برقص دخترکم،
آنقدر برقص که زمین گرم از نفسهایت شود و از گرمای جنگل موهایت دوباره جوانه زند .
آنقدر برقص که انارهای لبهایت بشکافد ودانه هایش زمین را سرخ از عشق کند .
برقص دخترکم
تا طره ی زلفکان سیاهت را که بافتمشان، بر باد تازیانه بزند .
تا جهان از هیاهوی کفشهای دخترانه ی صورتی آن به وجد بیاید .
پروانه ی کوچک من
تو برقص که باغ از رقص شاپرک ها جان میگیرد و جان می بخشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
آنقدر برقص که زمین گرم از نفسهایت شود و از گرمای جنگل موهایت دوباره جوانه زند .
آنقدر برقص که انارهای لبهایت بشکافد ودانه هایش زمین را سرخ از عشق کند .
برقص دخترکم
تا طره ی زلفکان سیاهت را که بافتمشان، بر باد تازیانه بزند .
تا جهان از هیاهوی کفشهای دخترانه ی صورتی آن به وجد بیاید .
پروانه ی کوچک من
تو برقص که باغ از رقص شاپرک ها جان میگیرد و جان می بخشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤21😢1
فرزندم
بیاد داشته باش
تنها دوستت که هیچوقت تغییر نخواهد کرد کتاب توست .
کتابت را بیشتر از هردوستی محترم بدار و دوست داشته باش.
دوستی که نه ترکت میکند نه تغییر میکند.
#عادله_زمانی
@adelehz
بیاد داشته باش
تنها دوستت که هیچوقت تغییر نخواهد کرد کتاب توست .
کتابت را بیشتر از هردوستی محترم بدار و دوست داشته باش.
دوستی که نه ترکت میکند نه تغییر میکند.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤32
دلبرم،من شما را بسیار دوست دارم
نه چون شما دوست داشتنی هستید
چون دوست داشتن تان نیاز حال ِ خوب من است .
انگار آدم یک لیوان شربت خنک شیرینِ گل نسترن را وسط یک روز داغ تابستانی سر کشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
نه چون شما دوست داشتنی هستید
چون دوست داشتن تان نیاز حال ِ خوب من است .
انگار آدم یک لیوان شربت خنک شیرینِ گل نسترن را وسط یک روز داغ تابستانی سر کشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤33
من فهرستی از آنچه در مدرسه
به ما یاد نمیدهند را تهیه کردهام:
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه کسی را دوست بداریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در شهرت
به درستی زندگی کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در گمنامی،
از زندگی لذت ببریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه از کسی که
دوستش نداریم جدا شویم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد
فکر کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به کسی که در حال مرگ است
چه بگوییم.
آنها به ما هیچ چیزی را که
ارزش یاد گرفتن داشته باشد،
یاد نمیدهند ...
✍🏻 نیل گیمن
@adelehz
به ما یاد نمیدهند را تهیه کردهام:
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه کسی را دوست بداریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در شهرت
به درستی زندگی کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در گمنامی،
از زندگی لذت ببریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه از کسی که
دوستش نداریم جدا شویم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد
فکر کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به کسی که در حال مرگ است
چه بگوییم.
آنها به ما هیچ چیزی را که
ارزش یاد گرفتن داشته باشد،
یاد نمیدهند ...
✍🏻 نیل گیمن
@adelehz
❤24😢3👍1😁1
دنیا جای زیبایی ست .
اگر یادبگیرم خوشبختی نه یک رویا بلکه همان چیزیست که امروز در دست دارم .
#عادله_زمانی
@adelehz
اگر یادبگیرم خوشبختی نه یک رویا بلکه همان چیزیست که امروز در دست دارم .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤16
موسیقی فیلم مادر
Arsalan kamkar
لطفا با پلی موزیک خوانده شود :)
یه حس هایی هاست که دوباره تکرار نمیشه،نمی دونم شاید توی دنیاهای موازی توی زندگی های دیگه بشه امیدی به تکرارشون داشت اما توی این زندگی که داریم میگذرونیم بعید میدونم .
یکی از اون حسها لذت دیدن اولین بار یه فیلم عمیق در کودکی ست که بعدها وقتی بزرگتر میشی،میشه نوستالژی
میشه معدن خاطرات کودکانه ای که از دستت رفته و گفتم بهت توی این زندگی دوباره تکرار نخواهد شد .
برای من اون صدا،موسیقی قشنگ فیلم مادر علی حاتمی کیا ست .
طعم خونه های قدیمی سرداب دار ،حوض آب پر از هندونه ،خورشت قیمه ی پر از دارچین و گلاب
طعم زمستونهای واقعی و برفهای تا کمر
طعم خیلی چیزهای دیگه ...
من هربار دلم تنگ بشه مدهوش این موسیقی میشم تو فکر کن با هر نت بالا و پایینش توی بازار مسگرها و زرگرهای کاشان قدم بزنم .
گرچه چیزی تکرار نخواهد شد اما حسی ست که میتوان هنوز به آن امید داشت .
حسی نادیدنی اما لازم برای گذراندن روزهای سخت
#عادله_زمانی
@adelehz
یه حس هایی هاست که دوباره تکرار نمیشه،نمی دونم شاید توی دنیاهای موازی توی زندگی های دیگه بشه امیدی به تکرارشون داشت اما توی این زندگی که داریم میگذرونیم بعید میدونم .
یکی از اون حسها لذت دیدن اولین بار یه فیلم عمیق در کودکی ست که بعدها وقتی بزرگتر میشی،میشه نوستالژی
میشه معدن خاطرات کودکانه ای که از دستت رفته و گفتم بهت توی این زندگی دوباره تکرار نخواهد شد .
برای من اون صدا،موسیقی قشنگ فیلم مادر علی حاتمی کیا ست .
طعم خونه های قدیمی سرداب دار ،حوض آب پر از هندونه ،خورشت قیمه ی پر از دارچین و گلاب
طعم زمستونهای واقعی و برفهای تا کمر
طعم خیلی چیزهای دیگه ...
من هربار دلم تنگ بشه مدهوش این موسیقی میشم تو فکر کن با هر نت بالا و پایینش توی بازار مسگرها و زرگرهای کاشان قدم بزنم .
گرچه چیزی تکرار نخواهد شد اما حسی ست که میتوان هنوز به آن امید داشت .
حسی نادیدنی اما لازم برای گذراندن روزهای سخت
#عادله_زمانی
@adelehz
❤16😢7
زنها با بافتن خو گرفته اند
گاهی طره ای از گیسویشان را میبافند برای معشوقی در راه مانده ...
گاهی شال گردنی میبافند برای کودک به خواب رفته شان ...
گاهی دروغی می بافند برای خوب کردن حال دل شکسته شان ..
و اینگونه ست که زنها اسطوره ی بافتن هستند و ازهمین بافتن های زنانه ست که جهان هنوز جایی ست برای زندگی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
گاهی طره ای از گیسویشان را میبافند برای معشوقی در راه مانده ...
گاهی شال گردنی میبافند برای کودک به خواب رفته شان ...
گاهی دروغی می بافند برای خوب کردن حال دل شکسته شان ..
و اینگونه ست که زنها اسطوره ی بافتن هستند و ازهمین بافتن های زنانه ست که جهان هنوز جایی ست برای زندگی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤26😢3
دلتنگی
احساسی خفه کننده است ..
بغضی که تمام روز نگه داشتی اش اما زیر دوش آب گرم می ترکد .
چایی ست که سرد میشود .
کتابی که نمیتوانی بخوانی اش چون حواست به خط هایش نیست .
دلتنگی
تلفنی ست که میخواهی روشنش نکنی چون حوصله ی هیچکس را به جز آنکه نیست نداری..
دلتنگی
غم انگیزترین حالت ممکن برای زندگی ست .
کاش آدمها قبل از دلتنگ کردنت درد آن را میفهمیدند...
#عادله_زمانی
@adelehz
احساسی خفه کننده است ..
بغضی که تمام روز نگه داشتی اش اما زیر دوش آب گرم می ترکد .
چایی ست که سرد میشود .
کتابی که نمیتوانی بخوانی اش چون حواست به خط هایش نیست .
دلتنگی
تلفنی ست که میخواهی روشنش نکنی چون حوصله ی هیچکس را به جز آنکه نیست نداری..
دلتنگی
غم انگیزترین حالت ممکن برای زندگی ست .
کاش آدمها قبل از دلتنگ کردنت درد آن را میفهمیدند...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤21😢12
گفت: اين روزها کمی افسرده به نظر میرسی.
گفتم: واقعا؟
گفت: حتما نيمه شبها زيادی فکر میکنی. من فکر کردن های نيمه شب را کنار گذاشته ام.
گفتم: چطور تونستی اين کار را بکنی؟
او گفت: هر وقت افسردگی به سراغم مياد، شروع به تميز کردن خانه میکنم. حتی اگر دو يا سه صبح باشد. ظرفها را میشویم، اجاق را گردگيري میکنم، زمين را جارو میکشم، دستمال ظرفها را در سفيدکننده میاندازم، کشوهای ميزم را منظم میکنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد اتو میکشم. آن قدر اين کار را میکنم تا خسته شوم، بعد چيزی مینوشم و میخوابم. صبح بيدار میشوم و وقتی جورابهايم را میپوشم، حتي يادم نمیآید، شب قبل به چه فکر میکردم.
بار ديگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل هميشه تميز و مرتب بود.
گفت: آدمها در ساعت سه صبح به هر جور چيزي فکر میکنند. همه ما اينطور هستيم. برای همين هر کدام مان بايد شيوه ی مبارزه خود را با آن پيدا کنيم...!
📕 کجا ممکن است پيدايش کنم؟
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
@adelehz
گفتم: واقعا؟
گفت: حتما نيمه شبها زيادی فکر میکنی. من فکر کردن های نيمه شب را کنار گذاشته ام.
گفتم: چطور تونستی اين کار را بکنی؟
او گفت: هر وقت افسردگی به سراغم مياد، شروع به تميز کردن خانه میکنم. حتی اگر دو يا سه صبح باشد. ظرفها را میشویم، اجاق را گردگيري میکنم، زمين را جارو میکشم، دستمال ظرفها را در سفيدکننده میاندازم، کشوهای ميزم را منظم میکنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد اتو میکشم. آن قدر اين کار را میکنم تا خسته شوم، بعد چيزی مینوشم و میخوابم. صبح بيدار میشوم و وقتی جورابهايم را میپوشم، حتي يادم نمیآید، شب قبل به چه فکر میکردم.
بار ديگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل هميشه تميز و مرتب بود.
گفت: آدمها در ساعت سه صبح به هر جور چيزي فکر میکنند. همه ما اينطور هستيم. برای همين هر کدام مان بايد شيوه ی مبارزه خود را با آن پيدا کنيم...!
📕 کجا ممکن است پيدايش کنم؟
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
@adelehz
❤41😢1
وقتی بچه بودم عاشق نامه نوشتن بودم.مخاطب ها هم تعداد محدودی از نزدیکترین هایم بودند.البته این نامه ها خیلی وقتها به دست شان نمی رسید اما مگر چه فرقی داشت مهم این بود که من می نوشتم و می نوشتم..
هر وقت مادرم دعوابم میکرد برای پیدا کردن یک راه آشتی جویانه برایش نامه می نوشتم .
آخر نامه هایم معمولا یه شعر جانسوز هم ضمیمه میکردم که آشتی را صد در صد تضمین میکرد.
یادم می آید یک دفترچه ی چهل برگ برای دایی احمد نوشته بودم قصد داشتم وقتی به دیدارش می روم آن نامه ها را برایش یک به یک بخوانم ،آخرین بار سال ۹۶ وقتی داشتم به خانه برمیگشتم برای دایی احمد یادداشت کوتاهی نوشتم و از او و دایی کوچکه برای زحمات شان تشکر کردم دایی احمد آن یادداشت را با چسب نواری به کابینت آشپزخانه چسبانده بود و در هر تماس ویدئویی آن را به من نشان می داد .آن یادداشت هنوز هم روی کابینت ست ...
وقتی بزرگتر شدم گاهی برای دوستانم نامه هایی مینوشتم و جوابهایی دریافت میکردم حتی مدتی برای کودکی که مادرش نبودم و بدنیا نیامده بود نوشتم. اما بعدها دیگر این اتفاقها نیفتاد و تب نامه نوشتن مثل خیلی چیزهای دیگر بین روزمرگی های جدید من گم شد .
اما حسرت دو نامه با من باقی ماند نامه ای به خودم و نامه ای عاشقانه که از عمیق ترین نقطه ی قلب غلیان کرده ام نوشته باشمش .
و حسرت سوم بابت پستچی پیری بود که هیچوقت در خانه ی ما را نکوبید تا از کیف پر از نامه اش یک نامه ی عاشقانه به اسم و آدرس من بیرون بکشد .
راستش امروز که در راه به این یکی از آخرین صندوق پست های باقی مانده در شهر برخوردم ،رفتم کنارش ایستادم و زیر لب آرام زمزمه کردم که رفیق ؛کسی ،جایی یا گوشه ای از دنیا یاد من نکرد ؟ نامه ای به تو نسپرد تا به من بدهی ؟
ولی صندوق پست با سکوتش به من فهماند که دیر رسیده ام ..
این جهان معدنی ست برای انبوهی از نامه های هرگز نوشته نشده،فرستاده نشده و خوانده نشده
به گمانم نامه ها یا در باد گم میشوند یا فرستنده هایشان آدرس گیرنده ها را از یاد می برند .
وقتی از صندوق پست خداحافظی میکردم به او گفتم آخرش یک روز تورا هم از اینجا بر می دارند وقتی می رفتی سلام مرا به نامه های نرسیده ی من برسان
همین ...
#عادله_زمانی
@adelehz
هر وقت مادرم دعوابم میکرد برای پیدا کردن یک راه آشتی جویانه برایش نامه می نوشتم .
آخر نامه هایم معمولا یه شعر جانسوز هم ضمیمه میکردم که آشتی را صد در صد تضمین میکرد.
یادم می آید یک دفترچه ی چهل برگ برای دایی احمد نوشته بودم قصد داشتم وقتی به دیدارش می روم آن نامه ها را برایش یک به یک بخوانم ،آخرین بار سال ۹۶ وقتی داشتم به خانه برمیگشتم برای دایی احمد یادداشت کوتاهی نوشتم و از او و دایی کوچکه برای زحمات شان تشکر کردم دایی احمد آن یادداشت را با چسب نواری به کابینت آشپزخانه چسبانده بود و در هر تماس ویدئویی آن را به من نشان می داد .آن یادداشت هنوز هم روی کابینت ست ...
وقتی بزرگتر شدم گاهی برای دوستانم نامه هایی مینوشتم و جوابهایی دریافت میکردم حتی مدتی برای کودکی که مادرش نبودم و بدنیا نیامده بود نوشتم. اما بعدها دیگر این اتفاقها نیفتاد و تب نامه نوشتن مثل خیلی چیزهای دیگر بین روزمرگی های جدید من گم شد .
اما حسرت دو نامه با من باقی ماند نامه ای به خودم و نامه ای عاشقانه که از عمیق ترین نقطه ی قلب غلیان کرده ام نوشته باشمش .
و حسرت سوم بابت پستچی پیری بود که هیچوقت در خانه ی ما را نکوبید تا از کیف پر از نامه اش یک نامه ی عاشقانه به اسم و آدرس من بیرون بکشد .
راستش امروز که در راه به این یکی از آخرین صندوق پست های باقی مانده در شهر برخوردم ،رفتم کنارش ایستادم و زیر لب آرام زمزمه کردم که رفیق ؛کسی ،جایی یا گوشه ای از دنیا یاد من نکرد ؟ نامه ای به تو نسپرد تا به من بدهی ؟
ولی صندوق پست با سکوتش به من فهماند که دیر رسیده ام ..
این جهان معدنی ست برای انبوهی از نامه های هرگز نوشته نشده،فرستاده نشده و خوانده نشده
به گمانم نامه ها یا در باد گم میشوند یا فرستنده هایشان آدرس گیرنده ها را از یاد می برند .
وقتی از صندوق پست خداحافظی میکردم به او گفتم آخرش یک روز تورا هم از اینجا بر می دارند وقتی می رفتی سلام مرا به نامه های نرسیده ی من برسان
همین ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤22😢9
❤14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اون روزهایی که داشتیم از ترس و غصه ی کرونا روزی هزار بار می مردیم و زنده می شدیم فکرشو نمیکردیم یه روز با ماسکهایی که حکم مایه حیات گرفته بودند بازی کنیم .
گرچه توی سیاهی بودیم اما ته دلمون هنوز امید به روزهای خوب باقی بود .
میخوام بگم بازم ناامید نباش شاید آخر این شب سیاه بلاخره سفید بشه ...
#عادله_زمانی
@adelehz
گرچه توی سیاهی بودیم اما ته دلمون هنوز امید به روزهای خوب باقی بود .
میخوام بگم بازم ناامید نباش شاید آخر این شب سیاه بلاخره سفید بشه ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤29😁4
من بارها از خودم پرسیده بودم که چه چیز میتواند مرا خوشحال کند ؟
و هربار لیست بلند بالایی از آرزوهایم را ردیف کرده بودم.یک روز اما در میان آرزو کردن هایم چیزی توجهم را جلب کرد،از خود پرسیده بودم که اگر چیزهایی که دارم را از دست بدهم چه خواهد شد؟
و آنگاه فهمیده بودم که خوشبختی همیشه در آرزو کردن نداشته ها نیست بلکه در نگاه کردن به داشته هاست.
#عادله_زمانی
@adelehz
و هربار لیست بلند بالایی از آرزوهایم را ردیف کرده بودم.یک روز اما در میان آرزو کردن هایم چیزی توجهم را جلب کرد،از خود پرسیده بودم که اگر چیزهایی که دارم را از دست بدهم چه خواهد شد؟
و آنگاه فهمیده بودم که خوشبختی همیشه در آرزو کردن نداشته ها نیست بلکه در نگاه کردن به داشته هاست.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤34