:الیف شافاک" تأثیر جای خالی اونایی که از پیشمون رفتن رو چه جالب و غمین توصیف میکنه:
"عنصر پنجمی که همراهِ عناصر چهارگانه آتش، باد، خاک، آب، دنیارو شکل میدهد «خلأ» است.
بُعدی غیر قابلِ توضیح، غیر قابل مهار.
این عنصر را درک نمیکنیم امّا میدانیم که هست."
خلأ: پدیدههایی که نبودنشان بر ما تأثیر میگذارد، نه بودنشان...!
📚ملت عشق
@adelehz
"عنصر پنجمی که همراهِ عناصر چهارگانه آتش، باد، خاک، آب، دنیارو شکل میدهد «خلأ» است.
بُعدی غیر قابلِ توضیح، غیر قابل مهار.
این عنصر را درک نمیکنیم امّا میدانیم که هست."
خلأ: پدیدههایی که نبودنشان بر ما تأثیر میگذارد، نه بودنشان...!
📚ملت عشق
@adelehz
💔32❤6👍3
"زنی کهگم کردم "
Video
دردناک تر اینه که من فهمیدم این آقا یه بازیگر مکزیکی ست که فوت شده💔
😢42💔18😁3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگذار کسی حدود رویاهایت را مشخص کند .
برای واقعی کردن خط به خط رویاهایت تلاش کن .
از نرسیدن و نشدن نترس
همینکه برای رویاهایت به پا ایستاده ای یعنی تو برنده ای ..
رویاهایت را فراموش نکن .
#عادله_زمانی
@adelehz
برای واقعی کردن خط به خط رویاهایت تلاش کن .
از نرسیدن و نشدن نترس
همینکه برای رویاهایت به پا ایستاده ای یعنی تو برنده ای ..
رویاهایت را فراموش نکن .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤32🥰5👍4😁2
قلب، مهمانخانه نيست که
آدمها بيايند
دو سه ساعت يا دو سه روز
توی آن بمانند و بعد بروند
قلب، لانهی گنجشک نيست که
در بهار ساخته بشود
و در پاييز باد آن را با خودش ببرد
قلب؟ راستش نمیدانم چيست،
اما اين را میدانم که
فقط جای آدمهای خيلی خوب است!
📕 #یک_عاشقانه_آرام
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
@adelehz
آدمها بيايند
دو سه ساعت يا دو سه روز
توی آن بمانند و بعد بروند
قلب، لانهی گنجشک نيست که
در بهار ساخته بشود
و در پاييز باد آن را با خودش ببرد
قلب؟ راستش نمیدانم چيست،
اما اين را میدانم که
فقط جای آدمهای خيلی خوب است!
📕 #یک_عاشقانه_آرام
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
@adelehz
❤28👍1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با پاتنرتون پایه باشید 😍❤️
@aeelehz
@aeelehz
❤33😁4🥰3
تورا دوست دارم چونان که
شب زده ای ماه را
بخاطر روشن کردن سیاهی ها
برای بخشیدن ماهیت به وجودم
بخاطر معنا یافتن مفهوم ها
#عادله_زمانی
@adelehz
شب زده ای ماه را
بخاطر روشن کردن سیاهی ها
برای بخشیدن ماهیت به وجودم
بخاطر معنا یافتن مفهوم ها
#عادله_زمانی
@adelehz
❤18🥰2
اگر در سن نوجوانی بعد از خطاها و لغزشهای گوناگون ،آنگونه رفتار کردید که دختر تان توانست به شما بگویید پدر تو بهترین دوست من هستی !
یعنی موفق شده اید .
وگرنه دوست داشتن دختر بچه های نازنازی چهارساله کار خیلی دشواری نیست!
#عادله_زمانی
@adelehz
یعنی موفق شده اید .
وگرنه دوست داشتن دختر بچه های نازنازی چهارساله کار خیلی دشواری نیست!
#عادله_زمانی
@adelehz
👍40❤10😁1
Do Panjereh
Googoosh
❤25💔3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من خودم را نه برایت شرح میدهم نه اثبات میکنم در مرحله ی رهایی هستم و آن یعنی مرا هر گونه یافتی مسوولش تویی نه من
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
👍20❤3
📷💌
«فروغ در خون من بود و حالا هم هست. فروغ در میان انگشتان من بود و حالا نیست.»
محمد میرشاهی: از ۲۵ بهمن سردِ ۱۳۴۵، نزدیک شصت سال میگذرد. عاشقانگی فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان همچون رازِ سربهمهری بود که تا هشت سال پیش و انتشار بخشی از نامههای عاشقانه فروغ به گلستان همچنان محفوظ مانده بود. بدون شک در این سالها، حدس و گمانهایی بود، اما انتشار نامهها گشودن گنجینه اسرار بود که گلستان تصمیم گرفت این راز را بیپرده و بیمجامله فاش کند.
روایت این عاشقانگی به دلیل جایگاه هر دوی آنها، و زمانه و جامعهای که در آن زیست میکردند، اهمیت فراوانی دارد و فقط حکایت ارتباط عاطفی و خصوصی دو انسان معمولی نیست. اکنون هر دو در گوشهای از این جهان آرمیدهاند؛ فروغ در گورستان ظهیرالدوله و گلستان در لندن، ولی زوایای این رابطه خطشکن هنوز محل بحث و تحلیل است و گوشههایی از تاریخ اجتماعی این سرزمین را روشن میکند.
بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد بهتازگی نامهای به دستخط ابراهیم گلستان به صادق چوبک، داستاننویس نامدار، منتشر کرده که در سال ۱۹۶۷ نوشته شده است. گلستان از روزگار زندگی با فروغ و بدون فروغ نوشته و از حالوهوای شخصی و احساساتش؛ روایتی نفسگیر و تلخ و دردناک و عاشقانه که از لحاظ تاریخی یک سند باارزش و قابلبررسی است.
گلستان عزادار فروغ در جایی از نامه نوشته: «من دیگر هیچ کاری و هیچ آرزویی و هیچ امیدی و هیچ میلی ندارم و از این در رنجم که چگونه از ده ثانیه تا ده سال آینده را در این معلق بودن بگذرانم.» و یک نکته که شاید بدانید؛ سنگِ قبرِ فروغ در
دوره اول را ابراهیم گلستان سفارش داده که روی آن شیشه گذاشتند و دوره دوم که سنگِ فعلی است با هزینه و نظارت خانواده فرخزاد ساخته و نصب شد.
@adelehz
«فروغ در خون من بود و حالا هم هست. فروغ در میان انگشتان من بود و حالا نیست.»
محمد میرشاهی: از ۲۵ بهمن سردِ ۱۳۴۵، نزدیک شصت سال میگذرد. عاشقانگی فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان همچون رازِ سربهمهری بود که تا هشت سال پیش و انتشار بخشی از نامههای عاشقانه فروغ به گلستان همچنان محفوظ مانده بود. بدون شک در این سالها، حدس و گمانهایی بود، اما انتشار نامهها گشودن گنجینه اسرار بود که گلستان تصمیم گرفت این راز را بیپرده و بیمجامله فاش کند.
روایت این عاشقانگی به دلیل جایگاه هر دوی آنها، و زمانه و جامعهای که در آن زیست میکردند، اهمیت فراوانی دارد و فقط حکایت ارتباط عاطفی و خصوصی دو انسان معمولی نیست. اکنون هر دو در گوشهای از این جهان آرمیدهاند؛ فروغ در گورستان ظهیرالدوله و گلستان در لندن، ولی زوایای این رابطه خطشکن هنوز محل بحث و تحلیل است و گوشههایی از تاریخ اجتماعی این سرزمین را روشن میکند.
بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد بهتازگی نامهای به دستخط ابراهیم گلستان به صادق چوبک، داستاننویس نامدار، منتشر کرده که در سال ۱۹۶۷ نوشته شده است. گلستان از روزگار زندگی با فروغ و بدون فروغ نوشته و از حالوهوای شخصی و احساساتش؛ روایتی نفسگیر و تلخ و دردناک و عاشقانه که از لحاظ تاریخی یک سند باارزش و قابلبررسی است.
گلستان عزادار فروغ در جایی از نامه نوشته: «من دیگر هیچ کاری و هیچ آرزویی و هیچ امیدی و هیچ میلی ندارم و از این در رنجم که چگونه از ده ثانیه تا ده سال آینده را در این معلق بودن بگذرانم.» و یک نکته که شاید بدانید؛ سنگِ قبرِ فروغ در
دوره اول را ابراهیم گلستان سفارش داده که روی آن شیشه گذاشتند و دوره دوم که سنگِ فعلی است با هزینه و نظارت خانواده فرخزاد ساخته و نصب شد.
@adelehz
💔27👍8❤5