حرص نخورید. حسادت نکنید
تحقیقات ثابت کرده زنانی که چشم و هم چشمی میکنند نسبت به زنانی که این عادت را ندارند و زندگیشان را با بقیه مقایسه نمیکنند، هفتاد درصد بیشتر به بیماریهای اعصاب و روان و قلبی عروقی مبتلا شده اند. آمار سکته در این زنان به طرز قابل توجهی بالاست.
@adelehz
تحقیقات ثابت کرده زنانی که چشم و هم چشمی میکنند نسبت به زنانی که این عادت را ندارند و زندگیشان را با بقیه مقایسه نمیکنند، هفتاد درصد بیشتر به بیماریهای اعصاب و روان و قلبی عروقی مبتلا شده اند. آمار سکته در این زنان به طرز قابل توجهی بالاست.
@adelehz
👍36❤4😁3🕊2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در فضای مجازی هر وقت دخترانی رو میبینم که تمام هم و غم دنیاشون عملهای زیبایی ،رل زدن و با ادبیات سخیف حرف زدن هست افسوس میخورم .
نسلهای قبلی دختران واقعا قابل تحسین بودند حتی کلام شان
حتی نوع حرف زدن شان ،سبکانتخاب لباس ها و نوع برخوردشان با مردها ..
این نسلها به طرز عجیبی درحال کم یاب شدن هستند و چه افسوس...
#عادله_زمانی
@adelehz
نسلهای قبلی دختران واقعا قابل تحسین بودند حتی کلام شان
حتی نوع حرف زدن شان ،سبکانتخاب لباس ها و نوع برخوردشان با مردها ..
این نسلها به طرز عجیبی درحال کم یاب شدن هستند و چه افسوس...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤39👍17💔10
آن سالها که دانشجوی کارشناسی بودم از دانشکده ی روانشناسی به جاده ی اصلی که میتوانست شما را به باقی نقاط دانشگاه متصل کند یک خیابان کم عرض و طولانی معروف کشیده شده بود .
دو طرف خیابان کم عرض پر از درختان کاج بلند چند ده ساله بود .و دو طرف خیابان فضاهای سر سبزی بود .انقدر سرسبز و وحشی که گاهی درونش به غیر از گربه های کوچولوی اطراف تریا روباه دیده میشد .
یک بار که سر کلاس بودم و استاد پیرمان با آن تن یکنواخت صدایش در حال حرف زدن بود .من که تقریبا همیشه سرو گوشم میجنبید رو به پنجره کرده بودم تا ببینم انبیرون ها آن طرف علفزار زیر پنجره کنار جنگل کاج ها و آن خیابان کم عرض خلوت چه میگذرد .
روباهی که از میان علفزار جست زنان بالا و پایین می پرید آنقدر ذوق زده ام کرد که ناخودآگاه جیغ کوتاهی از گلویم بیرون پرید .
استاد نگاه شماتت باری از بالای عینکش به من انداخت اما حتی همان نگاه هم نتوانست ذوق مرا از دیدن روباه کور کند ...
تمام ساعاتی که کلاس داشتم به ذوق دیدن روباه کوچک دانشکده روانشناسی به شیطنت گذشت گرچه او را دوباره ندیدم ...
آن خیابان خلوت در بهار حال و هوای دیگری داشت .باران با شدت به تن کاج های پیر میخورد و باد عطر خوبش را سخاوتمندانه میان فضای دانشکده می پیچاند.
در دلم نام آن خیابان را خیابان عشق گذاشته بودم .وجه تسمیه اش را نمی دانستم بیشتر شبیه یک حس بود تا علت .
بارها در خیابان عشق در باران گیر افتاده بودم کوله ام را روی سرم گرفته و دویده بودم ..
خیابان عشق مرا با بارانهای گاه و بیگاهش با خوشحالی و غم هایم با لبخندها و اشکهایم بارها بی ادعا در آغوش گرفته بود .
اه
این روزها چقدر به خیابان عشق نیاز دارم.
به جایی که درآن میان یک باران طولانی بدوم و عطر خوب خاک های باران خورده مشامم را پر کند .
جایی که در آن چشمانم دنبال روباه های کوچک شاد بگردد و از دیدنشان ذوق کند .
چقدر این روزها دلم یک خیابان عمیق ِ عشق می خواهد...
تا دوباره تبدیل به آن دختر شاد دانشجو شوم که کوله اش از خنده های بی دلیل پر است..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
دو طرف خیابان کم عرض پر از درختان کاج بلند چند ده ساله بود .و دو طرف خیابان فضاهای سر سبزی بود .انقدر سرسبز و وحشی که گاهی درونش به غیر از گربه های کوچولوی اطراف تریا روباه دیده میشد .
یک بار که سر کلاس بودم و استاد پیرمان با آن تن یکنواخت صدایش در حال حرف زدن بود .من که تقریبا همیشه سرو گوشم میجنبید رو به پنجره کرده بودم تا ببینم انبیرون ها آن طرف علفزار زیر پنجره کنار جنگل کاج ها و آن خیابان کم عرض خلوت چه میگذرد .
روباهی که از میان علفزار جست زنان بالا و پایین می پرید آنقدر ذوق زده ام کرد که ناخودآگاه جیغ کوتاهی از گلویم بیرون پرید .
استاد نگاه شماتت باری از بالای عینکش به من انداخت اما حتی همان نگاه هم نتوانست ذوق مرا از دیدن روباه کور کند ...
تمام ساعاتی که کلاس داشتم به ذوق دیدن روباه کوچک دانشکده روانشناسی به شیطنت گذشت گرچه او را دوباره ندیدم ...
آن خیابان خلوت در بهار حال و هوای دیگری داشت .باران با شدت به تن کاج های پیر میخورد و باد عطر خوبش را سخاوتمندانه میان فضای دانشکده می پیچاند.
در دلم نام آن خیابان را خیابان عشق گذاشته بودم .وجه تسمیه اش را نمی دانستم بیشتر شبیه یک حس بود تا علت .
بارها در خیابان عشق در باران گیر افتاده بودم کوله ام را روی سرم گرفته و دویده بودم ..
خیابان عشق مرا با بارانهای گاه و بیگاهش با خوشحالی و غم هایم با لبخندها و اشکهایم بارها بی ادعا در آغوش گرفته بود .
اه
این روزها چقدر به خیابان عشق نیاز دارم.
به جایی که درآن میان یک باران طولانی بدوم و عطر خوب خاک های باران خورده مشامم را پر کند .
جایی که در آن چشمانم دنبال روباه های کوچک شاد بگردد و از دیدنشان ذوق کند .
چقدر این روزها دلم یک خیابان عمیق ِ عشق می خواهد...
تا دوباره تبدیل به آن دختر شاد دانشجو شوم که کوله اش از خنده های بی دلیل پر است..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
❤39👍3🕊3😢2💔2
طی همین دوسه روز
یه دکتر توی یاسوج با چاقو کشته شده و قاتل از چاقو خونی استوری گذاشته
یه خانم خبرنگار با دمبل توسط شوهر وکیلش به قتل رسیده
یه وکیل توی ولنجک زن و پسر هفت سالشو با تیر کشته و خودش خودکشی کرده
سه چهار مورد هم خودکشی طی این چند روز ویرال شده
خشونت توی جامعه وجود نداره عملا خشونت داره از جامعه چیکه میکنه !
خواهشا در بیرون از خونه خصوصا، از هرگونه بحث با آدمهایی که نمیشناسیدشون بپرهیزید بماند که فعلا آدمها متاسفانه توی خونه هم در امان نیستن و آمار خشونت خونگی بسیار بالاست .
اما خودداری از درگیر شدن با آدمهای غریبه که نمیدونید میتونن تا چه حدی وحشی باشن خیلی مهمه .
یه دکتر توی یاسوج با چاقو کشته شده و قاتل از چاقو خونی استوری گذاشته
یه خانم خبرنگار با دمبل توسط شوهر وکیلش به قتل رسیده
یه وکیل توی ولنجک زن و پسر هفت سالشو با تیر کشته و خودش خودکشی کرده
سه چهار مورد هم خودکشی طی این چند روز ویرال شده
خشونت توی جامعه وجود نداره عملا خشونت داره از جامعه چیکه میکنه !
خواهشا در بیرون از خونه خصوصا، از هرگونه بحث با آدمهایی که نمیشناسیدشون بپرهیزید بماند که فعلا آدمها متاسفانه توی خونه هم در امان نیستن و آمار خشونت خونگی بسیار بالاست .
اما خودداری از درگیر شدن با آدمهای غریبه که نمیدونید میتونن تا چه حدی وحشی باشن خیلی مهمه .
👍69😢25💔15❤3
"زنی کهگم کردم "
طی همین دوسه روز یه دکتر توی یاسوج با چاقو کشته شده و قاتل از چاقو خونی استوری گذاشته یه خانم خبرنگار با دمبل توسط شوهر وکیلش به قتل رسیده یه وکیل توی ولنجک زن و پسر هفت سالشو با تیر کشته و خودش خودکشی کرده سه چهار مورد هم خودکشی طی این چند روز ویرال شده…
یه دوست دکتر داشتیم چندسال پیش میگفت من هر موقع میرم بیرون ادای آدمهای کر رو در میارم تا بقیه باهام حرف نزنن یا حتی از مکالمه پرهیز کنند .
حالا من میفهمم چرا !!!
حالا من میفهمم چرا !!!
👍54💔17❤4
چهها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اينها که من با جان خود کردم
طبيبم گفت درمانى ندارد درد مهجورى
غلط مىگفت خود را کشتم و درمان خود کردم ...
#وحشی_بافقی
@adelehz
مگر دشمن کند اينها که من با جان خود کردم
طبيبم گفت درمانى ندارد درد مهجورى
غلط مىگفت خود را کشتم و درمان خود کردم ...
#وحشی_بافقی
@adelehz
💔24❤13👍2
حتی اگر عاقلانه نباشد مجبورم تورا دوست داشته باشم .من خودم را در دوست داشتنت پیدا میکنم ،نباید دوباره خودم را گم کنم.
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
💔27❤7👍1🥰1
ما بزرگ شده های این سفره ها هستیم،بحث کم و زیاد نیست .
تجمل و سادگی را هم کنار بگذار
ما بچه های ،سفره های نان حلالیم
نان زحمتکشی پدران مان ،نانی که بدعایی و حق دیگری دنبالش نبود .
ما بزرگ شده های سفره های برکتیم
#عادله_زمانی
@adelehz
تجمل و سادگی را هم کنار بگذار
ما بچه های ،سفره های نان حلالیم
نان زحمتکشی پدران مان ،نانی که بدعایی و حق دیگری دنبالش نبود .
ما بزرگ شده های سفره های برکتیم
#عادله_زمانی
@adelehz
❤78👍12🥰6😢3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و من به همه ی دخترانی فکر میکنم که ورودشان به دنیای زنانگی توام با تنش،آزار و حس ناکافی بودن بود .
که چطور توانستند از این دنیای زیبا بهره ببرند یا تا آخر زندگی آموختند که بخاطر زن بودن بیچاره و مفلوکند.
واقعیت این است که دختران زیادی در اوج معصومیت و مظلومیت ورود آرامی به دنیای زنانه نداشتند و کسی نبود که به آنها یادآور شود زیبا،کافی و خارق العاده هستند .
#عادله_زمانی
@adelehz
که چطور توانستند از این دنیای زیبا بهره ببرند یا تا آخر زندگی آموختند که بخاطر زن بودن بیچاره و مفلوکند.
واقعیت این است که دختران زیادی در اوج معصومیت و مظلومیت ورود آرامی به دنیای زنانه نداشتند و کسی نبود که به آنها یادآور شود زیبا،کافی و خارق العاده هستند .
#عادله_زمانی
@adelehz
💔32❤25👍14🥰1
نزار قبانی یه نصیحت پدرانه ی فوقالعاده میکنه و میگه:
«تا زمانی که از عمق دوست داشتن
طرف مقابلت مطمئن نشدی
عمیقانه دوست نداشته باش
چرا که عمق عشق امروز
همان عمق زخم فردای توست...»
@adelehz
«تا زمانی که از عمق دوست داشتن
طرف مقابلت مطمئن نشدی
عمیقانه دوست نداشته باش
چرا که عمق عشق امروز
همان عمق زخم فردای توست...»
@adelehz
❤45👍30💔12😢2
لبانت قندِمصری،گونہ هایت سیب لبنان را
روایت مے ڪند چشمانت آهوے خراسان را
من از هر جاے دنیا، هر ڪہ هستم، عاشقت هستم
بہ مِهرت بستہ ام دل را، بہ دستت دادہ ام جان را
چنانت دوست مے دارم،ڪہ با شوقِ تو مے خواهم
بسازم وقف چشمت،تاڪ هاے مستِ پَروان را
بگويي سرمہ دانت مي ڪنم بازار ڪابل را
بخواهي فرش راهت مي ڪنم لعل بدخشان را
تو را من مي پرستم بعد از اين تا هر زمان باشم
نمي سازم دگر در باميان بوداے ويران را
تو ياقوت يمن ، مشڪ ختن ، ماہ بخارايی
بہ زلفت بستہ اے هر گوشہ ، دل هاے پريشان را
ڪنار پنجرہ آواز مے خوانے و افشاندہ است
صدايت رنگ و بوے هر چہ گل، هر چہ گلستان را
ڪنار پنجرہ، گيسو بہ گيسوے ِ شب و باران
حواست نيست عاشق ڪردہ اے حتےدرختان را
روایت مے ڪند چشمانت آهوے خراسان را
من از هر جاے دنیا، هر ڪہ هستم، عاشقت هستم
بہ مِهرت بستہ ام دل را، بہ دستت دادہ ام جان را
چنانت دوست مے دارم،ڪہ با شوقِ تو مے خواهم
بسازم وقف چشمت،تاڪ هاے مستِ پَروان را
بگويي سرمہ دانت مي ڪنم بازار ڪابل را
بخواهي فرش راهت مي ڪنم لعل بدخشان را
تو را من مي پرستم بعد از اين تا هر زمان باشم
نمي سازم دگر در باميان بوداے ويران را
تو ياقوت يمن ، مشڪ ختن ، ماہ بخارايی
بہ زلفت بستہ اے هر گوشہ ، دل هاے پريشان را
ڪنار پنجرہ آواز مے خوانے و افشاندہ است
صدايت رنگ و بوے هر چہ گل، هر چہ گلستان را
ڪنار پنجرہ، گيسو بہ گيسوے ِ شب و باران
حواست نيست عاشق ڪردہ اے حتےدرختان را
❤16🥰6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به فاصله بیست سال ناقابل از عمر کوتاه ما 🙃
@adelehz
@adelehz
😢26❤10
👍70❤8💔4😁3😢3