This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدین شکل منتظر یه پاییز پر بارونم ..
❤30🥰9👍1🕊1
دلم برات تنگ شده دایی احمد
ستاره های چشمات کجان بهترین رفیق من......💔
ستاره های چشمات کجان بهترین رفیق من......💔
💔70😢12🕊10❤7👍2
مرا به گلایه کردن متهم نکن
من تا وقتی برایم زنده ای از تو گلایه میکنم
آنگاه که برایم بمیری دیگر گلایه ای در کار نخواهد بود .
دیگر سکوتی مطلق تمام آسمان مان را فراخواهد گرفت .
#عادله_زمانی
@adelehz
من تا وقتی برایم زنده ای از تو گلایه میکنم
آنگاه که برایم بمیری دیگر گلایه ای در کار نخواهد بود .
دیگر سکوتی مطلق تمام آسمان مان را فراخواهد گرفت .
#عادله_زمانی
@adelehz
👍24❤9💔7
یه حسی هم هست اینجوریه که شماره یه دوست قدیمی که مدتهاست ازش بیخبری یهو تو تلگرام جوین میشه و تو که میری چک میکنی میبینی اکانت تلگرام به اسم دیگه ای ثبت شده و یهو دلت بیشتر میگیره ....
💔38👍1
احساس میکنم پشه ها با ما وارد رابطه یه طرفه شدن
اینهمه بوسه یه طرفه اونم به هر نقطه از بدن را دیگه نمیشه برتابید😭
اینهمه بوسه یه طرفه اونم به هر نقطه از بدن را دیگه نمیشه برتابید😭
😁44👍6🥰2
راستش دنیا دیگر عوض شده است .سخت میشود مردانگی واقعی را پیدا کرد خیلی از پسرها در پرنده آبی سابق هشتگ من هم یکپرنسسم را ترند میکنند و بی محابا از اینکه لازم ست کسی ناز و قهرشان را بخرد حرف می زنند .
حالا خیلی از پسرها روتین پوستی دارند ،لاک زدن را یک موضوع عادی می دانند و میتوانند با گفتن واقعا برات متاسفم هانی تلفن را قطع کنند و به قهری طولانی بروند .
راستش قصدم نقد نیست،اصلا مارا چه به نقد آنچه دیگران می کنند.برچسب خوب یا بد بودن زدن هم کار من یکی نیست. قصه،قصه ی این است که برای یکی مثل من این دسته مردها غریبه اند .انگار که آدم فضایی دیده باشم .
حالا وسط این بازار مکاره چشمم میخورد به تصویر طهماسب،پسر کوهستان
طهماسب که صورتش پر از بوسه ی آفتاب ست و چشمانش کندوی عسل های زاگرس
لبخندش را نگویم .
اینگونه که ایستاده و سه عموزاده اش را زیر پرهای کوچکش میگیرد و به نوبت می بوسدشان آنطور که هیچ کدام جا نمانند .
و لحن گفتارش،آن بیایید عزیزانمی که می گوید ..انگار با همین سن کم ذاتا پدر خلق شده است .
ذاتا"مرد"آفریده شده است .
طهماسب همان پسری ست که یکی مثل من آرزو دارد بزرگش کند .که قطعا وقتی بیست ساله شد و سبیل های نازک پشت لبش سبز شد مرد واقعی میشود.
از آن مردهایی که کار میکند تا خواهر کوچیکه مدرسه برود ،مادر النگویی تازه بخرد و یک معشوق که او را برای ابد برمی گزیند و از جوار گیسویش قدمی دور نمیشود.
آخ که وسط این دنیای پر از پرنسس های ریشو من چقدر دلم میخواهد همه ی مادرها طهماسب تربیت کنند .
با دلی که بوی دریا می دهد با مرامی که شبیه هیچکس نیست .
طهماسبی که مرد است.
یکمرد واقعی
راستش جهان عوض شده ولی یادمان نمی رود جهان در هر حالش به مرد های واقعی همنیاز دارد .
مردانی که کودکی شان شبیه طهماسب باشد .
#عادله_زمانی
با تشکر از آرمان جان دشتکی که شانس شناختن طهماسب را به ما داد.
@arman_dashtaki
@adelehz
حالا خیلی از پسرها روتین پوستی دارند ،لاک زدن را یک موضوع عادی می دانند و میتوانند با گفتن واقعا برات متاسفم هانی تلفن را قطع کنند و به قهری طولانی بروند .
راستش قصدم نقد نیست،اصلا مارا چه به نقد آنچه دیگران می کنند.برچسب خوب یا بد بودن زدن هم کار من یکی نیست. قصه،قصه ی این است که برای یکی مثل من این دسته مردها غریبه اند .انگار که آدم فضایی دیده باشم .
حالا وسط این بازار مکاره چشمم میخورد به تصویر طهماسب،پسر کوهستان
طهماسب که صورتش پر از بوسه ی آفتاب ست و چشمانش کندوی عسل های زاگرس
لبخندش را نگویم .
اینگونه که ایستاده و سه عموزاده اش را زیر پرهای کوچکش میگیرد و به نوبت می بوسدشان آنطور که هیچ کدام جا نمانند .
و لحن گفتارش،آن بیایید عزیزانمی که می گوید ..انگار با همین سن کم ذاتا پدر خلق شده است .
ذاتا"مرد"آفریده شده است .
طهماسب همان پسری ست که یکی مثل من آرزو دارد بزرگش کند .که قطعا وقتی بیست ساله شد و سبیل های نازک پشت لبش سبز شد مرد واقعی میشود.
از آن مردهایی که کار میکند تا خواهر کوچیکه مدرسه برود ،مادر النگویی تازه بخرد و یک معشوق که او را برای ابد برمی گزیند و از جوار گیسویش قدمی دور نمیشود.
آخ که وسط این دنیای پر از پرنسس های ریشو من چقدر دلم میخواهد همه ی مادرها طهماسب تربیت کنند .
با دلی که بوی دریا می دهد با مرامی که شبیه هیچکس نیست .
طهماسبی که مرد است.
یکمرد واقعی
راستش جهان عوض شده ولی یادمان نمی رود جهان در هر حالش به مرد های واقعی همنیاز دارد .
مردانی که کودکی شان شبیه طهماسب باشد .
#عادله_زمانی
با تشکر از آرمان جان دشتکی که شانس شناختن طهماسب را به ما داد.
@arman_dashtaki
@adelehz
❤45👍33
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچکس باور نمیکند در پشت استخوان سینه ی من تو میطپی و قلب بهانه ای بیش نیست ..
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
❤21🕊10💔7👍4
خدایا خودمون رو ایران رو و فردا مون رو به خودت میسپاریم .
ما که از دست مون چیزی برنمیاد
میخوابیم ولی تو بیداری محافظ مون باش
شب بخیر ❤️
ما که از دست مون چیزی برنمیاد
میخوابیم ولی تو بیداری محافظ مون باش
شب بخیر ❤️
❤65👍12💔8🥰3🕊1
یک جایی شنیدم که میگفت: "کسی که تاج رو بخواد، سنگینی تاج هم تحمل می کنه..."
خواستم بگم اگه کسی واقعا شما رو بخواهد ضعف ها، بد قلقی ها، شکست ها، کمبود های شما را هم می خواهد، و از آنها دلیلی برای رفتن نمی سازد...
می ماند و در کنار هم از همدیگه آدم های بهتری می سازید،
نه با اصرار به تغییر " بلکه با عشق به آنچه هستی"
#شما_فرستادین
@adelehz
خواستم بگم اگه کسی واقعا شما رو بخواهد ضعف ها، بد قلقی ها، شکست ها، کمبود های شما را هم می خواهد، و از آنها دلیلی برای رفتن نمی سازد...
می ماند و در کنار هم از همدیگه آدم های بهتری می سازید،
نه با اصرار به تغییر " بلکه با عشق به آنچه هستی"
#شما_فرستادین
@adelehz
❤39👍7👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باید مهربان بود
نه چون کاری انسانی ست ،نه چون الزاما باعث خوشحالی کسی میشود بلکه به این دلیل که این حیات بی وفای دو روزه به هیچ چیز جز مهربانی نمی ارزد .
#عادله_زمانی
@adelehz
نه چون کاری انسانی ست ،نه چون الزاما باعث خوشحالی کسی میشود بلکه به این دلیل که این حیات بی وفای دو روزه به هیچ چیز جز مهربانی نمی ارزد .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤30👍3💋1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان غمگینش از این قراره که؛
در دشت پهناور مغان كشاورزي زندگي مي كرد به اسم سلطان كه دختري زيبا و مهربون به اسم سارای داشت؛ دختري كه هركس اونو مي ديد با خود مي گفت كاش مي دونستم كه خداوند اين دختر زيبا رو قسمت كدوم مرد خوشبختي مي كنه؟»
و البته توي همون ده جوان بسيار برومند و شايسته اي بود به اسم آيدين كه سردسته چوپانهاي ده بود. خان چوپان و ساراي، هم عاشق همديگر بودند.
و عاقبت هم يك روز ساراي زيبا را عقد بسته و نامزد خان چوپان كردند ولی چون فصل سرما بود و چوپان باید گله رو به قشلاق میبرد شش ماه از سارای دور بود.
اما بعد رفتن چوپان ، خانِ ده که سارای رو میبینه عاشقش میشه و دوپاشو میکنه تو کفش و میگه الا و بالله باید سارای بانوی خانه من بشه.
ساراي درمانده و نگران از خدا كمك مي خواست اما اميد چنداني در دلش نبود و مجبورش کردن به این ازدواج:))
اما سارای که نمیخواست به عشقش خیانت بشه خودشو از بالاي پل به رودخانه آرپاچاپي می اندازه و خودش رو به دست امواج خروشان اون میسپره .
@adelehz
در دشت پهناور مغان كشاورزي زندگي مي كرد به اسم سلطان كه دختري زيبا و مهربون به اسم سارای داشت؛ دختري كه هركس اونو مي ديد با خود مي گفت كاش مي دونستم كه خداوند اين دختر زيبا رو قسمت كدوم مرد خوشبختي مي كنه؟»
و البته توي همون ده جوان بسيار برومند و شايسته اي بود به اسم آيدين كه سردسته چوپانهاي ده بود. خان چوپان و ساراي، هم عاشق همديگر بودند.
و عاقبت هم يك روز ساراي زيبا را عقد بسته و نامزد خان چوپان كردند ولی چون فصل سرما بود و چوپان باید گله رو به قشلاق میبرد شش ماه از سارای دور بود.
اما بعد رفتن چوپان ، خانِ ده که سارای رو میبینه عاشقش میشه و دوپاشو میکنه تو کفش و میگه الا و بالله باید سارای بانوی خانه من بشه.
ساراي درمانده و نگران از خدا كمك مي خواست اما اميد چنداني در دلش نبود و مجبورش کردن به این ازدواج:))
اما سارای که نمیخواست به عشقش خیانت بشه خودشو از بالاي پل به رودخانه آرپاچاپي می اندازه و خودش رو به دست امواج خروشان اون میسپره .
@adelehz
💔47😢15👍5❤4🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من نمیدونم این ویدیو چقدر درسته ولی،شدیدا دلم میخواد واقعی و پر از خوش یمنی باشه .
@adelehz
@adelehz
👍23❤15🥰6🕊4
وقتی یه زن واقعا عاشق یه مرد میشه
تنها کسی که تو دنیا میتونه اون عشق رو نابود کنه و از بین ببره، همون مرده.
کاف
💬ftwm
@adelehz
تنها کسی که تو دنیا میتونه اون عشق رو نابود کنه و از بین ببره، همون مرده.
کاف
💬ftwm
@adelehz
👍40💔12❤1
سلام به آنها که فکر می کردند ما از هیچ چیز خبر نداریم در حالیکه ما همه چیز را می دانستیم اما غرورمان اجازه نمیداد آنها را بشکنیم چون خودمان میشکستیم ....
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
😢26💔9👍7❤1