"زنی که‌گم کردم "
4.4K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
بیاموز که دیگران الزاما انقدر که تو با آنها خوب هستی،نمیخواهند با تو خوب باشند .
که هرکس دوستت میدانی خودش را دوست تو نمی داند .
که آنها که دلتنگ شان میشوی تورا بین روزمره گی هایشان فراموش می کنند .
بیاموز که زندگی همین است پس بیاموز که بر خودت متمرکز شوی .
که ببینی،عبور کنی و برنگردی
بیاموز که جز خدا هیچ کس معتمد نیست .
#عادله_زمانی

@adelehz
32💔15
به یاد داشته باشید که تنها راهی که می‌توانید به طور کامل از عشق در زندگی لذت ببرید این است که تصمیم بگیرید به چیزی «مهم‌تر از عشق» در زندگی‌تان بپردازید.

📕 عشق کافی نیست
✍🏻 مارک منسن

@adelehz
21💔1
همین این هوش مصنوعی قراره جهان و بگیره؟🙄 حالا بماند که سوال منم لنگ در هوا بود😬

@adelehz
😁24
Miravi
Fatemeh Mehlaban
🎧@adelehz
من غریب و سرگردان
قلب مرا برگردان....
17
شبتون بخیر دلبرکا❤️
36
اگر پدرانمان در مقابل چشمان ما مادرانمان
را مى بوسيدند،
اگر قديمى ترها به همسرشان نمى گفتند "منزل"
و با اسم فرزندِ پسر خطابشان نمى کردند
اگر گهگاهى به جاى پوشک و ملافه و آبکش ، کتاب و قلم دست مادرانمان مى ديديم
اگر ياد مى گرفتيم زنى که عطر ميزند فاحشه نيست
اگر ياد مى گرفتيم زنى که مى خندد و گيسوانش را به باد مى سپارد قصد خود فروشى ندارد
اگر با صداى پاشنه هاى کفش يک زن ، هزار و يک سر نمى چرخيد به سمت صدا
اگر هر مردى را که با همسرش مهربان بود و به او شاخه گلى تقديم مى کرد زن ذليل ناميده نمى شد
و هزار و يک اگر و اماى ديگر ..
امروز زن ها را معيار عقده هاى جنسى جامعه قرار نميدادند
معيارهايمان را اشتباه نوشتند
اشتباه ..!

@adelehz
74😢18💔6👍1
گمان‌میکنم همه ی ما ادمهایی که روزی جایی از یک حرف یا رفتار رنجیده و شکسته یا حتی ترک خورده ایم .
روزهای جمعه در سکوتی خلسه مانند فرو می رویم .خلسه از برای برگشتن دوباره و برای پاکسازی روحی خاک گرفته .
حالا بعضی ها اسمش را دل گیری در روز جمعه می گذارند .
من اما نامش را بازگشت به معصومیتی ازار دهنده می نامم.
معصومیتی که در عین زیبایی آزار دهنده است که ادم از اینکه اینقدر معصومانه به جهان نگاه کرده و احتمالا یک دستی خورده است از خودش ناراحت است.
حالا بماند که در طول زمان این خلسه کم‌کم برطرف میشود و تو به زندگی برمیگردی اما ...
اما چه کسی پاسخ معصومیتی که شکسته است را می دهد ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
😢27💔124👍1
همه ی آدمهایی که ترکتان کردند یک روز برمیگردند اما دقیقا زمانی که دیگر منتظرشان نیستید.
#عادله_زمانی
@adelehz
33😢9💔4🕊1
روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى می ‏گذشت. در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت.
وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‏ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‏کار محشور مکن.
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو: ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمیکنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.
@adelehz
24😢5😁2
من اینجا هستم ❤️
برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .

http://Instagram.com/adeleh.zamani90
4
اومدم یه فیلم بذارم ببینم یکم حالم خوب بشه الان یه ربع از شروعش گذشته و من قد نیم ساعت باهاش اشک ریختم😔
💔32😢17😁92
آدم‌ها می‌آیند،
آدم‌ها می‌روند.
هر کسی که می‌آید،
چیزی برایت می‌آورد؛
هر آن کس که می‌رود
چیزی از تو را می‌بَرد ... !
آدم ها می‌آیند، آدم‌ها می‌روند ...
سالها بعد خواهی فهمید،
چیزی که از تو بر جای مانده،
خودت نیست ...
تکه‌هایی است جمع‌شده از آدم‌هایی که آورده بودند و در ازایش ...
آرام آرام تو را تکه تکه بُردند ...

حمید جدیدی
@adelehz
31💔7😢6😁1
@zhuanchannel

چندوقت‌پیش دیروقتی از جایی برمیگشتم. سه‌تا جوان افغان دست بلند کردند و راننده سوارشان کرد. وقتی پیاده شدند و دوباره حرکت کردیم راننده گفت "از ناچاریه، وگرنه عمرا این ساعت افغانی سوار نمیکردم. هر آن ممکنه چاقو بذارن زیر گلوی آدم، ماشینو بردارن ببرن!". گفتم "وجدانا شما تا حالا دیدی یا شنیدی که یه افغان‌ چاقو گذاشته باشه زیر گلوی راننده و ماشینشو دزدیده باشه؟". کمی فکر کرد، بعد گفت "نه واللا!"... باقی راه در سکوت گذشت. نزدیک مقصد که شدیم خودش بی‌مقدمه گفت "راستش الان که فکر میکنم میبینم اکثر افغانیهایی که تا حالا سوار کردم مسافرهای محترم و بی‌آزاری بودن خداییش"...

1- خوشم آمد که روی نظرش پافشاری نکرد. خیلیهایمان حتی اگر بفهمیم بی‌ربط گفته‌ایم کوتاه نمیاییم و هزار صغری‌کبری میچینیم تا درستیِ چیزی که خودمان هم میدانیم اشتباه است را ثابت کنیم. انگار حرفی که از دهانمان درامده مهمتر از حقیقت است (احتمالا علتش اینست که فکر میکنیم دهانمان مقدس است و باید از هرچیزی که از این دریچه‌ی مقدس بیرون میاید پاسداری کنیم)
2- یعنی چندجای دیگر بوده که حرفهای بی‌ربطی شنیده‌ام و ترجیح داده‌ام بحث نکنم، در حالی‌که میتوانسته‌ام حداقل با یک جمله مخالفتِ ساده، شانسم را امتحان کرده باشم؟
3- میخواهیم سر حرف را باز کنیم. چجوریش مهم نیست. انگار که فی‌نفسه حرف زدن را بهتر از سکوت میدانیم.
4- دنیا چقدر جای ساکتتر و بهتری میشد اگر قانونی وجود داشت که هرحرفی باید یا حال کسی را خوشتر میکرد یا سودی برای کسی میداشت...

@RadioLoo حمید باقرلو
35😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز بعضی شبها خواب میبینم در این دبستان دانش آموزی با قلبی آرام هستم.خواب میبینم که درکلاسهای خالی و تازه ساخت طبقه ی پایین با تکه ای گچ استوانه ای روی تخته های نو و سیاه شعرهای کوتاه می نویسم.یا کتابم را بارها دوره میکنم تا نمره ی بیستم تضمین شود‌.
خواب می بینم که زیردرخت توت حیاطش نشسته ام و به کاردستی حرفه وفن فکر میکنم .
هنوز گاهی رویا را خواب میبینم،دختری که در خانه ی دیوار به دیوارمدرسه زندگی می کردوخانواده اش تصمیم داشتند به زودی به اروپابروندمن تا به امروز از خودم میپرسم رویا کجاست؟ درآن سالی که به مدرسه نرفتم آیا او هم از ایران رفت و هرگز به جواب نخواهم رسید.خواب میبینم که از مدرسه بیرون زده ام و به خرازی سر کوچه رسیده ام دلم یک مداد سیاه جدید میخواهداز انها که باید نوکش رابتراشی تا قشنگتر بنویسد .
دلم میخواهدبه دبستانم به مدرسه ای که یک شیفتش راهنمایی بود برگردم اما.
اما دیگر نمیتوانم،چون دیگر نه آنجا همکلاسی هامانده اند نه معلمانم
چون دیگرهیچ چیزبه اندازه ی آن سالها عمیق و غلیظ نیست.
چون دیگر کلاسهای طبقه ی پایین نوساز مدرسه و تخته سیاه هایشان مرا نمی شناسند
باید برگردم اما دیر است.
#عادله_زمانی
27💔21😁1
تو هرگز ندانستی که چگونه مانند یک دریا رنگ سیاهی زندگی مرا با خود بردی .که چگونه باران شدی و بر زمینی تب دار باریدی که عشق از نامت سرچشمه گرفت .من به طلسم تو باور دارم‌که طلسمی برای جاودانگی ست.جاودانه در عالم عشق جاودانه در تاریخ عشاق ...
#عادله_زمانی
@adelehz
26😢5👍1😁1
به این باور رسیده‌ام که چیزی را نمیتوانی جبران کنی و دوباره درست بگذاری سرجایش.
حفره‌های زندگی‌ات همیشگی هستند.
تو باید در اطرافش رشد کنی؛ مثل ریشه های درخت که از اطراف سیمان بیرون می‌زنند؛ باید خودت را از لای شیارها بیرون بکشی...

📙دختری در قطار
#پائولا هاوکینز
@adelehz
29💔6👍1
کاش دوستای منم میومدن دنبال من و میبردنم یه سیاره ی دیگه 🥹
@adelehz
34😢10😁7🕊2👍1
هزار سال است که دوستت می‌دارم!
من، چونان تو،
از نخستین گزش، به عشق ایمان نمی‌آورم،
اما می‌دانم که ما پیش‌تر،
یک‌دیگر را دیدار کرده‌ایم،
به روزگاران، در میان افسانه‌ای راستین.

و ما دو چهره، یک‌دیگر را در آغوش فشردیم،
بر گستره‌ی آب‌های ابدی.
سایه‌ات، پیوسته، به سایه‌ی من می‌پیوندد
در گذر روزگاران
در میان آینه‌های ازلی و مرموز عشق
من همواره از تو سرشارم،
در خلوت قرن‌های پیاپی...

#غاده_السمان
@adelehz
32💔9😢2🕊2😁1
و روزگار ادمی این چنین میگذرد
اندوهی بر اندوهی دیگر افزوده
و لایه ای از لایه های شادی آدمی کاسته
بی آنکه بدانی چه چیز سبب این روال همیشگی نسل بشر است .
در این جریان تا ابد تکراری اندوه بر اندوه استوار،آدمی زادی که بتواند راه مفری برای خوشی بیابد لیاقت خوشبختی دارد .
و آنکس که بتواند خوشبخت باشد بنده ی شایسته ی خداست .
که خوشبخت بودن در اوج بدبختی ها یک هنر است .
#عادله_زمانی
@adelehz
17😢7
من دلم ضعف میره هنوز واسه این مدل نقاشی ها🙂
59😁1
انکار بی فایده است .
مقاومت بس است .
باید به حقیقت اعتراف کرد..
که تورا
تنها تورا
دوست دارم .
بی کلمه ای بیشتر و کمتر ..
#عادله_زمانی
@adelehz
💔218😁1