چرا دوستای خارج از کشورم دارن اینقدر زنگ میزنن احوالمو میپرسن !!!
اقااااااا 🙁
اقااااااا 🙁
💔17😁7😢6👎5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلممیخواهد به هر آنچه نویدی از روزهای بهتر ست باور کنم .
هرچیزی که میتواند به من امید دهد که فصل تشویش های شبانه ام به پایان می رسد .
مرا ببخش اگر گاهی پای حرفهای دلگرم کننده ی پیرزن کولی گوشه ی پارک مینشینم..من که میدانم او فالهایش را بر هوا میگیرد تا بسته های زیره اش زودتر به فروش رود اما اینمنم که محتاجم به اندکی خبر خوب..
همینکه با چشمان سرمه کشیده اش زل بزند توی چشمم و بگویید اوه بختت بلند است من انگار دلم خوش میشود.
دلم میخواهد روزهای خوب ،آمدن شان و رسیدن شان را باور کنم
ولو اگر غیر عقلانی بنظر برسد .
#عادله_زمانی
@adelehz
هرچیزی که میتواند به من امید دهد که فصل تشویش های شبانه ام به پایان می رسد .
مرا ببخش اگر گاهی پای حرفهای دلگرم کننده ی پیرزن کولی گوشه ی پارک مینشینم..من که میدانم او فالهایش را بر هوا میگیرد تا بسته های زیره اش زودتر به فروش رود اما اینمنم که محتاجم به اندکی خبر خوب..
همینکه با چشمان سرمه کشیده اش زل بزند توی چشمم و بگویید اوه بختت بلند است من انگار دلم خوش میشود.
دلم میخواهد روزهای خوب ،آمدن شان و رسیدن شان را باور کنم
ولو اگر غیر عقلانی بنظر برسد .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤30💔9👍5😢2😁1
😁42🥰4💔1
مامانم برای ناهار فردای بابام ماکارونی آماده کرده گذاشته رو میز همونجور که داره از آشپزخونه میره بیرون به من میگه بذارش تو یخچال
من نمیفهمم این زن چرا همیشه منو در چنین موقعیت هایی قرار میده 😏
مادر من ،من برای تسلط بر نفس اماره دیگه انگیزه ی چهارده سالگی رو ندارم.
با خوردن دو قاشق گنده گذاشتمش تو یخچال😬😑
#داستانهای_من_و_مامان_خانوم_جان
من نمیفهمم این زن چرا همیشه منو در چنین موقعیت هایی قرار میده 😏
مادر من ،من برای تسلط بر نفس اماره دیگه انگیزه ی چهارده سالگی رو ندارم.
با خوردن دو قاشق گنده گذاشتمش تو یخچال😬😑
#داستانهای_من_و_مامان_خانوم_جان
😁40❤8🥰2
"زنی کهگم کردم "
Video
دخترک سال اول دانشگاه،همان روز اول وارد محوطه ی بزرگ دانشکده که شد دیدش
پسر خوش قد و بالای سال بالایی،پلیور لیمویی به تن ،آهسته از انتهای سالن به سمتش آمد و از کنارش عبور کرد.
پلیورش آخ که به او می آمد البته نه به اندازه ی آن پالتوی سیاه خوش دوختی که بعضی عصرهای سرد پاییزی به تنش می دید .
دخترک هر روز او را می دید که می رود و می آید و روزهایی که او نبود، بیشتر به اطراف خیره می ماند .به این امید که پیدایش کند ،به این امید که کلامی بین شان رد و بدل شود .
در دلش نام اورا ساکت الممالک گذاشته بود کسی که در هر مملکت با او سکوت کرده بود.
سالهای دانشجویی گذشت ،هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد ساکت الممالک فارغالتحصیل شد .گاهی در دانشگاه درس میداد دخترک هم درسش تمام شد و دانشگاه را ترک کرد .
نه دخترک هرگز به او گفت دوستش دارد نه ساکت الممالک فهمید که چه رخ داده ست .
اما یک رویا،یک رویای نیمه کاره ی درخشان در جنگل اطراف دانشکده، در خیابان خلوت روبرویش،در کلاسهای خالیش برجا ماند .
رویایی که شاید سالهای بعد دخترهای جوان دیگری را درگیر عشق ساکت الممالک های دیگری میکرد .
دوست داشتنی که به اتمام می رسید اما طعم خوبش مثل طعم اولین روز دانشجو شدن هرگز از یاد نمی رفت.
دوست داشتنی که لابلای یک پالتوی سیاه با قد بلندش در روزی سرد از خیابانهای پر از چنار دانشکده قدم زنان به خانه می رفت و هرگز نمیفهمید کسی او را عمیقا بیاد می آورد.
#عادله_زمانی
@adelehz
پسر خوش قد و بالای سال بالایی،پلیور لیمویی به تن ،آهسته از انتهای سالن به سمتش آمد و از کنارش عبور کرد.
پلیورش آخ که به او می آمد البته نه به اندازه ی آن پالتوی سیاه خوش دوختی که بعضی عصرهای سرد پاییزی به تنش می دید .
دخترک هر روز او را می دید که می رود و می آید و روزهایی که او نبود، بیشتر به اطراف خیره می ماند .به این امید که پیدایش کند ،به این امید که کلامی بین شان رد و بدل شود .
در دلش نام اورا ساکت الممالک گذاشته بود کسی که در هر مملکت با او سکوت کرده بود.
سالهای دانشجویی گذشت ،هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد ساکت الممالک فارغالتحصیل شد .گاهی در دانشگاه درس میداد دخترک هم درسش تمام شد و دانشگاه را ترک کرد .
نه دخترک هرگز به او گفت دوستش دارد نه ساکت الممالک فهمید که چه رخ داده ست .
اما یک رویا،یک رویای نیمه کاره ی درخشان در جنگل اطراف دانشکده، در خیابان خلوت روبرویش،در کلاسهای خالیش برجا ماند .
رویایی که شاید سالهای بعد دخترهای جوان دیگری را درگیر عشق ساکت الممالک های دیگری میکرد .
دوست داشتنی که به اتمام می رسید اما طعم خوبش مثل طعم اولین روز دانشجو شدن هرگز از یاد نمی رفت.
دوست داشتنی که لابلای یک پالتوی سیاه با قد بلندش در روزی سرد از خیابانهای پر از چنار دانشکده قدم زنان به خانه می رفت و هرگز نمیفهمید کسی او را عمیقا بیاد می آورد.
#عادله_زمانی
@adelehz
💔53❤12👍4🥰3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اغلب فراموش میکنیم که چقدر ثروتمندیم
با داشتن پدر ها و مادرهایی مایه ی آرامش جانند .
نور چشم شان روشن کننده ی دنیای مان
#عادله_زمانی
@adelehz
با داشتن پدر ها و مادرهایی مایه ی آرامش جانند .
نور چشم شان روشن کننده ی دنیای مان
#عادله_زمانی
@adelehz
❤45👍3👎1😢1
ایزابلا و دیگ ریحان ...
این نقاشی صحنهای از شعر "جان کیتس" با همین نام را به تصویر میکشد.
" قرار بر این بوده ایزابلا با یک نجیبزاده ازدواج کنه، اما اون عاشق 'لورنزو' مستخدم برادرش میشه. برادران ایزابلا مخالف میکنند و لورنزو رو میکشن و جسد اون رو داخل جنگل دفن میکنند! بعد از اون لونرزو به خواب ایزابلا میاد و بهش میگه بدنش رو کجا دفن کردند .. ایزابلا نبش قبر میکنه و سر لونرزو رو داخل یک گلدون ریحان چال میکنه
و هر روز، با اشکهاش به گلدون آب میده ...
#شما_فرستادین
@adelehz
این نقاشی صحنهای از شعر "جان کیتس" با همین نام را به تصویر میکشد.
" قرار بر این بوده ایزابلا با یک نجیبزاده ازدواج کنه، اما اون عاشق 'لورنزو' مستخدم برادرش میشه. برادران ایزابلا مخالف میکنند و لورنزو رو میکشن و جسد اون رو داخل جنگل دفن میکنند! بعد از اون لونرزو به خواب ایزابلا میاد و بهش میگه بدنش رو کجا دفن کردند .. ایزابلا نبش قبر میکنه و سر لونرزو رو داخل یک گلدون ریحان چال میکنه
و هر روز، با اشکهاش به گلدون آب میده ...
#شما_فرستادین
@adelehz
💔34👍6😢3
این اینستای من هست اگه دوست داشتین میتونین اونجا هم نوشته هامو دنبال کنید نقل ونبات ها❤️
https://www.instagram.com/adeleh.zamani90/profilecard/?igsh=eTk3Z2V3aTZzbnE=
https://www.instagram.com/adeleh.zamani90/profilecard/?igsh=eTk3Z2V3aTZzbnE=
👍11
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
بعَضی از نوشته های من و خیلی نوشته های زیباتر و میتونید توی این پیج اینستا ببینید
https://www.instagram.com/amn.nejati?igsh=bzY5NzF1cGJvbmJ2
https://www.instagram.com/amn.nejati?igsh=bzY5NzF1cGJvbmJ2
🥰5
توصیه میکنم گاهی برای درمان، سراغ چیزهای ساده بروی.
رسیدگی به گلدان کوچک کنج اتاق، آشپزی، خواندن چند بیت شعر، شنیدن یک موزیک و حرف زدن با یک دوست.
توصیه میکنم روی جزئیات بِکر و مهجور ماندهی اطرافت بیشتر تمرکز کنی و در همه چیز، حتی تاریکترینشان، دنبال نشانههای روشنی برای حیات بگردی.
توصیه میکنم همین حالا لبخند بزنی، به اطرافت نگاه کنی و اولین نشانهای که تو را متصل میکند به زیستن، پیدا کنی.
زندگی همچنان زیباست
اگر در نقاط درست آن بایستیم و از زوایای سنجیدهتری به جهان و اتفاقات آن نگاه کنیم.
@adelehz
رسیدگی به گلدان کوچک کنج اتاق، آشپزی، خواندن چند بیت شعر، شنیدن یک موزیک و حرف زدن با یک دوست.
توصیه میکنم روی جزئیات بِکر و مهجور ماندهی اطرافت بیشتر تمرکز کنی و در همه چیز، حتی تاریکترینشان، دنبال نشانههای روشنی برای حیات بگردی.
توصیه میکنم همین حالا لبخند بزنی، به اطرافت نگاه کنی و اولین نشانهای که تو را متصل میکند به زیستن، پیدا کنی.
زندگی همچنان زیباست
اگر در نقاط درست آن بایستیم و از زوایای سنجیدهتری به جهان و اتفاقات آن نگاه کنیم.
@adelehz
❤25👍8🥰2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من تا مدتها ترانه ی لبیروت را در پلی لیست گوشی خودم داشتم (هنوز هم دارم به گمانم) نه معنی اش را می دانستمنه تاریخچه ی اثر را ولی این آهنگ را همیشه با ولع شنیده ام .
حزن پنهان شده در تار و پود این قطعه قلبم را لمس می کند .
و حس میکنم دوباره کودک شده ام و دوباره مادرم ترانه های احمدظاهر را در ضبط کوچکش فرسنگها دور تر از خانه میشنود و اشکهایش می ریزد .
شهرها و ترانه ها بطرز عجیبی با هم عجین هستند .
تو از ترانه ها میتوانی به دل شهرها بروی
ولو که شهرهای ویران ولو که شهرهای تا ابد رها شده .
#عادله_زمانی
@adelehz
حزن پنهان شده در تار و پود این قطعه قلبم را لمس می کند .
و حس میکنم دوباره کودک شده ام و دوباره مادرم ترانه های احمدظاهر را در ضبط کوچکش فرسنگها دور تر از خانه میشنود و اشکهایش می ریزد .
شهرها و ترانه ها بطرز عجیبی با هم عجین هستند .
تو از ترانه ها میتوانی به دل شهرها بروی
ولو که شهرهای ویران ولو که شهرهای تا ابد رها شده .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤16💔9👍1👎1
دیشب خوابش را دیدم .
خواب دوستی که سالهاست از او بیخبرم
شاید مرا یادش رفته باشد .
خواب دیدم به زیباترین لباس با آرایشی ملایم دنبالم آمده است و میگوید عادله بیا برویم برای تولدت بیرون
تولد من که هزار ماه بعد است و دوستی که سالهاست از او بیخبرم .
وقتی بیدار شدم هنوز ته مایه ی خوشحالی خواب در دلم مانده بود که هنگام بیدار شدن با اندوهی ناشناخته در آمیخت و در رگهای روزم تزریق شد .
مادرم همیشه میگویید پاییز فصل خوابهای برهم ریخته است ،خوابهایی که تعبیر ندارد .
ولی من میگویم آشفتگی دلم بعد از خواب امروز را حتی پاییز هم نمیتواند گردن بگیرد .
حس میکنم بخشی از من در پاره ای از زمان رها شده است و دوباره هرگز به من برنمیگردد.
#عادله_زمانی
@adelehz
خواب دوستی که سالهاست از او بیخبرم
شاید مرا یادش رفته باشد .
خواب دیدم به زیباترین لباس با آرایشی ملایم دنبالم آمده است و میگوید عادله بیا برویم برای تولدت بیرون
تولد من که هزار ماه بعد است و دوستی که سالهاست از او بیخبرم .
وقتی بیدار شدم هنوز ته مایه ی خوشحالی خواب در دلم مانده بود که هنگام بیدار شدن با اندوهی ناشناخته در آمیخت و در رگهای روزم تزریق شد .
مادرم همیشه میگویید پاییز فصل خوابهای برهم ریخته است ،خوابهایی که تعبیر ندارد .
ولی من میگویم آشفتگی دلم بعد از خواب امروز را حتی پاییز هم نمیتواند گردن بگیرد .
حس میکنم بخشی از من در پاره ای از زمان رها شده است و دوباره هرگز به من برنمیگردد.
#عادله_زمانی
@adelehz
💔28❤5👍5😁2🕊1
Alamate Soal
Shadmehr Aghili
سال ۸۶ ست اوج نوجوانی ،خیال خام بزرگ شدن بهتر شدن همه چیز
ساعت یک شب ست اوایل پاییز هوای خنک از پنجره در اتاق می پیچد ..
با کامپیوترم در تاریکی علامت سوال شادمهر را پلی میکنم و هزار جام شیشه ای در انتهای دلم فرو میشکند ...
سالها میگذرد و خیال خام بزرگ شدن تمام میشود اما آن حس گزنده ی این آهنگ هرگز به اتمام نرسید...
#عادله_زمانی
@adelehz
ساعت یک شب ست اوایل پاییز هوای خنک از پنجره در اتاق می پیچد ..
با کامپیوترم در تاریکی علامت سوال شادمهر را پلی میکنم و هزار جام شیشه ای در انتهای دلم فرو میشکند ...
سالها میگذرد و خیال خام بزرگ شدن تمام میشود اما آن حس گزنده ی این آهنگ هرگز به اتمام نرسید...
#عادله_زمانی
@adelehz
💔28👍2🕊2❤1
«من
نه کنجکاوِ بهشتم
و نه دوزخ؛
چرا که من
مادرم را
هم به گاهِ خندیدن دیدم
و هم به گاهِ گریستن...»
اوزدمیر آصاف
@adelehz
نه کنجکاوِ بهشتم
و نه دوزخ؛
چرا که من
مادرم را
هم به گاهِ خندیدن دیدم
و هم به گاهِ گریستن...»
اوزدمیر آصاف
@adelehz
❤38💔13👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو، بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر.."
مولانای جان
@adelehz
آرام تر از آهو، بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر.."
مولانای جان
@adelehz
👍27🥰5❤4😢4🕊2
یکی عشق را زندگی میداند
دیگری آن را دروغ پندارد
هر دو بر حقند:
که آنیک، جانِ خویش را باز یافته
و ایندیگری، بر باد داده...
#محمود_درويش
@adelehz
دیگری آن را دروغ پندارد
هر دو بر حقند:
که آنیک، جانِ خویش را باز یافته
و ایندیگری، بر باد داده...
#محمود_درويش
@adelehz
💔26👍10❤5🕊1