عذر میخام که فقط آخر شبها فرصت میشه تو کانال چیزی بذارم .
شاید چون آخر شبها آدم به چیزهایی که دوسشون داره فکر میکنه و من به اینجا و آدماش فکر میکنم😍
ممنون که با منید
بوس به لپ تون❤️
شاید چون آخر شبها آدم به چیزهایی که دوسشون داره فکر میکنه و من به اینجا و آدماش فکر میکنم😍
ممنون که با منید
بوس به لپ تون❤️
❤102🥰18👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امان از دوست داشتن هایی که کورمان کرد و تا وقتی بینا شدیم جانی از جان هایمان ستاند...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
💔45😢6👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و عشق تو گرچه بسیار کوچک بودی تارهای از هم گسسته ی حیات مرا دوباره بهم پیوند داد .
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
❤38😢8👍6👎1
"زنی کهگم کردم "
و عشق تو گرچه بسیار کوچک بودی تارهای از هم گسسته ی حیات مرا دوباره بهم پیوند داد . #عادله_زمانی @adelehz
فقط مونده بود ساعت دوازده شب واسه زندانی هایی که گربه ها رو به سرپرستی میگیرن اشک بریزم😢
💔31❤6🕊3👍2🥰2
تغضبُ و كأنَّكَ ستحرق الدُنيا،
لكنَّكَ تبكي فقط
چنان عصبانی میشوی که گویی دنیا را به آتش خواهی کشید امّا فقط گریه میکنی.
@adelehz
لكنَّكَ تبكي فقط
چنان عصبانی میشوی که گویی دنیا را به آتش خواهی کشید امّا فقط گریه میکنی.
@adelehz
💔55😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خداوندا
آنگونه بساز که احدی نتواند خرابش کند
ما که زورمان نمی رسد
همه را میسپاریم دست خودت و خودمان می رویم میخوابیم ..
تو بیداری و تو برای همیشه کافی هستی ..
#عادله_زمانی
شب بخیر
@adelehz
آنگونه بساز که احدی نتواند خرابش کند
ما که زورمان نمی رسد
همه را میسپاریم دست خودت و خودمان می رویم میخوابیم ..
تو بیداری و تو برای همیشه کافی هستی ..
#عادله_زمانی
شب بخیر
@adelehz
❤66👍4😢3🕊3🥰2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باورتون میشه این شعر ،شعر صبر ایوبِ جواد یساری هست .
چقدر یه اجرا میتونه زیبا باشه❤️
چقدر یه اجرا میتونه زیبا باشه❤️
❤42👍3
❤30🥰4
درمن صدهزار پرنده
هوای سرزمین تنت را دارند.
مرغکان مهاجری هستند که در سر هوای سرزمین آباد تنت را می پرورانند.
و آنگاه که نامهربان می شوی هزار پرنده ی غمگین در من آواز حزن سر می دهند تو گویی هرگز به آن سرزمین جادویی نخواهند رسید. تو گویی آن سرزمین هرگز وطن شان نخواهد شد.
#عادله_زمانی
@adelehz
هوای سرزمین تنت را دارند.
مرغکان مهاجری هستند که در سر هوای سرزمین آباد تنت را می پرورانند.
و آنگاه که نامهربان می شوی هزار پرنده ی غمگین در من آواز حزن سر می دهند تو گویی هرگز به آن سرزمین جادویی نخواهند رسید. تو گویی آن سرزمین هرگز وطن شان نخواهد شد.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤22🕊4👍1
"زنی کهگم کردم "
Photo
ما هرسال صدای قدمهای بهار و با شکوفه های بادوم شیراز و نگار قشنگمون برای اولین بار میشنویم😍
دخترمون داره هر سال بزرگتر و قشنگتر میشه و به امید اینکه یه روز عروسیش و با اونی که عاشقش خواهد بود زیر شکوفه های بادوم ببینیم 😍
خداوندا ما امیدی جز خودت نداریم چون زنده کردن درختانت در بهار امید و عشق رو همیشه در دلمون زنده کن❤️
پیامهای ریپلای شده رو بخونید تا داستان شکوفه های بادوم نگار کوچلو رو بدونید😘❤️
@adelehz
دخترمون داره هر سال بزرگتر و قشنگتر میشه و به امید اینکه یه روز عروسیش و با اونی که عاشقش خواهد بود زیر شکوفه های بادوم ببینیم 😍
خداوندا ما امیدی جز خودت نداریم چون زنده کردن درختانت در بهار امید و عشق رو همیشه در دلمون زنده کن❤️
پیامهای ریپلای شده رو بخونید تا داستان شکوفه های بادوم نگار کوچلو رو بدونید😘❤️
@adelehz
❤45🥰5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین بار یک دوست مهربان با آهنگ گلنار مرا با استاد بیژن بیژنی آشنا کرد .
در روزهای منتهی به بهار
در مسیری طولانی از مترو سالهای نخست فارغالتحصیلی وقتی ظهرها از اولین کارم به خانه بر میگشتم و به گلنار گوش میدادم .
امروز من سالهاست از آن دوست بی خبرم ،مدتهاست سوار مترو نشدم و دیگر به آن کار برنگشتم
اما هنوز دلم به آمدن بهار خوش ست ..
#عادله_زمانی
@adelehz
در روزهای منتهی به بهار
در مسیری طولانی از مترو سالهای نخست فارغالتحصیلی وقتی ظهرها از اولین کارم به خانه بر میگشتم و به گلنار گوش میدادم .
امروز من سالهاست از آن دوست بی خبرم ،مدتهاست سوار مترو نشدم و دیگر به آن کار برنگشتم
اما هنوز دلم به آمدن بهار خوش ست ..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤29
"زنی کهگم کردم "
رمضان مبارک❤️
مادرم آن سالها حوالی همین ساعتهای سحر ،آرام با بوسه صدایم می زد .
شش ساله بودم و با چشمان خوابالودم و دستان کوچکی که پشتش را حریصانه بر چشمانم می مالیدم روی جایم می نشستم.
گوشه ی اتاق بزرگ ۱۲ متری چراغ کوچکی نور کم توانی را بر زمین انداخته بود . مادرک جوان و زیبایم با دستان ظریفش به سرعت پلوی خوش عطر ایرانی را بر بشقابها می ریخت، آن سالها بازار هنوز از برنجهای درجه دو و سه پاکستانی و هندی که فقط نام برنج را یدک می کشد اشباع نشده بود .عطر برنج محشر ایرانی نفوذ میکرد به استخوانت و در هرخانه ای پیدا می شد .
پدرکم،با آن سبیلهای تاب خورده و چشمان سیاهش با پیج رادیوی قدیمی مان که آن سالها عروس بازار بود ور می رفت چشمش که به من می افتاد میخندید که بیا باباجان غذا بخور ...
و آن نجوای آرام پدرومادرم بر سفره سحر ،آن یک به یک روشن شدن چراغ خانه ها آن تک زنگ زدن مادرم به خانه ی همسایه ها برای بیدار کردن شان
نمیدانم چه شد که به اینجا رسیدیم .
نه سفره مان دیگر سفره شد نه حالمان خوش
نه کسی بیدارمان کرد ..
در حسرت آرامش و سکوت یک سحری ساده ،شنیدن یک صدای عمیق مجری که میگفت روزه داران عزیز فقط ۵ دقیقه تا پایان سحری ..و لذت مزه کردن دعای سحری در جانمان، ماندیم .
سحر میشود، بیدار میشوم در پرتو نوری کم فروغ مینشینم ..بازهم رادیو را روشن میکنم اما ...اما حالِ دلم گمشده است .
اما دیگر آن شور را در هیچ نیمه شب منتهی به سحری نمی یابم ....
#عادله_زمانی
@adelehz
شش ساله بودم و با چشمان خوابالودم و دستان کوچکی که پشتش را حریصانه بر چشمانم می مالیدم روی جایم می نشستم.
گوشه ی اتاق بزرگ ۱۲ متری چراغ کوچکی نور کم توانی را بر زمین انداخته بود . مادرک جوان و زیبایم با دستان ظریفش به سرعت پلوی خوش عطر ایرانی را بر بشقابها می ریخت، آن سالها بازار هنوز از برنجهای درجه دو و سه پاکستانی و هندی که فقط نام برنج را یدک می کشد اشباع نشده بود .عطر برنج محشر ایرانی نفوذ میکرد به استخوانت و در هرخانه ای پیدا می شد .
پدرکم،با آن سبیلهای تاب خورده و چشمان سیاهش با پیج رادیوی قدیمی مان که آن سالها عروس بازار بود ور می رفت چشمش که به من می افتاد میخندید که بیا باباجان غذا بخور ...
و آن نجوای آرام پدرومادرم بر سفره سحر ،آن یک به یک روشن شدن چراغ خانه ها آن تک زنگ زدن مادرم به خانه ی همسایه ها برای بیدار کردن شان
نمیدانم چه شد که به اینجا رسیدیم .
نه سفره مان دیگر سفره شد نه حالمان خوش
نه کسی بیدارمان کرد ..
در حسرت آرامش و سکوت یک سحری ساده ،شنیدن یک صدای عمیق مجری که میگفت روزه داران عزیز فقط ۵ دقیقه تا پایان سحری ..و لذت مزه کردن دعای سحری در جانمان، ماندیم .
سحر میشود، بیدار میشوم در پرتو نوری کم فروغ مینشینم ..بازهم رادیو را روشن میکنم اما ...اما حالِ دلم گمشده است .
اما دیگر آن شور را در هیچ نیمه شب منتهی به سحری نمی یابم ....
#عادله_زمانی
@adelehz
😢34🕊20💔18👍13❤6👎1
💔41❤17👍6😢5🥰3🕊3