"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
فکر میکنم در این سال‌ها یکی از اتفاقاتی که عملا باعث اجحاف به زنان گردید .
پیشرفت صنایع غذایی بود!!!
شاید در ظاهر هزاران نفر این نظر مرا رد کنند و از خوبی ربها،مرباها و ترشی های کارخانه ای تمجید کنند .
اما برای من داستان چیز دیگریست..
من فکر می‌کنم زنانِ سال‌های دورتر خوشبخت تر بودند .
گرچه سخت بود ولی می‌دانستند که فرزندان شان سر صبحانه مربای آلبالوی مادرانه لای نان سنگک میچپانند و با ولع می‌خورند.
مردشان بین کار روزانه وقتی برای ناهار بساط ناهارخانگی را باز میکرد کمی از ترشی های پارسال خانم خانه را روی کتلت ها می ریخت و در دهانش مزه مزه میکرد .
عطر رب های خانگی که می‌پیچید در کوچه ی شان، صدای قل قل رب های جوشان در دیگهای بزرگ روحی و مسی به تمام اهل محل ندا می‌داد اینجا زنی عاشق خانواده اش ست .
من هربار که لقمه ی نان و پنیر گردویی که مادرم پنیرش را در خانه درست کرده بود یا کیکهای گردویی مادرم در مدرسه را میخوردم به مادرم فکر میکردم .
و خوب میدانم که همه ی ما با دستپخت های مادرانه مان برای لحظاتی در روز بیشتر به مادر فکر کردیم ‌.
راز اصلی همین ست ..آنچه زنها خالق آن هستند راهی برای تکرار بیشترشان در روزهای کسانی ست که دوستشان دارند.
خلق آنچه با لذت و آرامش همراه ست. مثل یک مزه ی دلچسب یا عطر غذایی وسوسه کننده.
بگذارید بگویم که خریدن مرباهای آماده از فروشگاهها آسان ترین کاری ست که می‌توانیم در روز انجام دهیم .
اما چرا هیچکدام از آن چیزهایی که میخریم مزه ی آنچه مادر درست می‌کند را ندارد؟
من معتقدم زنان همیشه باید راهی برای زیستن در روزهای آنان که عاشق شان هستند بیابند ولو که این راه پیچیدن یک ساندویج کوچک باشد که لابلای کره اش مربای توت فرنگی امسالی مادرانه ریخته شده باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
57👍17💔6👎1
یه زمانی مردم اینقدر مَلال و غم نداشتند، توی مکالمه‌ها و نامه‌ها می‌نوشتند:
« هیچ ملالی نیست جز دوری شما»...

@adelehz
💔62😢167👍6😁2🥰1
روشنای زندگی‌ام
نسیم من، فانوسم،
بیانیه ی باغ‌های من!
پلی به سمت من بکش از عطر نارنج‌
جایی به من بده چون شانه عاجی
در میان شب گیسوانت‌
و آنگاه فراموشم کن‌...

نزار قبانی
🌱

@adelehz
💔30🕊42👍1
برف بارید به این شهر، کجایی بی من؟
کاش سردت نشود دل نگرانم برگرد

مهدی کمانگر🌱

@adelehz
40💔6🥰3
دوستم از صبح داره لحظه به لحظه قیمت دلار و برام میفرسته 😑
کاش اول بهم بگه دلار مریضه بردنش بیمارستان
من واقعا این خبرای یهویی و نمیکشم...
@adelehz
😢221
Forwarded from کاف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوب نیستی نه …؟

NiNa @Kafiha
😢28💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی به کسی که نباید ،رو بدین این در انتظارتونه😁
😁297
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من اما هنوز در قدیم ها جا مانده ام.
از آنچه امروز قدیم ترها می نامندش اما تاریخ زندگی ما بوده است .
چشمم دنبال آدمهایی مانده که قدیمترها بودند و حالا نه
چشم دنبال خانه هایی که روزی بودند و حالا نیستند باقی مانده ..
من در قدیم ترها جامانده ام و با هیچ قطار به ایستگاه نرسیده ای هم برنمیگردم.
#عادله_زمانی
@adelehz
💔40👍5🕊42😢2
Emad Ram - Shayad to ra digar nabinam عماد رام - شاید تو را دیگر..
@moozikestan_bot
یا رب، نگاه کس، به کسی آشنا مکن ور
می‌کنی، کرم کن و از هم جدا مکن

- لاادری ‌
🌱

@adelehz
20💔4🕊2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و ما دوام آوردیم به خاطر بودن آنها که قلبمان را ساخته بودند ‌
چون شهری پس از تاراج دشمن
#عادله_زمانی
@adelehz
41😢4👍2💋2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امان از اولین ها ...
روز عشاق مبارک ❤️
@adelehz
💔46😢105👍2
شب است که آدم را اندوهگین می‌کند،
یا آدم است که برای اندوهگین شدن، شب را انتظار می‌کشد؟

شب است که فکرت را به سرم می‌اندازد،
یا منم که برای فکر کردن به تو، شب را انتظار می‌کشم؟

#ازدمیر_آصف

@adelehz
💔318👍3💋1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سر من هزاران جنگل درهم تنیده و آشفته ی استوایی انگار ایستاده ست...
به تو که فکر میکنم بوی کاج باران خورده در سرم به پا میشود..
#عادله_زمانی
@adelehz
22💔4👍2🕊1
گلبهار دختر روستا بود .
دشت‌های اطراف ده را مثل کف دستش می شناخت ،دامن های گلدار می‌پوشید و گیسوان خرمایی اش را در جوار ارغوانها رو به آفتاب کم جانِ خزان میگشود.

قبل از اینکه عاشق شود شاد ترین و شاداب ترین دختر روستا بود.
لب‌هایش گلهای کاغذی باغچه ی خان ِ ده را میخرید و چشمانش بوی باران‌های صبحگاهی کوچه های گلی روستا را می‌داد.

اما همه اش قبل از دیدن یار بود .
دیدن یار که بد نیست مگر نه اینکه عشق قرارست تورا دلنواز ترینِ عالم کند .
درد از ندیدن یار آغاز میگردد.
گلبهار تا وقتی یار را در دشت‌های بی انتها می دید ،تا آن هنگام که دکمه ی بالای پیراهن سفیدش را می‌گشود و بر ستبر سینه ی مردانه اش بوسه می کاشت.
تا آن هنگام که لابلای علفزارهای بلند سرش بر زانوی یار بود همچنان شاد ترین دختر روستای باران زده بود.
اما ...
اما همینکه یار رفت .
همینکه گلبهار در دشت تنها نشست .
همینکه غروبی یار برنگشت تا نیمه شبی به قراری پنهانی لب چشمه ی پایین روستا بروند همه چیز تغییر کرد.
گلبهار شد گل خزان
نه خندید،نه لبهایش سرخ زد و نه چشمانش بوی دریا داد .
همه چیز در غروبی به پایان رسید.
می‌گویند جاده ی روستاها،غروب ها بس دلتنگ و غریب ست .خاکی ست و بی انتها و از هر قدمش بوی نرسیدن به مشام می رسد .
و کسی چه می داند شاید گلبهار غمش را در تمام جاده ها به یادگار گذاشت وقتی یار در پیج جاده گم شد و برنگشت .
#عادله_زمانی
💔37👍5🕊43
دیدم خیلی وقته نارنجی ندیدیم :)
🦊
@adelehz
48🥰12👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست داشتن آدم اشتباه مثل فشردن ساقه ی پر از خار گلی در دست تان ست .
هرچقدر اصرار کنید بیشتر درد میکشید و روزی به خود می آید که خارها تا عمق جان تان فرو رفته است ..
#عادله_زمانی
@adelehz
💔42👍82
انگار نارنجی رو زده زیر بغلش🦊

#شما_فرستادین
@adelehz
33🕊2👍1