مادرم آن سالها حوالی همین ساعتهای سحر ،آرام با بوسه صدایم می زد .
شش ساله بودم و با چشمان خوابالودم و دستان کوچکی که پشتش را حریصانه بر چشمانم می مالیدم روی جایم می نشستم.
گوشه ی اتاق بزرگ ۱۲ متری چراغ کوچکی نور کم توانی را بر زمین انداخته بود . مادرک جوان و زیبایم با دستان ظریفش به سرعت پلوی خوش عطر ایرانی را بر بشقابها می ریخت، آن سالها بازار هنوز از برنجهای درجه دو و سه پاکستانی و هندی که فقط نام برنج را یدک می کشد اشباع نشده بود .عطر برنج محشر ایرانی نفوذ میکرد به استخوانت و در هرخانه ای پیدا می شد .
پدرکم،با آن سبیلهای تاب خورده و چشمان سیاهش با پیج رادیوی قدیمی مان که آن سالها عروس بازار بود ور می رفت چشمش که به من می افتاد میخندید که بیا باباجان غذا بخور ...
و آن نجوای آرام پدرومادرم بر سفره سحر ،آن یک به یک روشن شدن چراغ خانه ها آن تک زنگ زدن مادرم به خانه ی همسایه ها برای بیدار کردن شان
نمیدانم چه شد که به اینجا رسیدیم .
نه سفره مان دیگر سفره شد نه حالمان خوش
نه کسی بیدارمان کرد ..
در حسرت آرامش و سکوت یک سحری ساده ،شنیدن یک صدای عمیق مجری که میگفت روزه داران عزیز فقط ۵ دقیقه تا پایان سحری ..و لذت مزه کردن دعای سحری در جانمان، ماندیم .
سحر میشود، بیدار میشوم در پرتو نوری کم فروغ مینشینم ..بازهم رادیو را روشن میکنم اما ...اما حالِ دلم گمشده است .
اما دیگر آن شور را در هیچ نیمه شب منتهی به سحری نمی یابم ....
#عادله_زمانی
@adelehz
شش ساله بودم و با چشمان خوابالودم و دستان کوچکی که پشتش را حریصانه بر چشمانم می مالیدم روی جایم می نشستم.
گوشه ی اتاق بزرگ ۱۲ متری چراغ کوچکی نور کم توانی را بر زمین انداخته بود . مادرک جوان و زیبایم با دستان ظریفش به سرعت پلوی خوش عطر ایرانی را بر بشقابها می ریخت، آن سالها بازار هنوز از برنجهای درجه دو و سه پاکستانی و هندی که فقط نام برنج را یدک می کشد اشباع نشده بود .عطر برنج محشر ایرانی نفوذ میکرد به استخوانت و در هرخانه ای پیدا می شد .
پدرکم،با آن سبیلهای تاب خورده و چشمان سیاهش با پیج رادیوی قدیمی مان که آن سالها عروس بازار بود ور می رفت چشمش که به من می افتاد میخندید که بیا باباجان غذا بخور ...
و آن نجوای آرام پدرومادرم بر سفره سحر ،آن یک به یک روشن شدن چراغ خانه ها آن تک زنگ زدن مادرم به خانه ی همسایه ها برای بیدار کردن شان
نمیدانم چه شد که به اینجا رسیدیم .
نه سفره مان دیگر سفره شد نه حالمان خوش
نه کسی بیدارمان کرد ..
در حسرت آرامش و سکوت یک سحری ساده ،شنیدن یک صدای عمیق مجری که میگفت روزه داران عزیز فقط ۵ دقیقه تا پایان سحری ..و لذت مزه کردن دعای سحری در جانمان، ماندیم .
سحر میشود، بیدار میشوم در پرتو نوری کم فروغ مینشینم ..بازهم رادیو را روشن میکنم اما ...اما حالِ دلم گمشده است .
اما دیگر آن شور را در هیچ نیمه شب منتهی به سحری نمی یابم ....
#عادله_زمانی
@adelehz
❤33💔26👍14😢11🥰2
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادرم به دستپخت خوبش معروف است .کسی نبوده که غذایش را چشیده باشد و طعمش فراموشش شده باشد اما حکایت کتلت های مادرم ،حکایتی جدا ست.
آن ذوق و صبری که هنگام صاف کردن مواد کتلت کف دستش دارد آن جلز ولز دوست داشتنی گوشت در روغن که سر ظهرها از آشپزخانه اش به گوش می رسد .
و از همه مهمتر آن عطر خوب کتلت که خانه را پر میکند.
تمامش حکایت از سبک خاص مادرم برای پختن کتلت هایش دارد .بچه که بودم همیشه کنار کتلت هایش یک کتلت کوچک برای من درست می کرد و میگفت این مال دخترم است .
شبیه این کتلت کوچک من کنار قلبم یک قلب کوچک فقط برای تو دارم ...تو همان قلب کوچکی ..
گاهی احساس میکنم جهان با تمام فراخی اش برای هر مخلوقی به یک چیز ساده ی کوچک بند است و برای این مخلوق به کتلتی کوچک در ماهیتابه ی داغ مادرش کنار باقی کتلت های دیگر ...
#عادله_زمانی
@adelehz
آن ذوق و صبری که هنگام صاف کردن مواد کتلت کف دستش دارد آن جلز ولز دوست داشتنی گوشت در روغن که سر ظهرها از آشپزخانه اش به گوش می رسد .
و از همه مهمتر آن عطر خوب کتلت که خانه را پر میکند.
تمامش حکایت از سبک خاص مادرم برای پختن کتلت هایش دارد .بچه که بودم همیشه کنار کتلت هایش یک کتلت کوچک برای من درست می کرد و میگفت این مال دخترم است .
شبیه این کتلت کوچک من کنار قلبم یک قلب کوچک فقط برای تو دارم ...تو همان قلب کوچکی ..
گاهی احساس میکنم جهان با تمام فراخی اش برای هر مخلوقی به یک چیز ساده ی کوچک بند است و برای این مخلوق به کتلتی کوچک در ماهیتابه ی داغ مادرش کنار باقی کتلت های دیگر ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤39👍7💔6💋2🕊1
آیا تا به حال به بدنت فکر کرده ای؟ وقتی در ساکن ترین لحظه حتی هنگامی که چشمانت را بسته و در گوشه ای تنها بر زمین خزیده ای ...بازهم چیزی در حال حرکت ست .
هیچ چیز بی حرکت نمانده ست در بدنت
حتی وقتی خوابی
خون که بی وقفه در رگها می دود ،قلب که بی وقفه می تپد..مغز که بیدار ست ،دستگاه گوارش یا دهها دستگاه دیگر بدن ،همه و همه در حال حرکتند .
که اگر نباشند تورا دیگر نمیتوان زنده به حساب آورد ..
زندگی مفهومش همین ست ،اینکه اگر حرکت نکنی خواهی مرد .
ولو که حرکتت کوچک باشد یا فهمیده نشود .
ولو که در سکون ظاهری رخ دهد
هرچه باشد بازهم لازمه ی حیات ست این حرکت ..
#عادله_زمانی
@adelehz
هیچ چیز بی حرکت نمانده ست در بدنت
حتی وقتی خوابی
خون که بی وقفه در رگها می دود ،قلب که بی وقفه می تپد..مغز که بیدار ست ،دستگاه گوارش یا دهها دستگاه دیگر بدن ،همه و همه در حال حرکتند .
که اگر نباشند تورا دیگر نمیتوان زنده به حساب آورد ..
زندگی مفهومش همین ست ،اینکه اگر حرکت نکنی خواهی مرد .
ولو که حرکتت کوچک باشد یا فهمیده نشود .
ولو که در سکون ظاهری رخ دهد
هرچه باشد بازهم لازمه ی حیات ست این حرکت ..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤20👍6🥰3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیدوارم امسال براتون همچین سالی باشه🥺❤️
❤26🕊3👍1
این خیلی زیباست ❤️میراث ماندگار هزاران سال فرهنگ در دورترین نقطه ی جهان نسبت به ما
من واقعا حس عجیبی رو با دیدن این عکس،تجربه کردم❤️
@adelehz
من واقعا حس عجیبی رو با دیدن این عکس،تجربه کردم❤️
@adelehz
👍25❤21🥰11
فرامرز اصلانی خواننده و آهنگساز درگذشت
🔹فرامرز اصلانی، خواننده ایرانی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در ۶۹ سالگی درگذشت.
🔹مرجان اصلانی، همسر این خواننده سرشناس موسیقی پاپ در صفحه اینستاگرامی خود نوشت: «در شامگاه روز اول فروردین ۱۴۰۳، سرطانی جانسوز فرامرز اصلانی، شاعر، خواننده، آهنگساز، روزنامهنگار و یک انسان خوب را همراه با نسیم بهاری با بدرودی همیشگی با خود برد، درحالیکه دستانش در دستان عزیزانش بود.»
🔹چند هفته پیش فرامرز اصلانی خبر از ابتلایش به سرطان داده بود و اعلام کرد که قصد دارد باقیمانده سال ۱۴۰۲ را به درمان و مراقبت از روحیهاش اختصاص دهد.
🔹آقای اصلانی در پستی اینستاگرامی به زبان فارسی و انگلیسی نوشته بود: «همانند یک مسافر در این راه پیچیده، من نیز سایه سرطان را لمس کردم. بنابراین اعلام میکنم که قصد دارم باقیمانده این سال را به درمان و مراقبت از روحیهام اختصاص دهم. با هر سپیدهدم، قلب من شجاعت بیشتری پیدا میکند و جان را با اندیشه و انرژی بیشتری برمیانگیزد تا گامی در مسیر بهبودی بردارم.»
کاف
@adelehz
🔹فرامرز اصلانی، خواننده ایرانی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در ۶۹ سالگی درگذشت.
🔹مرجان اصلانی، همسر این خواننده سرشناس موسیقی پاپ در صفحه اینستاگرامی خود نوشت: «در شامگاه روز اول فروردین ۱۴۰۳، سرطانی جانسوز فرامرز اصلانی، شاعر، خواننده، آهنگساز، روزنامهنگار و یک انسان خوب را همراه با نسیم بهاری با بدرودی همیشگی با خود برد، درحالیکه دستانش در دستان عزیزانش بود.»
🔹چند هفته پیش فرامرز اصلانی خبر از ابتلایش به سرطان داده بود و اعلام کرد که قصد دارد باقیمانده سال ۱۴۰۲ را به درمان و مراقبت از روحیهاش اختصاص دهد.
🔹آقای اصلانی در پستی اینستاگرامی به زبان فارسی و انگلیسی نوشته بود: «همانند یک مسافر در این راه پیچیده، من نیز سایه سرطان را لمس کردم. بنابراین اعلام میکنم که قصد دارم باقیمانده این سال را به درمان و مراقبت از روحیهام اختصاص دهم. با هر سپیدهدم، قلب من شجاعت بیشتری پیدا میکند و جان را با اندیشه و انرژی بیشتری برمیانگیزد تا گامی در مسیر بهبودی بردارم.»
کاف
@adelehz
💔36😢22❤4👍3
من بارها گفته ام که در زندگی قدرت زیبایی های کوچک نادیده گرفته شده است.
نمیدانم انسان را چه شده که تصور میکند لذت ،دلخوشی یا آرامش حتما باید یک کادوی نفیس رسیده از سیاره ای دیگر باشد .
اما لذت و با جان حظ بردن از زندگی همین لحظات گذرا و چیزهای کوچک ست .
لذت تابش نور بر فرش خانه ات وقتی در سکوت به آن خیره شده ای ،لذت دیدن به هوا رفتن بخار چای تازه دم ات وقتی منتظر سرد شدنش هستی ،لذت گوش دادن به حرفهای عزیزت در سکوت ،لذت آب شدن شکلات مورد علاقه ات بروی زبانت
راستی تو برای خوشبخت بودن مگر دنبال چه هستی وقتی خداوند اینقدر خوشبختی های کوچک در دستانت ریخته ست .
دنبال چه میگردی رفیق؟
#عادله_زمانی
@adelehz
نمیدانم انسان را چه شده که تصور میکند لذت ،دلخوشی یا آرامش حتما باید یک کادوی نفیس رسیده از سیاره ای دیگر باشد .
اما لذت و با جان حظ بردن از زندگی همین لحظات گذرا و چیزهای کوچک ست .
لذت تابش نور بر فرش خانه ات وقتی در سکوت به آن خیره شده ای ،لذت دیدن به هوا رفتن بخار چای تازه دم ات وقتی منتظر سرد شدنش هستی ،لذت گوش دادن به حرفهای عزیزت در سکوت ،لذت آب شدن شکلات مورد علاقه ات بروی زبانت
راستی تو برای خوشبخت بودن مگر دنبال چه هستی وقتی خداوند اینقدر خوشبختی های کوچک در دستانت ریخته ست .
دنبال چه میگردی رفیق؟
#عادله_زمانی
@adelehz
❤23🥰5
پیام تبریک کپی پیست نفرستید .یه جمله بنویسید اما خاص همون آدم باشه
پیامهای طولانی خالی از احساس کپی پیست و هیچکس تا آخر نمیخونه .
پیامهای طولانی خالی از احساس کپی پیست و هیچکس تا آخر نمیخونه .
👍86💔2
اگه سال گذشته اتفاق خیلی زیبایی براتون افتاد که دوست دارید با بقیه هم شریکش کنید میتونید با عکس برای من ارسالش کنید .
ده مورد از قشنگترینها رو در کانال شیر میکنیم.
@aydel70
#خوشبختی_کوچک_من
ده مورد از قشنگترینها رو در کانال شیر میکنیم.
@aydel70
#خوشبختی_کوچک_من
❤16👍2💔1
سال گذشته به واسطه کارم که یه کار اجتماعی بود با پسری آشنا شدم که واقعا فرشته بود و حمایتگر
یه جورایی میشه گفت عاشقش شدم و احساس میکنم اون هم عاشقم شده بود ولی خب شرایط اجازه نداد، اون اهل یه شهر دیگه بوده و رفته
من یه گلدونی داشتم که خیلی برام ارزشمند بود افتاد شکست و هر چی گشتم نتونستم شکلش رو پیدا کنم
این آدم برای من این گلدون رو خرید تا بتونم جایگزین گلدون قبلی کنم و انقدر دوسش دارم که گلدون قبلی رو فراموش کردم🤍
با اینکه سه ماهی از این هدیه میگذره ولی انقدر برام این توجه ارزشمنده که نمی تونم به این گلدون زل نزنم و توجه نکنم🥺
خواستم بگم گاهی وقتها آدم ها با کوچکترین توجه ای چنان دلتو بدست میارن که فراموشیشون غیرممکنه، نمی دونم اون الان به من فکر میکنه یا نه ولی برام اثری از خودش به جا گذاشت که
فراموشیش رو غیرممکن کرده❤️
#خوشبختی_کوچک_من
@adelehz
یه جورایی میشه گفت عاشقش شدم و احساس میکنم اون هم عاشقم شده بود ولی خب شرایط اجازه نداد، اون اهل یه شهر دیگه بوده و رفته
من یه گلدونی داشتم که خیلی برام ارزشمند بود افتاد شکست و هر چی گشتم نتونستم شکلش رو پیدا کنم
این آدم برای من این گلدون رو خرید تا بتونم جایگزین گلدون قبلی کنم و انقدر دوسش دارم که گلدون قبلی رو فراموش کردم🤍
با اینکه سه ماهی از این هدیه میگذره ولی انقدر برام این توجه ارزشمنده که نمی تونم به این گلدون زل نزنم و توجه نکنم🥺
خواستم بگم گاهی وقتها آدم ها با کوچکترین توجه ای چنان دلتو بدست میارن که فراموشیشون غیرممکنه، نمی دونم اون الان به من فکر میکنه یا نه ولی برام اثری از خودش به جا گذاشت که
فراموشیش رو غیرممکن کرده❤️
#خوشبختی_کوچک_من
@adelehz
❤58💔22👍2🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دوستت داشتم
و این راز سنگینی بود که قلبت دانستنش را تاب نیاورد.
قلبهای کوچک برای رازهای بزرگ مدفن های خوبی نیستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
و این راز سنگینی بود که قلبت دانستنش را تاب نیاورد.
قلبهای کوچک برای رازهای بزرگ مدفن های خوبی نیستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤25💔8👍3
بهترین لذت ممکن واسه پدرم بود ک بعد 3سال بریدمش صحرااا
چون 3سال بخاطر شکستگی لگنش
خونه نشین شدو افتاد تو خونه.
و کسی نبردش بیرون
تا اینک بعد این همه مدت خودم همت کردم و گفتم من میبرمش با خودم بیرون.
و کلی اقام خوشحال شد ب قول خودش ک کشاورز بود بهترین روز خودش بود
و این منو خوشحال میکنه ک پدرمو دل شاد کردم.
البته بگم ک مرتب بش سر میزدم.. اما واس بیرون رفتن نمیشد همکاری نمیکردن داداشام.
#خوشبختی_کوچک_من
@adelehz
چون 3سال بخاطر شکستگی لگنش
خونه نشین شدو افتاد تو خونه.
و کسی نبردش بیرون
تا اینک بعد این همه مدت خودم همت کردم و گفتم من میبرمش با خودم بیرون.
و کلی اقام خوشحال شد ب قول خودش ک کشاورز بود بهترین روز خودش بود
و این منو خوشحال میکنه ک پدرمو دل شاد کردم.
البته بگم ک مرتب بش سر میزدم.. اما واس بیرون رفتن نمیشد همکاری نمیکردن داداشام.
#خوشبختی_کوچک_من
@adelehz
❤79👍9🥰5😢2🕊2