ولی خواب بعدازظهر مثل سیاه چاله میمونه واردش که بشی براحتی نمیتوانی ازش دربیای ،بیرونم بیای گیج فقط تلو تلو میخوری😒😐
😁49💯17❤3
مقصدی برای رسیدن ما وجود ندارد
اما دوست داشتنت آرامش جان ست .
من مقصد را نمیخواهم
همین که گاهی دوستت دارم و دوستم داری
کافی ست .
دو مسافر در دو راه که به یکجا نمی رسند ولی دلتنگ هم هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
اما دوست داشتنت آرامش جان ست .
من مقصد را نمیخواهم
همین که گاهی دوستت دارم و دوستم داری
کافی ست .
دو مسافر در دو راه که به یکجا نمی رسند ولی دلتنگ هم هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤24😢10💯3👎1
از جمله اعتقادات عوام در دوره قاجار این بود که مسلمان باید شپش داشته باشد!
مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت میبخشیده...
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد...
برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود.
مردم میگفتند: دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالاً سر و گوشش جنبیده...
📚 طهران قدیم، جلد اول
🖋 #طهران
@adelehz
مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت میبخشیده...
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد...
برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود.
مردم میگفتند: دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالاً سر و گوشش جنبیده...
📚 طهران قدیم، جلد اول
🖋 #طهران
@adelehz
😢31😁13👎3🍓2
"زنی کهگم کردم "
از جمله اعتقادات عوام در دوره قاجار این بود که مسلمان باید شپش داشته باشد! مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام…
برید خدارو شکر کنید دخترای این دوره اید😁
😁32
مشکلات مانند ماشین لباسشویی هستند. آنها ما را میپیچانند، میچرخنانند، و ما را به اطراف میکوبند، اما در نهایت همیشه تمیزتر، درخشانتر و بهتر بیرون میآییم.
@adelehz
@adelehz
💯22👎4😢4❤1
"زنی کهگم کردم "
Photo
💢سر نوشت دومین کرکس
🔸در دهه 1990، عکسی از یک کرکس که منتظر مرگ دخترکی گرسنه برای خوردن جسد او بود، به طور گسترده ای منتشر شد. این عکس در سال 1993/94 در طول قحطی سودان توسط کوین کارتر، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، گرفته شد و بعداً برای این 'عکس شگفت انگیز' جایزه پولیتزر را کسب کرد.
🔸اما، در حالی که از کوین کارتر برای 'مهارت عکاسی استثنایی' اش در شبکه های خبری و تلویزیونی بین المللی سراسر جهان تمجید میشد، ثمره این دستاورد و شهرت تنها چند ماه بیشتر طول نکشید، زیرا بعداً افسرده شد و خودکشی کرد!
🔸افسردگی کوین کارتر زمانی آغاز شد، که در یکی از این مصاحبه ها (برنامه تلفنی)، کسی تماس گرفت و از او پرسید که برای دخترک چه اتفاقی افتاد؟ او به سادگی پاسخ داد: "من منتظر نماندم تا بعد از این عکس ببینم چه اتفاقی می افتد، چون باید به پروازم میرسیدم.." سپس تماس گیرنده گفت: "من به شما می گویم که در آن روز دو کرکس وجود داشت و یکی دوربین داشت."
این موضوع که مثل خوره به جان کارتر افتاده بود، منجر به افسردگی شد و او در نهایت خودکشی کرد. کوین کارتر می توانست هنوز زنده باشد و حتی شهرت بیشتری داشته باشد، اگر فقط آن دخترک را برداشته و به مرکز تغذیه سازمان ملل متحد که سعی داشت به آنجا برسد، برده بود یا حداقل او را به جایی امن برده بود.
امروزه، متاسفانه، این اتفاق در سراسر دنیا می افتد. جهانیان کارهای ابلهانه و غیر انسانی، که به زیان دیگران است را به راحتی انجام می دهند. کوین کارتر می توانست دختر را از آنجا ببرد، اما او این کار را نکرد.در یک موقعیت غیر انسانی، "او زمان برای عکاسی داشت، اما هیچ وقتی برای نجات زندگی دختر وقت نداشت.....
🔸در دهه 1990، عکسی از یک کرکس که منتظر مرگ دخترکی گرسنه برای خوردن جسد او بود، به طور گسترده ای منتشر شد. این عکس در سال 1993/94 در طول قحطی سودان توسط کوین کارتر، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، گرفته شد و بعداً برای این 'عکس شگفت انگیز' جایزه پولیتزر را کسب کرد.
🔸اما، در حالی که از کوین کارتر برای 'مهارت عکاسی استثنایی' اش در شبکه های خبری و تلویزیونی بین المللی سراسر جهان تمجید میشد، ثمره این دستاورد و شهرت تنها چند ماه بیشتر طول نکشید، زیرا بعداً افسرده شد و خودکشی کرد!
🔸افسردگی کوین کارتر زمانی آغاز شد، که در یکی از این مصاحبه ها (برنامه تلفنی)، کسی تماس گرفت و از او پرسید که برای دخترک چه اتفاقی افتاد؟ او به سادگی پاسخ داد: "من منتظر نماندم تا بعد از این عکس ببینم چه اتفاقی می افتد، چون باید به پروازم میرسیدم.." سپس تماس گیرنده گفت: "من به شما می گویم که در آن روز دو کرکس وجود داشت و یکی دوربین داشت."
این موضوع که مثل خوره به جان کارتر افتاده بود، منجر به افسردگی شد و او در نهایت خودکشی کرد. کوین کارتر می توانست هنوز زنده باشد و حتی شهرت بیشتری داشته باشد، اگر فقط آن دخترک را برداشته و به مرکز تغذیه سازمان ملل متحد که سعی داشت به آنجا برسد، برده بود یا حداقل او را به جایی امن برده بود.
امروزه، متاسفانه، این اتفاق در سراسر دنیا می افتد. جهانیان کارهای ابلهانه و غیر انسانی، که به زیان دیگران است را به راحتی انجام می دهند. کوین کارتر می توانست دختر را از آنجا ببرد، اما او این کار را نکرد.در یک موقعیت غیر انسانی، "او زمان برای عکاسی داشت، اما هیچ وقتی برای نجات زندگی دختر وقت نداشت.....
😢64💯15🕊4
اما خدایی که میتواند هزاران طعم گوناگون را متفاوت از هم بسازد قادر به ساختن راه های گوناگون برای رسیدن به یک مقصد نیز هست .من دلم میخواهد که همیشه با فکر کردن به همین حقیقت کوچک و ملموس به آرامش برسم.
چیزی که سخت به آن نیاز دارم.
#عادله_زمانی
@adelehz
چیزی که سخت به آن نیاز دارم.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤39💯4
.
💥 نامهی کودکان به خدا
چند سال پیش از بچههای مدارس ابتدایی خواستند برای خدا نامه بنویسند و هر چه که دلشان میخواهد به خدا بگویند. این نامهها بعدا در کتابی با عنوان نامههای کودکان به خدا، به چاپ رسید و مورد توجه قرار گرفت و به چندین زبان ترجمه شد، این نامهها از آنچنان صداقت و سادگی و لطافت کودکانهای لبریز است که خواننده را به شوق میآورد.
🔸 خدای عزیز،
بهجای این که بذاری مردم بمیرند و افراد جدیدی خلق کنی، چرا فقط همینهایی که زنده هستند رو حفظ نمیکنی؟!
🔸 خدای عزیز،
آیا تو واقعاً میخواستی زرافه اینطوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟!
🔸 خدای عزیز،
توی تعطیلات ما اون قدر بارون اومد که پدرم قاطی کرد و یک چیزائی در مورد تو گفت که مردم نباید بگن، یک وقت اذیتش نکنی ها!
🔸 خدای عزیز،
واقعا در زمان نوشتن کتاب مقدس، اونها این قدر تخیلی حرف میزدند؟!
🔸 خدای عزیز،
اگه واقعا منظورت اينه كه بايد با ديگران همون كاری رو كرد كه اونا با تو میكنند، پس من بايد حساب برادرم رو برسم...!
🔸 خدای عزیز،
من بهت فکر میکنم، حتی بعضی وقتها که مشغول دعا هم نیستم...!
🔸 خدای عزیز،
من آمریکایی هستم، تو چطور؟!
🔸 خدای عزیز،
بابت برادر کوچولویی که بهم دادی ازت ممنونم، ولی دعای من برای یه توله سگ بود...
🔸 خدای عزیز،
این خطها رو کی دور کشورها کشیده؟!
🔸 خدای عزیز،
شرط میبندم که کار خیلی سختیه که همهی آدمهای دنیا رو دوست داشته باشی، من که فقط ۴ نفر توی خانوادهام دارم هرگز نتونستم این کار رو بکنم...
🔸 خدای عزیز،
لطفا یه تعطیلی دیگه هم بین "کریسمس" و "عید پاک" بذار. الآن هیچ چیز خوبی اون وسط نیست.
🔸 خدای عزیز،
اگه یکشنبه داخل کلیسا رو نگاه کنی، کفشهای نوام رو بهت نشون میدم...
🔸 خدای عزیز،
اگه قراره بعد از مرگ ما دوباره بیاییم و کس دیگهای بشیم، خواهش میکنم من رو به جنیفر هورتون تبدیل نکن، ازش متنفرم...!
🔸 خدای عزیز،
من دوست دارم مثل اون مرد در کتاب مقدس نهصد سال زندگی کنم...
🔸 خدای عزیز،
اگه تو بهم یه "چراغ جادو" مثل "علاءالدین" بدی، من هر چی که بخوای رو بهت میدم به جز پولم و شطرنجم...
🔸 خدای عزیز،
ما خوندیم که "ادیسون" روشنایی رو اختراع کرد ولی در کلاس یکشنبهها (کلاس مذهبی در کلیسا) اونها میگن که کار تو بوده. شرط میبندم که اون ایدهی تو رو دزدیده...
🔸 خدای عزیز،
شاید هابیل و قابیل اینقدر با هم دعوایشان نمیشد اگر هر کدام اتاق خواب جداگانهای داشتند، برای من و برادرم که موثر بود...!
@adelehz
💥 نامهی کودکان به خدا
چند سال پیش از بچههای مدارس ابتدایی خواستند برای خدا نامه بنویسند و هر چه که دلشان میخواهد به خدا بگویند. این نامهها بعدا در کتابی با عنوان نامههای کودکان به خدا، به چاپ رسید و مورد توجه قرار گرفت و به چندین زبان ترجمه شد، این نامهها از آنچنان صداقت و سادگی و لطافت کودکانهای لبریز است که خواننده را به شوق میآورد.
🔸 خدای عزیز،
بهجای این که بذاری مردم بمیرند و افراد جدیدی خلق کنی، چرا فقط همینهایی که زنده هستند رو حفظ نمیکنی؟!
🔸 خدای عزیز،
آیا تو واقعاً میخواستی زرافه اینطوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟!
🔸 خدای عزیز،
توی تعطیلات ما اون قدر بارون اومد که پدرم قاطی کرد و یک چیزائی در مورد تو گفت که مردم نباید بگن، یک وقت اذیتش نکنی ها!
🔸 خدای عزیز،
واقعا در زمان نوشتن کتاب مقدس، اونها این قدر تخیلی حرف میزدند؟!
🔸 خدای عزیز،
اگه واقعا منظورت اينه كه بايد با ديگران همون كاری رو كرد كه اونا با تو میكنند، پس من بايد حساب برادرم رو برسم...!
🔸 خدای عزیز،
من بهت فکر میکنم، حتی بعضی وقتها که مشغول دعا هم نیستم...!
🔸 خدای عزیز،
من آمریکایی هستم، تو چطور؟!
🔸 خدای عزیز،
بابت برادر کوچولویی که بهم دادی ازت ممنونم، ولی دعای من برای یه توله سگ بود...
🔸 خدای عزیز،
این خطها رو کی دور کشورها کشیده؟!
🔸 خدای عزیز،
شرط میبندم که کار خیلی سختیه که همهی آدمهای دنیا رو دوست داشته باشی، من که فقط ۴ نفر توی خانوادهام دارم هرگز نتونستم این کار رو بکنم...
🔸 خدای عزیز،
لطفا یه تعطیلی دیگه هم بین "کریسمس" و "عید پاک" بذار. الآن هیچ چیز خوبی اون وسط نیست.
🔸 خدای عزیز،
اگه یکشنبه داخل کلیسا رو نگاه کنی، کفشهای نوام رو بهت نشون میدم...
🔸 خدای عزیز،
اگه قراره بعد از مرگ ما دوباره بیاییم و کس دیگهای بشیم، خواهش میکنم من رو به جنیفر هورتون تبدیل نکن، ازش متنفرم...!
🔸 خدای عزیز،
من دوست دارم مثل اون مرد در کتاب مقدس نهصد سال زندگی کنم...
🔸 خدای عزیز،
اگه تو بهم یه "چراغ جادو" مثل "علاءالدین" بدی، من هر چی که بخوای رو بهت میدم به جز پولم و شطرنجم...
🔸 خدای عزیز،
ما خوندیم که "ادیسون" روشنایی رو اختراع کرد ولی در کلاس یکشنبهها (کلاس مذهبی در کلیسا) اونها میگن که کار تو بوده. شرط میبندم که اون ایدهی تو رو دزدیده...
🔸 خدای عزیز،
شاید هابیل و قابیل اینقدر با هم دعوایشان نمیشد اگر هر کدام اتاق خواب جداگانهای داشتند، برای من و برادرم که موثر بود...!
@adelehz
🕊21❤16😁16👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودکی که آب نباتش بر خاک افتاده بود با چشمان اشک آلود کوچکش نگاهم کرد و گفت چرا اینطوری شد ؟
بغلش کردم و گفتم ممکن ست این آخرین آب نبات از دست داده ات نباشد .
اما تو هرگز نباید از طعم و لذت چشیدن یک آبنبات نا امید شوی ..
همیشه برای چشیدن یک ابنبات شیرین و دوباره لذت بردن فرصتی پیدا خواهد شد ...
یادت نرود..
#عادله_زمانی
@adelehz
بغلش کردم و گفتم ممکن ست این آخرین آب نبات از دست داده ات نباشد .
اما تو هرگز نباید از طعم و لذت چشیدن یک آبنبات نا امید شوی ..
همیشه برای چشیدن یک ابنبات شیرین و دوباره لذت بردن فرصتی پیدا خواهد شد ...
یادت نرود..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤23😢5
فرزندانی که بنا بر هر دلیلی مجبور به ترک پدر و مادر و مهاجرت به سرزمینی دیگر میشوند. حتی اگر همه چیز به بهترین شکلش پیش برود بازهم همیشه با خود چیزی شبیه یک خلا پر نشدنی را همراه خواهند داشت .
چیزی مابین ترس،اندوه حسرت یا حتی عذاب وجدان
وقتی اتفاقی برای والدین می افتد این حس به اوج خود می رسد .فرزندان دور مانده مدام از خود سوال میکنند اگر آنجا بودم آیا وضعیت بهتر نبود ؟
و بعد از مرگ والدین این درد لعنتی که از روز اول مهاجر شدن دقیقا از همان ساعتی که خانه را ترک کرده ،با او همراه شده است دو برابر خواهد شد .
فرقی ندارد تو تنها فرزندان شان باشی یا دهمین شان آنها پدر و مادر تو هستند .
آنها برای خوشبختی تو چشم روی چیزهای زیادی بسته اند و حالا که نوبت توست تا مراقب شان باشی،مجبور هستی ترک شان کنی .
من تصور میکنم هیچ بخشی از مهاجرت تا این اندازه سخت و عذاب آور نیست .
من ترس از رفتن را کاملا درک میکنم و مهاجرانی که انقدر قوی بودند تا بتوانند چنین تصمیمی را بگیرند تحسین می کنم.
اما همیشه از خودم میپرسم که اگر هیچ کس مجبور نبود تا آنانی را که دوستشان دارد برای بدست آوردن یک زندگی عادی و بهتر ترک کند آیا جهان جای زیباتری نبود.
آن وقت این حجم از اندوه پراکنده شده در هوای سرزمین های مختلف از بین می رفت و هیچ غروبی آنقدر غم انگیز نمی شد که باعث ریختن اشک کسی شود.
#عادله_زمانی
@adelehz
چیزی مابین ترس،اندوه حسرت یا حتی عذاب وجدان
وقتی اتفاقی برای والدین می افتد این حس به اوج خود می رسد .فرزندان دور مانده مدام از خود سوال میکنند اگر آنجا بودم آیا وضعیت بهتر نبود ؟
و بعد از مرگ والدین این درد لعنتی که از روز اول مهاجر شدن دقیقا از همان ساعتی که خانه را ترک کرده ،با او همراه شده است دو برابر خواهد شد .
فرقی ندارد تو تنها فرزندان شان باشی یا دهمین شان آنها پدر و مادر تو هستند .
آنها برای خوشبختی تو چشم روی چیزهای زیادی بسته اند و حالا که نوبت توست تا مراقب شان باشی،مجبور هستی ترک شان کنی .
من تصور میکنم هیچ بخشی از مهاجرت تا این اندازه سخت و عذاب آور نیست .
من ترس از رفتن را کاملا درک میکنم و مهاجرانی که انقدر قوی بودند تا بتوانند چنین تصمیمی را بگیرند تحسین می کنم.
اما همیشه از خودم میپرسم که اگر هیچ کس مجبور نبود تا آنانی را که دوستشان دارد برای بدست آوردن یک زندگی عادی و بهتر ترک کند آیا جهان جای زیباتری نبود.
آن وقت این حجم از اندوه پراکنده شده در هوای سرزمین های مختلف از بین می رفت و هیچ غروبی آنقدر غم انگیز نمی شد که باعث ریختن اشک کسی شود.
#عادله_زمانی
@adelehz
😢38❤6💯3🕊2😁1