"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام به آنان که وجودشان نور میان خاموشی ها شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
22
سلام به آنها که خواستند اما نتوانستند
دویدند اما نرسیدند
آمدند اما دیر بود
رسیدند اما چراغ ها خاموش شده بود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
😢377
صدایم کن
دلم برایِ هم آغوشیِ صمیمی‌ِ تنها یمان
برایِ نوازش
برایِ صدا کردن‌هایِ تو
برایِ حرف‌هایِ خوب
تنگ شده  صدایم کن!
دلم برایِ دوست داشتن‌هایِ بی‌ انتها
برایِ شب‌های تا صبح ... بدونِ خواب
برایِ خودم
برای خودت
پنجره‌ها و مهتاب
تنگ شده
صدایم کن!

#نیکی_فیروزکوهی
20😢7🕊1
کسی که سهراب را دوست داشته باشد، شاملو را احساس کند، فروغ را بستاید، و هر شعر خوب را آیه ی زمینی بپندارد،چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
کسی که به کیارستمی شگفت زده نگاه کند، به زرین کلک با نهایت احترام، به صادقی با محبت، و آثار مخملباف را دوست داشته باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...

کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارات، فروتنانه سکوت اختیار کند،به تارجلیل شهناز، عودنریمان، آواز شجریان و ترانه ی ((اندک اندک)) شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد..

کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...

کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را رودبارک احساس کرده باشد، چنین
کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار ؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."

📕 چهل نامه ی کوتاه به همسرم
📝 نادر ابراهیمی
@adelehz
28💋5
متاسفم که تو این دنیا هیچ لحظه ی زیبایی ابدی نمیمونه،معلوم بود که همدیگر و بسیار دوست داشتند و آخرش هم اینطور....
@adelehz
😢49
پاییز ناگهانی می اید ،یک روز صبح برمی‌خیزی و میبینی تابستان تمام شده ،درختها در بادی سرد در حال لرزیدن برخود هستند و برگها،آن برگهای سبز جوان از کناره هایشان زرد شده اند‌.پاییز ناگهانی،بی مقدمه و یک شب برمی گردد
#عادله_زمانی
@adelehz
32🕊5😢3
لحظاتی قبل از خوشحالی
31😢2
"زنی که‌گم کردم "
متاسفم که تو این دنیا هیچ لحظه ی زیبایی ابدی نمیمونه،معلوم بود که همدیگر و بسیار دوست داشتند و آخرش هم اینطور.... @adelehz
پیج این دختر و که میبینی سرشار از شور زندگی و عشق هست
با اینکه خیلی زود فوت کرده ولی من براش بسیار خوشحالم که در همین عمر کوتاهش عشق رو ارائه داده و دریافت کرده است .
بچه ها پیدا کردن یک عشق واقعی واقعا زیباست ...در واقع بنظرم حیات بسیار پرباری داشته...
روحش در آرامش باشه ...
💯37😢1210
"زنی که‌گم کردم "
پیج این دختر و که میبینی سرشار از شور زندگی و عشق هست با اینکه خیلی زود فوت کرده ولی من براش بسیار خوشحالم که در همین عمر کوتاهش عشق رو ارائه داده و دریافت کرده است . بچه ها پیدا کردن یک عشق واقعی واقعا زیباست ...در واقع بنظرم حیات بسیار پرباری داشته... روحش…

سلام وقتتون بخیر و نیکی
یک پست از ستاره هست که برای من جای تامل و تفکر داشت
تلنگری هست برای اینکه قدرت کلمات را دست کم نگیریم بدونیم داریم چی میخوایم یا آرزو میکنیم
یک سری معادلات هست توی این جهان ناشناخته که بیشتر باید دقت کنیم😢😢😢

#شما_فرستادین
@adelehz
😢49🕊32
در چشمان سیاهم ،کهکشانی از چشمانت باقی مانده است .
خودت رفته ای و کهکشانت شبها هنگام خواب در چشمانم می درخشد
غریبه ها کهکشان چشمانم را اشک می نامند ..
#عادله_زمانی
@adelehz
😢189
تفریحاتش از ما بیشتره🥺
31😢6💯3😁1
@adelehz

تن خسته و رنجور زخم خورده مان از گذر زمان و اتفاقات خوب و بد، از گذر روزها و شب های دلتنگی و بی خبری، اینک در میان هیاهوی زمان یکدیگر را یافته و به دیدار هم شتافته بودند.
ترس در میان آن همه احساس و عشق و دلدادگی حرفی برای گفتن نداشت.
او چونان سپیداری بلند ایستاده در مقابل آفتاب می درخشید و آغوش گشوده و مرا فرا میخواند.
من مانند مسافری می ماندم که به خانه بازگشته است و تمام کوله بار سفر را به کناری انداخته و بی پروا خود را در آغوش او رها می کردم.
به مجالی که در آغوش هم آرام می گرفتیم سکوت و سکون همه جا را فرا می گرفت و تنها موسیقی آرام و زیبایی از تپش های دو قلب عاشق به گوش می رسید .ما اندازه ی آغوش هم بودیم چنان باشکوه و دست نیافتنی که گویی تمام دنیا به تماشای آن ایستاده اند.
نگاه های بی تاب و مشتاقمان در هم گره میخورد و مجالی برای پلک زدن نبود تمام حرف ها و شعرهای عاشقانه را از چشم های یکدیگر میخواندیم و چون شرابی ناب جرعه جرعه سر می کشیدم و شیداتر میشدیم.
هر نقطه از تنش را که لمس می کردم خون درمیان آن می دوید و اعجاز نوازش های عشق را به چشم خود می دیدم و هر نقطه از تنم را که لمس می کرد از آن نقطه گلی می رویید و نو شدن آغاز میشد.
ما دو کودک بودیم در کنار هم ، درست مانند دو همبازی که دست در دست هم، شاد و رها  در میان دشت های سرسبز می دویدیم و صدای خنده هایمان درمیان آواز پرندگان می پیچید.
به راستی که ،

"در عشقِ حقیقی روح است که تن را در آغوش می‌گیرد.

"مریم حنیفی"

@irana_ceramic
23🕊3👍1
39😁3
یوسف می دانست که تمام درها بسته است
اما بخاطر خدا به سوی درهای بسته دوید و تمام درها برایش باز شد...

اگر تمام درهای دنیا هم بِرویت
بسته بود
بُدو چون خدای تو و یوسف یکیست...

@adelehz
45😢11💯6🕊1
از آدمهایی که از زندگی تان رفته اند،نه کینه داشته باشید نه دلتنگ شان شوید،آن‌ها تنها یکی از نقش‌های زندگی تان بودند که به وقتش صحنه را ترک کرده اند .هیچ نمایش با شکوهی بخاطر تمام شدن نقش یکی از بازیگران به پایان نمی رسد.
#عادله_زمانی
@adelehz
💯35🕊7😢43