"زنی که‌گم کردم "
4.42K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
از نظر روحی  نیاز دارم که باز کودکی ده ساله باشم ،توی جنگلهای گیلان شاد و خرم چست وچابک
باز باران با ترانه با گوهرهای  فراوان بزند بر بام خانه
و مگر بتوانم از آن باران استفاده کنم و غبار این روزهای دلم را بشویم .
کودکی ده ساله باشم و دغدغه هایم هنوز اندازه ی همان ده سال باشد .کوچک و آرام..
#عادله_زمانی
@adelehz
27💔1
شبتون بخیر قشنگا
خسته ی روزگار نباشید.
خدا پناهتون ❤️
20
خوب رفقا
بعد از این توی این اتاق کوچک سفید به همفکری راجع به مشکلاتی که فرستاده میشه می‌پردازیم.
اتاقمون هنوز تازه راه افتاده پس لطفا توش عضو بشید و لینک شو برای دوستان تون هم ارسال کنید .
قصد داریم با حرف زدن بارهای سنگین روی دوشمون رو کمی سبک تر کنیم..
6
Azizam
Mahasti
بچه که بودم مامانم با ضبط صوت کوچلوی توی آشپزخونه اش این آهنگ و پلی می کرد و به کاراش می رسید منم با اون دامن های گلدار کوتاهی که برام می دوخت دورش می چرخیدم و برای خودم می رقصیدم.
مدتیه آهنگ شاد گوش نمیدم نه که نخوام نمی تونم یه غمی گوشه ی دلم‌نشسته حس میکنم اگه آهنگ شاد بشنوم انگار دارم به یه نفر خیانت می کنم ..
امروز اما ..
این آهنگ و گذاشتم و چشمامو بستم انگار ایمان داشته باشم که
یه روز دوباره مامانم این آهنگ و توی آشپزخونه اش پلی میکنه و با دامن کلوش سیاه قشنگش اونجا راه میره ..
یه روز دوباره کتلت های خوشمزه و کوکوهای سرخ شده می چینیم توی چینی های گلسرخی
یه روز دوباره مامان هامون اینقدر حالشون خوب میشه که شب با بیگودی آب جوشی بخوابند و صبح با موهای فر و رژ لبهای مکه ای برای باباهامون دلبری کنند .
یه روز همه چیز قشنگ تر میشه
یه روز از ظهر تا نزدیک غروب این طرف و اون طرف می دویم تا به عروسی دختر همسایه برسیم و اونجا با آهنگهای قر دار یه دل سیر برقصیم.
یه روز دوباره زرشک پلوها با نوشابه های زرد عروسی ها حالمون و خوب میکنه
یه روز دوباره ذوق میکنیم
همین

#عادله_زمانی
19💔12🕊11😢4
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

سعدى
@adelehz
💔207😢5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری
هرچه عاشق پیرتر، عشقش جوانتر، ای عجب!
دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری

شهریار

@adelehz
19😢11
مگه من غیر از تو
تو غیر از من کی رو داریم؟
مگه ما غیر هم چی داریم؟؟؟

اره میدونم جهان پر از چیزهای گرانبهاست
ولی خودتم میدونی که هرچیزی رو برای کسی آفریدند ‌.
همه ی چیزهای گران بهای دنیا که نصیب من و تو نیست .
اما ما رو هم برای شادی هم افریدند .
بیا هوای همو داشته باشیم.
بیا هم و کامل کنیم
ما جز همدیگه چی داریم  مگه؟
#عادله_زمانی
@adelehz
28😢4
شبتون بخیر قشنگا
خدا همراه تون
خدا براتون بسازه ❤️
@adelehz
28
من اینجا هستم ❤️
برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .

http://Instagram.com/adeleh.zamani90
16
بعد از سالها امروز کتابی که معلم دبیرستانم یه روزی بهمون معرفی کرده بود (شلوارهای وصله دار) رو خریدم .
میخوام بگم ما نسل حرف گوش کنی بودیم فقط خیلی وقتها امکانش دستمون نبود :))))
31😁9😢4
تلگرام ایموجی نارنجی رو هم متحرک کرده🥺
تلگرام تون و به آخرین نسخه آپدیت کنید .
🦊
20
لیست قابلیتهای آپدیت جدید تلگرام:

با کلیک روی هر ویژگی میتونید ویدیو و توضیحش رو ببینید فقط در کانالی که جدید باز میشه جوین نشید چون کانال موقته و فقط برای تماشا ❤️

🟢 اضافه کردن عکس پروفایل جداگانه به صورت پابلیک (عمومی) برای غریبه ها

🟢 تنظیم عکس پروفایل برای هر شخصی و پیشنهاد دادنش به اون شخص

🟢 تار کردن عکس و ویدیو قبل از نمایش

🟢 قابلیت های جدید بخش فضای اشغال شده توسط تلگرام

🟢 ویرایشگر جدید عکس

🟢 مخفی کردن لیست اعضای گروه

🟢 مرتب شدن پروکسی ها براساس پینگ و حذف دسته جمعی پروکسی ها

@adelehz
12
خوب رفقا
بعد از این توی این اتاق کوچک سفید به همفکری راجع به مشکلاتی که فرستاده میشه می‌پردازیم.
اتاقمون هنوز تازه راه افتاده پس لطفا توش عضو بشید و لینک شو برای دوستان تون هم ارسال کنید .
قصد داریم با حرف زدن بارهای سنگین روی دوشمون رو کمی سبک تر کنیم..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولی آدمیزاد حتی در سیاه ترین روزهایش هم خواب نور می بیند .
انگار که خداوند هنگام خلقتش دلش نیامده سیاهی مطلق بریزد در جام وجود آدمیزاد عزیز دردانه اش
این است که نمی‌تواند ناامید شود
این است که همیشه فکر میکند صبح می‌شود شب ...
و نور دوباره می تابد .
#عادله_زمانی
24😢3
@zhuanchannel
آدم به عکسهای جوانانی که نیستند نگاه می‌کند به لبخندها و فیلم هایشان، به شور زندگی شان
و باور نمی کند که این جوان‌ها دیگر زنده نیستند .
احساس میکنی جایی دور دوباره درحال خنده، رقص و شادی اند ...
کسی چه می داند
شاید جایی دیگر در کهکشان 🌱
@adelehz
💔22😢12
دختران و پسران عزیز افغانستان، بیش از ۵۰۰۰ ساعت ویدئو از ۱۸۸ عنوان درس از ۱۱۹ نفر از اساتید در دانشگاه شریف ضبط شده و به «رایگان» در سایت «مکتب‌خونه» قرار دارد.
بیش از ۱۵۰ هزار دانشجو از سراسر ایران از آن استفاده کرده‌اند، شما و سایر فارسی‌زبانان را هم به دیدن آن دعوت می‌کنم.


علی شریفی زارچی

@adelehz
25
نمی دانم کسی اینجا داستان درویش بابا کوهی را شنیده است یا نه ،راستش من هم تا همین‌چند روز پیش چیزی در موردش نمیدانستم .بعد به لطف خواندن کتابی که بعد از سالها در بازار کتاب یادم آمد معلم ادبیاتم یک غروب سرد آذر ماه در کلاس رو به حیاط دبیرستان به ما معرفی کرد و من آن را همین چند روز پیش خریدم، شناختمش.
پیرمرد درویش مسلکی که حدود دهه ی ۴۰ خورشیدی تقریبا سی سال در کوهستان زندگی کرده بود .
از کم و کیف درویش مسلکی و پاکی نفسش که بگذریم .از اینکه چطور توانسته از یک زندگی آسوده دل بکند و رو به کوهستان گذارد و در سرما و گرمای کوه زندگی کند که بگذریم‌.
کسی که داستان این درویش را روایت می‌نمود داستان جالبی از او نقل کرده است که دوست دارم کمی در موردش حرف بزنم .
نویسنده ی همین‌کتاب که از قضا در روزگاران جوانی با درویش نشست و برخاست داشته روزی از او می‌پرسد که در تمام این سالها آیا سر گرسنه بر بالین نهادی؟
و درویش می‌گوید در تمام این روزها با آنکه مثل شما طمع ندارم و بدنبال نان نمی دوم یک روز در شیراز برف سنگینی آمده ست آن قدر که تمام راههای مواصلاتی قطع شده است و هیچ کس را یارای آمدن به این نقطه از کوه نبوده است .
روز اول که آذوقه ام تمام شد بیرون آمدم تا به شهر بروم‌اما وضعیت آنقدر وحشتناک بود که مجبور شدم دوباره به داخل برگشتم .
در کلبه را بستم و رویم را پوشیدم .
۱۲ ساعت گذشت و من از گرسنگی بی حال شده بودم ناگهان در عالم خواب و بیدار انگار صدای در به گوشم رسد کسی صدا زد بابا در را باز کن .
در را که باز کردم دو نفر با پالتوهای محکمی و بلند بالا در دستانشان هر کدام دو قابلمه غذا بود .
داخل آمدند نشستند و گفتند بابا درویش ما امشب در مجلسی نشسته بودیم و انقدر نوشیده بودیم که مست شدیم‌.در عالم‌مستی با گروه رقیب شرط بستیم که برای درویش ساکن کوه بابا کوهی غذا بیاوریم و این قابلمه ها هم اینجا بماند تا هفته ی دیگر که رقیبان آمدند و اینها را دیدند پس به صداقت کلام ما پی ببرند.
درویش می گفت به آن دو مرد مست از می گفتم ولی مستی شما حیات مرا باز خرید .

القصه آنکه اگر خدا بخواهد اینگونه میخواهد .تمام عالم را ردیف و مامور می کند تا آنچه میخواهد به دست مخلوقش برساند.
هدفم‌آن است که ما چه ساده ایم که برای خودمان نقشه می ریزیم اما اوست که به نگاهی راه را عوض می‌کند.
پس تپیدن و به در و دیوار زدن چرا ؟
گاهی باید درویش کوه بابا کوهی شد در اوج بدبختی که هیچ از دستت برنمی آید گوشه ای خفت و همه چیز را به او رها کرد. او که حتی به وسیله ی مستانش قادر به سیر کردن درویشش ست .
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
40🕊2