"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
من بارها از خودم پرسیده بودم که چه چیز میتواند مرا خوشحال کند ؟
و هربار لیست بلند بالایی از آرزوهایم را ردیف کرده بودم.یک روز اما در میان آرزو کردن هایم چیزی توجهم را جلب کرد،از خود پرسیده بودم که اگر چیزهایی که دارم را از دست بدهم چه خواهد شد؟
و آنگاه فهمیده بودم که خوشبختی همیشه در آرزو کردن نداشته ها نیست بلکه در نگاه کردن به داشته هاست.
#عادله_زمانی
@adelehz
34
هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم 
که دیگران چیزی از آن درک نکنند؛
هر کسی سفر خودش را می‌رود ...

✍🏻 جوجو مویز

@adelehz
25
یه تئوری هست که میگه :
نخ سرخ نامرئی وجود داره که به انگشت دونفر که قراره توی موقعیت خاصی همو ببینن و عاشق هم بشن بسته شده ...
به این نخ میگن نخ سرنوشت🥺😍

@adelehz
30😢6
از این خواب هااا😍🦊
#نارنجی
@adelehz
19
پاییز که بیاید دوباره برایت خرمالو میچینم
می نشینم سر جاده
تا زودتر بیایی
انارها را در خانه گذاشته ام اما خرمالوها در دستم انجا ایستاده ام .
پاییز که بیاید و تو بیایی با خرمالو ها به خانه برمی گردانمت تا وعده ی انارهای جادویی دانه یاقوتی محقق شود.‌
پاییز که بیاید
#عادله_زمانی
@adelehz
30😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخوابیم
وباور کنیم
آغوش هایی درجهان
هستند که همواره بروی ما
باز میمانند.
#عادله_زمانی


شب زیبا ❤️
@adelehz
35
چندسال قبل ،شرایط فکری من با امروز چیزی شبیه فاصله ی زمین تا آسمان متفاوت بود .
اگز عادله ی امروز با عادله ی دیروز مواجهه می شدند قطعا همدیگر را نمی شناختند.
تازه درسم را تمام کرده بودم و روی یک هدف مشخص متمرکز بودم .این تمرکز به نحوی بود که هر تخطی از آن مرا نگران و مشوش می ساخت .
آن هدف آنقدر مقدس و لازم الوصول بود که حاضر نبودم هیچ نکته ی منفی را در موردش بپذیرم .
خدا میداند بخاطرش چقدر اشک ریختم و تلاش کردم .
خوابم و خیالم برهم ریخته بود وزن کم کرده بودم و حتی دیگر نمی توانستم براحتی خوشحال باشم .
اما با تمام این سختی ها من آن شاخه ی کم توان درخت تاک را با امید محکم نگه داشته بودم و به واسطه ی دلبستگی قلبی به آن هدف همچنان در سختی ها لبخند میزدم و امید به وصولش داشتم.
اما خوب قرار نیست تمام داستانهای امیدوارانه به پایانی خوش ختم شود کلیشه ی سریالهای آبکی همیشه و همه جا تکرار نمی شود .


در پایان طوفان شدیدی وزید و نه تنها آن تاک ضعیف امید من که تاکستان های فراوانی را ویران کرد و با خود برد .
آن هدف به نقطه ای تکرار نشدنی در تاریخ پیوست .
خوب میتوانید حدس بزنید من چه کردم ؟؟؟
با تمام توان غصه خوردم
اشک ریختم.
بر سر اطرافیان بی گناهم فریاد زدم .
خودم را در خانه حبس کردم
و ...
اما آیا تمام این ها باعث بازگرداندن آنچه از دست رفته بود ،شد؟
قطعا که نه

بعد از آن طوفان من آموختم که در واقع انسان ناچارست فقدان و شکست را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرد و با آن همراه شود ‌گرچه آن هرگز لذت بخش نباشد .
آموختم که میتوانم طوفانها را مقهور اراده ام کنم اما هرگز نخواهم توانست که به آسمان دستور دهم تا طوفانی نفرستد.
میتوانم اندوهگین باشم اما نمیتوانم تمام عمر در آن حال بمانم ...

پس آموختم که
زندگی آنقدر ارزش دارد که تو باید بیاموزی به خاطر هر غصه یک بار اندوهگین شوی نه بیشتر
و به خاطر از دست دادن یک‌موقعیت یک بار عصبی شوی نه بیشتر
چون بیرون از خانه هزار قطار خالی منتظر سوار کردن توست .
تا تورا به مقصدی برساند که همیشه آرزویش را داشتی .
به امید رسیدن به رویاهای واقعی و ایستگاه های خوب کام روا شدن ها ...

#عادله_زمانی

@adelehz
37😢1
دلبستگی و وابستگی دو نقطه ی متفاوت از هم هستند .
دلبستگی خواستن برای صرفا بودن چیزی یا کسی ست .
خوب یا بد،اگر حالم را خوب کنی یا نه اگر درست یا غلط من دل بسته تو هستم.
اما وابستگی یعنی میخواهم باشی تا دلم آرام گیرد و حال خوبی داشته باشم ..
و در دنیای وابسته ها دلبسته ها چه باارزشند و کم یاب ..
#عادله_زمانی
@adelehz
31😢6
Payize Saale Ba'd
Rastaak
دنیای ما اندازه ی هم نیست
@adelehz
2
گرچه تو دوری از برم،همره خويش می برم
شب همه شب به بسترم،ياد تو را به جای تو

حسين منزوي

شب زیبا
@adelehz
18
امسال، سال غم انگیزی برای هنر و ادبیات ایران بود 🖤

@adelehz
😢2510
"روین چوپرا" توی مقاله ی خودش دوازده بغل رو برای انسان ضروری دونسته که به شرح زیر باید انجامش بدید:

نخستین آغوش: پس از بیدار شدن از خواب.
دومین آغوش: قبل از ترک خانه و رفتن بـه محل کار.
سومین آغوش: وقت ناهار.
چهارمین آغوش: زمان صرف چایی و یا عصرانه.
پنجمین آغوش: قبل از شام.
ششمین آغوش: بعد از شام و هنگام تشکر بابت غذا.
هفتمین آغوش: هنگام کمک بـه شست شوی ظروف شام.
هشتمین آغوش: در حال تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه.
نهمین آغوش: در طول صرف یک میان وعده در اواخر شب.
دهمین آغوش: هنگام یک دوش مشترک.
یازدهمین آغوش: هنگام گفتن شب بخیر.
دوازدهمین آغوش: قبل از خواب شبانه.

@adelehz
20😢19😁5
جمعه حال خوب رهایی ست .
رهایی از باری که یک‌هفته سنگینی کرده
بگذارد بگذرد این ثانیه ها در آرامش
بگذار آرام این موج عبور کند
رهایی را با تمام وجود بپذیر و مزه مزه کن
جمعه ات بخیر ❤️
#عادله_زمانی
@adelehz
15
ای با تو پیر گشتن، از هر شباب خوش تر ❤️🥺
حسین منزوی
@adelehz
23
"زنی که‌گم کردم "
امسال، سال غم انگیزی برای هنر و ادبیات ایران بود 🖤 @adelehz


معروفی چند سال پیش با نوشته کوتاه زیر از ابتلای خود به سرطان خبر داده بود:
سیمین دانشور به من گفت: غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی!
و من غصه خوردم ...

@adelehz
😢42
تورا گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هرشب
بدین سان خوابها را با تو زیبا میکنم هرشب

شب زیبا ❤️
@adelehz
28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باید صبور باشم
خانم جان خدا رحمتش کند می گفت صبر ست که غوره را انگور میکند .شیرین و خوش عطر و ملایم
تو هم صبر کن خدا را چه دیدی شاید وقت انگور شدن غوره ات رسید .
#عادله_زمانی
@adelehz
29😢3