"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
#ارسالی
عادله جون سلام امروز یه نارنجی اومده بود توی راه پله های ما وقتی خواستیم راهنماییش کنیم به پایین از ترس پرید توی هواکش پشت بام و دیدیم چاره ای نداریم زنگ زدیم آتش نشانی اومد با بدبختی گرفتش و برش گردوند به آغوش طبیعت😂🥰😍🦊
@adelehz
21😁2🕊1
شب بخیر نفس گلی ها❤️🍀🌹

@adelehz
26💋1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر پیر هم شود
عشقش جوان باقی می ماند
پیامبر دین عشق زن است
نامش را مادر نهادند .
#عادله_زمانی

@adelehz
32💯3🕊2
بچه ها کسی کتابخونه ی آنلاینی که هر کتابی را داشته باشه میشناسه؟ یا مثلا پی دی اف کتاب روانشناسی جنایی از هر مولفی رو کسی داره؟
@aydel7
کاش فردا دنیا به آخر می‌رسید، آن‌گاه شتابان سوار آخرین قطار می‌شدم و درِ خانه‌ات را می‌کوبیدم و بهت می‌گفتم: «با من بیا، دیگر می‌توانیم بدون ترس و احتیاط به یکدیگر عشق بورزیم، چون فردا دنیا به آخر می‌رسد»

برشی از نامه‌هایِ #فرانتس_کافکا ‌به میلنا
@adelehz
😢2510
من حالا دقیقا دلم چه میخواهد؟
هوای بارونی
دم غروب
خیابان‌ها خلوت و خیس
چراغ‌های خانه خاموش
پنجره باز
بوی خاک در خانه بچرخد
پرده را باد تکان دهد
و صدای اذان از دور دستها بگوش برسد .
من حالا چه میخواهم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
🕊178💋4
چهار یا پنج ساله بودم که با خانواده رفتیم خانه ی "انیس"
انیس دختر جوانی بود که در همسایگی ما در تهران زندگی میکرد و بعد از عروس کردنش با شوهرش به یکی از روستاهای اطراف خمین نقل مکان کرده بود ‌.
در یک خانه باغ بزرگ کنار جوی آبی روان که پشتش باغهای بهم پیوسته سرک می کشیدند با مادرشوهر پیر همسر جوان و کودکش زندگی می کرد .
انیس دختر قشنگی بود .
آن سال‌های دختر خانه بودن دوست مادرم شده بود .چشمان بادامی قشنگی داشت پوستش سفید بود و انقدر ظریف و زیبا بود که نامش را برازنده اش می نمود ..
انیس با خوشحالی مارا در آغوش می کشید و طرز تهیه ی غذاهای مادرم را با ذوق روی کاغذ می‌نوشت. در چهارچوب در خانه باغش یک تاب برایم انداخت و دم دمای غروب که خودش مشغول ریختن چای برای مادرم و مادرشوهرش بود مرا که شوق بازی داشتم راهی حیاط کرد .
روی تاب نشستم و با هربار تاب خوردن در فضایی بین خانه ی درندشتش و آن کوچه باغ خاکی معلق می ماندم .
می رفتم و برمی گشتم ...چراغی در خانه می دیدم و نورسویی در انتهای کوچه..
غروبی گرم در جریان بود ،ترکیبی از بوی گلهای وحشی اطراف خانه و بوی خاکی که انیس بر آن آب پاشیده بود مشامم را پر کرده بود .گوشه ای از آسمان خورشید به انتهای خط رسیده بود و انبوهی از رنگهای گرم سعی می کردند آسمان را هنوز هم روشن نگاه دارند .
راستش را بخواهید من سالهاست گاهی شبها خواب آن چند دقیقه تاب خوردن در حیاط خانه باغ انیس را می بینم .
و هربار که بیادش می افتم حس میکنم هزار کیلو شیشه در دلم فرو می ریزد ترکیبی از حس لذت ،تنهایی،برگشت به ابتدای راه را مزه مزه میکنم .
هرچقدر بیشتر فکر میکنم جزئیات در برابرم محو می‌شود اما لذتش را بازهم حس میکنم .
نمیدانم انیس کجاست اما خاطره ی آن غروبِ خانه ی انیس مرا هرگز رها نکرد و بعید می دانم هرگز هم رها کند .
آن لذت مسخ کننده ی نابِ ناشناخته هرگز در وجودم تکرار نشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
39😢7💯6
خب به سلامتی؛ وجود یوفو‌ها و موجودات فضایی روی زمین هم تایید شد.
ظاهرا وارد دوران دیگری از تاریخ بشریت شده‌ایم!
افسر دیوید گراش برای اولین بار با سوگند اعلام می کند که دولت ایالات متحده یوفوها و بقایای اجساد غیرانسانی را در اختیار دارد.
امروز جلسه استماع نمایندگان مجلس آمریکا در خصوص UFO ها بود، آنچه از زبان شاهدان در این جلسه شنیده شده حاکی از آنست که موجودات فضایی واقعا وجود دارند و آمریکا از UFO های سقوط کرده خلبان هایی حاوی مواد زیستی غیر انسانی پیدا کرده است.
و اما مورد جالبتر، سخنرانی فرمانده دیوید فراور بود؛ وی از هواگرد های tic tac(در ویدئو از اصطلاح tic tac Ship استفاده کرده) بدون بال که می‌تواند در هوا توقف کند نام برده و در ادامه افزود این هواگرد ها قادر به پیمودن 60 مایل(96.5Km) در کمتر از 1 دقیقه هستند

Lidia
از کاف

@adelehz
💯152👎2
خنجرهای بیشماری در من فرو رفته اند. وقتی گُلی به من تعارف می کنند، نمی توانم دقیقا بفهمم که چیست.

بوکوفسکی
😢27💯5🍓2😁1