آنها که قدرت شاد بودن در اوج مشکلات و با کمترین امکانات را دارند جز خوشبخت ترین ها هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
❤30👎2
خورشید باش
ولو که جهان یک نفر را روشن کنی .
بگذار آنچه از تو می رسد روشنایی باشد .
نور را چون آوازی عاشقانه جاری ساز
خورشید کوچک جهان یکنفر
#عادله_زمانی
@adelehz
ولو که جهان یک نفر را روشن کنی .
بگذار آنچه از تو می رسد روشنایی باشد .
نور را چون آوازی عاشقانه جاری ساز
خورشید کوچک جهان یکنفر
#عادله_زمانی
@adelehz
❤17🕊3
این خانم یه بلاگر ایرانی تو ترکیه بوده که دیروز فوت شده ولی استوری هاش همچنان باقی مونده بوده و زندگی همینقدر مزخرف و شخمیه دوستان عزیز ...
@adelehz
@adelehz
😢32
دوستان همینجوری که دارید چایی تون و هورت میکشید خدمت تون عرض کنم که یک چهارم سال گذشت😸
😁30😢9❤5💯4👎3
هیچ وقت هیچ چیز غیر ممکن نیست، تنها عدم سر سختی شما باعث غیر ممکن شدن آن میشود
هیچ چیز ننگین تر از این نیست که خود را دست کم بگیرید.
اگر شما حداکثر تلاش خود را به عمل آورید اگر چه احتمال دارد همیشه جزو بهترین ها نباشید ، ولی به یقین در یک قدمی بهترین ها قرار خواهید گرفت.
📕سنگفرش هر خیابان از طلاست
✍🏻 کیم وو چونگ
@adelehz
هیچ چیز ننگین تر از این نیست که خود را دست کم بگیرید.
اگر شما حداکثر تلاش خود را به عمل آورید اگر چه احتمال دارد همیشه جزو بهترین ها نباشید ، ولی به یقین در یک قدمی بهترین ها قرار خواهید گرفت.
📕سنگفرش هر خیابان از طلاست
✍🏻 کیم وو چونگ
@adelehz
❤22💯9🕊2
ما هرگز از بیگانگان ضربه نمیخوریم .مشکل ما آشناها هستند .آنها قادرند بزرگترین و بدترین ضربات را به ما بزنند .
مثل سربازی که پاشنه ی آشیل سرباز دیگری را میشناسد و به همان جا شلیک می کند .
حالا کمتر پیش می آید سربازی از لشگر دشمن قادر به شناختن پاشنه ی آشیل سرباز دیگری باشد این اکثرا هم سنگرها هستند که از نقاط ضعف و قوت هم با خبرند .
و دقیقا به همین دلیل ست که می توان گفت آشنایان قدرت بیشتری برای ویران ساختن ما دارند تا بیگانگان ...
#عادله_زمانی
@adelehz
مثل سربازی که پاشنه ی آشیل سرباز دیگری را میشناسد و به همان جا شلیک می کند .
حالا کمتر پیش می آید سربازی از لشگر دشمن قادر به شناختن پاشنه ی آشیل سرباز دیگری باشد این اکثرا هم سنگرها هستند که از نقاط ضعف و قوت هم با خبرند .
و دقیقا به همین دلیل ست که می توان گفت آشنایان قدرت بیشتری برای ویران ساختن ما دارند تا بیگانگان ...
#عادله_زمانی
@adelehz
💯22❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی زیباست پیشنهاد میکنم حتما ببینید ❤️
@adelehz
@adelehz
❤36😢11
"زنی کهگم کردم "
خیلی زیباست پیشنهاد میکنم حتما ببینید ❤️ @adelehz
هر وقت حس کردی دوستش نداری اذیتش نکن به خودم برش گردون🥺❤️
😢31❤12
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️
برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.zamani90
برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.zamani90
🕊3❤1💋1
یه دوست متاهلی(آقا) که تازه به این شهر اومده سر شب به من پیام داد پرسید بورس طلا وجواهر اینجا کجاست ؟البته الان نمیخایم بگیریم
جواب شو دادم سین زد و بعد آفلاین شد تا ده دقیقه پیش که دوباره آنلاین شد .
خلاصه من هر کاری کردم نشد مثبت فکر کنم ؛)
شبتون بخیر و پر طلا😉
@adelehz
جواب شو دادم سین زد و بعد آفلاین شد تا ده دقیقه پیش که دوباره آنلاین شد .
خلاصه من هر کاری کردم نشد مثبت فکر کنم ؛)
شبتون بخیر و پر طلا😉
@adelehz
😁37👎1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به صبح جمعه می مانی .
مایه ی خوشحالی و سبک بالی
اندکی غم درون چشمانت دیده میشود
آدم فکر میکند تا غروب جمعه فرصت زیادی باقی ست.
بی آنکه بفهمد چشم برهم زدنی صبح جمعه را به غروب پیوند می دهد.
و تو باز هم به صبح جمعه می مانی
#عادله_زمانی
@adeleh
مایه ی خوشحالی و سبک بالی
اندکی غم درون چشمانت دیده میشود
آدم فکر میکند تا غروب جمعه فرصت زیادی باقی ست.
بی آنکه بفهمد چشم برهم زدنی صبح جمعه را به غروب پیوند می دهد.
و تو باز هم به صبح جمعه می مانی
#عادله_زمانی
@adeleh
❤18
در باب غرق شدن کشتی مهاجرین در دریا
نمیدانم این چند روز چقدر اخبار را بالا و پایین کردید اما این هفته دو خبر سرتیتر اخبار جهان قرار گرفت که هر دو یک نوع از خبر بودند اما بطرز عجیبی به یک شکل دنبال نشدند .
در آغاز هفته یک کشتی مهاجرین در یونان غرق شد و چیزی قریب به ۷۰۰ مهاجر از کشو های مختلف در آب غرق شدند .
و چند روز پیش زیر دریایی تایتان متعلق به شرکتی گردشگری با ۵ سرنشین ثروت مند و صاحب نامش که برای دیدن باقی مانده های کشتی تایتانیک به اعماق اقیانوس اطلس میرود و بعد از چند ساعت ارتباطش با کشتی مادر قطع و غرق میشود.
هر دوی این تراژدی ها تلخ هستند اما تلخ تر نوع برخورد رسانه ها و سیاستمداران با این دو خبر بود .
از ساعتی که اعلام شد این زیر دریایی گمشده ست نیروی دریایی آمریکا و کانادا عملیات جستجوی پیچیده ای را آغاز نمودند و تقریبا تمام رسانه های جهان سرخط خبری خود را به این موضوع اختصاص دادند .
چرا ؟
آیا این ارتباطی به آن هزینه ی ۲۵۰ هزار دلاری که هر سرنشین این زیردریایی برای شرکت در این سفر پرداخته است داشت ؟
اینکه این سرنشینان آنقدر پولدار و سرشناس بودند که مرگشان می توانست مهم باشد !
بله بهمین مشمئز کنندگی که خواندید ،مرگ آدمهای پولدار و سرشناس مهم تر از فقیران بی نام و نشان است .
وگرنه آیا ۷۰۰ نفر بیشتر از ۵ نفر نیستند؟؟
۷۰۰ زندگی،۷۰۰هزار حسرت و رویای نیمه کاره
زندگی های گم شده در اقیانوس..و دردناک تر اینکه برای کسی مهم نبود که چنین اتفاقی رخ داده است.
چرا؟
چون در جهان ما ثروت تعیین میکند که حیات و ممات شما مهم است یا نه
بهمین سادگی
#عادله_زمانی
@adelehz
نمیدانم این چند روز چقدر اخبار را بالا و پایین کردید اما این هفته دو خبر سرتیتر اخبار جهان قرار گرفت که هر دو یک نوع از خبر بودند اما بطرز عجیبی به یک شکل دنبال نشدند .
در آغاز هفته یک کشتی مهاجرین در یونان غرق شد و چیزی قریب به ۷۰۰ مهاجر از کشو های مختلف در آب غرق شدند .
و چند روز پیش زیر دریایی تایتان متعلق به شرکتی گردشگری با ۵ سرنشین ثروت مند و صاحب نامش که برای دیدن باقی مانده های کشتی تایتانیک به اعماق اقیانوس اطلس میرود و بعد از چند ساعت ارتباطش با کشتی مادر قطع و غرق میشود.
هر دوی این تراژدی ها تلخ هستند اما تلخ تر نوع برخورد رسانه ها و سیاستمداران با این دو خبر بود .
از ساعتی که اعلام شد این زیر دریایی گمشده ست نیروی دریایی آمریکا و کانادا عملیات جستجوی پیچیده ای را آغاز نمودند و تقریبا تمام رسانه های جهان سرخط خبری خود را به این موضوع اختصاص دادند .
چرا ؟
آیا این ارتباطی به آن هزینه ی ۲۵۰ هزار دلاری که هر سرنشین این زیردریایی برای شرکت در این سفر پرداخته است داشت ؟
اینکه این سرنشینان آنقدر پولدار و سرشناس بودند که مرگشان می توانست مهم باشد !
بله بهمین مشمئز کنندگی که خواندید ،مرگ آدمهای پولدار و سرشناس مهم تر از فقیران بی نام و نشان است .
وگرنه آیا ۷۰۰ نفر بیشتر از ۵ نفر نیستند؟؟
۷۰۰ زندگی،۷۰۰هزار حسرت و رویای نیمه کاره
زندگی های گم شده در اقیانوس..و دردناک تر اینکه برای کسی مهم نبود که چنین اتفاقی رخ داده است.
چرا؟
چون در جهان ما ثروت تعیین میکند که حیات و ممات شما مهم است یا نه
بهمین سادگی
#عادله_زمانی
@adelehz
😢62💯6🕊3
روباه دلش برای گل سرخش تنگ شده بود اما یادش آمد که گل سرخ هیچوقت به او اعتماد نداشت .
نمیتوانست گل را قانع کند که او را باور کند چون میدانست که به کسی باور داشتن چیزی ست که هرکس خودش باید به آن برسد .
پس روباه در جنگل انبوه خودش تنها ماند و دوباره چیزی را برای گل سرخ توضیح نداد .
روباه می دانست که اگر گل سرخ نخواهد هیچ چیز را باور نخواهد کرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
نمیتوانست گل را قانع کند که او را باور کند چون میدانست که به کسی باور داشتن چیزی ست که هرکس خودش باید به آن برسد .
پس روباه در جنگل انبوه خودش تنها ماند و دوباره چیزی را برای گل سرخ توضیح نداد .
روباه می دانست که اگر گل سرخ نخواهد هیچ چیز را باور نخواهد کرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤25😢5
ما زنها رسم خوبی داریم. زمانه که سخت میگیرد، شروع میکنیم به کوتاه کردن. ناخنها، موها، حرفها، رابطهها ...
#ویرجینیا_وولف
@adelehz
#ویرجینیا_وولف
@adelehz
💯41❤15😢7😁2
آرزو دارم
ناخواسته بدست آورید
آنچه را که بیصدا از قلبتان گذر کرده است
و آنگاه شگفت زده با خود بیاندیشید
کسی برایم دعا کرده بود؟
شبتون به خیر ❤️
@adelehz
ناخواسته بدست آورید
آنچه را که بیصدا از قلبتان گذر کرده است
و آنگاه شگفت زده با خود بیاندیشید
کسی برایم دعا کرده بود؟
شبتون به خیر ❤️
@adelehz
❤54🍓6
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
اسمش آقای احمدیان بود ،مرد اداره ای منضبط و خشکی که هر صبح راس ساعت کیف چرمی بدست ،با کت و شلواری مرتب و اتو کشیده با پیکان سفید و تمیزش به سمت اداره می رفت .
و هر عصر با حفظ حالت قبلی بجز کمی چروک که پشت کتش افتاده بود به خانه بر می گشت .
معدود کسانی در محله بودند که میتوانستند ادعا کنند خنده ی آقای احمدیان را دیدند .
او و همسرش نسرین خانم در یک خانه ی نقلی که باغچه ای بزرگ و زیبا داشت زندگی می کردند.از آن باغچه هایی که تابستانها کنارش فرش می انداختند و بساط چای و عصرانه را بپا می کردند.
یکتاب آهنی هم گوشه ی حیاط بود، به جز بعضی صبحها که نسرین خانم بعد از رفتن آقای احمدیان روی آن مینشست و به نقطه ای دور خیره میشد تقریبا دیگر هیچ استفاده ای نداشت .
آقای احمدیان و نسرین خانم بعد از سالها زندگی مشترک موفق نشده بودند فرزندی داشته باشند این بود که تاب آهنی توی حیاط اکثر روزها بی استفاده می ماند و فقط باد تکانش می داد .
آقای احمدیان آدم خشکی بود ولی نه برای نسرین خانم. در واقعا تنها جایی که میشد دید گوشه ی لبهایش کش می آید و انگار دلش لبخند میخواهد کنار نسرین خانم بود .
از اداره که می آمد بعد از بساط چای عصرگاهی برای نسرین خانم گرامافون روشن می کرد .
هرچه نسرین خانم اصرار میکرد که مرد حالا دیگر مردم دستگاه ضبط و نوارکاست دارند به خورد آقای احمدیان نمی رفت و میگفت این صفحه های قدیمی هوای دیگری دارد
گرچه آن اواخر به خاطر اینکه دیگر نمیشد براحتی صفحه گیر آورد آقای احمدیان هم به ضبط صوت و نوارهای کاستی که نسرین خانم با دقت برویش محتوای آن را می نوشت راضی شده بود .
می نشست و به نسرین خانم نگاه میکرد که موهایش را روی شانه هایش ریخته و دارد چایی بعد شام را می ریزد آنوقت زیر لب آرام میخواند:
تویی خورشید و ماهِ من، به هر بزمی و هر بامی
آنگاه عینکش را بر میداشت و کمی چشمان اندکی خیسش را می مالید .
اطرافیان جرات نداشتند به آقای احمدیان بگویند چرا حالا که مشکل از نسرین خانم ست او بفکر ازدواج دوباره یا جدایی نمی افتد؟
همگی به خوبی می دانستند که آقای احمدیان عاشق بچه هاست اما همه به همان اندازه هم می دانستند که او فقط میخواهد پدر بچه ای باشد که نسرین خانم مادرش ست .
دو سال بعد از بازنشسته شدن آقای احمدیان نسرین خانم از دنیا رفت .
او هرگز صاحب فرزندی نشد اما همسایه ها میگفتند تا مدتها بعد از فوت نسرین خانم شبها حدود ساعت ۹ از خانه ی آنها صدای آوازهای قدیمی که انگار روی صفحه ثبت شده است می آید.
حتی یکی از همسایه ها می گفت بارها از پنجره آقای احمدیان را دیده که روی مبلی روبروی آشپزخانه نشسته و چشمانش را پاک می کند .
بعد از آن هرگز کسی لبخند آقای احمدیان را ندید و تا روزی که به دیدار معشوقش رفت هنوز صفحات قدیمی کنار گرامافون جا خوش کرده بودند ...
#عادله_زمانی
@adelehz
و هر عصر با حفظ حالت قبلی بجز کمی چروک که پشت کتش افتاده بود به خانه بر می گشت .
معدود کسانی در محله بودند که میتوانستند ادعا کنند خنده ی آقای احمدیان را دیدند .
او و همسرش نسرین خانم در یک خانه ی نقلی که باغچه ای بزرگ و زیبا داشت زندگی می کردند.از آن باغچه هایی که تابستانها کنارش فرش می انداختند و بساط چای و عصرانه را بپا می کردند.
یکتاب آهنی هم گوشه ی حیاط بود، به جز بعضی صبحها که نسرین خانم بعد از رفتن آقای احمدیان روی آن مینشست و به نقطه ای دور خیره میشد تقریبا دیگر هیچ استفاده ای نداشت .
آقای احمدیان و نسرین خانم بعد از سالها زندگی مشترک موفق نشده بودند فرزندی داشته باشند این بود که تاب آهنی توی حیاط اکثر روزها بی استفاده می ماند و فقط باد تکانش می داد .
آقای احمدیان آدم خشکی بود ولی نه برای نسرین خانم. در واقعا تنها جایی که میشد دید گوشه ی لبهایش کش می آید و انگار دلش لبخند میخواهد کنار نسرین خانم بود .
از اداره که می آمد بعد از بساط چای عصرگاهی برای نسرین خانم گرامافون روشن می کرد .
هرچه نسرین خانم اصرار میکرد که مرد حالا دیگر مردم دستگاه ضبط و نوارکاست دارند به خورد آقای احمدیان نمی رفت و میگفت این صفحه های قدیمی هوای دیگری دارد
گرچه آن اواخر به خاطر اینکه دیگر نمیشد براحتی صفحه گیر آورد آقای احمدیان هم به ضبط صوت و نوارهای کاستی که نسرین خانم با دقت برویش محتوای آن را می نوشت راضی شده بود .
می نشست و به نسرین خانم نگاه میکرد که موهایش را روی شانه هایش ریخته و دارد چایی بعد شام را می ریزد آنوقت زیر لب آرام میخواند:
تویی خورشید و ماهِ من، به هر بزمی و هر بامی
آنگاه عینکش را بر میداشت و کمی چشمان اندکی خیسش را می مالید .
اطرافیان جرات نداشتند به آقای احمدیان بگویند چرا حالا که مشکل از نسرین خانم ست او بفکر ازدواج دوباره یا جدایی نمی افتد؟
همگی به خوبی می دانستند که آقای احمدیان عاشق بچه هاست اما همه به همان اندازه هم می دانستند که او فقط میخواهد پدر بچه ای باشد که نسرین خانم مادرش ست .
دو سال بعد از بازنشسته شدن آقای احمدیان نسرین خانم از دنیا رفت .
او هرگز صاحب فرزندی نشد اما همسایه ها میگفتند تا مدتها بعد از فوت نسرین خانم شبها حدود ساعت ۹ از خانه ی آنها صدای آوازهای قدیمی که انگار روی صفحه ثبت شده است می آید.
حتی یکی از همسایه ها می گفت بارها از پنجره آقای احمدیان را دیده که روی مبلی روبروی آشپزخانه نشسته و چشمانش را پاک می کند .
بعد از آن هرگز کسی لبخند آقای احمدیان را ندید و تا روزی که به دیدار معشوقش رفت هنوز صفحات قدیمی کنار گرامافون جا خوش کرده بودند ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤21😢16