دهه شصت ،فصل پررنگ عاشقی های دانشگاهی بود از آن عاشقی هایی که تهش نود درصد اوقات به ازدواج می انجامید.
دهه هفتادی ها کمی از آن فضا دور شدند ،سلام و علیککردن همکلاسی های غیر همجنس در دانشگاه راحت شد ولی هنوز هم میشد به ته مانده ی عشقهای اسطوره ای دهه شصتی ها امید داشت .
خیلی از دهه هفتادی ها در دانشگاه عاشق شدند و ازدواج کردند .
دهه ی هشتادی ها داستانشان فرق کرد ،نوع روابط به سمت دیگری رفت .
برنامه کردن. اکیپ داشتن ،رل زدن اکس و کراش وارد فرهنگ لغت شان شد .
دیگر هیچ پسری قرار نبود در یک راهرو دانشگاه صد دل را یک دل کند و با پیشانی عرق کرده جلوی یک دختر را بگیرد و بگوید مادرم میخواهد برای امر خیر مزاحم تان شود . شاید هم چون دیگر آن جور دخترهایی که بگویند باید با پدرم حرف بزنید وجود نداشتند .
خیلی ها به شدتِ محدودیت های اجتماعی،خانوادگى نسلهایی چون شصت و هفتاد منتقدند،خیلی وقتها حق به جانب هم هستند .
اما امروز شرایط خیلی فرق کرده است .
اجازه بدهید اندکی بر این لجام گسیختگی روابطِ فردی اسب نقد را بتازانم.
نه از جانب کسی که روانشناسی خوانده یا حتی کسی که خودش چیز فهمِ اجتماعی می داند فقط از قالب کسی که متولد دهه هفتاد ست و حالا خودش را با فرهنگ روابط بین فردی امروزه ی جامعه بشدت غریبه حس می کند .
رو راست بگویم دیگر جرات نمیکنم بگویم کسی عاشق شده است .برخلاف سالهای نوجوانی که از حرف زدن در مورد رازهای عاشقانه ی دوستانم که البته در حد چند دقیقه تلفنی حرف زدن و حض بردن از فکر کردن به فلانی بود. لذت میبردم حالا اگر دوستی همکاری در مورد روابط عاشقانه اش حرف بزند بحث را به جایی دیگر میپیچانم.
نه اینکه از عشق بیگانه شده باشمنه ..
من دنبال همان لذت بکر احساس در آدمها میگردم همان لرزیدن دل همان هرچیز به وقت و زمان خودش و گاماس گاماس جلو رفتن و چشیدن طعم یک دوست داشتن
این هجمه ی ناگهانی عشق بازی و لاسیدن در روابط به جانم نمی چسبد از آن دور می مانم.
القصه آنکه کوچکترهای داستان ما ،از ما بشما نصیحت نگذارید لذت در پرده بودن بعضی حرفها برایتان بی معنی شود .بعضی رفتارها تا وقتی زیباست که شبیه پول خورد بی ارزش یک دوره گرد فقیر وسط دایره نریزد .
بگذارید دل تان گاهی بلرزد.
در راه روهای دانشگاه کسی را ببینید و فقط با یک لبخندش تمام روزتان پر از پروانه شود .
بگذارید آن لبخند برایتان بکر و تازه بماند.و گاهی همان طور که برای قبلی ها بود پاک و در حفاظ شیشه ای مانده
نه هزار جایی و عمومی
لذت این خود محدود کردن به بعضی چیزها را امروز نه که سالها بعد خواهید فهمید .
از ما بشما نصیحت
#عادله_زمانی
@adelehz
دهه هفتادی ها کمی از آن فضا دور شدند ،سلام و علیککردن همکلاسی های غیر همجنس در دانشگاه راحت شد ولی هنوز هم میشد به ته مانده ی عشقهای اسطوره ای دهه شصتی ها امید داشت .
خیلی از دهه هفتادی ها در دانشگاه عاشق شدند و ازدواج کردند .
دهه ی هشتادی ها داستانشان فرق کرد ،نوع روابط به سمت دیگری رفت .
برنامه کردن. اکیپ داشتن ،رل زدن اکس و کراش وارد فرهنگ لغت شان شد .
دیگر هیچ پسری قرار نبود در یک راهرو دانشگاه صد دل را یک دل کند و با پیشانی عرق کرده جلوی یک دختر را بگیرد و بگوید مادرم میخواهد برای امر خیر مزاحم تان شود . شاید هم چون دیگر آن جور دخترهایی که بگویند باید با پدرم حرف بزنید وجود نداشتند .
خیلی ها به شدتِ محدودیت های اجتماعی،خانوادگى نسلهایی چون شصت و هفتاد منتقدند،خیلی وقتها حق به جانب هم هستند .
اما امروز شرایط خیلی فرق کرده است .
اجازه بدهید اندکی بر این لجام گسیختگی روابطِ فردی اسب نقد را بتازانم.
نه از جانب کسی که روانشناسی خوانده یا حتی کسی که خودش چیز فهمِ اجتماعی می داند فقط از قالب کسی که متولد دهه هفتاد ست و حالا خودش را با فرهنگ روابط بین فردی امروزه ی جامعه بشدت غریبه حس می کند .
رو راست بگویم دیگر جرات نمیکنم بگویم کسی عاشق شده است .برخلاف سالهای نوجوانی که از حرف زدن در مورد رازهای عاشقانه ی دوستانم که البته در حد چند دقیقه تلفنی حرف زدن و حض بردن از فکر کردن به فلانی بود. لذت میبردم حالا اگر دوستی همکاری در مورد روابط عاشقانه اش حرف بزند بحث را به جایی دیگر میپیچانم.
نه اینکه از عشق بیگانه شده باشمنه ..
من دنبال همان لذت بکر احساس در آدمها میگردم همان لرزیدن دل همان هرچیز به وقت و زمان خودش و گاماس گاماس جلو رفتن و چشیدن طعم یک دوست داشتن
این هجمه ی ناگهانی عشق بازی و لاسیدن در روابط به جانم نمی چسبد از آن دور می مانم.
القصه آنکه کوچکترهای داستان ما ،از ما بشما نصیحت نگذارید لذت در پرده بودن بعضی حرفها برایتان بی معنی شود .بعضی رفتارها تا وقتی زیباست که شبیه پول خورد بی ارزش یک دوره گرد فقیر وسط دایره نریزد .
بگذارید دل تان گاهی بلرزد.
در راه روهای دانشگاه کسی را ببینید و فقط با یک لبخندش تمام روزتان پر از پروانه شود .
بگذارید آن لبخند برایتان بکر و تازه بماند.و گاهی همان طور که برای قبلی ها بود پاک و در حفاظ شیشه ای مانده
نه هزار جایی و عمومی
لذت این خود محدود کردن به بعضی چیزها را امروز نه که سالها بعد خواهید فهمید .
از ما بشما نصیحت
#عادله_زمانی
@adelehz
👍56❤19🥰2
پدرم همیشه دعایش را به من اینگونه میگوید که هزار ساله شوی...
من که میدانم هزار سال در این دنیا زندگی نخواهم کرد اما لذت شنیدنش از زبان پدرم سر کیف می آورد مرا ...
هر چه از زبان آنکه دوستش داری جاری شود به جانت می چسبد حتی اگر بدانی که ممکن نیست.
دوست داشتن عزیزت اینگونه ست ...
#عادله_زمانی
@adelehz
من که میدانم هزار سال در این دنیا زندگی نخواهم کرد اما لذت شنیدنش از زبان پدرم سر کیف می آورد مرا ...
هر چه از زبان آنکه دوستش داری جاری شود به جانت می چسبد حتی اگر بدانی که ممکن نیست.
دوست داشتن عزیزت اینگونه ست ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤51🥰2
🕊18❤11👍5💔3
اگه شما یه فامیلی دارید که میزان فتنه برانگیزی شون پایینه و هنوز میتونید دور هم جمع بشین و از دور همی لذت ببرید یک هیچ از بقیه جلوترید.
@adelehz
@adelehz
👍30🥰20😁7❤4
دلتنگت هستم و این دلتنگی را با هر نفسم به جهان بیرون میفرستم ...
اما عجیب ست که حجمش هرگز نمی کاهد ...
شبها بیشتر دلتنگ میشوم و نفسهایم بوی اسمت را میگیرد.
این جادو تا صبحدم ادامه می یابد و با طلوع خورشید همچون یک رویا محو میشود.
دلتنگیت را دوباره درون دلم جا میدهم و به زندگی برمیگردم .
اما حتی در تاریک ترین قسمت روحم هنوز میدانم که دلتنگت هستم.
#عادله_زمانی
@adelehz
اما عجیب ست که حجمش هرگز نمی کاهد ...
شبها بیشتر دلتنگ میشوم و نفسهایم بوی اسمت را میگیرد.
این جادو تا صبحدم ادامه می یابد و با طلوع خورشید همچون یک رویا محو میشود.
دلتنگیت را دوباره درون دلم جا میدهم و به زندگی برمیگردم .
اما حتی در تاریک ترین قسمت روحم هنوز میدانم که دلتنگت هستم.
#عادله_زمانی
@adelehz
💔27❤21👍2🕊1
نمیدانم تا بحال دقت کرده اید یا نه ولی من هر کتابی ،هر قصه ای که خواندم حول محور یک زن چرخیده بود .
هر قصه ای از زبان یک زن روایت شده بود بیاد ندارم کتابی از زبان یکمرد خوانده باشم.
نه اینکه مردها قصه ای نداشته باشند یا راوی های خوبی نباشند .
نه اینگونه نیست ..
اما زنها،خالقین قصه ها هستند .
قصه های واقعی و خیالی
چه افزودن رنگ و لعاب به آنچه رخ داده ست و سالها بعد روایت کردنش و چه بافتن تار و پود رویاها در قالب یک قصه ،ولو که واقعی نباشد .
اصلا شاید قصه ها برای زنها و زنها برای قصه ها آفریده شده اند .
#عادله_زمانی
@adelehz
هر قصه ای از زبان یک زن روایت شده بود بیاد ندارم کتابی از زبان یکمرد خوانده باشم.
نه اینکه مردها قصه ای نداشته باشند یا راوی های خوبی نباشند .
نه اینگونه نیست ..
اما زنها،خالقین قصه ها هستند .
قصه های واقعی و خیالی
چه افزودن رنگ و لعاب به آنچه رخ داده ست و سالها بعد روایت کردنش و چه بافتن تار و پود رویاها در قالب یک قصه ،ولو که واقعی نباشد .
اصلا شاید قصه ها برای زنها و زنها برای قصه ها آفریده شده اند .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤36👍9🥰2
مامانم جدیدا سماور برقی تو آشپزخونه گذاشته (قبلا کتری برقی بود زیادم استفاده مداوم نداشتیم) و من هر دقیقه با یه لیوان تو آشپزخونه ام
احساس میکنم باید خیلی ازش تشکر کنم که همیشه چای تازه دم داریم🥺❤️
احساس میکنم باید خیلی ازش تشکر کنم که همیشه چای تازه دم داریم🥺❤️
❤41🥰15💋3👍1😁1
عزیزای دلم مرسی از کامنتای قشنگتون از این به بعد روی بعضی پست ها کامنت ها رو باز میکنم💋❤️
👍24❤15🥰2