچکس
تو را از مهربان بودنت، پشیمان نکند..
برایت آرزو دارم که هیچکس
تو را از مهربان بودنت، پشیمان نکند..
❤65💔26👍18
شبها همه چیز سنگین تر میشود .
درد در شب شدید تر است .اندوه سنگین تر
خوشحالی روح نواز تر است .
مستی گیراتر
و عشق ...
و عشق بی پروا تر
اصلا جنس آنچه در شب رخ میدهد شبیه روز نیست .
هرچقدر بیشتر به دلش می روی انگار بیشتر غرق میشوی
روزها شاید فراموش شوند اما شبها هرگز از یاد نمی روند.
شبهای عشق و شبهای اندوه ..
#عادله_زمانی
@adelehz
درد در شب شدید تر است .اندوه سنگین تر
خوشحالی روح نواز تر است .
مستی گیراتر
و عشق ...
و عشق بی پروا تر
اصلا جنس آنچه در شب رخ میدهد شبیه روز نیست .
هرچقدر بیشتر به دلش می روی انگار بیشتر غرق میشوی
روزها شاید فراموش شوند اما شبها هرگز از یاد نمی روند.
شبهای عشق و شبهای اندوه ..
#عادله_زمانی
@adelehz
💔48❤10
سال آخر دبیرستان که پیش دانشگاهی بود دبیر نازنین ادبیاتی داشتیم .دریغا که چهره ی زیبایش خوب در خاطرم ست ولی نامش نه
ادبیات را به قشنگ ترین حالت ممکن برای ما دختربچه های بازیگوشِ دنیا ندیده تشریح می کرد .
اشعار را در دستان مان می ریخت و لبهای نازک مارا با دوبیتی های عاشقانه به خنده باز میکرد.
آن سالها،سالهای عشق بود .جوانه ی دوست داشتن ها در دلهای نازک خیلی های ما زده شده بود .
با خوش خیالی و خوش بینی عاشق میشدیم و گاهی با غرور عاشقان سینه چاک را رد می کردیم.
دبیر مهربانم ،شعرهای عاشقانه را مثل شرابهای کهنه و کم یاب آخر کلاس در پیمانه هایمان می ریخت و ما که با مزه مزه کردنش ندیده مستِ عشق می شدیم.
یک روز از بهروز یاسمی خواند ؛
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند ,وقتی ست که دائم بتو می اندیشم .
یادم است تاخانه شعر را تکرار کردم و بارها با گفتن مخمل و ابریشم دلم غنج رفت .
آن سال که تمام شد بزرگتر شدیم ،آن عشقها شبیه خاکستری در باد گم شد .و هرکدام ما زنی شدیم آرام تر و گاه کم حرف تر در گوشه گوشه ی دنیا
اما اگر امروز هم کسی از من بپرسد .
خوشبختی چه رنگی ست خواهم گفت ؛
به رنگ مخمل شعر بهروز یاسمی در آن عصر پاییزی بارانی وقتی دانش آموزی عاشق آن را میخواند و با لبخند به خانه بر می گشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
ادبیات را به قشنگ ترین حالت ممکن برای ما دختربچه های بازیگوشِ دنیا ندیده تشریح می کرد .
اشعار را در دستان مان می ریخت و لبهای نازک مارا با دوبیتی های عاشقانه به خنده باز میکرد.
آن سالها،سالهای عشق بود .جوانه ی دوست داشتن ها در دلهای نازک خیلی های ما زده شده بود .
با خوش خیالی و خوش بینی عاشق میشدیم و گاهی با غرور عاشقان سینه چاک را رد می کردیم.
دبیر مهربانم ،شعرهای عاشقانه را مثل شرابهای کهنه و کم یاب آخر کلاس در پیمانه هایمان می ریخت و ما که با مزه مزه کردنش ندیده مستِ عشق می شدیم.
یک روز از بهروز یاسمی خواند ؛
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند ,وقتی ست که دائم بتو می اندیشم .
یادم است تاخانه شعر را تکرار کردم و بارها با گفتن مخمل و ابریشم دلم غنج رفت .
آن سال که تمام شد بزرگتر شدیم ،آن عشقها شبیه خاکستری در باد گم شد .و هرکدام ما زنی شدیم آرام تر و گاه کم حرف تر در گوشه گوشه ی دنیا
اما اگر امروز هم کسی از من بپرسد .
خوشبختی چه رنگی ست خواهم گفت ؛
به رنگ مخمل شعر بهروز یاسمی در آن عصر پاییزی بارانی وقتی دانش آموزی عاشق آن را میخواند و با لبخند به خانه بر می گشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤61💔20🕊1
امروز وقتی از جایی عبور میکردم و با تلفنحرف میزدم.
چندتا دخترکوچلو داشتند بازی میکردند یهو یکی شون اومد جلو پاهامو تو بغلش گرفت و گفت خداحافظ خاله آرزو !
و بعد رفت به سمت دوستاش🥺
ما همو نمیشناختیم و احتمالا منو با کسی دیگه اشتباه گرفته بود ولی
حقیقتا قلبم برای ثانیه ای آب شد 🥺
تلفن مو تموم کردم رفتم بغلش کردم و گفتم خداحافظ قشنگم ...
یادش میوفتم ناخودآگاه لبخند میزنم.
پ.ن من زیاد آدم بچه دوستی نیستم اما این یکی عجیب فرق داشت ❤️
@adelehz
چندتا دخترکوچلو داشتند بازی میکردند یهو یکی شون اومد جلو پاهامو تو بغلش گرفت و گفت خداحافظ خاله آرزو !
و بعد رفت به سمت دوستاش🥺
ما همو نمیشناختیم و احتمالا منو با کسی دیگه اشتباه گرفته بود ولی
حقیقتا قلبم برای ثانیه ای آب شد 🥺
تلفن مو تموم کردم رفتم بغلش کردم و گفتم خداحافظ قشنگم ...
یادش میوفتم ناخودآگاه لبخند میزنم.
پ.ن من زیاد آدم بچه دوستی نیستم اما این یکی عجیب فرق داشت ❤️
@adelehz
❤68💔8🥰4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالها باید بگذرد
از هزاران طوفان رد شوی
تا بدانی
آدمی تنها از صلح به خویشتن به صلح با جهان می رسد .
#عادله_زمانی
@adelehz
از هزاران طوفان رد شوی
تا بدانی
آدمی تنها از صلح به خویشتن به صلح با جهان می رسد .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤47👍11🕊4😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا نباید پیش هرکس درد و دل کرد؟
@adelehz
@adelehz
👍34💔14❤4
کنار پنجره نشسته ام و بوی خنکای باد اولین روز پاییز مشامم را نوازش می دهد .
ذات پاییز این است ناگهان پیدایش میشود می آید و گرمای جان فرسای تابستان را برای رفتن بقچه پیچ میکند.
چندسالی ست بیشتر از هر زمانی شیفته ی خزان هستم .سالهاست دانش آموز نیستم و ترس صبح زود بیدار شدن ها و مدرسه رفتن ها رهایم کرده است پس دلتنگ همان استراحتهای سه ماه تعطیلی نیستم .
حالا میتوانم واقع گرایانه تر ببینم پاییز چقدر خوب است،چقدر زیباست .
بی شک فصل مورد علاقه ام تا پایان زندگی پاییز خواهد ماند .
نه اینکه بهار بد باشد اما پاییز لایق عاشقی ست .
مثل عشق ؛
بهار عشق نوجوانی ست ،شیرین است ولی سراسر خامی
پاییز عشق میانسالی ست ،واقعیت ولی ماندگار و حقیقی
چون عشق در میانه شیرین تر است .
پاییز تان مبارک
و هر لحظه اش پر از عشق
#عادله_زمانی
@adelehz
ذات پاییز این است ناگهان پیدایش میشود می آید و گرمای جان فرسای تابستان را برای رفتن بقچه پیچ میکند.
چندسالی ست بیشتر از هر زمانی شیفته ی خزان هستم .سالهاست دانش آموز نیستم و ترس صبح زود بیدار شدن ها و مدرسه رفتن ها رهایم کرده است پس دلتنگ همان استراحتهای سه ماه تعطیلی نیستم .
حالا میتوانم واقع گرایانه تر ببینم پاییز چقدر خوب است،چقدر زیباست .
بی شک فصل مورد علاقه ام تا پایان زندگی پاییز خواهد ماند .
نه اینکه بهار بد باشد اما پاییز لایق عاشقی ست .
مثل عشق ؛
بهار عشق نوجوانی ست ،شیرین است ولی سراسر خامی
پاییز عشق میانسالی ست ،واقعیت ولی ماندگار و حقیقی
چون عشق در میانه شیرین تر است .
پاییز تان مبارک
و هر لحظه اش پر از عشق
#عادله_زمانی
@adelehz
❤41🥰10
همکلاسی جان
سلام
با آنکه نمیدانم کجایی؟ خوابی یا بیدار
زیر آسمان من ایستاده ای یا نه
ولی ببین،اول مهر رسیده است بگذار بیاد تمام آن روزهایی که شانه به شانه ی هم در صف ها ،کلاسها و پشت نیمکت های مدرسه مان رویابافی کردیم با تو حرف بزنم.
عزیزدلم
دنیا عوض شده ،دیگر مدرسه رفتن شبیه روزهای ما نیست .
ما که نسل ساده ی دلپاک خدا بودیم...ما که دلخوش به یک تراش آلمانی و یک پاک کن توت فرنگی بودیم .
ما که بزرگترین خلاف مان یواشکی حرف زدن از دوست پسر فلان همکلاسی مان بود .
بزرگ شدیم،خیلی هایمان پدر و مادر شدیم خیلی هایمان هنوز دنبال سرنخ زندگی مان هستیم ولی دنیا که به ما وفا نکرد.
دنیا که مارا خیلی وقتها به حال خودمان رها کرد .
همکلاسی جانم
دلتنگم ...دلتنگ روزهای بیخیال ،روزهایی که بزرگترین دردم تمام شدن مدادم بود اما حالا را ببین ....
اول مهر که میشود بیادت می افتم،گمشده ی کوچه های آشنایی من دلم میخواهد پیدایت کنم و محکم در آغوشت بگیرم
آنگاه آرام در گوشت بگویم .
همکلاسی بعد آنکه از آن کلاس بیرون آمدم دیگر دوباره آنقدر محکم نخندیدم...
آنقدر که پشت نیمکتهای چوبی مان ریسه می رفتم .
کاش دوباره پیدایت کنم همکلاسی
حتی اگر شبیه روزهای خوب سادگی نباشی
حتی اگر مرا نشناسی ...
دلم برای عطر چوب نیمکتهایمان تنگ ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
سلام
با آنکه نمیدانم کجایی؟ خوابی یا بیدار
زیر آسمان من ایستاده ای یا نه
ولی ببین،اول مهر رسیده است بگذار بیاد تمام آن روزهایی که شانه به شانه ی هم در صف ها ،کلاسها و پشت نیمکت های مدرسه مان رویابافی کردیم با تو حرف بزنم.
عزیزدلم
دنیا عوض شده ،دیگر مدرسه رفتن شبیه روزهای ما نیست .
ما که نسل ساده ی دلپاک خدا بودیم...ما که دلخوش به یک تراش آلمانی و یک پاک کن توت فرنگی بودیم .
ما که بزرگترین خلاف مان یواشکی حرف زدن از دوست پسر فلان همکلاسی مان بود .
بزرگ شدیم،خیلی هایمان پدر و مادر شدیم خیلی هایمان هنوز دنبال سرنخ زندگی مان هستیم ولی دنیا که به ما وفا نکرد.
دنیا که مارا خیلی وقتها به حال خودمان رها کرد .
همکلاسی جانم
دلتنگم ...دلتنگ روزهای بیخیال ،روزهایی که بزرگترین دردم تمام شدن مدادم بود اما حالا را ببین ....
اول مهر که میشود بیادت می افتم،گمشده ی کوچه های آشنایی من دلم میخواهد پیدایت کنم و محکم در آغوشت بگیرم
آنگاه آرام در گوشت بگویم .
همکلاسی بعد آنکه از آن کلاس بیرون آمدم دیگر دوباره آنقدر محکم نخندیدم...
آنقدر که پشت نیمکتهای چوبی مان ریسه می رفتم .
کاش دوباره پیدایت کنم همکلاسی
حتی اگر شبیه روزهای خوب سادگی نباشی
حتی اگر مرا نشناسی ...
دلم برای عطر چوب نیمکتهایمان تنگ ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
💔37❤20👍1
"زنی کهگم کردم "
همکلاسی جان سلام با آنکه نمیدانم کجایی؟ خوابی یا بیدار زیر آسمان من ایستاده ای یا نه ولی ببین،اول مهر رسیده است بگذار بیاد تمام آن روزهایی که شانه به شانه ی هم در صف ها ،کلاسها و پشت نیمکت های مدرسه مان رویابافی کردیم با تو حرف بزنم. عزیزدلم دنیا عوض…
بعضی روزها وقتی از دبیرستان به خونه برمیگشتم فکم از شدت خنده و حرف زدن درد می کرد :)
صادقانه میگم هرگز دوباره اونقدر در یک روز نخندیدم .
بزرگ شدن این شکلیه
پاییز و مهرتون مبارک .
@adelehz
صادقانه میگم هرگز دوباره اونقدر در یک روز نخندیدم .
بزرگ شدن این شکلیه
پاییز و مهرتون مبارک .
@adelehz
❤43💔14