"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
Forwarded from کاف
اگه ساکن تهران هستید و قصد دارید نذری بدید لطفا پک کنید ببرید بیمارستان امام خمینی و مرکز طبی اطفال به همراه مریضا بدین که اکثرا شهرستانی هستن که غذای گرم ندیدن چند روزه
قوت غالبشون نون و ماسته😭
اکثرا گوشه خیابون نشستن و وضع بدی رو می‌بینیداونجا

💬موکاخانِم
1991 @kafiha
💔59👍24👎1
به کودکی که سالها بعد شاید نامه ام را بخواند .



من این یادداشت را برای یک کودک می نویسم که نمیدانم کیست و چه زمانی قرارست آن را بخواند.اما به حیث یک انسان که روزی روی این زمین زندگی کرده ست بر خود واجب می دانم تاچیزهایی که به آن در طول زندگی باور پیدا کردم را برای او بنگارم.دنیا را چه دیدی شاید یک روز به کارش آمد.و مگر نه آنکه مارکز میگوید باید جهان را بهتر از آن چه تحویل گرفته ای تحویل دهی خواه با فرزندی خوب، خواه با باغچه ای سبز و من اضافه میکنم خواه با هدیه دادن تجربیاتی که به بهای عمرت بدست آورده ای به دیگرانی که هنوز ابتدای راه زندگی هستند.


دوست ناشناخته ی من
سلام

حالا که این یادداشت را برایت می نویسم میانه ی یک روز غلیظ زمستانی ست.هیچ بارانی در راه رسیدن به شهر نمی باشد و هیچ بلبل نغمه خوانی در اطراف این خانه به چشم‌نمیخورد تا نغمه سرایی کند اما میبینی که بازهم زندگی ادامه دارد.

کودک شیرین؛

که قطعا هنوز دنیا را از چهارچوب صادقانه و پاک کودکانه ات میبینی، تو که حتما دلآرام و دلخواه کسی یا کسانی در جهان هستی میخواهم چند خط برایت بنگارم تا بخوانی ولی قبل از آن بگذار تا با یک آرزو برای تو آغاز کنیم‌.

من برایت آرزو میکنم که خوب و خوش باشی و "جانت"درد نکند .در این دنیای گاه دل آزار مهم است که جانت آرام باشد.آدمی گاهی چنان در درد جانش غرق میشود که حتی خودش هم نمیداند چگونه این جان بدرد آمده را آرام سازد.
باید بدانی که گاهی جان آدمی بیرون از بدنش زندگی میکند .تعجب نکن! اگر می پرسی چگونه؟ به تو پاسخ خواهم داد.
مثلا ؛ مادرها ،جانشان را بیرون از تن شان میگذارند.فرزندان آنها جان های ایشان هستند گاهی مادری این سوی زمین ست و جانش آن سوی زمین .
می توانی تصور کنی چقدر اندوهناک ست ؟

یا مثلا؛ سرزمین، برای بعضی آدمها وطن جانشان ست حتما تا بحال باید با مفهوم وطن آشنا شده باشی.وطن یعنی خانه،مجموعه ی احساسات دلخواه و نوستالژی های شخصی
آدم ها گاهی مجبور می شوند جان شان را رها کنند و از آن دور بمانند . آنها با وطن شان همزمان اشک می ریزند و می خندند حتی اگر از هم دور باشند.
گاهی آدمیزاد آنقدر کسی را دوست دارد که جانش را به او می بخشد هربار که او ترکش کند جان آدمی بدرد می آید .
القصه آنکه آدمیزاد میتواند به هزار گونه متحمل درد جانش شود و من همچنان برای تو آرزو میکنم که هرگز سبب درد کسی نشوی .ظالم ترین ِما در دنیا آنهایی هستند که جان دیگران را بدرد می سپارند.
تو این را بدان که زندگی در این سیاره ی خاکی ناخواسته آغاز میشود اما ادامه دادنش هنر توست چرا که هر زنده ماندنی زندگی نیست و هر رهگذری جان نیست.
زندگی کردن در واقع یک هنرست پس آنکه بداند مفهوم زندگی چیست هنرمند ست. اما متاسفانه تعداد هنرمندان در این دنیا انگشت شمار هستند.
زندگی کردن خیلی فرمول پیچیده ای ندارد یعنی بتوانی برای فرداهایت چیزی پس انداز کنی ؛یک مهربانی،یک عشق ،یک دعا و یا حتی یک لبخند
تو باید بدانی که زندگی مثل یک رنگین‌ کمان هفت رنگ طیف های رنگی مختلفی دارد؛شادی،اندوه،لبخند،اشک
اما واقعیت آن ست که رنگهای مختلف در کنار هم معنا پیدا میکنند‌ اگر غم را مزه مزه نکنی هرگز نخواهی توانست حلاوت شادی را تجربه کنی. این یک‌ قانون نانوشته است که بهمراه هر اندوه یک شادی فرا می رسد پس هربار که چیزی تورا در جهان سخت اندوهگین ساخت لبخند بزن و منتظر روزهای خوب باقی بمان .بعد از هر باران منتظر آفتاب بنشین و بعد از هر برف و سرما به انتظار خورشید گرم باش .هرگز اتفاق نیافتاده ست که خورشید طلوع کردن را از یاد ببرد .
تا زمانی که زنده ایم موظف به زندگی کردن هستیم حالت یا میتوانی خودت را محکوم به آن کنی یا میتوانی خودت را خوش شانس از داشتن نعمت زندگانی بدانی.
فرزندم،همه چیز به نوع نگاه تو بستگی خواهد داشت.
این را هم بدان که آن چیزی که امروز برایش اشک می ریزی شاید فردا بیاد نیاوردی و آنچه امروز تورا به خنده وا میدارد شاید فردا وجود نداشته باشد .پس به اندازه ای که دور میشوی برگرد، به اندازه ی که اشک می ریزی بخند و به اندازه ی که متنفر میشوی و یا حتی بیشتر عاشق شو .

اگر باز هم فرصتی بدست دهد و این غلظت غم اندود زمستانی مرا مجال دهد برایت خواهم نوشت .
تو نیز هرکجا هستی و زیر هر آسمانی که نشسته ای با خواندن این خط ها لبخند بزن تا من احساس کنم که توانسته ام به اندازه ی سر سوزنی چیزی را برای کسی به یادگار بگذارم .
حتی اگر چند خط باشد
برسد به دست کودکی که نمیشناسمش

#عادله_زمانی

@adelehz
👍188🕊2
تمام اکسپلور من شده عروسی این خانواده ثروتمند هندی اینقدر که ما تو عروسی شون بودیم خودشون نبودن!!!!
😁513👍2🥰2
این یه پلتفرم جمع اوری امضا برای کمک به بهبود شرایط مراکز مثبت زندگی بهزیستی که مستقیما به جامعه معلولین و اقشار کم درآمد ارائه خدمات می‌کنند هست لطفا زمان بذارید امضا کنید تا بلکه بشه کمکی به این عزیزان کرد.
لینک کارزار مراکز مثبت زندگی

https://www.karzar.net/137253
👍7
اگر نور نمی بود
اگر صبح نمی‌بود
اگر عشقبازی ملایم اشعه های آرام نور بر پوست صورتمان نمی‌بود
زندگی را می توانستیم تحمل کنیم؟
گمان نمی‌کنم...
#عادله_زمانی
@adelehz
32👍4🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من که شاعر نبودم بلد نبودم کلمات را بچینم در ظرف طلایی و پیش چشمانت بگیرم .
من عاشق بودم دوستت دارم را می پیچیدم
لای برگ گل می‌گذاشتم در دامانت
اما چه سود که همیشه شاعران، عاشقان خوش شانس تری بودند...
#عادله_زمانی
@adelehz
💔2113👍7🕊1
- سلام بر آن‌ها که در جانمان گل‌ها کاشتند
و بی‌مراقبت رها کردند.🌿🌊

@adelehz
💔504🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر می‌دانستم که بزرگ شدن اینقدر سریع رخ می دهد .
وقتی شش ساله بودم هنگام خوابیدن آرزو نمیکردم صبح که بیدار شوم شانزده ساله باشم .
من که از شانزده سالگی گذشتم ،من که هزار بالا و پایین را به چشم دیدم من که بزرگ شدم.
اما هربار از خودم پرسیدم چرا اینقدر زود گذشت ؟
چرا جهان نگذاشت ما زندگی را واقعا مزه کنیم .
#عادله_زمانی
@adelehz
💔46😢136👍4🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هم‌میفهمم هم‌نمیفهمم
انشالله که تمام روز تو سرتون تکرار بشه😄
@adelehz
😁143👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار تورا نفس بکشم در روزهای نبودت
در آن لحظه هایی که خواهانت بودم .
که هر کلامت نتی بر نت‌های عطر خوشِ عشق ست .
بگذار حتی وقتی نیستی گنجشکگی شوم بر درختان دلت نشسته آوازی کوتاه خوانده
و تورا دوباره نفس‌کشیده...
#عادله_زمانی
@adelehz
28🕊6👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینگونه بوده که دیپلم قدیم و لیسانس جدید برابره..
@adelehz
👍1811👎1🥰1
عزیزان یه مورد همفکری داریم لطفا نظراتون و داشته باشین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تابستانهای سال‌های کودکی اینقدر گرم نبود .طالبی ها عطرش بیشتر بود
مادرم در آن لباس حریر سفیدش غروب‌های تابستان که حیاط را آب پاشی می کرد عجیب زیبا می نمود.
نمیدانم آیا مغزم در حال خاطره سازی ست یا واقعا آن سالها همه چیز زیباتر بود .
من بی وقفه در حال دور شدن از کودکی هستم در حالی که کودکی من و مزه ی سال‌هایش هر روزم را می سازد .
این تناقض مرا در برگرفته ست .
بهترین تابستان من
هنوز هم نمی‌دانم بهترین تابستان من،کدام بود.
#عادله_زمانی
@adelehz
42💔13👍9😁5🕊3🍓3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر اینگونه ست که تو پیر میشوی اما هنوز به او نیاز داری و در سال‌های سالمندی وقتی به آخرین ایستگاه رسیده ای و باید از این جهان به جهانی دیگر سفر کنی مادرت ست که برای بردنت می آید.
مادر اینگونه ست که تو میمیری و در جهانی دیگر با نام مادرت فراخوانده خواهی شد ...
مادر اینگونه ست
اینگونه که هیچ چیز شبیهش نیست...
#عادله_زمانی
@adelehz
💔5325👍5🥰5😢2🕊1
مشکل از جایی شروع شد که یک مشت آدمِ اشتباه، با هم به زیر سقف‌هایی رفتند که قرار بود میزبانِ آدم‌های درست باشد...
مشکل از جایی شروع شد که دو نفرهایی با هم جفت شدند که هرکدام یا دلشان جای دیگری بود یا دنیاهایشان با هم فرق داشت.
دونفری که حتی سرسوزنی یکدیگر را نمی فهمیدند!
مشکل از جایی شروع شد که بیشترِ دو نفرهای جهان، هم خانه شدند اما هم‌دل نشدند... فارغ شدند اما عاشق نشدند.
و مشکل اصلی درست همان جایی شروع شد که همان دونفرهای اشتباهی، سه نفر شدند...
@adelehz
👍101💔294
شد شد ،نشد یه چایی می ریزم تو آشپزخونه سبزی های قرمه سبزی مامانمو سرخ میکنم هایده گوش میدم .
والله 🙊
@adelehz
63🥰17👍12😁6💋4🕊3🍓1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدین شکل منتظر یه پاییز پر بارونم ..
30🥰9👍1🕊1