به شب
موسم دوباره جوانه زدن سلام
آنگاه که از میان بالش خیس اشکت رویایی دوباره جوانه می زند .
و از لابلای سیاهی که احاطه کرده تورا نور بیرون می دود ..
به شب گاهِ دوباره عاشق شدن
سلام
#عادله_زمانی
@adelehz
موسم دوباره جوانه زدن سلام
آنگاه که از میان بالش خیس اشکت رویایی دوباره جوانه می زند .
و از لابلای سیاهی که احاطه کرده تورا نور بیرون می دود ..
به شب گاهِ دوباره عاشق شدن
سلام
#عادله_زمانی
@adelehz
❤16👍5💔5
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود.
بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط تیغه کشیده اند و هر نیمی را یکی برداشته و به کسب و کار مشغول است.
چون خواست داخل شود راهش ندادند و در سوال و جواب و گفت و گو که این چه کاری است که شما کردید پسرانش میگویند:
حوصله نداشتیم تا مردن تو صبر بکنیم سهممان را جلو جلو برداشتیم.
از قضای روزگار به سالی نمیکشد که در بلوای مشروطیت یکی از پسران جلوی میدان بهارستان تیر خورده و دیگری چندی بعد به مرض وبا که آن موقع در تهران مسری شده بود از دنیا رفته و دو مرتبه دکان دست حاجی میافتد و تیغه را از وسط برداشته و کسب خود را از سر میگیرد....
تهران در قرن سیزدهم - جعفر شهری
میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود.
بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط تیغه کشیده اند و هر نیمی را یکی برداشته و به کسب و کار مشغول است.
چون خواست داخل شود راهش ندادند و در سوال و جواب و گفت و گو که این چه کاری است که شما کردید پسرانش میگویند:
حوصله نداشتیم تا مردن تو صبر بکنیم سهممان را جلو جلو برداشتیم.
از قضای روزگار به سالی نمیکشد که در بلوای مشروطیت یکی از پسران جلوی میدان بهارستان تیر خورده و دیگری چندی بعد به مرض وبا که آن موقع در تهران مسری شده بود از دنیا رفته و دو مرتبه دکان دست حاجی میافتد و تیغه را از وسط برداشته و کسب خود را از سر میگیرد....
تهران در قرن سیزدهم - جعفر شهری
💔25👍10❤2👎2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نشد
عشق آن طور که باید رخنه نکرد در زندگی مان
اگر رخنه کرد ماندگار نماند .
تن و بدنمان با دیدن یک نفر نلرزید
اگر لرزید، گم شد .
خانه آراممان نکرد
اگر کرد رهایش کردیم و رفتیم.
نشد که بشود
بعضی شبها باید قبول کنی نشد .
حتی اگر تمام روز خودت را گول زده باشی که می شود .
#عادله_زمانی
@adelehz
عشق آن طور که باید رخنه نکرد در زندگی مان
اگر رخنه کرد ماندگار نماند .
تن و بدنمان با دیدن یک نفر نلرزید
اگر لرزید، گم شد .
خانه آراممان نکرد
اگر کرد رهایش کردیم و رفتیم.
نشد که بشود
بعضی شبها باید قبول کنی نشد .
حتی اگر تمام روز خودت را گول زده باشی که می شود .
#عادله_زمانی
@adelehz
💔30❤12👍11😢4🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر زودتر عاشقت میشدم
اگر زودتر پیدایم میکردی
مثلا قبل از جنگ یا پیش از آنکه مزه ی همه چیز خراب شود.
یا در آن روزهایی که هنوز زمستانها برف می بارید.
زندگی زیباتر میشد .
بعد من جایی از شهرهایی که بوی زندگی میداد پیدایت میکردم .
یا در تهران یا در کابل
شاید در هرات یا گوشه ای از شیراز
اما حالا...
حالا عاشق شدن سخت ست .
پیدا کردن آن که میتوان عاشقش بود سخت تر ...
حالا که نه برف می بارد
نه زمستان ،زمستان ست
نه هیچ چیز بوی زندگی می دهد.
#عادله_زمانی
@delehz
اگر زودتر پیدایم میکردی
مثلا قبل از جنگ یا پیش از آنکه مزه ی همه چیز خراب شود.
یا در آن روزهایی که هنوز زمستانها برف می بارید.
زندگی زیباتر میشد .
بعد من جایی از شهرهایی که بوی زندگی میداد پیدایت میکردم .
یا در تهران یا در کابل
شاید در هرات یا گوشه ای از شیراز
اما حالا...
حالا عاشق شدن سخت ست .
پیدا کردن آن که میتوان عاشقش بود سخت تر ...
حالا که نه برف می بارد
نه زمستان ،زمستان ست
نه هیچ چیز بوی زندگی می دهد.
#عادله_زمانی
@delehz
😢19💔14👍11❤9🥰2🕊1👻1
هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم
که دیگران چیزی از آن درک نکنند؛
هر کسی سفر خودش را میرود ...
✍🏻 جوجو مویز
@adelehz
که دیگران چیزی از آن درک نکنند؛
هر کسی سفر خودش را میرود ...
✍🏻 جوجو مویز
@adelehz
❤35👍12💔1
آدمی هر صبح پرونده ی گریه های شب قبل را می بندد.صفحه ای جدید ره باز می کند و به امید دوباره ادامه می دهد.
اگر این قدرت شروع دوباره ی صبحگاهی نبود ،اگر این میل به دوباره برخاستن ،گم کردن غصه های دیشب لابلای دغدغه های روز نبود ،انسان می توانست دوباره روی پا برخیزد .
این نور صبحگاهی ،امید دوباره جوانه زدن بستن پرونده ی گریه های دیشب...
#عادله_زمانی
صبح بخیر و نور
@adelehz
اگر این قدرت شروع دوباره ی صبحگاهی نبود ،اگر این میل به دوباره برخاستن ،گم کردن غصه های دیشب لابلای دغدغه های روز نبود ،انسان می توانست دوباره روی پا برخیزد .
این نور صبحگاهی ،امید دوباره جوانه زدن بستن پرونده ی گریه های دیشب...
#عادله_زمانی
صبح بخیر و نور
@adelehz
❤23🍓4💔1
امید را از قلبت بیرون نکش ،مثل کودکی که آخرین شکلات را ته جیبش نگه می دارد تا همیشه دلخوش به داشتنش باشد . شکلات های بیشتری در راهند ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
❤32🥰5👍3
امسال دلم پیش پیش هوای ماه رمضون کرده انگار دوباره ده ساله شدم ،غروب از مدرسه توی برف و سرما اومدم خونه مامانم آش رشته پخته تا لباسمو عوض میکنم و کنار بخاری خودمو گرم میکنم صدای ربنای شجریان و بعدش اذان میپیچه توی خونه ..
لذت چایی گرم و بامیه توی دهنم بعد یک روز تشنگی آرومم میکنه ..
بعد افطار کنار مادرم دراز میکشم و سریالهای عطاران و میبینم و یه دل سیر میخندم...
ما مگه چی از دنیا میخواستیم که دلخوشی هامون اینقدر سریع از دست رفت ...ما که به کوچکترین چیزها راضی بودیم.
#عادله_زمانی
لذت چایی گرم و بامیه توی دهنم بعد یک روز تشنگی آرومم میکنه ..
بعد افطار کنار مادرم دراز میکشم و سریالهای عطاران و میبینم و یه دل سیر میخندم...
ما مگه چی از دنیا میخواستیم که دلخوشی هامون اینقدر سریع از دست رفت ...ما که به کوچکترین چیزها راضی بودیم.
#عادله_زمانی
💔50❤13👎7🥰2👍1💋1
.
در مغازه خواربار فروشی عمده زنی مو سرخ جلوم ایستاده بود که جای یک کیسه خرما و یک کیسه بادام چندین کیسه کوچک بادام و چندین کیسه کوچک خرما داشت.
در ذهن محیطزیست پرستم قضاوتش کردم بابت مصرف کیسه زیاد و الکی. حتی فکر کردم جای اینکه بره یک جعبه کیسه فریزر بخره لابد اومده نیم کیلو بادومش رو دهتا کیسه کرده که کیسههاش رو استفاده کنه برای گوشت و مرغ. صندوقدار هم راضی نبود از این وضع.
پرسید همه یک جور بادومه؟ و با اینکه زن گفت بله و همه رو باهم وزن کن، کماکان گوش نکرد و دانه دانه می گذاشت روی ترازو .
زن از در مغازه اومد بیرون و به چند زن و مرد بی خانمان و معتادی که سرچهارراه نشسته بودند نفری یک کیسه کوچک خرما و یک کیسه کوچک بادوم داد. بعد برگشت و کنار من ایستاد.
کیسههای خرید من در جیب بزرگ پالتوم بود.
زن هیچ کیسهای نداشت. ایستاد زیر سقف ایستگاه اتوبوس و با شرمندگی انگار که کار بدی کرده باشه و مجبوره برام توضیح بده گفت همه براشون غذاهای آماده یا سرخ شده و فست فود، میخرن فکر کردم اینا سالمتره.
و من که کنار امیرالمومنین مو سرخ خیابان ایستاده بودم.
ناشناس
#شما_فرستادید
@adelehz
در مغازه خواربار فروشی عمده زنی مو سرخ جلوم ایستاده بود که جای یک کیسه خرما و یک کیسه بادام چندین کیسه کوچک بادام و چندین کیسه کوچک خرما داشت.
در ذهن محیطزیست پرستم قضاوتش کردم بابت مصرف کیسه زیاد و الکی. حتی فکر کردم جای اینکه بره یک جعبه کیسه فریزر بخره لابد اومده نیم کیلو بادومش رو دهتا کیسه کرده که کیسههاش رو استفاده کنه برای گوشت و مرغ. صندوقدار هم راضی نبود از این وضع.
پرسید همه یک جور بادومه؟ و با اینکه زن گفت بله و همه رو باهم وزن کن، کماکان گوش نکرد و دانه دانه می گذاشت روی ترازو .
زن از در مغازه اومد بیرون و به چند زن و مرد بی خانمان و معتادی که سرچهارراه نشسته بودند نفری یک کیسه کوچک خرما و یک کیسه کوچک بادوم داد. بعد برگشت و کنار من ایستاد.
کیسههای خرید من در جیب بزرگ پالتوم بود.
زن هیچ کیسهای نداشت. ایستاد زیر سقف ایستگاه اتوبوس و با شرمندگی انگار که کار بدی کرده باشه و مجبوره برام توضیح بده گفت همه براشون غذاهای آماده یا سرخ شده و فست فود، میخرن فکر کردم اینا سالمتره.
و من که کنار امیرالمومنین مو سرخ خیابان ایستاده بودم.
ناشناس
#شما_فرستادید
@adelehz
❤58👍1🕊1
جهان به گونه ای که میخواهی پیش نخواهد رفت.
آدمهای مهربان همیشه سر و کله شان پیدا نخواهد شد.
همه چیز با تو مهربان نخواهد بود .
آه عزیز کوچکم!
این ها واقعیاتی ست که باید بدانی و بدانی
و بعد از دانستن،تک تکشان را به خاطر بسپاری..
جهان همیشه با تو مهربان نخواهد بود اما این به انمعنا نیست که بعضی شبها سرش گرم باده نباشد و بیشتر با تو گرم نگیرد..
جهان گاهی وقتها بی آنکه بداند به تو لبخند خواهد زد .و تورا سالها بعد به امید همان لبخند مستانه اش منتظر خواهد گذاشت...
که این خاصیت جهان،این جادوگر کوچک ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
آدمهای مهربان همیشه سر و کله شان پیدا نخواهد شد.
همه چیز با تو مهربان نخواهد بود .
آه عزیز کوچکم!
این ها واقعیاتی ست که باید بدانی و بدانی
و بعد از دانستن،تک تکشان را به خاطر بسپاری..
جهان همیشه با تو مهربان نخواهد بود اما این به انمعنا نیست که بعضی شبها سرش گرم باده نباشد و بیشتر با تو گرم نگیرد..
جهان گاهی وقتها بی آنکه بداند به تو لبخند خواهد زد .و تورا سالها بعد به امید همان لبخند مستانه اش منتظر خواهد گذاشت...
که این خاصیت جهان،این جادوگر کوچک ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
👍24💔4❤2
نگفته بودمت از میان "من" "تو" جوانه زده ای؟
و تو ریشه دواندی در خشت خشت پوسیده ی تنم .
آنگاه که همه خیال می کردند سرنوشت من بر پا مردن ست .
تو آمدی تا نشان دهی حیات در رگهای زمخت سنگی ام هنوز جریان دارد.
خوش آمدی آیه ی حیات ،که آمدنت بس مبارک است.
#عادله_زمانی
@adelehz
و تو ریشه دواندی در خشت خشت پوسیده ی تنم .
آنگاه که همه خیال می کردند سرنوشت من بر پا مردن ست .
تو آمدی تا نشان دهی حیات در رگهای زمخت سنگی ام هنوز جریان دارد.
خوش آمدی آیه ی حیات ،که آمدنت بس مبارک است.
#عادله_زمانی
@adelehz
🕊21❤7🥰5👍1🍓1💋1