مادرم صبحهای جمعه ،این جعبه ی جادویی چند طبقه ی آرایشش را از بالاترین نقطه ی کمدش بیرون میکشید و جلوی آینه رژلب سرخ مکه ای به لبان قیطانی اش و سایه ی سبز رنگ چمنی پشت چشمان زیبایش می کشید .با سرمه چشمانش را سیاه میکرد و خدا می داند که چقدر زیبا میشد .
و وقتی منِ ۵ساله را که باذوق وصف نشدنی به چهره ی زیبا و جعبه ی جادویی آرایشش زل میزدم بغل میکرد بوی خوب کرم پودرش را با ولع نفس میکشیدم.
مادرم ،مادرهای ما با آن لوازم آرایش ساده شان ،قشنگ ترین شعر خدا میان دشواری های زندگی آن سالها بودند .
مادرهای قشنگ مان،زنانی که تنها با رژلبی سرخ قادر بودند مرد خسته ای را به خانه بکشانند و آرامشی را نصیب آن خانه گردانند.
من نمیدانم چه جادویی در دستان این زنان جاری بود،نسلی از زنان بی مانندی که هرگز دوباره تکرار نشدند.زنانی که حتی دختران شان به اندازه ی آنها نتوانستند اینگونه جادویی بمانند زنانی ساده،زیبا،پاک و لایق تحسینی ابدی
عمرشان دراز و سایه ی سبز وجودشان برخانه تا ابد جاری
#عادله_زمانی
@adelehz
و وقتی منِ ۵ساله را که باذوق وصف نشدنی به چهره ی زیبا و جعبه ی جادویی آرایشش زل میزدم بغل میکرد بوی خوب کرم پودرش را با ولع نفس میکشیدم.
مادرم ،مادرهای ما با آن لوازم آرایش ساده شان ،قشنگ ترین شعر خدا میان دشواری های زندگی آن سالها بودند .
مادرهای قشنگ مان،زنانی که تنها با رژلبی سرخ قادر بودند مرد خسته ای را به خانه بکشانند و آرامشی را نصیب آن خانه گردانند.
من نمیدانم چه جادویی در دستان این زنان جاری بود،نسلی از زنان بی مانندی که هرگز دوباره تکرار نشدند.زنانی که حتی دختران شان به اندازه ی آنها نتوانستند اینگونه جادویی بمانند زنانی ساده،زیبا،پاک و لایق تحسینی ابدی
عمرشان دراز و سایه ی سبز وجودشان برخانه تا ابد جاری
#عادله_زمانی
@adelehz
❤93💋2
پمپ بنزین بودم، یه پرشیا با مادر و خانومش، گفت مادرمو اوردیم بیمارستان، پول بنزین نداریم، رومم نمیشه از اشنا بگیرم، دیدم خانوم مسن و جوون همراهشه، گفتم بزن حساب کنم، گفت جایگاه کارت نداره، گفتم منم کارت ندارم بدم بزنی، گفت پولشم بزنی میرم جایگاه بعدی، یه نگاه انداختم دیدم خانواده باهاشه، ملت انقدم حرومزاده نشدن با خانواده بیان تیغ بزنن، گفتم یه باک ازاد ۱۸۰ گفت ۲۰۰ بزن کم نیاد، برات جابجا میکنم و فلان، گوشی دستم بود براش زدم
میگفت بچه ایلامم و فلان، وقتی رد شد دیدم پلاکش تهرانه!😂
انقد خسته بودم اخر شبی که برام مهم نبود، فقط از این حجم از بد ذاتی حالم بهم خورد
بنزین زدمو جلو تر رفتم وایسادم تو محوطه جایگاه، کارت هارو جابجا کنم، اشغالای ماشینو بریزم تو سطل اشغال، یه ۲۰۶ اومد، با دوتا خانوم گفت داداش یه کمک میکنی برای پول بنزین؟ گفتم داداش همین الان یه پرشیا میگفت از ایلام اومدم، ۲۰۰ گوشمو برید، پلاکش تهران بود، شما بچه کجایی؟ خندید رفت
این خنده بده
این خنده به خوب بودنه
میفهمید چی میگم؟
Hamidreza.
@adelehz
میگفت بچه ایلامم و فلان، وقتی رد شد دیدم پلاکش تهرانه!😂
انقد خسته بودم اخر شبی که برام مهم نبود، فقط از این حجم از بد ذاتی حالم بهم خورد
بنزین زدمو جلو تر رفتم وایسادم تو محوطه جایگاه، کارت هارو جابجا کنم، اشغالای ماشینو بریزم تو سطل اشغال، یه ۲۰۶ اومد، با دوتا خانوم گفت داداش یه کمک میکنی برای پول بنزین؟ گفتم داداش همین الان یه پرشیا میگفت از ایلام اومدم، ۲۰۰ گوشمو برید، پلاکش تهران بود، شما بچه کجایی؟ خندید رفت
این خنده بده
این خنده به خوب بودنه
میفهمید چی میگم؟
Hamidreza.
@adelehz
😢83❤3🕊2💯2
جدیدا نسبت به نور زیاد و صدای بلند حساس شدم و زود کلافه میشم بشدت دنبال نور ملایم و صدای آرام و آرامشم.
فکر میکنم دارم وارد مرحله ی جدیدی از زندگی میشم :))))
فکر میکنم دارم وارد مرحله ی جدیدی از زندگی میشم :))))
❤40💯18😢10
"زنی کهگم کردم "
@adelehz – Moein -Termeh Va Atlas معین ـ ترمه و اطلس
کاملا الکی و بی دلیل
نشسته بودم یاد عروسایی که بچه بودیم می رفتیم افتادم، ورداشتم اینو گذاشتم تو کانال🤭
نشسته بودم یاد عروسایی که بچه بودیم می رفتیم افتادم، ورداشتم اینو گذاشتم تو کانال🤭
❤13😁7💯2
از نقطه ای به بعد دیگر نگران کسی نمیشوی، به جز چند نفر نبودن هیچکس برایت مهم نیست .
غصه ی اینکه چرا کسی دوستم نداشت را نمیخوری
با آنکه دلت حرفهای قشنگ میخواهد با حرفهای هر رهگذری ذوق نمیکنی .
کسی را به آسانی باور نمیکنی
کسی را به سختی دوست نمی داری
هر از دست دادنی تو را ویران نمی کند
با هرکس حرف نمیزنی
و اینگونه کم کم خدا به تو کمک میکند که به آرامشی درونی برسی .
این همان نقطه ی شگفت انگیز زندگی ست ،رسیدن به ایننقطه را برای همه ی شما آرزو میکنم.
#عادله_زمانی
@adelehz
غصه ی اینکه چرا کسی دوستم نداشت را نمیخوری
با آنکه دلت حرفهای قشنگ میخواهد با حرفهای هر رهگذری ذوق نمیکنی .
کسی را به آسانی باور نمیکنی
کسی را به سختی دوست نمی داری
هر از دست دادنی تو را ویران نمی کند
با هرکس حرف نمیزنی
و اینگونه کم کم خدا به تو کمک میکند که به آرامشی درونی برسی .
این همان نقطه ی شگفت انگیز زندگی ست ،رسیدن به ایننقطه را برای همه ی شما آرزو میکنم.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤62💯6🕊4👍1😢1
اون دوست نوزده ساله ای که میخواست نویسنده بشه،تلگرام نسخه اصلی نصب کنید تا پیامها براتون بیاد ❤️
❤9
پناه میبرم از هیولای اندوه، به دلخوشیهای کوچکِ در دسترس.
پناه میبرم به یک فنجان نوشیدنیِ داغ، یک کارِ کوچکِ عقبافتادهی قابل انجام، یک دلگرمیِ عزیز.
پناه میبرم به همبازی یک کودک شدن، به کودکانه جیغ زدن، دیوانه بودن، خندیدن.
پناه میبرم به دوست داشتنِ آدمهای دوست داشتنی، پناه میبرم به خواستنِ چیزهای کوچک خواستنی. پناه میبرم به دوست، رفیق، کتاب، فیلم...
پناه میبرم به موسیقی، خیابان، شب،
پناه میبرم به آغوش یار،
آخرین سنگر، در هجوم سپاه اندوه، وقتی که هیچ دفاعی به جز پناه گرفتن نیست.
نویسنده ؟
@adelehz
پناه میبرم به یک فنجان نوشیدنیِ داغ، یک کارِ کوچکِ عقبافتادهی قابل انجام، یک دلگرمیِ عزیز.
پناه میبرم به همبازی یک کودک شدن، به کودکانه جیغ زدن، دیوانه بودن، خندیدن.
پناه میبرم به دوست داشتنِ آدمهای دوست داشتنی، پناه میبرم به خواستنِ چیزهای کوچک خواستنی. پناه میبرم به دوست، رفیق، کتاب، فیلم...
پناه میبرم به موسیقی، خیابان، شب،
پناه میبرم به آغوش یار،
آخرین سنگر، در هجوم سپاه اندوه، وقتی که هیچ دفاعی به جز پناه گرفتن نیست.
نویسنده ؟
@adelehz
❤20💯7😢3😁1💋1
"زنی کهگم کردم "
کاملا الکی و بی دلیل نشسته بودم یاد عروسایی که بچه بودیم می رفتیم افتادم، ورداشتم اینو گذاشتم تو کانال🤭
حالا من چرا جدیدا هرشب این موقع یاد عروسی میفتم خوب😒که چه اخه
😁15❤3💋1
من از عشق برگشته بودم ،هنوز داغ بودم .درد را نمیفهمیدم
سالها گذشت ،تنم یخ کرد تا فهمیدم چه زخمهایی بر روحم نشسته است .تو کجایی رفیق هنوز گرمی یا زخمها کم کم رو شده است؟
#عادله_زمانی
@adelehz
سالها گذشت ،تنم یخ کرد تا فهمیدم چه زخمهایی بر روحم نشسته است .تو کجایی رفیق هنوز گرمی یا زخمها کم کم رو شده است؟
#عادله_زمانی
@adelehz
😢43❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مریم عزیزم سلام.
من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیدهام.
پزشک، جراح، فوق تخصص، استاد و حتی رییس!
اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت، یک آرزو بیشتر ندارم. همهی اینها را که برشمردم را پس بدهم. در عوض لحظهای کنارِ تو بنشینم، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را نه یکباره و داغ که با آرامش و پابهپای تو بنوشم.
مریم عزیزم؛ این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت، عجله دارند که نگاهِ مادر؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمیبینند و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله، بسیاری را در دامنه جای میگذارند.
مریم عزیزم، من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمیشنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم. من پشیمانم.
مریم جان بگذار جوانترها را نصیحتی کنم.
"در بالای قلّهها و آن سوی ابرها خبری نیست، هر چه هست در دامنهی زندگی شماست."
پست اینستاگرام عمومی دکتر سعیدرضا مهرپور؛ خطاب با همسر مرحومشون؛ دکتر مریم غریبدوست
@adelehz
من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیدهام.
پزشک، جراح، فوق تخصص، استاد و حتی رییس!
اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت، یک آرزو بیشتر ندارم. همهی اینها را که برشمردم را پس بدهم. در عوض لحظهای کنارِ تو بنشینم، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را نه یکباره و داغ که با آرامش و پابهپای تو بنوشم.
مریم عزیزم؛ این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت، عجله دارند که نگاهِ مادر؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمیبینند و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله، بسیاری را در دامنه جای میگذارند.
مریم عزیزم، من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمیشنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم. من پشیمانم.
مریم جان بگذار جوانترها را نصیحتی کنم.
"در بالای قلّهها و آن سوی ابرها خبری نیست، هر چه هست در دامنهی زندگی شماست."
پست اینستاگرام عمومی دکتر سعیدرضا مهرپور؛ خطاب با همسر مرحومشون؛ دکتر مریم غریبدوست
@adelehz
😢40❤18💯4
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتابها،این قدرت را دارند که شما را به سرزمین های دیگر به زندگی های دیگر ببرند .
از آنجایی که نشسته ای فقط با خواندن چند خط و چند ورق برهم زدن میتوانی پرت شوی وسط یک دوره ی زمانی و مکانی که شاید دیگر وجود نداشته باشد .
این اگر معجزه نیست چیست ؟
معجزه ی قلم ،معجزه ی نوشتن
معجزه ی کتاب ..
بوی خوب کاغذ نو
و خطوطی که قرارست مرا تبدیل به آدمی دیگر کند.چیزهایی ست که همیشه خواهانشان باقی خواهم ماند.
#عادله_زمانی
@adelehz
از آنجایی که نشسته ای فقط با خواندن چند خط و چند ورق برهم زدن میتوانی پرت شوی وسط یک دوره ی زمانی و مکانی که شاید دیگر وجود نداشته باشد .
این اگر معجزه نیست چیست ؟
معجزه ی قلم ،معجزه ی نوشتن
معجزه ی کتاب ..
بوی خوب کاغذ نو
و خطوطی که قرارست مرا تبدیل به آدمی دیگر کند.چیزهایی ست که همیشه خواهانشان باقی خواهم ماند.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤25💯5💋2
در نقطه ای که خیال میکنی همه چیز به آخر رسیده و جهان در تاریکی غرق شده ست.ناگهان خورشید طلوع میکند .
در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع میکند به گرم شدن ..
در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند ..
میدانی نفس کلامم چیست ؟
نفس کلامم این ست که رفیق
حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو
چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد!
#عادله_زمانی
❤️
@adelehz
در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع میکند به گرم شدن ..
در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند ..
میدانی نفس کلامم چیست ؟
نفس کلامم این ست که رفیق
حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو
چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد!
#عادله_زمانی
❤️
@adelehz
❤27😢9🕊7
یه عکس دیدم زیرش این متن رو نوشته بود👇
این تصویر من رو یاد تو میندازه، من همینجوری و به همین میزان شکنندگی به تو پناه آورده بودم و تو با همین هیبت و قدرت، از من مراقبت کردی...
ولی وقتی خوندم احساس کردم ...
این خودمم،از خودم به خودم
چون با تمام شکنندگی که داشتم بازم به خودم پناه آوردم،به ورژن قوی و محکم خودم و برای بار چندم خودم،خودمو نجات دادم☺️
خوشحالم که خودمو دارم و بیشتر از
قبل به خودم میبالم
#شما_فرستادین❤️
@adelehz
این تصویر من رو یاد تو میندازه، من همینجوری و به همین میزان شکنندگی به تو پناه آورده بودم و تو با همین هیبت و قدرت، از من مراقبت کردی...
ولی وقتی خوندم احساس کردم ...
این خودمم،از خودم به خودم
چون با تمام شکنندگی که داشتم بازم به خودم پناه آوردم،به ورژن قوی و محکم خودم و برای بار چندم خودم،خودمو نجات دادم☺️
خوشحالم که خودمو دارم و بیشتر از
قبل به خودم میبالم
#شما_فرستادین❤️
@adelehz
❤48
سلام به آنها که خواستند اما نتوانستند
دویدند اما نرسیدند
آمدند اما دیر بود
رسیدند اما چراغ ها خاموش شده بود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
دویدند اما نرسیدند
آمدند اما دیر بود
رسیدند اما چراغ ها خاموش شده بود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
😢37❤7
صدایم کن
دلم برایِ هم آغوشیِ صمیمیِ تنها یمان
برایِ نوازش
برایِ صدا کردنهایِ تو
برایِ حرفهایِ خوب
تنگ شده صدایم کن!
دلم برایِ دوست داشتنهایِ بی انتها
برایِ شبهای تا صبح ... بدونِ خواب
برایِ خودم
برای خودت
پنجرهها و مهتاب
تنگ شده
صدایم کن!
#نیکی_فیروزکوهی
دلم برایِ هم آغوشیِ صمیمیِ تنها یمان
برایِ نوازش
برایِ صدا کردنهایِ تو
برایِ حرفهایِ خوب
تنگ شده صدایم کن!
دلم برایِ دوست داشتنهایِ بی انتها
برایِ شبهای تا صبح ... بدونِ خواب
برایِ خودم
برای خودت
پنجرهها و مهتاب
تنگ شده
صدایم کن!
#نیکی_فیروزکوهی
❤20😢7🕊1